کتاب دولت شهر تنها محمد قائم خانی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دولت شهر تنها

کتاب دولت شهر تنها

انتشارات:نشر مهرستان
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب دولت شهر تنها

کتاب دولت‌شهر تنها نوشته‌ی محمدقائم خانی مجموعه‌ای از چند داستان است که نشر مهرستان آن را منتشر کرده است. این کتاب در فضایی معاصر و آشنا پیش می‌رود و از روستاهای کردنشین و پایگاه گردشگری تا کوچه‌پس‌کوچه‌های تجریش و دفتر عقد یک روحانی شناخته‌شده را در بر می‌گیرد. نویسنده در این مجموعه سراغ موقعیت‌هایی رفته است که در آن‌ها قدرت، دین، پول، عدالت، جوانمردی و ترس در هم گره می‌خورند و شخصیت‌ها ناچار می‌شوند میان منافع شخصی، آبرو، ایمان و آینده‌ی جمعی تصمیم بگیرند. داستان‌ها اغلب بر محور یک «اتفاق» یا «آزمون» شکل گرفته‌اند؛ از انتخاب نگهبان یک پایگاه گردشگری در روستایی کوچک تا تغییر متن خطبه‌ی عقد در بحبوحه‌ی اعتراضات شهری. در کنار نام محمدقائم خانی، نام نظامی گنجوی و اشاره به مخزن‌الاسرار و نعت چهارم نیز در شناسنامه‌ی اثر آمده که نشان می‌دهد نویسنده در پس‌زمینه‌ی فکری خود با سنت ادبی و اخلاقی کلاسیک گفت‌وگو کرده است. دولت‌شهر تنها با تکیه‌بر روایت‌های چندلایه‌ی موقعیت‌محور، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن نشانه‌ها، خواب‌ها، خاطره‌ها و شایعه‌ها بر سرنوشت آدم‌ها سایه می‌اندازند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب دولت شهر تنها

کتاب دولت‌شهر تنها مجموعه داستانی از محمدقائم خانی است که در چند روایت نسبتاً بلند، به زندگی آدم‌هایی می‌پردازد که در مرز میان ایمان و منفعت، عدالت و مصلحت، و گذشته و حال ایستاده‌اند. در داستان «نشانه» که بخش مفصلی از آن در متن آمده، ماجرا در روستایی کردنشین می‌گذرد؛ جایی که قرار است پایگاه نمونه‌ی گردشگری منطقه در آن ساخته شود و بیش از پنجاه ده و آبادی زیر نفوذ آن قرار بگیرند. شرکت مجری طرح، برای انتخاب «مراقب پایگاه» آزمون‌هایی طراحی کرده است که بر اساس آن‌ها تنها یک جوان روستایی به نام آسو نمره‌ی بالا گرفته است؛ چوپانی که شیر و محصولاتش را خودش به شهر می‌برد و زیر بار خرید ارزان نمی‌رود. اما کدخدا شوان که سال‌هاست در روستا نفوذ و اعتبار دارد، این انتخاب را تهدیدی برای موقعیت خود می‌بیند. گذشته‌ی او با هیوا، جوانمرد مشهور منطقه، و با آسو که یتیمِ بزرگ‌شده در خانه‌ی هیواست، در دل داستان باز می‌شود: از سیلی بنیان‌کن و نجات دارا به‌دست هیوا تا زلزله‌ای که دارا را زیر آوار طویله می‌گیرد و شکاف کوهی که حتی قبر هیوا را می‌شکافد. در این میان، شوان برای جلوگیری از انتخاب آسو، پای قرآن، قسم، خواب و نشانه را وسط می‌کشد و داستان به‌تدریج به پرسشی درباره‌ی معنای «نشانه‌ی الهی» و نسبت آن با منافع شخصی تبدیل می‌شود. کتاب دولت‌شهر تنها در فصل‌ها و داستان‌های جداگانه پیش می‌رود و هر داستان، جهان و شخصیت‌های خاص خود را دارد؛ اما در همه‌ی آن‌ها نوعی کشمکش اخلاقی و اجتماعی مشترک دیده می‌شود. کتاب دولت‌شهر تنها در داستان دیگری با عنوان «اتاق عهد» فضای خود را از روستا به تهران و محله‌ی تجریش منتقل می‌کند. این‌بار قهرمان داستان، مردی است که سال‌ها مرید و شاگرد یک روحانی شناخته‌شده در امامزاده صالح بوده و حالا در میانه‌ی اعتراضات و التهاب سیاسی، مأمور شده است درباره‌ی شایعه‌ای حساس تحقیق کند: این‌که آن روحانی در دفتر عقد خود متن خطبه‌ی عقد را تغییر داده و به‌جای ستایش خدا، طلا، قدرت و پول را در قالب خطبه‌ای عربی‌نما به سخره گرفته است. در این داستان، اتاق عقد، حیاط خانه، کوچه‌های اطراف امامزاده و بازار تجریش به صحنه‌ی گفت‌وگوی طولانی شاگرد و استاد تبدیل می‌شود؛ گفت‌وگویی که در آن از «القاضی فی النار» و سنگینی قضاوت تا نقش شایعه، شبکه‌های مجازی، نیروهای امنیتی، برچسب «ضد ولایت فقیه» و رؤیای دیدن رسول خدا در خواب مطرح شده است. کتاب دولت‌شهر تنها در هر دو داستان، از ساختار فصل‌بندی‌شده استفاده کرده است؛ مثلاً در «نشانه» با بخش‌هایی که با تیترهایی مانند «نشانه» و «اتاق عهد» از هم جدا شده‌اند. در این کتاب، محمدقائم خانی با بهره‌گیری از زبان محاوره‌ی محلی، اصطلاحات کردی، جزئیات آیینی و اداری، و نیز ارجاع به متون دینی و ادبی، فضایی می‌سازد که در آن تصمیم‌های کوچک روزمره، به مسائلی بزرگ‌تر درباره‌ی حقیقت، عدالت و مشروعیت گره می‌خورند. نام کتاب در هر داستان به‌نوعی بازتاب پیدا می‌کند: روستا و پایگاه گردشگری به‌مثابه یک «دولت‌شهر» کوچک، و دفتر عقد و شبکه‌ی مریدان در تجریش به‌عنوان دولت‌شهری دیگر که در تنهایی و محاصره‌ی شایعه و فشار سیاسی قرار گرفته است.

