
کتاب پسر سایه ها
معرفی کتاب پسر سایه ها
کتاب پسر سایهها نوشتهی سجاد خالقی داستان پسری نوجوان به نام هرمز است که در بغدادِ روزگار خلافت عباسی میان جادو، کیمیاگری، اجنه و کتابها گرفتار شده است. نشر مهرستان آن کتاب را در مجموعهی «کتابهای کودک و نوجوان» منتشر کرده است و متن پیش رو نسخهای است که برای مطالعهی نوجوانان و جوانان نوشته شده؛ اما فضای پررمزوراز و تاریخیاش میتواند برای خوانندگان بزرگسال هم جذاب باشد. هرمز پسر یک کیمیاگر ایرانی و مادری عراقی است که بعد از مرگ پدر، زیر دست جادوگری به نام حارث حلی زندگی میکند؛ جادوگری که برای رسیدن به قدرت و تسخیر اجنه از هیچ کاری دریغ نمیکند و هرمز را هم به خدمت خود درآورده است. ماجرا از شبی شروع میشود که هرمز در قصر مخروبهی بختالنصر، با آیینهای خطرناک احضار جن، برای خودش سپری نامرئی میسازد تا بتواند به خانهی سید رضی، شاعر و عالم بزرگ شیعه، نفوذ کند و خورجینی پر از کتابهای علوم غریبه را برای حارث بدزدد. اما این دزدی، او را بهجای نزدیکترکردن به حارث، وارد دنیای تازهای از علم، ایمان، یتیمخانه، کتابخانه و شناخت علی بن ابیطالب میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پسر سایه ها
کتاب پسر سایهها داستانی ماجراجویانه و تاریخی است که سجاد خالقی در آن بغدادِ دوران خلافت عباسی را به صحنهی اصلی روایت تبدیل کرده است؛ شهری پر از قصرهای مخروبه، سیاهچالها، جادوگران، موالی، گزمهها و خانههای اهل علم. در مرکز داستان، هرمز قرار دارد؛ نوجوانی پانزدهساله، لاغر و بلندقد، شبیه پدر کیمیاگرش، که بعد از مرگ پدر زیر فرمان حارث حلی، جادوگر و کیمیاگر بدنام بغداد، زندگی میکند. حارث با استفاده از کتابهای کهنه و ممنوعه، روی پوست انسان و حیوان، بهدنبال کیمیا، تسخیر اجنه و رسیدن به قدرتی ماورایی است و هرمز را بهعنوان غلام و دزد کتاب به کار گرفته است. در آغاز کتاب پسر سایهها، هرمز در شب هفتم ماه، شبی که بهگفتهی منجمان فرعون اجنه فرمانبردارتر میشوند، در قصر مخروبهی بختالنصر آیین احضار جن را انجام میدهد؛ دایرهی حفاظتی با زغال میکشد، شمعها را روشن میکند، موی گربهی سیاه و استخوان مرد جوانمرگ را میآورد و حتی خون خودش را قربانی میکند تا سپری نامرئی دورش شکل بگیرد. هدفش این است که با کمک این سپر، به خانهی مرد شاعری که بعداً میفهمیم سید رضی است، نفوذ کند و خورجین سیاهی را که در آن چند کتاب قطور علوم غریبه پنهان شده، برای حارث بدزدد. کتاب پسر سایهها در ادامه، هرمز را از دل تاریکی قصر بختالنصر و کوچههای محلهی کرخ بغداد، به درون خانهی سید رضی و یتیمخانهای که او اداره میکند میبرد. آن کتاب در چند فصل نسبتاً کوتاه پیش میرود و هر فصل بخشی از مسیر هرمز را از «غلام جادوگر» به «شاگرد کتابخانه» و «مهمان سید» نشان میدهد. در فصلهای آغازین، با فضای سیاهچال، احضار اجنه، قصر حارث، نگهبان مخوفش اسفل ملعون و ترس دائمی هرمز از جن محافظ آشنا میشویم. در فصلهای بعد، ماجرا به خانهی سید رضی و کتابخانهی بزرگ او منتقل میشود؛ جایی که هزاران کتاب در موضوعات مختلف، از حدیث و تفسیر و کلام تا علوم غریبه و جفر، نگهداری میشود. عنوانهایی مثل «مطلوب کل طالب»، «دستور معالم» و «الغارات» در متن آمدهاند و نشان میدهند سید چگونه از این منابع برای نوشتن کتاب تازهاش دربارهی خطبهها، نامهها و حکمتهای علی بن ابیطالب استفاده کرده است. در کنار این خط اصلی، کتاب پسر سایهها به زندگی یتیمها در خانهی سید، کار موالی و شاگردانی مثل مهیار دیلمی، رابطهی شیعیان با خلیفهی عباسی و فضای ناامن بغداد هم پرداخته است و بدون اینکه روایت را از ریتم بیندازد، لایهای تاریخی و فکری به ماجرا اضافه کرده است.
