
کتاب شهر و دیوارهای نامطمئن آن
معرفی کتاب شهر و دیوارهای نامطمئن آن
کتاب شهر و دیوارهای نامطمئن آن نوشتهی هاروکی موراکامی با ترجمهی روحاله چهلمردیان روایتی بلند، خیالانگیز و درعینحال عاطفی از نوجوانی، رؤیا، هویت و شهری محصور در دیوارهایی بلند است؛ شهری که در آن زمان شکل دیگری دارد و مرز میان واقعیت و خیال بهتدریج از بین میرود. نشر شاپرک سرخ آن را منتشر کرده است و مترجم در پیشگفتار مفصل خود توضیح داده است که چگونه این متن را از نسخهی انگلیسی برگردانده و چهطور فضای کرونایی و انزوای آن روزها بر انتخاب واژگان و لحن ترجمهاش اثر گذاشته است. این کتاب از همان سطرهای آغازین، خواننده را وارد دو سطح متفاوت میکند: دنیای «شهر» با دیوارهای بلند، تکشاخها، کتابخانهای بدون کتاب و شغلی بهنام رویاخوانی؛ و دنیای «واقعی» نوجوانی در ژاپن، نامهنگاریها، مسابقهی انشا، سفرهای با قطار و رابطهی آرام و پرگفتوگوی یک پسر و دختر. متن با رفتوبرگشت میان این دو فضا، کمکم نشان میدهد که چگونه رؤیاها، خاطرهها و شهر خیالی در هم تنیده شدهاند. در کنار داستان اصلی، پیشگفتار مترجم و پسگفتار نویسنده لایهی دیگری به خوانش اثر اضافه کرده است؛ از بازنویسی یک داستان قدیمیتر توسط موراکامی تا تجربهی شخصی مترجم در مواجهه با زبان، ارجاعات فرهنگی و حس «حال ابدی» شهر بیزمان. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شهر و دیوارهای نامطمئن آن
کتاب شهر و دیوارهای نامطمئن آن اثری از هاروکی موراکامی است که در آن بهصورت موازی دو جهان شکل گرفته است: جهان نوجوانی در ژاپن، با قطارها، مدرسهها، مسابقهی انشا، نامهنگاری و قرارهای گاهبهگاه در پارک و کنار دریا؛ و جهان شهری محصور در دیواری بلند که در آن زمان متوقف شده، مردم سایه ندارند و شغلی عجیب بهنام رویاخوانی وجود دارد. در این شهر، کتابخانهای هست که دیگر کتابی در آن نیست و قفسهها با «رویاهای قدیمی» پر شده است؛ تخممرغهایی مرمریشکل که رویاخوان باید آنها را با تماس دست بیدار کند و بخواند. در سوی دیگر، پسر نوجوانی قرار دارد که در دنیای «واقعی» زندگی میکند، در مسابقهی انشا برنده میشود، با دختری آشنا میشود که رویاهایش را با دقت مینویسد و از شهری عجیب با دیوارهای بلند برای او میگوید. کتاب شهر و دیوارهای نامطمئن آن در فصلهای متعدد پیش میرود و میان این دو سطح رفتوبرگشت میکند: فصلهایی که با «تو کسی بودی که از شهر برام گفتی» آغاز میشود و رابطهی پسر و دختر، نامهها، رویاها، خانوادهها و جزئیات زندگی روزمره را دنبال میکند؛ و فصلهایی که در آن راوی وارد شهر محصور میشود، سایهاش را پشت دروازه میگذارد، با دروازهبان و تکشاخها روبهرو میشود، در برج دیدبانی میایستد و در کتابخانهی بدون کتاب بهعنوان رویاخوان کار میکند. در متن، بهتدریج ساختار شهر، نقش دیوار، چرخهی زندگی تکشاخها، نظم تکرارشوندهی روز و فصل، و رابطهی راوی با دختر کتابخانه آشکار میشود. مترجم در مقدمهی خود توضیح داده است که این رمان بازآفرینی داستانی قدیمیتر از موراکامی است و آن را به گفتوگوی طولانی میان موراکامی جوان و موراکامی هفتادویکساله تشبیه کرده است. همچنین به ارتباط ضمنی فضای رمان با تجربهی انزوای کرونایی اشاره کرده است؛ جایی که شهر بیزمان و دیوارهای نامطمئن، آینهای برای روزهای سکون و بیقراری جمعی شده است. در مجموع، این کتاب با فصلهای پیدرپی، از پیشگفتار مترجم و نویسنده تا فصلهای داستانی، شبکهای از شهر، دیوار، رؤیا، سایه و نوجوانی میسازد.
خلاصه داستان شهر و دیوارهای نامطمئن آن
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در شهر و دیوارهای نامطمئن آن داستان از دو مسیر بههمپیوسته جلو میرود. در یک مسیر، راوی پسر نوجوانی است که در دنیای «واقعی» زندگی میکند؛ در مسابقهی انشای دبیرستانیها شرکت میکند، با انشایی دربارهی گربهی خانهشان جایزه میگیرد و در مراسم اهدای جوایز با دختری آشنا میشود که دربارهی مادربزرگش نوشته است. این آشنایی به نامهنگاری منظم تبدیل میشود؛ نامههایی طولانی که در آنها از کتابها، موسیقی، مدرسه، تیم شنا، خانوادهها و مهمتر از همه از رویاها حرف زده شده است. دختر دفترچهای کنار تختش دارد و هر رؤیایی را که میبیند با مداد کوتاه مینویسد. او در نامهها از شهری عجیب با دیوارهای بلند، کتابخانهای کوچک، برج ساعتی بدون عقربه، رودخانه، سه پل سنگی و تکشاخهایی با خز طلایی میگوید و کمکم نقشهی این شهر را با کمک پرسشهای پسر کامل میکند. در مسیر دیگر، راوی در همان شهری قرار دارد که دختر توصیف کرده است. برای ورود به شهر باید سایهاش را پشت دروازه و نزد دروازهبان بگذارد؛ سایهای که تا آن لحظه وزن و اهمیتش را حس نکرده بود. در شهر، مردم سایه ندارند، زمان بهشکل معمول جریان ندارد و نظم روز و فصل با صدای شیپور و حرکت تکشاخها تعریف شده است. راوی بهعنوان رویاخوان در کتابخانهای کار میکند که در آن بهجای کتاب، «رویاهای قدیمی» روی قفسهها چیده شده است. دختر در این جهان، کتابدار است؛ او رویاها را از قفسهها برمیدارد، غبار سفیدشان را پاک میکند، برای رویاخوان چای گیاهی مخصوص درست میکند و جزئیات ورود و خروج رویاها را در دفتر ثبت میکند. راوی با گذاشتن دستهایش روی سطح مرمری رویاها، آنها را بیدار میکند و تصاویر و زمزمههای مبهمی را میبیند که هنوز بهروشنی قابل فهم نیستند. در فصلهای مختلف، رابطهی راوی با دختر در هر دو سطح پی گرفته میشود: در دنیای بیرون، آنها کنار رودخانه و دریا قدم میزنند، در کافهی کنار گلخانه قهوه و تارت سیب میخورند، از خانوادهها و تنهاییها میگویند و بهتدریج شهر خیالی را روی کاغذ میآورند؛ در شهر محصور، راوی هر شب به کتابخانه میآید، رویاها را میخواند، با دروازهبان دربارهی دیوار و سایه حرف میزند و همراه دختر کتابخانه در خیابانهای کمنور شهر قدم میزند. دیوار بلند، تکشاخها، هفتهی خشن جفتگیری، دروازهی سنگین، برج ساعت بدون عقربه و کتابخانهی بدون کتاب، همگی در کنار نامهها، رویاها و خاطرات نوجوانی، تصویری از جستوجوی «من واقعی» و مواجهه با سایه و بدل میسازند؛ جستوجویی که در متن ادامه پیدا میکند و پاسخش در پایان آشکار نمیشود.
چرا باید کتاب شهر و دیوارهای نامطمئن آن را بخوانیم؟
شهر و دیوارهای نامطمئن آن متنی است که همزمان میتوان آن را بهعنوان داستانی عاشقانهی نوجوانی، سفری درونی به سوی «من واقعی» و کاوشی در مرز میان رؤیا و واقعیت خواند. در یک سوی آن، جزئیات ملموس زندگی روزمرهی دو نوجوان، نامهنگاریها، مسابقهی انشا، سفر با قطار، کافهی کنار گلخانه و قدمزدن کنار رودخانه قرار دارد؛ در سوی دیگر، شهری محصور با دیوارهایی نفوذناپذیر، تکشاخها، کتابخانهای پر از رویاهای قدیمی و شغلی بهنام رویاخوانی. این دو سطح در طول کتاب روی هم میافتند و خواننده را وادار میکنند که به رابطهی میان خاطره، رؤیا، هویت و زمان فکر کند. این کتاب برای کسانی که به فضاهای خیالانگیز علاقه دارند، امکان همراهی با شهری را فراهم کرده است که در آن ساعت عقربه ندارد، مردم سایه ندارند و دیوارها درعین استحکام، «نامطمئن» بهنظر میرسند. درعینحال، برای کسانی که به روایتهای صمیمی از نوجوانی، تنهایی، خانواده و کشف تدریجی خود علاقهمندند، بخشهای مربوط به نامهها، رویاها و رابطهی پسر و دختر جذاب است. حضور پررنگ رویاها، دفترچهی رویا، مفهوم رویاخوانی و گفتوگوهای مکرر دربارهی مرز میان خواب و بیداری، این اثر را برای خوانندگانی که به تجربهی درونی، ناخودآگاه و جهان ذهنی حساساند، خواندنی کرده است. همچنین مقدمهی مترجم و اشارهاش به بازنویسی یک داستان قدیمیتر توسط موراکامی، امکان نگاهکردن به کتاب بهعنوان مواجههی یک نویسنده با گذشتهی خودش را فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای سرشار از رؤیا، نماد و فضاهای دوگانهی واقعیت/خیال علاقه دارند؛ به خوانندگانی که از روایتهای آرام و پرجزئیات دربارهی نوجوانی، تنهایی، نامهنگاری و رابطهی عاطفی لذت میبرند؛ به کسانی که دوست دارند دربارهی هویت، سایه، دیوار و شهر بهعنوان استعارههایی از درون انسان فکر کنند؛ و به مخاطبانی که پیشتر با دنیای موراکامی آشنا شدهاند و میخواهند بازآفرینی یک داستان قدیمیتر او را در قالبی تازه بخینند.
حجم
۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۷۸ صفحه
حجم
۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۷۸ صفحه