
کتاب هم مرز با آتش
۵٫۰
(۲)
خواندن نظراتمعرفی کتاب هم مرز با آتش
این اثر خاطرات سرهنگ پاسدار حمید قبادی حکایت یکی از کهنهسربازان جنگ تحمیلی است که ما را با تلخ و شیرین آنروزها پیوند میدهد. روزهایی که هر ثانیهاش با حوادثی مهم همراه بود:
«مهر ماه ۱۳۴۱ در شهرستان کوهدشت لرستان به دنیا آمدم. پدرم نام حمید را برایم انتخاب کرد. از ۶ - ۵ سالگیام چیزی یادم نمیآید؛ اما با رسیدن به ۷ - ۶ سالگی روزهای شروع به تحصیلم، صفحه ذهنم کمکم پذیرای ضبط حوادث زندگیم شد. در کلاس اول دبستان "هنر" مشغول به تحصیل شدم. اضطراب روزهای اول درس و مدرسه مرا هم به خود مشغول کرده بود. برخورد تند رئیس و ناظم مدرسه نیز مزید این علت شده بود. کمکم که با محیط مدرسه آشنا شدم، کابوس مدرسه و معلم دیگر برایم عادی شد. سال اول گذشت، به مرور زمان میل بیشتری به دوستی با دیگران داشتم، بازیگوشی در محیط دبستان بین من و همکلاسهایم، وظیفه درسیام را تحتالشعاع قرار داده بود.
در کلاس پنجم معلمی دلسوز داشتیم به نام آقای مجتبی بازگیر که خرمآبادی بود؛ اما در کوهدشت تدریس میکرد. تلاش و راهنمایی او مرا تا حدی تحت تأثیر قرار داد. در یکی از روزهای سال ۱۳۵۳ بود که آقای بازگیر در کلاس حاضر نشد. مراقب کلاس حسن امینیزاده گفت: آقای بازگیر برای شرکت در امتحان دانشگاه غایب است.
برای اولین بار همانجا با مفهوم دانشگاه آشنا شدم.»
ساعتَ ۱:۲۵ شب به وقت بغداد: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی عادل خانی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اسماعیل امامی
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراقمهناز فتاحی
جادههای سربی؛ خاطرات سردار سرلشگر شهید دکترحاج احمد سوداگرمحمدمهدی بهداروند
آن روز سه و نیم بعد از ظهرسیدسعید غیاثیان
جاده های خلوت جنگمحسن مطلق
زندگی در مه؛ خاطرات اسیر آزاد شده ایرانیداوود بختیاری دانشور
تاکسی سرویسی برای فاو؛ خاطرات خودنوشت محمد بلوریمحمد بلوری
برده سورکیانوش گلزار راغب
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)احمد عبدالرحمن
کولجشاهرخ ساسانی
خانهام همین جاست؛ خاطرات افسانه قاضی زادهگلستان جعفریان
یکی از این روزها به بلوغ رسیدممحمود نجیمی
علی فرعونحسن نوری
سنگریزههایی که شمارش نشدند (خاطرات سرتیپ قیس صبیح الزیدی)فاطیما فاطری
زمین ناله می کند: خاطرات محمود شیرافکنحسن شیردل
نخل ها تو را می خوانندزهرا حیدری
نام: سیدرضارضا جمشیدی

نظرات کاربران
عالی و تاثیرگذار
قلم بسیار روان و شیوا نویسنده همراه با توضیحات کاملش باعث میشه که حس کنی در کنارش هستی و به راحتی نمی تونی از خواندن بقیه کتاب منصرف شد.