خلاصه داستان پسر سایه ها
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! پسر سایهها داستان هرمز است؛ پسری که از کودکی در فضای کیمیاگری و علوم غریبه بزرگ شده و حالا در نوجوانی، میان ترس از حارث حلی و رؤیای رهایی، دستوپا میزند. پدرش طبیبی ایرانی بوده که برای گسترش دانش طب به عراق آمده اما در میانهی راه، جذب وعدههای حارث دربارهی کیمیا و اکسیر زندگی شده و در همین مسیر جانش را از دست داده است. بعد از مرگ پدر، حارث سرپرستی هرمز را بهعهده گرفته و او را به غلامی واداشته است؛ غلامی که باید از دیوار خانهها بالا برود، مواد عجیب بدزدد، در آزمایشهای خطرناک کیمیاگری کمک کند و حالا هم کتابهای ممنوعهی علوم خفیه را برای اربابش بیاورد. حارث ادعا کرده برای هرمز جن محافظی گماشته که مراقب اوست و اجازهی فرار از بغداد را به او نمیدهد؛ ادعایی که سالهاست هر تلاش هرمز برای فرار را با حوادث عجیب و شکست روبهرو کرده است. داستان از شبی شروع میشود که هرمز برای اجرای آخرین فرمان حارث، به قصر مخروبهی بختالنصر میرود تا اجنه را احضار کند و سپری نامرئی دور خودش بسازد. او با زغال دایرهای حفاظتی میکشد، شمعها را روشن میکند، استخوان مرد جوانمرگ، موی گربهی سیاه و روغن بدن برهی دوماهه را آماده میکند و وردهایی را که از کتابهای مخفی حارث رونویسی کرده، میخواند؛ وردهایی که حتی معنایشان را نمیفهمد. برای جلب رضایت اجنه، گونهاش را با دشنه میشکافد و خون خودش را قربانی میکند تا آنها در عوض، او را تا صبح نامرئی کنند. بعد از این آیین، هرمز به خانهی مرد شاعر میرود؛ خانهای بزرگ در حاشیهی بغداد که در آن هزاران کتاب نگهداری میشود. او از دیوار بالا میرود، از میان حیاط و طویله و درختان نخل میگذرد و سرانجام کتابخانه را پیدا میکند؛ جایی که خورجین سیاه با سه کتاب قطور در گوشهای کنار میز مرد شاعر قرار دارد. هرمز خورجین را میقاپد و در تاریکی میگریزد؛ اما در راه فرار، صاحبخانه و مردانش متوجه حضور او میشوند و تعقیبش میکنند. هرمز با زحمت از دیوار میپرد، میان خارهای صحرا و نهر گلآلود میافتد و نیمهجان خودش را به قصر مخروبه میکشاند. از اینجا به بعد، ماجرا پیچیدهتر میشود. حارث سه روز به هرمز مهلت میدهد تا کتابها را برگرداند و تهدید میکند اگر موفق نشود، همراه با اسفل ملعون سراغش میآید. هرمز که زخمی و تبدار است، چند روز در خانهاش میافتد و بعد دوباره نیمهشب به قصر بختالنصر برمیگردد تا خورجین را پیدا کند. اما در زیرزمین قصر، بهجای اجنه، با گروهی از مردان مسلح روبهرو میشود که برای یافتن دزد کتابها آمدهاند. او را دستبسته میکنند و میخواهند مجبورش کنند جای خورجین را لو بدهد. هرمز که خودش هم نمیداند خورجین را کجا رها کرده، فقط میتواند بگوید حارث او را به این کار وادار کرده است. مهیار، یکی از این مردان، که بعداً میفهمیم ایرانی و شاگرد سید رضی است، میان خشم همراهانش و ترس هرمز واسطه میشود. آنها تصمیم میگیرند بهجای تحویلدادن هرمز به داروغه، او را نزد سید رضی ببرند تا صاحبخانه دربارهی سرنوشتش تصمیم بگیرد. در خانهی سید، هرمز با دنیایی کاملاً متفاوت روبهرو میشود: یتیمخانهای که در آن کودکان بیسرپرست زندگی میکنند، دیگهای بزرگ غذا که برای سیرکردن آنها میجوشد، موالی و خادمانی که داوطلبانه خدمت میکنند و کتابخانهای عظیم که سید در آن کتابهای علوم مختلف را جمع کرده است. سید به هرمز میگوید آن کتابهای علوم غریبه را با هزینهی زیاد خریده تا دست نااهلان نیفتد و روی آنها ردیه بنویسد؛ چون بهباور او، علوم خفیه و جفر اگر در اختیار کسانی مثل حارث قرار بگیرد، مردم را از دین و علم واقعی دور میکند و به خرافه و موهومات مشغول میسازد. سید همچنین باور حارث به «جن موکل» را رد میکند و توضیح میدهد هیچ جنی موکل انسان نمیشود و خونریزی و قربانیکردن برای اجنه فقط تباهی میآورد. بهجای مجازات، سید تصمیم میگیرد هرمز را تا زمانی که جای خورجین را به یاد بیاورد، در خانه نگه دارد و از او برای نسخهبرداری کتاب تازهاش کمک بگیرد؛ کتابی که در آن خطبهها، نامهها و حکمتهای علی بن ابیطالب را گردآوری میکند. هرمز که سالها در دود و تاریکی کیمیاگری بزرگ شده، حالا روزهایش را میان کتابهای حدیث، تفسیر، کلام و ادبیات میگذراند و کمکم با نامها و متونی آشنا میشود که در کودکی از زبان پدر و مادرش شنیده بود؛ بهویژه خطبهی غدیر و سخنان پیامبر دربارهی ولایت علی. در کنار این، مهیار برایش از یتیمخانه، از اینکه این خانه «خانهی هیچکس» و درعینحال پناه همهی یتیمها و کتابهاست، و از جایگاه علمی و معنوی سید رضی میگوید. هرمز در این میان، همزمان با ترس از بازگشت حارث و اسفل، با پرسشهای تازهای دربارهی علم، ایمان، عدالت و سرنوشت خودش روبهرو میشود و باید میان راهی که حارث برایش ساخته و راهی که در خانهی سید پیش رویش باز شده، انتخاب کند؛ انتخابی که ادامهی داستان را شکل میدهد.
