کتاب می‌خوانمت ای عشق فاطمه دهکردی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب می‌خوانمت ای عشق

کتاب می‌خوانمت ای عشق

امتیاز
۲.۰از ۲۷ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب می‌خوانمت ای عشق

«می‌خوانمت ای عشق» رمانی عاشقانه از فاطمه دهکردی است. نازنین دختری اهل درس و رفتن به دانشگاه است اما خانواده‌اش عقیده دارند که دختر بعد از گرفتن دیپلم باید ازدواج کند و در خانه شوهر درسش را ادامه دهد، برای همین خودشان همراه عمه نازنین مقدماتی چیده‌اند تا سیاوش پسر عمه تازه از فرنگ برگشته نازنین را به همسری او درآورند. سیاوش که از کودکی نازنین را دوست داشته از او درخواست ازدواج می‌کند، اما نازنین راضی به این کار نیست و می‌داند که باران دختردایی‌اش، عاشق سیاوش است؛ او به سیاوش جواب رد می‌دهد اما روز بعد درحالی‌که با عذاب وجدان به سیاوش فکر می‌کند اشتباهی به جای تاکسی، سوار ماشینی می‌شود که راننده‌اش قصد تجاوز به او را می‌کند، نازنین ناچار خود را از ماشین بیرون می‌اندازد و بر اثر اصابت سرش به لبه جدول، مجروح می‌شود و حافظه‌اش را از دست می‌دهد. اما پس از مرخصی از بیمارستان، نمی‌داند که باید کجا برود، در نتیجه دکتر جوانی که او را مداوا کرده و پدرش او را به خانه خودشان می‌برند و نازنین با اسمی تازه زندگی جدید و نامعلومی را آغاز می‌کند: «دو ماه از ورود سوگند به منزل آنها می گذشت. هنوز هم حبیبه خانم هر شب بخاطر تنها فرزندش اشک می ریخت و همین باعث شده بود مشکل قلبیش حادتر شود و این احمدآقا را نگران تر می کرد. عمه زهرا وقتی از پیدا کردن نازنین ناامید شد به سیاوش پیشنهاد کرد ازدواج کند. حتی خودش دو دختر را برایش کاندید کرد. سیاوش اول ناراحت شد اما وقتی به این فکر می کرد که اگر نازنین گم هم نشده بود امکان نداشت با او ازدواج کند، روی حرف مادرش حرفی نزد. همان روزها عروسی یکی از اقوام نزدیک بود و باران همراه خانواده خود به جشن رفتند. در آنجا سیاوش با دیدن باران به تعریفی که نازنین از باران کرده بود ایمان آورد. وقتی که باران با ظرف میوه پوست شده به سمت سیاوش رفت تازه پی به عشق درون چشمان باران می برد.»

نظرات کاربران

Hajar❤
۱۳۹۸/۱۰/۲۲

به نظر من رمانش خیلی قشنگه👌☺

f.banavi
۱۳۹۸/۰۵/۰۹

دو ستاره کم دادم بخاطر ویراستاریه افتضاح پر از غلط املایی و نگراشی و دوم شخصیت سازی بد کلیت و محتوا خوب بود ولی کار ضعیف و ناپیوسته بود

mirtabar
۱۳۹۷/۱۲/۰۹

افتضاح و رو اعصاب بود...فقط میخواستن خاطرات مدافعین حرمو یه جور بچپونن.

Roshanak
۱۳۹۷/۱۰/۲۹

افتضاح افتضاح افتضاح، حیف وقت

مهدی
۱۴۰۴/۰۴/۲۸

کتاب خوبی بود ولی غلط املایی زیاد داشت

کاربر 9636876
۱۴۰۴/۰۴/۰۷

قشنگ بود اول یه ذره غمگین بود ولی آخرش علی خیلی کار قشنگی کرد . والا هیشکی برای ما اینجوری تلاش نمی کنه🤭🌷

کاربر ۳۷۴۱۱۶۰
۱۴۰۳/۰۵/۰۱

کتابی برای تبلیغ ولی از راه غلط، سرگذشت مدافعان حرم رو خوندم دوست داشتم ولی این کتاب ضعیف بود

کاربر 7430923
۱۴۰۲/۰۸/۱۰

حیف وقتم افتضاح فرهنگ رمان عاشقانه قرن متعلق به میخوانمت ای عشق این چی بود من خوندم

کاربر ۱۸۰۴۴۰۸
۱۴۰۱/۱۱/۰۳

اصلا بدرد نمیخوره نویسنده چندتا روایت از جنگ و داعش داره که میخواسته اینجوری به خورد خواننده بده حیف از وقتی که آدم بزاره بخوندتش

Reyhaneh.M
۱۳۹۸/۱۲/۰۱

رمان قشنگیه اما میشد بهتر نوشت

بریده‌هایی از کتاب

علی دست او را گرفت وگفت: می ترسم امشب چشمت بزنند عشقم. خودتو توی آینه دیدی؟ خیلی جذاب شدی.
Reyhaneh❣️M💝
خب... تو می تونی هم ازدواج کنی هم... نمیشه سیاوش... خواهش می کنم از این راه منصرف شود.
f.banavi
سیاوش کنار گوش او گفت: زیبائیت نفس گیر شده نازی. متعجب نگاهش کرد و خواست اعتراض کند که سیاوش گفت: بی معرفت انتظار داشتم بیای فرودگاه استقبالم.
کاربر ۱۱۰۳۱۱۴

حجم

۹۷٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

حجم

۹۷٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

قیمت:
۵,۰۰۰
تومان