با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سرود سرخ انار

دانلود و خرید کتاب سرود سرخ انار

۴٫۸ از ۳۰ نظر
۴٫۸ از ۳۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سرود سرخ انار  نوشته  الهه بهشتی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سرود سرخ انار

«سرود سرخ انار» داستان بلندی از الهه بهشتی است که برمبنای یکی از ملاقات‌های افراد با امام زمان (ع) در هشت قسمت نوشته شده است. اصل این وقایع در کتاب بحارالانوار آمده که نشان از یاری و کرامت اهل بیت (ع) و به ویژه امام زمان (ع) به افراد است. حکایت این کتاب حکایت انار و حیله وزیری است که با استفاده از این میوه سعی دارد به تخریب شیعه بپردازد: «در این زمان که من، محمّد بن عیسی این روایت را به حکم شیخ ذاکر می‌نویسم، یعنی سنه ۱۰۶۰ هجری قمری، حاکمی بر سرزمین ما حکومت می‌کند که در دشمنی با شیعیان از حاکمان پیشین، دستی قوی‌تر دارد و بدتر از او، وزیرش است که گویی همه لذّتش از دنیا، اذیت و آزار ما شیعیان است؛ چه به صورت آشکار، با گرفتن مالیات‌های سنگین و محدود کردن تجارت و صدور احکام ناروا و چه در نهان با آتش زدن باغ‌های شیعیان و غرق کردن قایق‌ها و کتک زدن و هتک حرمتِ علما و بزرگان شیعه، به دلایل واهی. دعای ما همواره این است که یا شرّ این حاکم ظالم از سر ما کنده شود یا به راه راست هدایت شود که البته با تعصّبی که در مذهبش دارد، بعید است. چند روز پیش خبر آوردند که حاکم، بزرگان بحرین را شبانه به کاخش دعوت کرد تا معجزه‌ای را نمایش دهد. من نیز جزء دعوت‌شدگان بودم. از وقتی دعوت‌نامه به دستم رسید، دلشوره عجیبی در دلم افتاد؛ آن قدر که صبحانه‌ای که خورده بودم، جای آنکه هضم شود، مثل سنگی بر معده‌ام سنگینی می‌کرد. ناهار هم نخوردم؛ زیرا نه میلش را داشتم و نه میخواستم دوباره معده‌ام را به آشوب صبح بِکشم.‬‬‬‬‬‬‬‬‬ نزدیک غروب، رئوف همسرم که خدا او را رحمت کند، شیر و تکه‌ای نان برایم آورد و گفت: «بخور! معده‌ات را آرام میکند».‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ گفتم: «میل ندارم». در چشمانم خیره شد، پرسید: «چرا این قدر دلواپسی؟» گفتم: «چرا نباشم، در حالی که می‌دانم حاکم و وزیر، باز توطئه‌ای در سر دارند که مایه آزار و اذیت ما خواهد شد».

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۶)
narges karimi
۱۳۹۸/۱۱/۰۷

زیبا و دلنشین.یا صاحب الزمان دست ماروهم بگیر و به فریاد ما هم برس.ما بنده های خوبی نیستیم ولی شما امام خوبی هستی اللهم عجل لولیک الفرج

لیانا
۱۳۹۷/۰۹/۱۶

کتاب خیلی خوبی هرکی نخونده باشه واقعا یک کتاب ناب را در مورد امام زمان حاضر ش از دست داده .حتما بخونید.

s.latifi
۱۳۹۷/۰۹/۱۶

خیلی قشنگ بود/این کتاب گزینه ی انتخابی منه برای عیدی نوروز ۹۸!