چرا باید کتاب پسر سایه ها را بخوانیم؟
پسر سایهها چند ویژگی شاخص دارد که آن را از یک ماجرای صرفاً پرهیجان جدا میکند. نخست اینکه داستان، فضای بغدادِ تاریخی را با جزئیات ملموس و زنده ترسیم کرده است: از قصر مخروبهی بختالنصر و سیاهچالهایش تا کوچههای محلهی کرخ، خانهی سید رضی، یتیمخانه، کتابخانهی بزرگ و کاخ حارث حلی. در خلال این فضاها، خواننده با چهرههایی مثل سید رضی، مهیار دیلمی، موالی و گزمهها آشنا میشود و تصویری از تنش میان شیعیان و خلافت عباسی، ناامنی شهر و نقش علم و شعر در آن دوره به دست میآورد؛ بدون اینکه متن به گزارش تاریخی تبدیل شود. دوم اینکه کتاب، تقابل میان دو نوع «علم» را در قالب داستانی نوجوانمحور نشان داده است: از یکسو علوم غریبه، کیمیا، تسخیر اجنه و جستوجوی قدرت ماورایی که حارث نمایندهی آن است؛ و از سوی دیگر، علم نافع، حدیث، تفسیر، فقه، ادبیات و شناخت کلام علی بن ابیطالب که سید رضی و کتابخانهاش نماد آن هستند. هرمز در میانهی این دو جهان قرار دارد و مسیر رشد او، درواقع حرکت از سایهی جادو و ترس بهسوی فهم، مسئولیت و ایمان است. این تقابل، برای خوانندهی نوجوان فرصتی فراهم میکند تا دربارهی تفاوت خرافه و دانش، و اینکه قدرت واقعی از کجا میآید، فکر کند. سوم اینکه پسر سایهها قهرمانی نوجوان دارد که هم ترسها و ضعفهایش بهخوبی نشان داده شده و هم شجاعت و هوشش. هرمز اشتباه میکند، فریب میخورد، از درد و گرسنگی و تنهایی مینالد، به حارث و اجنه فحش میدهد، با خدا معامله میکند و توبه میشکند؛ اما درعینحال، دلش برای یتیمها میسوزد، از رنج پدرش درس میگیرد و کمکم به این فکر میافتد که میتواند راه دیگری جز خدمت به حارث انتخاب کند. این پیچیدگی شخصیتی، او را به کاراکتری نزدیک و باورپذیر تبدیل کرده است. در نهایت، آن کتاب برای کسانی که به داستانهای پرتعلیق با عناصر جادو، احضار جن، قصرهای متروک و تعقیبوگریز علاقه دارند، جذاب است؛ درعینحال که لایهای فکری و اخلاقی دربارهی عدالت، یتیمنوازی، مسئولیتپذیری و جایگاه علی بن ابیطالب در دل روایت دارد. ترکیب این دو سطح، پسر سایهها را به متنی تبدیل کرده که هم میتواند سرگرم کند و هم ذهن را درگیر پرسشهای عمیقتر کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
پسر سایهها به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای ماجراجویانه، فضاهای تاریخی و عناصر جادو و احضار جن علاقه دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دوست دارند در قالب یک روایت پرکشش، با چهرهای مثل سید رضی، فضای بغداد و بحثهایی دربارهی علوم غریبه، خرافه و علم نافع آشنا شوند. خواندن آن به معلمان و مربیانی هم پیشنهاد میشود که بهدنبال متنی داستانی برای گفتوگو دربارهی تفاوت خرافه و دانش، نقش کتاب و یتیمنوازی در سنت شیعی هستند.
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه