«اینشتین عاشق (عاشقانهای علمی)» اثر دنیس اوربای (-۱۹۴۴) است.
کتاب پیشرو، نهتنها داستانی بدیع و کمآشنا از چهرهای دیرآشنا را به قلم تحریر درمیآورد، بلکه در نگاهی علاقهمندانه و پویا، گوشهوکنار تاریخ سیاسی، هنری و البته علمی بازهای پُرهیاهو از سرنوشت بشری را به تصویر میکشد. گویی در روزها، شهرها و رویدادهای آن دوران نفس کشیده، زندگی کرده و هیجان را چشیدهاید. نزدیکی به نام پُرسیطرهی تاریخ علم و مکاشفه در رمزوراز وجود شگفتانگیز اینشتین، خواننده را گامبهگام با زندگی و احساس و درگیریهای ذهنی وی همراه میکند و مجال تجربهی ناشناختهها و ناگفتههای زندگی پیچیدهی آن روزگار را در قالب روزمرگی و فرازونشیبهای بُت فیزیک نوین، به او هدیه میکند. قلم روان و روایت سادهی نویسنده، قابللمس بودن زندگی اینشتین را بهعنوان آلبرت اینشتین بهخوبی ارزانی میدارد و دیگر سایهی سنگین دانشمند بزرگ علم فیزیک و کوانتوم نیست که در پس چشمان خوانندگان قد میکشد، بلکه این آلبرتی است که برای رسیدن به بالاترین نقطهی علم، از پیشپاافتادهترین و گاه پَستترین جادههای زندگی گام برداشته است.
بخشی از این کتاب:
زوریخ، ۱۸۹۷. آلبرت اینشتین ۱۸ ساله، غمگین و متأسف در اتاقش تنها نشسته است. اندام ریزنقش و کوتاهش در لباسخواب کهنهای پیچیده شده است. موهایی مجعد و تیره، صورت حساسش را -که چشمهایی درشت و قهوهای و یک بینی گوشتالود و دهانی کوچک بر آن نقش بسته است- احاطه کرده است. سبیل پرپشتی لب بالایی او را پوشانده و تهریشی بر گونههای جوانش دیده میشود. مدتی است او احساس میکند نیرویی برای بیرون رفتن از اتاقش ندارد؛ حتی برای اصلاح صورتش. نسیم ملایم ماه ژوئن از پنجرههای رو به خیابان اورنیون در قلب خوابگاه معروف دانشجویان زوریخ میگذرد. پایین تپه در مرکز شهر قدیمی، دانشجویان کوچههای خیابان «نیدردورف» را پُر کردهاند. همهمه و دود تنباکوی کافههای اطراف، رودخانهی لیمات را دربرگرفته است. خورشید به روی همه میخندد بهجز او.
تعطیلات بهاری موسوم به «ویتسانتیده»، جشن پنجاهه (عید گلریزان که در آن جشن یکشنبه سفید برپا میشود)، نزدیک است و آلبرت به خانهی «سلینا کاپروتی» در کنار دریاچهی زوریخ میرود. آنجا موتسارت مینوازد، درحال صحبتهای دلنشین سیگار میکشد و دربارهی فیزیک و فلسفه با دوست تازهاش مایکل بسوی باهوش اما مردد، بحث میکند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب اینشتین عاشق (عاشقانهای علمی) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
این کتاب رو چاپیش رو خوندم
خیلی جالب به زوایای زندگی انیشتین آشنا میشید
یکم بابت دم دمی مزاج بودنش شوکه شدم ولی خب کسیه که نسبیت رو تعریف کرده و توی دانشگاه هرچی میکشیم از اون و هم دوره ای هاشه...بیشتر
۰
•° زهــــرا °•
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۷
اگه میخواید یه کتاب بخونید ولی بین چند راهی گیر کردید که زندگینامه بخونید یا یه کتاب علمی یا رمان عاشقانه یا یه داستان تاریخی، این کتاب میتونه انتخاب خیلی خوبی براتون باشه چون ترکیب همه اینهاست!
به شدت جذاب بود!...بیشتر
۱
سینا
۱۳۹۶/۰۹/۱۵
عالیه هم علمیه هم عاشقانه هم اجتماعی
۰
رفیع پور
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۴
بُلِه. انیشتین رو با اینجوری برای ما الگو میکنند، کسی که زن باز و شهوت ران بوده. تاثیر زیادی داره، با خودمون میگیم وقتی انیشتین هوسران بوده و پیشرو فیزیک، ما چرا هوس باز نباشیم؟! حالا فوقش یه چند روزی...بیشتر
«اگر الان اینجا بودی، همهی دلیلها را رد میکردم و بهعنوان تنبیه یک بوسه از تو میگرفتم و حسابی به تو میخندیدم، فرشتهی کوچک نازنین! و آیا باید صبور باشم؟ خب مگر چارهی دیگری هم دارم فرشتهی کوچک شیطان من».
مدتها بعد، ماری عنوان کرد: «همدیگر را دوست داشتیم و این یک عشق خالص بود».
zohreh mi
۳
تته این بیماری را به ارث برده بود. بهنظر میرسید که گناه آلبرت در همراهی با زنی نامناسب بوده است؛ یک زن لنگ، یک گواتری، بیمار و احتمالاً مبتلا به سل، با ریشههای سمی در مغز، با مشکل غدد و نیاز به گفتن نیست که ناسالم و مالیخولیایی.
شراره
۱
فیزیک، موسیقی اینشتین بود.
عبدالوهاب
۰
. بلوغ زودهنگام آلبرت، تنها برای کسانیکه مسئولیت آموزش وی را برعهده داشتند مشهود بود.
او نمرههای بسیار چشمگیری در ریاضی داشت، اما گفته میشود استاد زبان یونانیاش در دبیرستان «لویتپولد»، دبیرستانی که در ۹ سالگی وارد آن شد، پیش همهی همکلاسیهایش به او گفته بود که هرگز قادر نخواهد بود به توانایی یا جایگاهی دست یابد.
شراره
۰
«نیمهی بالایی فکر میکند و نقشه میکشد، ولی نیمهی پایینی سرنوشتمان را تعیین میکند»
شراره
۰
انسان تنها در صورتی که تنها باشد، میتواند خودش باشد و اگر تنهایی را دوست نداشته باشد، هرگز به آزادی عشق نمیورزد؛ زیرا او تنها زمانیکه تنهاست، آزاد است.
شراره
۰
«دو راه برای بهخطا رفتن یک نظریهپرداز وجود دارد»؛ آلبرت، اوایل سال ۱۹۱۵ درحالی که بر عیبها و موانعی که او را به نقطهی بحرانی در خواستهی درازمدتش برای نظریهی گرانشی جدید رسانده بود، به هندریک لورنتز اینگونه نوشت: «یک؛ شیطان بهراحتی با فرضیهی نادرست او را به بازی بگیرد، که استحقاق دلسوزی را خواهد داشت. دوم؛ استدلالهایش اشتباه و احمقانه باشند، که استحقاق کتک خوردن را خواهد داشت».
شراره
۰
فروید میگوید، حتی روح هم قابلدرک نیست. پس چرا کسی انتظار دارد علم را درک کند؟ درحقیقت، اسرارآمیز بودن، بخشی از جذابیت آن است.
شراره
۰
«بدترین سرنوشت آن است که هیچ سرنوشتی نداشته باشی و سرنوشت هیچکس نباشی»
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این کتاب رو چاپیش رو خوندم خیلی جالب به زوایای زندگی انیشتین آشنا میشید یکم بابت دم دمی مزاج بودنش شوکه شدم ولی خب کسیه که نسبیت رو تعریف کرده و توی دانشگاه هرچی میکشیم از اون و هم دوره ای هاشه...بیشتر
اگه میخواید یه کتاب بخونید ولی بین چند راهی گیر کردید که زندگینامه بخونید یا یه کتاب علمی یا رمان عاشقانه یا یه داستان تاریخی، این کتاب میتونه انتخاب خیلی خوبی براتون باشه چون ترکیب همه اینهاست! به شدت جذاب بود!...بیشتر
عالیه هم علمیه هم عاشقانه هم اجتماعی
بُلِه. انیشتین رو با اینجوری برای ما الگو میکنند، کسی که زن باز و شهوت ران بوده. تاثیر زیادی داره، با خودمون میگیم وقتی انیشتین هوسران بوده و پیشرو فیزیک، ما چرا هوس باز نباشیم؟! حالا فوقش یه چند روزی...بیشتر