خلاصه داستان دولت شهر تنها

در دولت‌شهر تنها محور اصلی داستان‌ها، مواجهه‌ی شخصیت‌ها با آزمون‌هایی است که در آن‌ها باید میان حقیقت درونی و ظاهر مقبول اجتماعی یکی را برگزینند. در داستان «نشانه» کدخدا شوان در روستایی کردنشین، سال‌هاست که با شبکه‌ای از روابط اداری و حکومتی، جایگاه خود را تثبیت کرده است. وقتی شرکت گردشگری تصمیم می‌گیرد پایگاه نمونه‌ی منطقه را در روستای او بنا کند، شوان آینده‌ای رؤیایی برای خود و نسلش می‌بیند: روستایی که شاید روزی مرکز بخش و بعد شهر شود و نام او را بر خود داشته باشد. اما شرکت برای انتخاب مراقب پایگاه، آزمون‌هایی طراحی کرده که در آن‌ها معیارهایی مانند اهمیت‌دادن به کار بیش از روابط خونی، نحوه‌ی برخورد با مشتری ناشناس، و تصمیم‌گیری در موقعیت‌های بدون دستورالعمل سنجیده می‌شود. نتیجه این است که از میان ده‌ها نفر، تنها آسو، چوپان جوان روستا، نمره‌ی بالا می‌گیرد. شوان که پیش‌تر بر سر فروش شیر و ماست با آسو درگیر شده و او را جوانی سرکش دیده است، این انتخاب را برنمی‌تابد. در جلسه‌ای که با حضور نماینده‌ی شرکت، عمرانی، و مردان روستا برگزار می‌شود، ابتدا همه از جوانمردی آسو و از هیوا، مردی که او را بزرگ کرده، یاد می‌کنند. هیوا در گذشته با فداکاری، دارا، پسر شوان، را از سیل نجات داده و سال‌ها به مردم منطقه کمک کرده است. اما شوان که نمی‌خواهد کلید پایگاه و نمایندگی روستا به دست آسو بیفتد، شروع می‌کند به زیر سؤال‌بردن هیوا و آسو؛ از نسب نامعلوم آسو تا بی‌سوادی و ناآشنایی‌اش با «سواد دولتی». او برای قطع بحث، قرآن را بالای سر می‌گیرد و سوگند می‌خورد که اگر خدا نشانه‌ای از قرب و ارج هیوا نشانش بدهد، از مخالفت با انتخاب آسو دست بکشد و خود، کلید پایگاه را به او بسپارد. شب، شوان در خواب و بیداری با دو رؤیا روبه‌رو می‌شود: در اولی، گله‌های بی‌شمار بز و گوسفند بی‌چوپان به‌سوی دروازه‌ی شرکت هجوم می‌آورند و آسو بر قله‌ای ایستاده و واکنشی نشان نمی‌دهد؛ در دومی، زلزله‌ای خانه و طویله‌ی شوان را ویران می‌کند و دارا زیر آوار گوسفندان کشته می‌شود. صبح، شوان به قبرستان می‌رود و می‌بیند که شکاف زمین، چند قبر را بلعیده و تنها سنگ قبر هیوا، که خودش سفارش داده، سر جایش مانده اما از وسط شکافته شده است. وقتی کفن را کنار می‌زند، پیکر سالم هیوا را می‌بیند؛ گویی تازه خوابیده است. در همین لحظه صدای زنگوله‌ی گله‌ی آسو از دشت می‌آید و شوان سر بر سجده می‌گذارد. داستان، شوان را در نقطه‌ای رها می‌کند که باید میان قسمی که خورده، نشانه‌ای که دیده و نقشه‌هایی که برای آینده‌ی خود کشیده، یکی را برگزیند. در «اتاق عهد» قهرمان داستان مردی است که سال‌ها پای منبر و جلسات اخلاقی حاج‌آقایی در امامزاده صالح تجریش نشسته و حالا در میانه‌ی پاییز ملتهب، با شایعه‌ای روبه‌رو شده است: این‌که حاج‌آقا در دفتر عقد خود، متن خطبه‌ی عقد را تغییر داده و به‌جای ستایش خدا، طلا، قدرت و پول را در قالب عباراتی عربی‌نما ستوده تا به‌نوعی به حکومت دینی و پیوند دین و سیاست اعتراض کند. مرد که امروز در ساختار رسمی جایگاهی دارد، مأمور شده است حقیقت را از استادش بپرسد و گزارشی بنویسد که می‌تواند به بسته‌شدن دفتر عقد و حتی پرونده‌سازی علیه حاج‌آقا منجر شود. گفت‌وگوی طولانی آن دو در اتاق عقد، میان خاطرات جلسات قدیمی، صف‌های طولانی زوج‌های جوان، و حضور نیروهای امنیتی و پامنبری‌های یک روحانی دیگر به نام عزیزی، پیش می‌رود. حاج‌آقا نه شایعه را تکذیب می‌کند و نه از کار خود عقب‌نشینی؛ بلکه با پخش‌شدن فیلمی که در آن خطبه‌ای درباره‌ی «رب‌الذهب و الفضه» و «رب‌القدره و الملک» می‌خواند، عملاً نشان می‌دهد که قصد داشته است آلهه‌ی پنهان پول و قدرت را برملا کند. او تنها اشاره می‌کند که رسول خدا را در خوابی دیده و مأموریتی بر عهده‌اش گذاشته شده است. مرد در پایان، درمی‌یابد که نقش او فقط رساندن پیام حاج‌آقا به «آقایان پیگیر ماجرا»ست؛ پیامی که در آن، حاج‌آقا تهدید می‌کند اگر از انجام مأموریتش بازداشته شود، همه‌ی کارهایش از جمله عقد، وعظ و روضه را به فرزندانش واگذار خواهد کرد و خود کنار خواهد رفت.

چرا باید کتاب دولت شهر تنها را بخوانیم؟

دولت‌شهر تنها به‌جای طرح مستقیم شعار یا موضع‌گیری، موقعیت‌هایی را پیش می‌کشد که در آن‌ها شخصیت‌ها ناچارند میان ایمان، منفعت، آبرو و حقیقت یکی را انتخاب کنند. در داستان «نشانه» کدخدایی دیده می‌شود که برای حفظ جایگاهش، حتی حاضر است خاطره‌ی جوانمردی مثل هیوا را زیر سؤال ببرد و در عین حال، از زبان قرآن و رؤیا برای توجیه یا نفی تصمیم‌هایش استفاده کند. این داستان نشان می‌دهد چگونه مفاهیم دینی مانند نشانه، قسم، قبرستان و خواب می‌توانند هم ابزار خودفریبی باشند و هم امکان بیداری. در «اتاق عهد» نیز دفتر عقد، که معمولاً محل آغاز زندگی مشترک است، به صحنه‌ی جدال بر سر مشروعیت، شایعه، و نسبت دین و سیاست تبدیل شده است؛ جایی که یک روحانی سالخورده با تغییر متن خطبه، آلهه‌ی پنهان پول و قدرت را به رخ می‌کشد و شاگردش را در موقعیت دشوار قضاوت و گزارش‌نویسی قرار می‌دهد. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن این‌که چگونه تصمیم‌های ظاهراً کوچک در روستا یا در یک اتاق عقد، به شبکه‌ای از نیروهای بزرگ‌تر گره می‌خورند؛ از شرکت‌های گردشگری و نهادهای امنیتی تا شبکه‌های مجازی و هیئت‌های مذهبی. دولت‌شهر تنها همچنین تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن شایعه، خاطره، رؤیا و سند رسمی هم‌زمان بر سرنوشت آدم‌ها اثر می‌گذارند و هیچ‌کس نمی‌تواند فقط با تکیه‌بر ظاهر، خود را از مسئولیت کنار بکشد. زبان اثر، با ترکیب گفت‌وگوهای محلی، اصطلاحات کردی، جزئیات زندگی روزمره و نقل آیات و احادیث، فضایی می‌سازد که هم به تجربه‌ی زیسته‌ی امروز نزدیک است و هم به سنت‌های اخلاقی و دینی پیوند دارد. برای کسانی که به دنبال متنی هستند که از دل داستان، پرسش‌هایی درباره‌ی عدالت، قدرت، دین و وجدان فردی طرح کند، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای درگیرکننده باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن دولت‌شهر تنها به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های شخصیت‌محور با پس‌زمینه‌ی اجتماعی و سیاسی علاقه‌مند هستند. به خوانندگانی که دغدغه‌ی نسبت دین و قدرت، عدالت و مصلحت، و نقش شایعه و رسانه در زندگی امروز را دارند، این کتاب پیشنهاد می‌شود. همچنین به علاقه‌مندان ادبیات روستایی و روایت‌هایی که در آن‌ها فضاهای مذهبی شهری مانند امامزاده و دفتر عقد به صحنه‌ی کشمکش‌های اخلاقی تبدیل می‌شوند، می‌توان این اثر را توصیه کرد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۷۶۱٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

حجم

۷۶۱٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان