
کتاب سفر یک شورشی
معرفی کتاب سفر یک شورشی
کتاب سفر یک شورشی نوشتهی راضیه بابایی داستانی بلند دربارهی نوجوانی است که در میانهی آشوبهای سیاسی و مذهبی شهر قم، راه خود را میان ترس، شجاعت و عدالتخواهی جستوجو میکند. نشر مهرستان آن کتاب را منتشر کرده است و متن حاضر نسخهای است که برای مطالعهی الکترونیکی آماده شده است. روایت در فضایی تاریخی شکل گرفته که در آن، سربازان خلیفه، شورشها، خراج، جزیه، آتشکدهها و بازارهای شلوغ، پسزمینهی زندگی خانوادهای زرتشتی را میسازند؛ خانوادهای که با فقر، تبعیض و ترس از سربازان عباسی دستوپنجه نرم میکند. محور اصلی داستان نوجوانی به نام برزو است؛ پسری بلندبالا و پرانرژی که میان توصیههای محتاطانهی پدر، خاطرهی تلخ ناپدیدشدن پدربزرگ شورشیاش و کشش درونی به دفاع از مظلومان، مدام در کشمکش است. در این میان، دوستی او با فرخزاد آهنگر، گفتوگوهایش با ونداد آسیابان و رابطهی پرتنش و درعینحال عاطفیاش با پدر و مادر، لایههای مختلفی از رشد فکری و عاطفی او را نشان میدهد. سفر یک شورشی هم به معنای سفر بیرونی برزو از روستا به شهر و دل حوادث است و هم به معنای سفری درونی به سوی فهم هویت، ایمان، عدالت و مسئولیت. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سفر یک شورشی
کتاب سفر یک شورشی داستانی تاریخیمحور است که راضیه بابایی در آن زندگی نوجوانی زرتشتی به نام برزو را در روزگار حکومت عباسیان روایت کرده است. ماجرا در قم و روستایی اطراف آن میگذرد؛ جایی که آتشکدهها، چهارتاقی، آسیاب آبی، باغهای سیب و خانههای سنگی، صحنهی رویارویی مردم با سربازان خلیفه و مأموران خراج است. در همان فصلهای آغازین، خواننده با فضای پرتنش شهر روبهرو میشود: خیمههای سربازان تازهوارد، نام یحییبنعمران بهعنوان رهبر شورش، حضور فرماندهای به نام علیبنهشام، و مردمی که میان ترس و خشم، در سکوت به سمت دروازهی شهر میروند. در این بستر، برزو و پدرش شیرویه برای فروش سیبها به شهر میآیند و درگیر ماجرایی میشوند که زندگیشان را زیرورو میکند؛ از زورگویی سربازان و تحقیر «مجوسی»ها تا لحظهای که برزو برای نجات یک دیوانهی آزاردیده، بیمحابا در برابر سربازان میایستد. کتاب سفر یک شورشی در چندین فصل پیوسته پیش میرود و هر فصل بخشی از این جهان را روشنتر میکند؛ از فصلهایی که به «در پیچ کوچه» و فضای بازار و دروازهی شهر میپردازد تا فصلهایی مانند «راز مخفی در آسیاب آبی» که در آن، گذشتهی خانوادهی برزو و نامهای پنهانماندهای مثل هدیش و آتور آشکار میشود. در فصلهای میانی، روایت به خانه و روستا برمیگردد؛ به گفتوگوهای پرتنش برزو و پدر دربارهی ترس، احتیاط و شجاعت، به دلنگرانیهای مینوکبانو، به بازیها و حرفهای مهدخت و آذردخت، و به خاطرهی قحطی و بیماری که سالها پیش روستا را درنوردیده است. در ادامه، کتاب سفر یک شورشی با فصلهایی مانند «بال و پربسته» و «سوار ناشناس» نشان میدهد که چگونه میل برزو به مبارزه و عدالت، با ترس عمیق خانواده از تکرار سرنوشت پدربزرگش گره میخورد. گفتوگوهای او با ونداد در آسیاب آبی، پرده از گذشتهای برمیدارد که در آن هدیش و پسرش آتور، خانه را برای پیوستن به شورشها ترک کردهاند و خجستهبانو سالها چشمبهراه مانده است. این رفتوبرگشت میان اکنون و گذشته، میان روستا و شهر، و میان آتشکده و میدان نبرد، ساختار کلی کتاب را شکل داده است.
