کتاب می‌خوانمت ای عشق فاطمه دهکردی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب می‌خوانمت ای عشق

کتاب می‌خوانمت ای عشق

امتیاز
۲.۱از ۲۹ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب می‌خوانمت ای عشق

«می‌خوانمت ای عشق» رمانی عاشقانه از فاطمه دهکردی است. نازنین دختری اهل درس و رفتن به دانشگاه است اما خانواده‌اش عقیده دارند که دختر بعد از گرفتن دیپلم باید ازدواج کند و در خانه شوهر درسش را ادامه دهد، برای همین خودشان همراه عمه نازنین مقدماتی چیده‌اند تا سیاوش پسر عمه تازه از فرنگ برگشته نازنین را به همسری او درآورند. سیاوش که از کودکی نازنین را دوست داشته از او درخواست ازدواج می‌کند، اما نازنین راضی به این کار نیست و می‌داند که باران دختردایی‌اش، عاشق سیاوش است؛ او به سیاوش جواب رد می‌دهد اما روز بعد درحالی‌که با عذاب وجدان به سیاوش فکر می‌کند اشتباهی به جای تاکسی، سوار ماشینی می‌شود که راننده‌اش قصد تجاوز به او را می‌کند، نازنین ناچار خود را از ماشین بیرون می‌اندازد و بر اثر اصابت سرش به لبه جدول، مجروح می‌شود و حافظه‌اش را از دست می‌دهد. اما پس از مرخصی از بیمارستان، نمی‌داند که باید کجا برود، در نتیجه دکتر جوانی که او را مداوا کرده و پدرش او را به خانه خودشان می‌برند و نازنین با اسمی تازه زندگی جدید و نامعلومی را آغاز می‌کند: «دو ماه از ورود سوگند به منزل آنها می گذشت. هنوز هم حبیبه خانم هر شب بخاطر تنها فرزندش اشک می ریخت و همین باعث شده بود مشکل قلبیش حادتر شود و این احمدآقا را نگران تر می کرد. عمه زهرا وقتی از پیدا کردن نازنین ناامید شد به سیاوش پیشنهاد کرد ازدواج کند. حتی خودش دو دختر را برایش کاندید کرد. سیاوش اول ناراحت شد اما وقتی به این فکر می کرد که اگر نازنین گم هم نشده بود امکان نداشت با او ازدواج کند، روی حرف مادرش حرفی نزد. همان روزها عروسی یکی از اقوام نزدیک بود و باران همراه خانواده خود به جشن رفتند. در آنجا سیاوش با دیدن باران به تعریفی که نازنین از باران کرده بود ایمان آورد. وقتی که باران با ظرف میوه پوست شده به سمت سیاوش رفت تازه پی به عشق درون چشمان باران می برد.»

نظرات کاربران

Hajar❤
۱۳۹۸/۱۰/۲۲

به نظر من رمانش خیلی قشنگه👌☺

Roshanak
۱۳۹۷/۱۰/۲۹

افتضاح افتضاح افتضاح، حیف وقت

zaribanoo19
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

ب نظر من اصلا ارزش خوندن نداشت محتوا داستان خوب بود اما نویسنده ای ناشی نوشته بود و اصلا خوب موضوع رو باز نکرده بود و هیچ مردی به خاطر اشتباه ۶ ماه زنش رو نمیزاره بره خیلی مسخره است

کاربر 7430923
۱۴۰۲/۰۸/۱۰

حیف وقتم افتضاح فرهنگ رمان عاشقانه قرن متعلق به میخوانمت ای عشق این چی بود من خوندم

f.banavi
۱۳۹۸/۰۵/۰۹

دو ستاره کم دادم بخاطر ویراستاریه افتضاح پر از غلط املایی و نگراشی و دوم شخصیت سازی بد کلیت و محتوا خوب بود ولی کار ضعیف و ناپیوسته بود

mirtabar
۱۳۹۷/۱۲/۰۹

افتضاح و رو اعصاب بود...فقط میخواستن خاطرات مدافعین حرمو یه جور بچپونن.

کاربر 7536006
۱۴۰۵/۰۳/۰۱

موضوع خیلی قشنگ بود ولی واقعا هنوز جای کار داشت خیلی سریع از روی هر بخش رد میشد و اینکه واقعا یه بخش هایی خیلی زیاد دور از منطق بود

4849108229
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

خیلی داستان مزخرخی بود،اصلا ارزش وقت گذاشتن نداشت یه داستان آبکی از با شخصیت بیمار،

malihe
۱۴۰۴/۱۲/۲۶

بد نبود اخرش هم خوب بود ولی با یه ادم مریض طرف میشید که اعصاب نمیزاره براتون

مهدی
۱۴۰۴/۰۴/۲۸

کتاب خوبی بود ولی غلط املایی زیاد داشت

بریده‌هایی از کتاب

علی دست او را گرفت وگفت: می ترسم امشب چشمت بزنند عشقم. خودتو توی آینه دیدی؟ خیلی جذاب شدی.
Reyhaneh❣️M💝
خب... تو می تونی هم ازدواج کنی هم... نمیشه سیاوش... خواهش می کنم از این راه منصرف شود.
f.banavi
سیاوش کنار گوش او گفت: زیبائیت نفس گیر شده نازی. متعجب نگاهش کرد و خواست اعتراض کند که سیاوش گفت: بی معرفت انتظار داشتم بیای فرودگاه استقبالم.
کاربر ۱۱۰۳۱۱۴