
معرفی کتاب دومان
کتاب دومان نوشته عاطفه عزیزی، روایتی پرتنش از زندگی دختری جوان است که میان فقر، فشار خانوادگی و خشونتی پنهان در اطرافش گیر افتاده است. داستان از کوچهها و خانهای فرسوده آغاز میشود و خیلی زود به موقعیتی هولناک میرسد که مسیر زندگی شخصیت اصلی را زیرورو میکند. این کتاب را سنجاق منتشر کرده است. آنچه دومان را در همان صفحات آغازین برجسته میکند، جابهجایی تند میان زندگی روزمره و ترسی است که ناگهان همهچیز را در خود میبلعد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دومان
کتاب دومان نوشته عاطفه عزیزی، داستانی عاشقانه و پرتعلیق را در بستری اجتماعی پیش میبرد؛ بستری که در آن فشار اقتصادی، ناامنی، اعتیاد، زورگویی و نابرابری فقط پسزمینه نیستند و مستقیماً بر سرنوشت شخصیتها اثر میگذارند. راوی دختری به نام جانان است؛ معلمی جوان که همزمان باید بار خانه، مراقبت از مادر و برادرش و مقابله با مردی آزارگر را به دوش بکشد. فضای آغازین اثر از خیابان و آموزشگاه تا محلهای فرودست و خانهای پرتنش، تصویری روشن از زندگی او میسازد و بعد داستان را بهسوی موقعیتی میبرد که ترس، اجبار و بلاتکلیفی در آن پررنگ میشود.
کتاب دومان فقط بر حادثه تکیه نکرده است. این کتاب در کنار پیشبردن ماجرای ربودهشدن جانان و ورودش به عمارتی مرموز، بر تضادهای طبقاتی هم تمرکز میکند؛ از یکسو خانهای نمور و پر از بدهی و از سوی دیگر فضایی اشرافی، محافظتشده و آکنده از قدرت. همین جابهجایی، حالوهوای اثر را تندتر میکند و به رابطهها معنای تازهای میدهد. شخصیتهای فرعی هم هرکدام کارکرد مشخصی دارند؛ از مادر خسته و برادر آسیبپذیر جانان تا مردان تهدیدگر محله و ساکنان عمارت که هرکدام بخشی از فشار روانی داستان را میسازند.
کتاب دومان در لایهی احساسی خود بر ترس، درماندگی، خشم و میل به بقا استوار است. روایت با زاویهدید اولشخص پیش میرود و همین انتخاب باعث شده اضطراب و آشفتگی جانان بیواسطه به متن منتقل شود. در کنار این تنش، نشانههایی از کشمکش عاطفی، رازهای پنهان و رابطههایی پیچیده هم دیده میشود که مسیر داستان را از یک ماجرای صرفاً حادثهای جدا میکند. نتیجه، متنی است که هم بر کشش روایی تکیه دارد و هم بر موقعیت انسانی دختری که ناگهان از زندگی معمولش کنده میشود.
خلاصه داستان دومان
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
جانان، دختری 24 ساله و معلم زبان، پس از مرگ پدرش در خانهای پرتنش با مادر، برادر کوچک و ناپدری معتادش زندگی میکند. او هر روز میان کار، نگرانی مالی و مزاحمتهای مردان اطرافش دستوپنجه نرم میکند تا اینکه یک اتفاق ظاهراً عادی در خیابان، او را به دام میاندازد. جانان ربوده میشود و به عمارتی بزرگ و مرموز میرسد؛ جایی که مردی قدرتمند به نام اردشیر او را وادار میکند در آنجا بماند و کار کند. تهدید خانواده، بهویژه برادرش، جانان را در موقعیتی قرار میدهد که راه گریزی برایش باقی نمیماند و از همانجا کشمکش اصلی داستان شکل میگیرد.
چرا باید کتاب دومان را بخوانیم؟
دلایل خواندن کتاب دومان را میتوان اینطور خلاصه کرد:
- داستان، فشار زندگی در یک خانوادهی آسیبدیده را از زاویهدید شخصیت اصلی نشان میدهد و فقط به حادثه بسنده نمیکند.
- تقابل میان فقر و قدرت، محلهی فرودست و عمارت اشرافی، یکی از محورهای مهم اثر است و به فضای داستان بُعد بیشتری میدهد.
- روایت اولشخص باعث میشود ترس، خشم و بلاتکلیفی جانان مستقیم و ملموس منتقل شود.
- کتاب برای کسانی مناسب است که به داستانهای پرتعلیق با محوریت اسارت، تهدید و کشمکش عاطفی علاقه دارند.
- شخصیتهای فرعی، از ناپدری و خواستگار سمج تا ساکنان عمارت، هرکدام بخشی از تنش داستان را پیش میبرند و فضا را یکنواخت نمیگذارند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب دومان به این گروهها پیشنهاد میشود:
- علاقهمندان به رمانهای عاشقانه و پرتعلیق که در آنها خطر و احساس همزمان پیش میروند.
- خوانندگانی که به داستانهای شخصیتمحور با راوی زن و تمرکز بر تجربهی زیستهی او علاقه دارند.
- کسانی که مایلاند روایتهایی دربارهی فقر، خشونت خانگی و نابرابری اجتماعی را در قالب داستان دنبال کنند.
- مخاطبانی که از فضاهای پرتنش، عمارتهای مرموز و رابطههای مبتنی بر قدرت و ترس لذت میبرند.
- خوانندگانی که دوست دارند مسیر مقاومت یک شخصیت را در موقعیتی بسته و ناامن دنبال کنند.
بخشی از کتاب دومان
«بوی نم میامد به سختی نفس میکشیدم چشمانم را باز کردم نوری مستقیم به چشمم میزد چند بار پلک زدم تار میدیدم بدنم کوفته بود سرم گیج میرفت بوی نم ثانیه ای قطع نمیشد با تردید اطرافم را نگاه کردم گیج شده بودم چه اتفاقی افتاده بود من کجا بودم؟ چشم هایم را بستم و سعی کردم به یاد بیاورم آخرین چیزی که یادم بود تصویر زنی بود که با بطری آب بالای سرم ایستاده بود و صدای نامفهومی که در گوشم میپیچید
- هه نفله شد
ضربان قلبم هر لحظه اوج میگرفت و نفس هایم به شماره افتاده بود و قفسه سینه ام سخت تیر کشید وحشت تک تک سلول هایم را در آغوش گرفته بود
بار دیگر اطرافم را در نظر گذراندم اتاقکی سیمانی که تنها منبع نورش پنجره کوچکی نزدیک سقف بود بغضم گرفته بود حالا چه بلایی سرم میامد، تن لرزه گرفته بودم من دختر بودم با تمام ترسهای دخترانه از فکر تجاوز تمام جانم لمس شد خواستم فریاد بکشم اما دهانم با چسب مهر و موم شده بود، تقلا کردم اما دست و پایم را هم بسته بودند
صدایی از بیرون اتاقک میامد سعی کردم جیغ بکشم اما تنها صدای ناله ای ضعیف ته گلویم ماند که فقط خودم میشنیدم، صدا به پشت در آهنی رسید اشک هایم راه دیدم را سد کردند در فلزی اتاقک با صدای قیژ باز شد مردی هیکل بزرگش را کج کرد و وارد اتاقک شد مستقیم به طرفم آمد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دومان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | دومان |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | عاطفه عزیزی |
| انتشارات | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۰/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۵.۰۳ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۰۸۲۱۰۷۶ |
| تعداد صفحهها | ۴۱۳ صفحه |
| قیمت کتاب | ۶۴۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب