
کتاب هگل و نقد متافیزیک
معرفی کتاب هگل و نقد متافیزیک
کتاب هگل و نقد متافیزیک (Hegel's critique of metaphysics)، نوشته بئاتریس لونگونس و ترجمه حسین نیکبخت، تلاشی است برای خواندن دوبارهی منطق هگل در پیوند تنگاتنگ با فلسفهی کانت. نویسنده در این اثر بهسراغ علم منطق هگل میرود و آن را همزمان بهعنوان نقدی بر متافیزیک سنتی و ادامه و دگرگونیِ پروژهی استعلایی کانت بررسی میکند. تمرکز اصلی این اثر بر آموزهی ذات در علم منطق است و سپس به منطق سوبژکتیو و مفاهیمی چون مفهوم، حکم و عقل بسط مییابد. نشر نی در سال ۱۴۰۴ این کتاب را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هگل و نقد متافیزیک اثر بئاتریس لونگونس
کتاب هگل و نقد متافیزیک اثری است که بئاتریس لونگونس در آن پروژهی فلسفی هگل را از دلِ گفتوگوی او با کانت و نیز با سنت مارکسیستی بازخوانی کرده است. نویسنده در پیشگفتار توضیح میدهد که این کتاب در اصل رسالهی دکترای او بوده و از دل بحثهای پرحرارت دربارهی نسبت مارکس، هگل و آلتوسر شکل گرفته است. در همانجا نشان داده میشود که چگونه علاقهی اولیه به ماتریالیسم تاریخی و تفسیرهای مارکسیستی از هگل بهتدریج جای خود را به تمرکز بر دِین هگل به فلسفهی استعلایی کانت میدهد.
کتاب هگل و نقد متافیزیک در بخش نخست بر آموزهی ذات در علم منطق متمرکز است و فصلهایی دربارهی نسبت منطق دیالکتیکی هگل و منطق استعلایی کانت، مفهوم تناقض، مفهوم مبنا و تحلیل مقولات وجهی مانند امکان، فعلیت و ضرورت دارد. در این بخش، بئاتریس لونگونس نشان میدهد که چگونه مفاهیمی چون تناقض و مبنا در هگل تنها با رجوع به بحثهای کانت دربارهی مفاهیم بازتاب و وحدت استعلایی خودآگاهی فهم میشوند و چگونه هگل در عین نقد متافیزیک جزمی، از چهارچوب کانتی فراتر میرود.
بخش دوم کتاب هگل و نقد متافیزیک شامل دو مقالهی متأخرتر نویسنده است و چشماندازی متفاوت بر منطق سوبژکتیو عرضه میکند. در این بخش، بئاتریس لونگونس بهسراغ مفاهیم مفهوم، حکم و عقل در منطق سوبژکتیو میرود، آنها را با منطق استعلایی کانت و متن ایمان و دانش هگل میسنجد و نشان میدهد که چگونه هگل ایدهی فاهمهی شهودی کانت و مفهوم خدا را در مرکز پروژهی منطقی خود قرار میدهد. در فصل پایانی نیز تفسیر هگل از جدول احکام کانت و تعریف او از امر عقلانی بهمثابه قیاس تحققیافته بررسی شده است.
خلاصه کتاب هگل و نقد متافیزیک
بئاتریس لونگونس در کتاب هگل و نقد متافیزیک، بهدنبال آن است که نشان دهد علم منطق هگل را میتوان بهمنزلهی نقدی درونی بر متافیزیک فهمید؛ نقدی که بهجای تعیین شرایط امکان متافیزیک، خودِ مفاهیم متافیزیکی را در حرکتشان بررسی میکند. نویسنده در بخش نخست، با تمرکز بر آموزهی ذات، مفاهیمی چون ذات، نمود، مبنا، شرط، تناقض و مقولات وجهی را تحلیل میکند و نشان میدهد که هگل چگونه دوگانهانگاریِ ذات/ نمود و نیز الگوی بازنمودیِ کانتی را دگرگون کرده است.
در بخش دوم کتاب هگل و نقد متافیزیک، لونگونس به منطق سوبژکتیو میپردازد و تحول مفاهیم مفهوم، حکم و عقل را از کانت تا هگل دنبال میکند. او از یکسو بر پیوند علم منطق با سه نقد کانت تأکید میکند و از سوی دیگر نشان میدهد که هگل با صحهگذاشتن بر ایدهی فاهمهی شهودی و تفسیر حکم بهمثابه تقسیمشدن هستی نامتناهی، در پی احیای نوعی متافیزیک است که از محدودیتهای کانتی فراتر میرود، هرچند نویسنده در پایان در استحکام این احیا، تردیدهایی طرح میکند.
چرا باید کتاب هگل و نقد متافیزیک را بخوانیم؟
این کتاب تصویری دقیق و مرحلهبهمرحله از نسبت هگل با کانت و متافیزیک ارائه میکند و نشان میدهد که علم منطق چگونه هم ادامهی پروژهی استعلایی است و هم نقد ریشهای آن. خواننده در این کتاب با مفاهیم کلیدی منطق هگل، جایگاه آموزهی ذات و منطق سوبژکتیو و نیز بحثهای معاصر دربارهی هگل، کانت و مارکس آشنا میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران فلسفه، بهویژه علاقهمندان به هگل، کانت، ایدئالیسم آلمانی و نظریهی انتقادی پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر پرسشهایی دربارهی سرنوشت متافیزیک، منطق دیالکتیکی و نسبت اندیشه و واقعیت هستند.
