با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
جادوی میخک

دانلود و خرید کتاب جادوی میخک

۴٫۹ از ۷ نظر
۴٫۹ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب جادوی میخک  نوشته  آن فاین  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب جادوی میخک

کتاب «جادوی میخک» نوشته آن فاین کتابی است درباره کودکان بزهکار. شخصیت اصلی داستان جادوی میخک «ناتالی» است. شغل پدر «ناتالی» مدیریت هتل است. آن‌ها برای بازسازی هتلی بزرگ به نام «کاخ» به شهر جدید منتقل می‌شوند. یک روز در بیشه «میخک» را می‌بینند که دختری جسور، دروغگو و بی‌پرواست و فرزند خانواده‌ای خشن با پدری معتاد و مادری منفعل است.. پدر میخک آن قدر با خشونت با خانواده‌ خود و حیوانات برخورد می‌کند که میخک ترجیح می‌دهد به جای اینکه گربه‌ها به دست پدرش و با شکنجه کشته شوند خود با روشی راحت‌تر و بی‌دردسرتر آن‌ها را سر به نیست کند. این کارها از میخک نیز انسانی قصی‌القلب ساخته‌است. او و ناتالی با اختراع بازی‌هایی خطرناک به حیوانات و انسان‌ها آزار می‌رسانند و از هیجان ناشی از آن لذت می‌برند. فاین بیش از پنجاه کتاب برای کودکان نوشته و جوایز زیادی همچون کارنگی، اسمارتیز و ویتبرد دریافت کرده. برنده مدال هانس کریستنین اندرسن در سال ۱۹۹۸ بوده و در سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ برنده جایزه دوم کودکان بریتانیا شده‌است. آن فاین کتاب جادوی میخک را در سال ۱۹۹۶ نوشت: بیشتر اوقات، میخک را در مدرسه می‌دیدم. او دوست دیگری نداشت. هیچ‌کس نمی‌توانست وانمود کند که دروغ‌های مسخرهٔ او را باور کرده است. ـ امروز ارتش یکی از مزارع ما را قرض گرفت. قرار است وقتی به خانه برگشتم، سوار تانک بشوم. ـ نه بابا! من که باورم نمی‌شود. ـ باور نکن. بچه‌ها به او می‌خندیدند و می‌رفتند. من به زمین چشم می‌دوختم و جالب اینجاست که دلم به حالش می‌سوخت. می‌دانستم که مرا جلو همه به باد مسخره گرفته است. (فقط یک احمق، چرت‌وپرت‌های او را باور می‌کرد.) اما به جای اینکه مثل همه از او دوری کنم، دستش را می‌گرفتم و سعی می‌کردم، توجهش را به چیز دیگری جلب کنم. ـ دوست داری در راه خانه، جادهٔ اسکلت بازی کنیم؟ او با بداخلاقی و ترش‌رویی، مرا از خود می‌راند. حتی آن موقع هم از خودم می‌پرسیدم: چرا با او دوستی می‌کنم. می‌دانستم از روی ترحم نبود. هیچ‌کس دروغ‌های میخک را باور نمی‌کرد، پس چرا باز هم دروغ می‌گفت؟

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
کتاب باز
۱۳۹۹/۰۳/۰۳

موضوع خاصی بود، انتظارش را نداشتم. اینجور روابط دوستی خیلی زیاده. یکی شرور و آتیش پاره و دیگری مطیع و پیرو. هر دو طرف به شدت آسیب میبینند. ولی هیچکدوم از طرفین نباید احساس گناه داشته باشند!

۰۪۫H۰۪۫Λ۰۪۫ղ۰۪۫ĩ۰۪۫є۰۪۫ħ
۱۳۹۹/۰۷/۱۶

موضوع داستان جالب بود و نویسنده کاملا توانسته بود منظور خود را به خواننده بفهماند.

Parisa Karimi
۱۳۹۸/۰۳/۰۳

خیلی قشنگ بود

z.gh
۱۳۹۸/۱۰/۰۶

هم ترجمه خوب هم موضوع خوب👌👌👌

Emad
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

داستانی در مورد تاثیر دوست بر شخصیت نوجوانان و همچنین لزوم نزدیکی والدین با آنان است. داستان جذاب و جالب و آموزنده و ترجمه هم عالی بود. بنظرم خواندن آن هم برای نوجوانان و هم برای والدین مفید است.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
من بیش از اندازه، زیر سایهٔ میخک به سر برده بودم. هر روز که می‌گذشت، حس می‌کردم قوی‌تر شده‌ام و کارها بهتر پیش می‌روند. در مدرسه پیشرفت کردم و نمرات بهتری گرفتم، چون دیگر پشت پنجره و روی پله‌ها منتظر او نبودم. در هتل با روحیهٔ بهتری رفت و آمد می‌کردم، چون دیگر در انتظار او این‌طرف و آن‌طرف پرسه نمی‌زدم. دیگر ذهنم مشغول او نبود و در نتیجه، بیشتر به خودم فکر می‌کردم. شب‌ها باز هم کابوس آتش می‌دیدم و با ترس از خواب بیدار می‌شدم. اما روزها احساس بسیار متفاوتی داشتم. اصلاً دلم نمی‌خواست ناتالی قبلی باشم. اگر می‌شد، حتی اسمم را هم عوض می‌کردم. یک روز صبح که با آرامش روی ایوان نشسته بودم و طاووس‌ها را تماشا می‌کردم، (به جای اینکه مثل میخک دنبالشان بدوم و اذیت‌شان کنم) برای اولین بار و پس از سال‌ها احساس خوشبختی کردم. خوشبختی.
z.gh

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۷/۱۳
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۲۵۱-۴۱۶-۵‬
تعداد صفحات۱۶۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۷/۱۳
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۲۵۱-۴۱۶-۵‬