
بریدههایی از کتاب اینشتین عاشق (عاشقانهای علمی)
۴٫۳
(۷)
«اگر الان اینجا بودی، همهی دلیلها را رد میکردم و بهعنوان تنبیه یک بوسه از تو میگرفتم و حسابی به تو میخندیدم، فرشتهی کوچک نازنین! و آیا باید صبور باشم؟ خب مگر چارهی دیگری هم دارم فرشتهی کوچک شیطان من».
مدتها بعد، ماری عنوان کرد: «همدیگر را دوست داشتیم و این یک عشق خالص بود».
محمدرضا
تته این بیماری را به ارث برده بود. بهنظر میرسید که گناه آلبرت در همراهی با زنی نامناسب بوده است؛ یک زن لنگ، یک گواتری، بیمار و احتمالاً مبتلا به سل، با ریشههای سمی در مغز، با مشکل غدد و نیاز به گفتن نیست که ناسالم و مالیخولیایی.
zohreh mi
فیزیک، موسیقی اینشتین بود.
شراره
. بلوغ زودهنگام آلبرت، تنها برای کسانیکه مسئولیت آموزش وی را برعهده داشتند مشهود بود.
او نمرههای بسیار چشمگیری در ریاضی داشت، اما گفته میشود استاد زبان یونانیاش در دبیرستان «لویتپولد»، دبیرستانی که در ۹ سالگی وارد آن شد، پیش همهی همکلاسیهایش به او گفته بود که هرگز قادر نخواهد بود به توانایی یا جایگاهی دست یابد.
عبدالوهاب
«نیمهی بالایی فکر میکند و نقشه میکشد، ولی نیمهی پایینی سرنوشتمان را تعیین میکند»
شراره
انسان تنها در صورتی که تنها باشد، میتواند خودش باشد و اگر تنهایی را دوست نداشته باشد، هرگز به آزادی عشق نمیورزد؛ زیرا او تنها زمانیکه تنهاست، آزاد است.
شراره
«دو راه برای بهخطا رفتن یک نظریهپرداز وجود دارد»؛ آلبرت، اوایل سال ۱۹۱۵ درحالی که بر عیبها و موانعی که او را به نقطهی بحرانی در خواستهی درازمدتش برای نظریهی گرانشی جدید رسانده بود، به هندریک لورنتز اینگونه نوشت: «یک؛ شیطان بهراحتی با فرضیهی نادرست او را به بازی بگیرد، که استحقاق دلسوزی را خواهد داشت. دوم؛ استدلالهایش اشتباه و احمقانه باشند، که استحقاق کتک خوردن را خواهد داشت».
شراره
فروید میگوید، حتی روح هم قابلدرک نیست. پس چرا کسی انتظار دارد علم را درک کند؟ درحقیقت، اسرارآمیز بودن، بخشی از جذابیت آن است.
شراره
«بدترین سرنوشت آن است که هیچ سرنوشتی نداشته باشی و سرنوشت هیچکس نباشی»
شراره
حجم
۵۹۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۵۷۶ صفحه
حجم
۵۹۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۵۷۶ صفحه
قیمت:
۱۲۹,۰۰۰
تومان