خلاصه داستان سفر یک شورشی
داستان سفر یک شورشی با صحنهای پرتنش آغاز میشود: برزو و پدرش شیرویه با گاری سیب به سمت شهر قم میروند، درحالیکه خیمههای سربازان خلیفه بیرون حصار شهر برپا شده و خبر شورش یحییبنعمران دهانبهدهان میچرخد. شیرویه که زرتشتی است و سالها تحقیر و زورگویی مأموران را چشیده، از سربازان میگریزد و ترجیح میدهد کنار حصار شهر بساط کند؛ اما برزو با اندامی درشت و روحیهای ناآرام، تصمیم میگیرد به شهر برود، دوستش فرخزاد را ببیند و از اوضاع سر دربیاورد. در بازار، او همزمان با تماشای دکانها و شنیدن خبرهای شورش، شاهد رفتار خشن سربازان عباسی با مردم است. نقطهی عطف نخست زمانی است که چند سرباز مست، دیوانهای بیپناه را در کوچهای باریک آزار میدهند. برزو که درس جوانمردی را از پدر شنیده اما از احتیاط افراطی او دلچرکین است، نمیتواند ساکت بماند. با زبانی چرب و لحنی احترامآمیز، سربازان را خطاب قرار میدهد، از «نور چشم بودن»شان میگوید و درعینحال آنها را قانع میکند که رهاکردن دیوانه، نشانهی بزرگواریشان است. او مرد دیوانه را از میانشان بیرون میکشد و میگریزد؛ کاری که هم غرورش را سیراب میکند و هم بذر خطر را میکارد. کمی بعد، کنار حصار شهر، همان دو سرباز، یعقوب و جندب، به گاری سیبهای شیرویه نزدیک میشوند. ابتدا با تمسخر «مجوسی»ها و نسبتدادن دروغهایی دربارهی آتشپرستی، آنها را تحقیر میکنند و سپس میخواهند سیبها را بدون پرداخت سکه بردارند. شیرویه با ترس و احترام حرف میزند، اما برزو تاب نمیآورد و با صراحت میگوید که این کار دزدی است و آنها حق ندارند دسترنج کشاورزان را به بهانهی دین و شورش مردم قم غارت کنند. درگیری بالا میگیرد، گاری واژگون میشود، سیبها زیر چکمهها له میشوند و در نهایت، برزو با چند حرکت تند، یعقوب و جندب را به زمین میکوبد. مردم هلهله میکنند، اما برزو و پدرش ناچار میشوند برای نجات جانشان از شهر بگریزند و از میان درختان و کوهها خود را به روستا برسانند. بازگشت به روستا، آغاز بخش دوم سفر یک شورشی است؛ بخشی که در آن، پیامدهای این «شجاعت» آشکار میشود. گاری و محصول سالانه از دست رفته، ترس از تعقیب سربازان، و احساس گناه و خشم در فضای خانه میپیچد. شیرویه که سالهاست برای حفظ خانواده، سر به زیر و دور از معرکه زندگی کرده، سیلیای به برزو میزند و او را «بیتجربه» و «حماقتپیشه» میخواند. برزو اما پدر را «ترسو» میبیند و زندگی در سایهی ترس را شبیه زندگی چهارپایان میداند. این کشمکش نسلی، در گفتوگوهای شبانهی او با مادرش مینوکبانو ادامه پیدا میکند؛ جایی که مادر از قحطی، بیماری و سالهای مرگبار گذشته میگوید و از اینکه چگونه شیرویه با احتیاط، خانواده را از آن طوفان عبور داده است. در فصل «راز مخفی در آسیاب آبی»، برزو به سراغ ونداد آسیابان میرود تا از نامهایی که در خانه نیمهپنهان ماندهاند سر دربیاورد: هدیش و آتور. ونداد که سالهاست در کنار رودخانه گندم آرد میکند، کمکم لب باز میکند و میگوید هدیش، پدربزرگ برزو، و آتور، عمویش، زمانی همراه شورشها شدهاند و خجستهبانو را تنها گذاشتهاند. هدیش که تحتتأثیر اندیشههای عدالتخواهانه و شاید مزدکی بوده، آتور نوجوان را با خود برده و دیگر بازنگشته است. این روایت، برای برزو هم الهامبخش است و هم هشداردهنده: از یکسو، تصویری قهرمانانه از مردی که در برابر ظلم ایستاده، و از سوی دیگر، سایهی سنگین رنج مادربزرگی که عمری چشمبهراه مانده است. در فصلهای بعدی، برزو میان این دو تصویر سرگردان است؛ از یک طرف، دلش میخواهد مانند هدیش و آتور در برابر سربازان و خلیفه بایستد و از طرف دیگر، نگاه نگران پدر و مادر و خاطرهی قحطی و کشتار، او را به احتیاط فرامیخواند. نیایشهای صبحگاهی در چهارتاقی، نگهبانی از آتش مقدس، کار در باغ سیب و چرای گوسفندان، در کنار خبرهای تازه از شهر و زمزمهی شورشها، کمکم او را به نقطهای میرساند که باید میان ماندن در روستا و پیوستن به راهی پرخطر، تصمیم بگیرد. پیام اصلی سفر یک شورشی در همین دوگانه شکل میگیرد: شجاعت بدون خرد، میتواند خانوادهای را نابود کند و احتیاط بدون عدالتخواهی، به زندگی در تحقیر و ترس میانجامد. داستان، مسیر رشد برزو را در میانهی این دو قطب دنبال کرده است.
