با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
علی ‌بی‌خیال؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهید علی حیدری

دانلود و خرید کتاب علی ‌بی‌خیال؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهید علی حیدری

۴٫۸ از ۱۱۴ نظر
۴٫۸ از ۱۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب علی ‌بی‌خیال؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهید علی حیدری  نوشته  گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب علی ‌بی‌خیال؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهید علی حیدری

«علی بی‌خیال» زندگینامه و خاطرات شهید علی حیدری است که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.

«هر وقت به زیارت بهشت زهرا (س) می‌روم، سعی می‌کنم توی قطعه شهدا قدم بزنم. اعتقاد دارم که اینان اولیای الهی هستند، هرچند ما آن‌ها را نشناسیم و ارادت ظاهری نداشته باشیم.

یقین دارم اینان در آسمان بیشتر از زمین شناخته شده‌اند. اصلاً دیدن چهرهٔ خوبان عالم، در روح و روان انسان اثر می‌گذارد، چه رسید به اینکه این خوبان، از شهدا باشند.

از زیارت قطعه شهدای گمنام به سمت قطعه ۲۷ آمدم تا به سراغ مزار برخی دوستان بروم. از لابه لای قبور عبور می‌کردم که چشمم به تابلو یک شهید خورد.

کمی مکث کردم. شب جمعه بود و شب زیارتی ارباب بی‌کفن. در آنجا جمله‌ای از وصیت شهید نوشته شده بود: «من کمتر عطر خریده‌ام، هربار می‌خواستم معطر شوم از ته دل می‌گفتم: «حسین جان» آنگاه فضا معطر می‌شد!!»

همانجا نشستم. چهره‌اش به نوجوانی می‌خورد که هنوز محاسنش نروئیده. آنجا نوشته بود: هنرمند شهید علی حیدری.

آن شب گذشت و در نهانخانه قلب ما، نام علی حیدری نیز جاودانه شد. مانند شهیدان ابراهیم هادی و علیرضا کریمی و شاهرخ ضرغام و...

مدتی بعد زمانی که کتاب عارفانه جمع آوری می‌شد، شنیدم که یکی دیگر از شاگردان آیت الله حق شناس بوده هم مانند شهید احمد نیری، حالات عرفانی عجیبی داشته و سال ۱۳۶۳ شهید شده. نام آن شهید والامقام، علی حیدری بود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶۰)
Alireza
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

هرچه سعادت است ، به پای لیاقت است ان شاالله ماهم لیاقت نشون بدیم و بتونیم بعد از فتح نفس به دریای الهی برسیم... بسیار عالی و زیبا

باب الجواد
۱۳۹۹/۰۹/۰۴

سلام این کتاب رو برای بار دوم خوندم لحظات معنوی رو برام رقم زد، یه جاهایی میشد وسط متن شروع می کردم با شهید صحبت کردن... و در خواست می کردم که دست ما رو هم بگیره، مخصوصا اون داستان اخرش رو

- بیشتر
کاربر ۲۲۰۵۱۵۷
۱۳۹۹/۰۹/۰۴

این کتاب عالیه به نظرم ارزش داره هرکس اقلا ی بار بخونه هرچند میشد متون را خیلی بهتر ویرایش کرد و حتی اسم متناسب با شخصیت شهید براش گذاشت ولی بازم کتلب بسیار ارزشمند و اموزنده ای است

یا ضامن آهو
۱۳۹۹/۱۰/۲۱

مطمئنا کتاب هایی از این دست که در رابطه با شهدای بزرگوار دفاع مقدس باشد برای هر قشری به یک نوع اثر بخشی و جذابیت دارد

𝙯𝙚𝙞𝙣𝙖𝙗✾
۱۳۹۹/۱۰/۱۴

آنکس که تورا شناخت جان را چه کند؟!😔♥️ داستان راجب یک شهید ۱۹ ساله، که چشم بصیرت پیدا کرده و باطن افراد و اهل بیت علیهم السلام رو می بینه بسیار زیبا و آموزنده باشد که راه این شهید بزرگوار را

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۲۸)
با سلام خدمت بچه‌های تو باغ (آنها که حواسشان هست): خودتان را پیدا کنید آنگاه از خود فرار کنید و به دریا برسید. الحقیر الفقیر الخطاط، علی بی‌خیال
منمشتعلعشقعلیمچکنم
علی چیزی نمی‌خورد و الکی با تنقلات بازی بازی می‌کند! گفتم علی بخور، چرا بازی می‌کنی؟ گفت دارم می‌خورم. موقع رفتن زدم پشتش گفتم نخوردی‌ها. گفت: آخه این آجیل برای ما نبود، این‌ها را برای لشکر عاشورا فرستاده بودند. ما در لشکر محمد رسول الله (ص) هستیم. از عمق حرفش رفته بودم توی فکر.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
علی با تنهایی اُخت شده بود. می‌گفت وقتی تو جمع هستی خدا می‌گوید این سرش شلوغ است، ولی وقتی تنها باشی خدا می‌آید سراغت.
محدثه
علی از مسجد خارج نشده بود و عطری هم همراهش نبود، ولی بوی عطر او فضا رو پر کرده بود!! هیچ حرفی هم در این زمینه نزد تا اینکه در وصیتش به راز آن بوی عطر اشاره نمود. علی در وصیتش به باب رحمت الهی به واسطه امام حسین (ع) اشاره دارد و می‌گوید: خدایا به ما رحم کن به حق شهدا، والله من گناهانم را به وسیله حسینت پاک نمودم و از دریای پر تلاطم مادیات به وسیله کشتی حسینت گذشتم. من خیلی کمتر عطر خریده ام، زیرا هر وقت بوی عطر می‌خواستم از ته دل می‌گفتم «حسین جان» آن وقت فضا پر از عطر می‌شد.
باب الجواد
هر وقت به زیارت بهشت زهرا (س) می‌روم، سعی می‌کنم توی قطعه شهدا قدم بزنم. اعتقاد دارم که اینان اولیای الهی هستند،
دلتنگ ماه
علی وقتی می‌خواست برای شهادت برود، لباس‌های نوی خودش را درآورد، گفت: نکند مال بیت‌المال خراب شود!
منمشتعلعشقعلیمچکنم
مولا جان. دست ما را هم مانند علی و دیگر یاران و عاشقانت بگیر و از منجلاب گناه بیرون کش.
کامکار
برادرش می‌گفت: زمان شهادت علی، مدتها از ازدواج من گذشته بود، ولی اگر همسر مرا می‌دید نمی‌شناخت. تا این حد در نگاه‌هایش مراقبت می‌کرد.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
و نه تنها بی‌خیال، بلکه بی‌نهایت باخیال بود
乙_みG
هر کس جان نثار حسین (ع) بود و راه حسین (ع) را ادامه داد رستگار شد. و هر کس که راه حسین (ع) را ادامه نداد و این کارها را به مسخره گرفت، خود را به مسخره گرفته است. آری هر کس راه حسین (ع) را ادامه داد، در بهشت همدیگر را خواهیم دید و هرکس ضد این رفتار کرد، با خانواده خودم هم هستم، دیدار تا قیامت به جهنم. متأسفانه راهی جز این نیست. من در مدت کوتاهی که زندگی کردم با عقل ناقص خود، این مسئله را دریافتم که تنها راه سعادت فقط: حسین جان، حسین جان، حسین جان.
کاربر ۹۴۶۳۷۸

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۰۸
دسته بندی
تعداد صفحات۱۶۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۰۸