معرفی و دانلود کتاب ستاره‌های خیالی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ستاره‌های خیالیsubscriptionAvailable

کتاب ستاره‌های خیالی

نوع کتاب
۳.۰(از ۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مهدیه خردمند
انتشارات: 
انتشارات طلایه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ستاره‌های خیالی

«ستاره‌های خیالی» داستان بلندی نوشته مهدیه خردمند است. ستاره دختری است که رمانی بر اساس داستانی واقعی نوشته‌است و حالا به دنبال انتشاراتی برای چاپ داستانش است اما کسی حاضر به انجام این کار نیست تا این که در حادثه‌ای کیف او که از قضا رمانش هم در آن است دزدیده می‌شود:

«سینا پوزخندی زد و گفت: تو خودت کلی دویدی تونستی این انتشاراتی رو پیدا کنی و رمانتو براشون بیاری. تازه معلوم نبود خوششون میومد تا چاپش کنن یا نه. اون وقت توقع داری این دزدا که به نون شبشون محتاجن زندگیشونو ول کنن بیفتن دنبال چاپ شدن رمان تو. اونم به اسم خودشون؟ تصورشو بکن نویسنده‌ای که قبلاً دزد بود یا نه. دزدی که نویسنده از آب درآمد. واسه خودش داستانیه جون تو.

من که از تصورات خودم و حرف‌های سینا به خنده افتاده بودم گفتم: جدی گفتی که بهم کمک می‌کنی؟

ـ در چه مورد؟

ـ همین که دوباره درستش کنیم دیگه.

ـ حالا اون موقع یه چیزی گفتم گریه نکنی. تا چی پیش بیاد.

ـ لوس نشو سینا. گریه می‌کنما.

ـ خیلی خب بابا. تسلیم. خواهشاً فقط گریه نکن که... بی‌خیال بابا. برو سوار شو بریم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ستاره‌های خیالی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ستاره‌های خیالی
موضوع:رمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسنده:مهدیه خردمند
انتشارات:انتشارات طلایه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۱/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۳۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۹۲۵۷۸۰
تعداد صفحه‌ها:۳۶۰ صفحه
قیمت کتاب:۶۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

aylaaaaar
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۵

وای که چقدر بد بود...شخصیت دختر خیلی رو‌ مخ بود

۰
فاطمه شیرین آبادی
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۱

اوایل خوبه ولی بعد/:

۰

بریده‌هایی از کتاب

-Dny.͜.
۴۶
ـ وقتی تو کنکور قبول شدم از خوشحالی دستمو کوبیدم به دیوار. دستم شکست.
-Dny.͜.
۲۷
گفت: ببینم دور و ور خونه‌تون پارک ندارین؟ با تعجب گفتم: چرا داریم. چه طور مگه؟ عصایش را بلند کرد و در حالی که آن را در موهای سرم فرو می‌برد و موهایم را بالا و پایین می‌کرد گفت: پس این چَمَنا چیه این بالا کاشتی؟ یه چند تا تاب و سرسره‌ام می‌ساختی رو سرت بچه‌ها میومدن روش بازی می‌کردن.
-Dny.͜.
۱۷
ـ اِ... مامان. ـ مامان و زهر مار.
-Dny.͜.
۱۶
چند نفری می‌رن صحرا... هر کدوم واسه خنک کردن خودش یه وسیله می‌بره. اولی آب می‌بره، دومی باد بزن، سومی می‌بینن در ماشین آورده... بهش می‌گن: چرا در ماشین آوردی؟ می‌گه: وقتی گرمم شد شیشه رو می‌کشم پایین.
-Dny.͜.
۱۲
فکرشو بکن. دختره میگه هدفتون از فوتبالیست شدن چی بوده؟ اون وقت تو می‌گی: دیدن شما. بعد میگه آیا ازدواج کردید؟ تو می‌گی: نه خیر ولی قصدشو دارم. با من ازدواج می‌کنی؟ بعد دختره با ضبط صوتش می‌کوبه تو سرت. ضایع می‌شی می‌ری پی کارت.
-Dny.͜.
۱۲
ای ستاره، ای ستارهٔ غریب! ما اگر ز خاطر خدا نرفته‌ایم پس چرا به داد ما نمی‌رسد؟ ما صدای گریه‌مان به آسمان رسید، از خدا چرا صدا نمی‌رسد؟
-Dny.͜.
۱۱
فراموش می‌کنم. اما خاطرات فریاد می‌زنند که هستند.
-Dny.͜.
۱۱
سعید بعد از این که کمی ادای بازیگران و مجریان و فوتبالیست‌ها را درآورد، گفت: بچه‌ها یه مزاحم تلفنی دارم، یه هفته‌س که شب و روز زنگ می‌زنه میگه بیا قرار بذاریم. شما راه حلی ندارید که اینو بپرونم؟ سینا گفت: ببینم ام ام اس داری؟ ـ آره. چطور؟ ـ خب حلّه دیگه. عکستو واسش بفرست خودش دمشو می‌ذاره رو کولش می‌ره.
-Dny.͜.
۹
گفتم: سینا... ـ بله. ـ امید یا فرزاد؟
-Dny.͜.
۸
می‌دونی من خیلی موافق حرف زدن نیستم. بیشتر دوست دارم عمل کنم. فکر می‌کنم ارزش آدما به کارائیه که انجام می‌دن نه حرفایی که می‌زنن.