چرا باید کتاب سفر یک شورشی را بخوانیم؟
سفر یک شورشی از دل جزئیات زندگی روزمرهی یک خانوادهی زرتشتی، تصویری زنده از تجربهی «اقلیت بودن» در سایهی قدرت سیاسی و مذهبی غالب ارائه کرده است. در این داستان، تبعیض فقط یک شعار کلی نیست؛ در صحنههای مشخصی مثل زورگیری سرباز از شیرویه به بهانهی جزیه، تحقیر «مجوسی»ها کنار دروازهی شهر، و مصادرهی سیبها به نام خلیفه، نشان داده شده است. این نگاه، امکان همدلی با کسانی را فراهم میکند که در هر دورهای، زیر فشار قدرت، ناچار به سکوت یا فرار شدهاند. از سوی دیگر، کتاب سفر یک شورشی رشد یک نوجوان را در مرکز خود قرار داده است؛ نوجوانی که میان دو الگو گیر کرده است: پدری که برای حفظ خانواده، سکوت و احتیاط را انتخاب کرده و پدربزرگی که نامش با شورش و مبارزه گره خورده است. این تضاد، بهجای اینکه با قضاوت ساده حل شود، در گفتوگوهای طولانی، خاطرات، ترسها و امیدها باز میشود و نشان میدهد که شجاعت و ترس، هر دو ریشه در تجربههای واقعی دارند. یکی از ویژگیهای شاخص کتاب، استفاده از فضاها و اشیای ملموس برای ساختن جهان داستان است: چهارتاقی و آتش مقدس، آسیاب آبی و صدای سنگها، گاری سیب و بوی ادویهی بازار، پاپوشهای پوسیده و رؤیای چکمههای سربازان. این جزئیات، هم فضای تاریخی را قابل لمس کرده و هم دغدغههای شخصیتها را عینی ساخته است؛ مثلاً رؤیای برزو برای پوشیدن چکمه، فقط یک خواستهی مادی نیست، بلکه نمادی از میل او به قدرت و حرکت آزادانه است. در کنار اینها، سفر یک شورشی بهخوبی نشان داده است که «عدالتخواهی» فقط در میدان جنگ تعریف نمیشود؛ گاهی در یک کوچهی باریک، در دفاع از یک دیوانهی بیپناه، یا در اعتراض به لگدمالشدن سیبها، شکل میگیرد. این نگاه، مفهوم شجاعت را از قهرمانسازیهای اغراقآمیز دور کرده و آن را به انتخابهای روزمرهی یک نوجوان نزدیک کرده است. برای کسانی که به داستانهایی با پسزمینهی تاریخی، کشمکشهای نسلی، و پرسشهای جدی دربارهی ایمان، هویت و عدالت علاقه دارند، این کتاب میتواند تجربهای درگیرکننده باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن سفر یک شورشی به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای تاریخی، ماجراهای پرتنش و شخصیتهای پرسشگر علاقه دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی عدالت، تبعیض مذهبی، هویت دینی و کشمکش میان شجاعت و احتیاط برایشان مهم است. معلمان و مربیان حوزهی نوجوان هم میتوانند برای گفتوگو دربارهی شجاعت، مسئولیتپذیری و پیامدهای انتخابها از آن کتاب استفاده کنند.
حجم
۲٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۶ صفحه
حجم
۲٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۶ صفحه