
کتاب The Girl with Seven Names
معرفی کتاب The Girl with Seven Names
کتاب The Girl with Seven Names نوشتهی هیئون سئو لی روایتی شخصی از زندگی در کرهی شمالی، فرار از آن و سالهای پرخطر پس از گریز است. هیئون سئو لی در آن کتاب از کودکی در شهری مرزی، مواجهه با نظام توتالیتر، قحطی، فرار به چین و مسیر دشوار رسیدن به امنیت گفته است. نشر آباژور آن را منتشر کرده است. این اثر در قالب نسخهی انگلیسی و با تمرکز بر تجربهی زیستهی نویسنده شکل گرفته و به جنبههای مختلف زندگی روزمره، ترس، هویت و مهاجرت اجباری پرداخته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب The Girl with Seven Names
کتاب The Girl with Seven Names سرگذشت هیئون سئو لی است که در خانوادهای معمولی در کرهی شمالی به دنیا میآید اما خیلی زود متوجه میشود جهان بیرون با آنچه در مدرسه و رسانههای رسمی به او گفته شده تفاوت دارد. کتاب The Girl with Seven Names از سالهای کودکی در شهری نزدیک مرز چین شروع میشود؛ جایی که قاچاق، شایعات دربارهی دنیای بیرون و حضور نیروهای امنیتی درهمتنیده است و هر حرکت اشتباه میتواند به بازداشت یا ناپدیدشدن منجر شود. در ادامه کتاب The Girl with Seven Names به قحطی، فقر و فشارهای سیاسی میرسد که خانوادهی نویسنده را در تنگنا قرار میدهد و او را به فکر فرار میاندازد. عبور از مرز، زندگی پنهانی در چین، تغییر مداوم نام و هویت، ترس از استرداد و تلاش برای حفظ ارتباط با خانواده از محورهای اصلی روایت هستند. هیئون سئو لی در آن کتاب از شبکههای غیررسمی، واسطهها، سوءاستفادهها و همچنین لحظات همدلی و کمک غریبهها گفته است. کتاب The Girl with Seven Names در فصلهای متعدد پیش میرود و هر فصل بر مقطعی از زندگی نویسنده تمرکز دارد؛ از «خانه در کنار رودخانه» و «اولین شکها» تا «فرار»، «زندگی در سایه در چین» و «جستوجوی خانواده». روایت بهتدریج از تجربهی یک دختر نوجوان به نگاه فردی بالغتر میرسد که باید میان وفاداری به خانواده، بقا و ساختن آیندهای تازه در کشوری دیگر انتخاب کند.
خلاصه کتاب The Girl with Seven Names
کتاب The Girl with Seven Names داستان دختری است که در نظام بسته و کنترلشدهی کرهی شمالی بزرگ میشود و در نوجوانی با دیدن تناقضها، قحطی و سرکوب، تصویر رسمی از «کشور ایدهآل» در ذهنش فرو میریزد. او در آن کتاب از لحظهای میگوید که تصمیم میگیرد از مرز رودخانهای عبور کند و به چین برود؛ تصمیمی که قرار بوده موقت باشد اما به سالها زندگی مخفی، کار غیررسمی، تغییر نام و پنهانکردن هویت واقعی تبدیل میشود. کتاب The Girl with Seven Names در لایهی عمیقتر به مسئلهی هویت، ترس دائمی از لو رفتن، دلتنگی برای خانواده و احساس گناه نسبتبه کسانی که置 در کشور بسته جا ماندهاند پرداخته است. نویسنده نشان داده است چگونه یک انسان عادی در مواجهه با نظامی خشن و غیرقابلپیشبینی، ناچار است مدام نقش عوض کند، نام تازه انتخاب کند و میان بقا و وفاداری دستوپا بزند.
چرا باید کتاب The Girl with Seven Names را بخوانیم؟
کتاب The Girl with Seven Names تصویری از زندگی روزمره در کرهی شمالی و تجربهی فرار از آن ارائه کرده است که معمولاً فقط در گزارشها و آمارها دیده میشود. خواندن آن کتاب امکان همراهی با ترسها، تردیدها و انتخابهای یک فرد واقعی را فراهم میکند و نشان میدهد پشت واژههایی مثل «پناهنده» یا «فراری» چه زندگی پیچیده و پرهراسی پنهان است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب The Girl with Seven Names به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعات کرهی شمالی، مهاجرت اجباری، پناهندگی، حقوق انسانها و روایتهای شخصی از زندگی زیر حکومتهای بسته علاقهمند هستند یا در رشتههایی مثل علوم سیاسی، مطالعات منطقهای و جامعهشناسی مطالعه میکنند. «I was born in Hyesan, a city in the northernmost reaches of North Korea, on the banks of the Yalu River. Across the water lay China, a forbidden land that shimmered in my imagination. From our apartment window I could see its lights at night, brighter and more numerous than anything on our side. They were like a promise that there was another world beyond the one I had been taught to believe in. In school we learned that our country was the greatest on earth, that our leaders were like parents to us, and that the outside world was full of enemies. Yet sometimes, when the electricity failed and our streets went dark, the Chinese side of the river glowed even more. I would stand there, staring across the water, wondering how a land of enemies could look so alive. As I grew older, the contradictions multiplied. There were days when there was no food in the markets, when neighbors disappeared without explanation, when whispers replaced conversations. Still, we were expected to smile during parades and shout our loyalty. I learned early that questions were dangerous, and that curiosity was something to be hidden, like a forbidden book at the bottom of a drawer.»
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۱۴ صفحه
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۱۴ صفحه