معرفی و دانلود کتاب آبراه هجرت (خاطرات رزمندگان اندیمشک) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آبراه هجرت (خاطرات رزمندگان اندیمشک)
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب آبراه هجرت (خاطرات رزمندگان اندیمشک)

نوع کتاب
۵.۰(از ۲ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آبراه هجرت (خاطرات رزمندگان اندیمشک)

«آبراه هجرت» خاطرات رزمندگان اندیمشک، عبدالرحیم چگله،حسن جلالی عزیزیان، پرویز پورحسینی و محمدمهدی بهداروند از دوران جنگ تحمیلی است. بخشی از خاطرات پرویز پورحسینی را می‌خوانید: غروب روز دوازدهم شهریورماه ۱۳۶۵ بود. از خانه بیرون زدم و به طرف مسجد علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام راه افتادم. مسجد، پاتوق بچه‌جبهه‌ای‌ها و رزمنده‌ها بود و میعادگاه عاشقان کوی دوست. به صحن مسجد که رسیدم، برادر عزت‌الله حسین‌زاده، فرمانده گروهان حدید را دیدم که با برادری دیگر مشغول صحبت بود. جلو رفتم و سلام کردم. با خوش‌رویی پاسخم را داد و گفت: «فین شمارهٔ چند می‌پوشی؟» گفتم: «چطور؟» «بگو!» گفتم: «فین شماره هشت یا نُه.» گفت: «پس آماده باش که فردا برای مأموریتی مشکل اعزام می‌شوی!» من که از خدا می‌خواستم با خوشحالی گفتم: «باشد.» نماز جماعت که تمام شد، فوراً به خانه آمدم و مشغول بستن کوله‌پشتی شدم. مادرم تا مرا دید، گفت: «باز عازم شدی؟» گفتم: «امام دستور داده.» گفت: «برو به سلامت!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آبراه هجرت (خاطرات رزمندگان اندیمشک) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آبراه هجرت (خاطرات رزمندگان اندیمشک)
موضوع:دفاع مقدس
نویسنده:عبدالرحیم چگله، پرویز پورحسینی، حسن جلالی عزیزیان، محمدمهدی بهداروند
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۶/۰۸/۰۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۳۹ مگابایت
شابک:‫‬‭۹۷۸۹۶۴۵۰۶۳۹۲۲‬
تعداد صفحه‌ها:۱۵۷ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۹۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mamademad Roshani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۲

عالی

۰
ماهان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۳۱

درود بر شما رزمندگان ایرانی تا ابد قدردان زحمات شما و خانواده محترمتان هستیم حیف ازاین همه دلاوریها

۰

بریده‌هایی از کتاب

Book lover 19
۲
یک روز بعد از اینکه آموزش غوّاصی به پایان رسید و نیروها به طرف اردوگاه حرکت می‌کردند، برادر حسین‌زاده، من و برادر جمالی‌فر را به کناری کشید و قضیه را تعریف کرد. او گفت: «قبل از اینکه وارد آب شوم، در چادر به خواب رفته بودم که محمدرضا ایزدپور به خوابم آمد و گفت عزّت، می‌دانی چرا رفتم؟ برای اینکه به من خطاب کردند: ”یا ایتّها النفس المطمئنه...“»