F Abbasi
۱۳۹۸/۰۵/۱۴

"اللهم عجل لولیک الفرج" روایتی واقعی از دلدادگی شیعیان با اخلاص و باتقوا نسبت به امام زمان و اجابت دلنشین حضرت قائم🌺🌺🌺🌹🌹🌹

sepideh
۱۳۹۹/۰۱/۱۰

خیلی قشنگ بود 😔👌🌷اللهم عجل لولیک الفرج🤲

۱۴۰۰/۰۱/۱۵

به نام خدا:) خیلی قشنگه😍🌼⁦♥️⁩✨✨ ماجرای خیلی جذاب و جالبی داشت واقعا خواندنیه.. یه حالت معماگونه بود که مشتاق بودم بفهمم جریان چی بوده حجمش کمه سریع خونده میشه حتما بخونید وقت زیادی نمیگیره با خوندن این کتاب دلم حسابی هوای امام‌زمان رو کرد.. موقع خوندن این

- بیشتر
علی کاوسی
۱۳۹۸/۰۴/۰۸

عالیست و واقعا بنده که کتاب های زیادی خوانده ام این کتاب را جزو بالاترین رده های داستان در قشر ولایتی و این نوع از کتاب ها مینامم اگر واقعا علاقه به داستان های که ماجرای زیادی داره و بعلاوه مذهبیست

- بیشتر
یا مهدی
۱۳۹۹/۰۸/۲۶

خیلی خوب بود😊 و خیلی هم جالب😍

یاس
۱۳۹۹/۰۱/۱۷

بی نظیره این کتاب 👌👌👌 بسیااااار عالی ، جذاب ، تاثیرگزار ، زیبا

Amiri
۱۳۹۹/۰۲/۲۶

کتاب زیبا بود، کاش ما هم لایق دیدار شویم. یا صاحب الزمان

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲)
گفت: «چه ضجّه‌ای می‌زدی؟» گفتم: «تو کیستی؟» گفت: «یک مسلمان». گفتم: «شیعه‌ای؟» گفت: «هستم». گفتم: «حاجت بزرگی داشتم از امام غایبمان. تمام شب صدایش کردم؛ امّا نیامد». بغض گلویم را گرفت. با صدای پرطنین گفت: «اگر او را بشناسی، می‌دانی که هیچ حاجت‌خواهی نیست که از دل او را طلب کند و او نیاید».
الحمدالله علی کل حال
جلو آمد و با سر انگشت، اشکم را پاک کرد و گفت: «امام نیستم اگر چنین ضجّه‌هایی را بشنوم و به فریاد نرسم. به من نگاه کن محمّد بن عیسی!
الحمدالله علی کل حال
گفتم: «خانمِ خانه، بی‌آنکه بپرسی کیست، در را باز می‌کنی؟» گفت: «بعد از این همه سال، صدای پایت آشناترینِ صداهاست».
• Khavari •
امام گفت: «بدان ای محمّد! که من به ماجرای زندگی شما کاملاً آگاهم و از آزار دشمنان بر شما باخبرم؛ امّا فراموشتان نمی‌کنم، وگرنه دشمنان شما را در فشار می‌گذاشتند و نابودتان می‌کردند
الحمدالله علی کل حال
«ای خدای کریم، بر من رحم کن! مرا از یاد عزیزانم غافل کن تا یاد عزیزتر از آنها به دلم بنشیند».
الحمدالله علی کل حال
«ای خدای کریم، بر من رحم کن! مرا از یاد عزیزانم غافل کن تا یاد عزیزتر از آنها به دلم بنشیند».
s.latifi
گفت: «شما پیروان من، هر چه پرهیزکارتر باشید، نزدیکی من به شما بیشتر است.
الحمدالله علی کل حال
جلو آمد و با سر انگشت، اشکم را پاک کرد و گفت: «امام نیستم اگر چنین ضجّه‌هایی را بشنوم و به فریاد نرسم. به من نگاه کن محمّد بن عیسی! گل یاسی که از من طلب کردی، فاطمه‌ات اکنون در آغوش مادر خفته است».
s.latifi
مهدی جانم! حتماً لیاقت و وسع ما همین مقدار است و ایمانمان، نقصان بسیار دارد که لایق چنین عقوبتی شده‌ایم. پس ما را ببخش. العفو از این همه کاستی. العفو... العفو...».
الحمدالله علی کل حال
گفتم: «خانمِ خانه، بی‌آنکه بپرسی کیست، در را باز می‌کنی؟» گفت: «بعد از این همه سال، صدای پایت آشناترینِ صداهاست»
ــسیّدحجّتـــ

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۹/۱۴
تعداد صفحات۵۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۹/۱۴