درباره بئاتریس لونگونس
بئاتریس لونگونس فیلسوف و استاد دانشگاه فرانسوی است که در ۶ سپتامبر ۱۹۵۰ متولد شده و عنوان استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه نیویورک را دارد. حوزههای اصلی پژوهش او فلسفهی ایمانوئل کانت، گئورگ ویلهلم فریدریش هگل و فلسفهی ذهن است. او از اعضای آکادمی هنرها و علوم آمریکا به شمار میآید و از برجستهترین پژوهشگران معاصر در زمینهی کانت و هگل محسوب میشود.
لونگونس در سال ۱۹۸۰ دکترای خود را با پژوهشی دربارهی نقد متافیزیک در اندیشهی هگل دریافت کرد و در سال ۱۹۹۲ نیز دکترای دولتی خود را با تمرکز بر مفهوم قوهی داوری در فلسفهی کانت به پایان رساند. او در دانشگاهها و مؤسسات مختلفی از جمله پاریسـسوربن، مدرسهی عالی نرمال و... تدریس کرد و سپس به دانشگاه پرینستون پیوست، جایی که ابتدا بهعنوان دانشیار و بعد بهعنوان استاد تمام فعالیت کرد. او در سال ۲۰۰۴ به دانشگاه نیویورک رفت و فعالیت علمی خود را در آنجا ادامه داد.
لونگونس در طول فعالیت حرفهای خود، فرصتها و بورسیههای پژوهشی متعددی دریافت کرده و در مؤسسات علمی گوناگون از جمله مؤسسهی مطالعات پیشرفته در برلین و مؤسسهی علوم انسانی دانشگاه نیویورک حضور داشته است. همچنین چندین جایزهی علمی از آکادمی آمریکایی در برلین دریافت کرده است. او در سال ۲۰۲۱ موفق به دریافت جایزهی هگل شد.
درباره گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، متولد ۲۷ اوت ۱۷۷۰، از فیلسوفان برجستهی آلمانی و از پایهگذاران ایدئالیسم آلمانی است. او در شهر اشتوتگارت و در خانوادهای مسیحی به دنیا آمد و علاقهاش به یادگیری از همان سالهای کودکی و تحتتأثیر آموزشهای مادرش شکل گرفت. در سال ۱۷۸۴ وارد دبیرستان ایلوستره شد و در آنجا با اندیشههای عصر روشنگری آشنا شد. آثار متفکرانی چون اسپینوزا، کانت، روسو و گوته تأثیر زیادی بر او گذاشتند.
هگل از سال ۱۷۸۸ تحصیلات دینی خود را در مدرسهی پروتستان توبینگن ادامه داد و در آنجا با فریدریش شلینگ و فریدریش هولدرلین همدرس و دوست شد. این سه نفر توجه ویژهای به انقلاب فرانسه داشتند، اخبار آن را دنبال میکردند و محفلی برای بحث دربارهی ادبیات و اندیشههای انقلابی بر پا کرده بودند.
پس از پایان تحصیل در سال ۱۷۹۳، هگل بهعنوان معلم سرخانه در شهر برن مشغول به کار شد و همزمان به مطالعه و نگارش آثارش ادامه داد. در سال ۱۸۱۶ کرسی استادی فلسفه در دانشگاه هایدلبرگ را پذیرفت و دو سال بعد به دانشگاه برلین رفت و به تدریس پرداخت.
او در طول زندگیاش چهار اثر مهم منتشر کرد که شامل پدیدارشناسی روح، علم منطق، دایرةالمعارف علوم فلسفی و عناصر فلسفهی حق هستند. نوشتههای هگل به پیچیدگی مشهورند و برتراند راسل او را از دشوارفهمترین فیلسوفان غرب دانسته است.
هگل در سال ۱۸۳۰ به ریاست دانشگاه برلین رسید و سرانجام در ۱۴ نوامبر ۱۸۳۱ در اثر شیوع بیماری وبا درگذشت. پس از مرگش نیز یادداشتها و دستنوشتههای فراوانی از او باقی ماند که بعدها گردآوری و منتشر شدند.
بخشی از کتاب هگل و نقد متافیزیک
«این نکته را تقریباً همه میدانند که «حقیقتِ» مفاهیم، بهباورِ هگل، نه در انطباقِ ادعاییشان با ابژهای مستقل از آنها، بلکه در انطباقشان با پروژهای از اندیشهورزی است که در آنها تحقق مییابد. در علمِ منطق، پروژهٔ اولیه توصیف کردنِ هستی است. اما این پروژه بلافاصله شکست میخورد، و علمِ منطق همانا شرحِ طاقتفرسای تلاشهای متوالی است برای پاسخ دادن به این شکست و بازصورتبندیِ این پروژه به طریقی که تحققِ آن میسر گردد. این صورتبندیهای تازه کداماند و بهواقع چگونه پروژهای را تعریف میکنند که ممکن است محقق شود و در واقع بناست از طریقِ کلِ آن فرایندِ اندیشهورزی که در علمِ منطق شرح و بسط یافته است به تحقق برسد؟ بهبیانِ دیگر، چگونه میتوان مفاهیم را بر اساسِ «حقیقت» شان ارزیابی کرد، اگر این امر به معنای بسندگیِ آنها برای پروژهای باشد که بناست به انجام برسانند؟ هرقدر هم که پاسخ دادن به چنین پرسشی دشوار باشد، پذیرفتنِ اینکه اینها چهارچوبِ مسئلهٔ هگل در علمِ منطقاند شرطی ضروری حتی برای شروعِ ورود به متنِ این اثر است.»
حجم
۴۲۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۴۲۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه