
کتاب بهبود روابط مادران و دختران
معرفی کتاب بهبود روابط مادران و دختران
کتاب بهبود روابط مادران و دختران (مادرت را سرزنش نکن) نوشتهی پاولا کاپلان با ترجمهی مهدی قراچهداغی اثری است که نشر نقشونگار آن را منتشر کرده است. نویسنده که روانشناس و پژوهشگر است این کتاب را بر پایهی سالها کار بالینی، تدریس، برگزاری سمینار و بررسی صدها کتاب و مقاله دربارهی مادران و دختران نوشته است. دغدغهی اصلی او این است که چرا در فرهنگهای مختلف، از جمله در جوامع امروزی، مادران تقریباً در همهچیز مقصر شناخته میشوند و چگونه این «سرزنش مادر» رابطهی عاطفی میان مادر و دختر را زخمی میکند. این کتاب با ترکیب روایتهای شخصی، تجربههای درمانی، گزارش سمینارها، نامههای خوانندگان و مرور پژوهشها، بهجای آنکه صرفاً مادران را نصیحت کند، ساختارهای فکری و اسطورههایی را نشان میدهد که میان نسلها دیوار میکشد. در این اثر از مفاهیمی مثل اسطورهی «مادر کامل»، «مادر بد»، نقش نهادهای آموزشی و درمانی در تداوم سرزنش مادر، و نیز راههای عملی برای بازسازی رابطه سخن گفته شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بهبود روابط مادران و دختران
کتاب بهبود روابط مادران و دختران نوشتهی پاولا کاپلان با عنوان فرعی مادرت را سرزنش نکن از همان ابتدا مسئلهای مشخص را دنبال میکند: چگونه فرهنگ، روانشناسی رایج و نهادهای اجتماعی، مادران را به «مقصر همیشگی» تبدیل کردهاند و این نگاه چه بلایی بر سر رابطهی مادر و دختر میآورد. نویسنده در مقدمه و پیشگفتار توضیح داده است که این کتاب بر پایهی بررسی بیش از ۷۰۰ کتاب، مقاله، کنفرانس و سمینار دربارهی مادران و دختران شکل گرفته و در ادامه، تجربههای شخصی خودش بهعنوان روانشناس، مادر و دختر نیز به آن افزوده شده است. ساختار کتاب چندبخشی است: پس از مقدمه و پیشگفتار، فصل «نقطه آغاز» با پرسش از اینجا شروع میشود که چرا بسیاری از دختران در نوعی «زندان روانی» سرزنش مادر گرفتار میشوند و چگونه اسطورههای فرهنگی مثل «فرشتهی خانه» یا «عجوزهی شرور» تصویر مادر را دوپاره و غیرواقعی میکند. در همین فصل، نویسنده از تجربههای حرفهای خود با نوجوانان، خانوادهها و رواندرمانگرها میگوید و نشان میدهد که چگونه در جلسات درمانی، تقصیرها تقریباً خودکار به سمت مادر هدایت میشود. در ادامهی کتاب بهبود روابط مادران و دختران فصلهای متعددی دارد که هرکدام بر جنبهای از این رابطه تمرکز کرده است. فصلهایی مانند «عشق، خشم»، «سرزنش مادر»، «موانع میان مادران و دختران»، «اسطوره مادر کامل»، «اسطوره مادر بد» و «صلاح رابطه» بهترتیب از احساسات پیچیدهی میان مادر و دختر، سازوکار خشم و ترس، نقش اسطورهها و کلیشهها، و سپس راههای عملی برای تغییر رابطه سخن گفتهاند. در بخش «تحولات جدید» و «تازهترین نظریه و پژوهش» نویسنده به موج جدید تحقیقات دربارهی مادران، از جمله مادران تحقیرشده و حاشیهنشین (مادران سیاهپوست، مهاجر، فقیر، معلول، مادران تنها و…) میپردازد و نشان میدهد که چگونه کلیشههای نژادی، طبقاتی و جنسیتی، سرزنش مادر را تشدید میکند. ضمیمههایی مانند «آموزش بیانگری» و «راهنمای مصاحبه مادر–دختر» در پایان کتاب آمده که شامل پرسشها و تمرینهایی برای نوشتن بیوگرافی مادر، گفتوگوهای ساختارمند و تمرین نقشآفرینی است تا خواننده بتواند آموختهها را در زندگی واقعی به کار بگیرد.
خلاصه کتاب بهبود روابط مادران و دختران
در بهبود روابط مادران و دختران محور اصلی کتاب مفهوم «سرزنش مادر» است؛ یعنی عادت ریشهدار فردی و جمعی که هر مشکل عاطفی، رفتاری یا خانوادگی را بهطور خودکار به مادر نسبت میدهد. پاولا کاپلان نشان داده است که این سرزنش فقط واکنش شخصی یک دختر عصبانی نیست، بلکه محصول شبکهای از اسطورهها، نهادها و گفتمانهاست: از افسانههای «فرشتهی خانه» و «عجوزهی شرور» گرفته تا نظریههای روانشناسی، رویههای دادگاهها، گزارشهای رسانهای و حتی شیوهی آموزش رواندرمانگرها. او توضیح داده است که چگونه در پروندههای بزهکاری نوجوانان، اختلالات خوردن، مشکلات تحصیلی یا حتی جنایتهای خشونتآمیز، نگاه عمومی و حرفهای بهسرعت بهسوی مادر میچرخد و نقش پدر، ساختار خانواده، نابرابریهای اجتماعی، فقر، تبعیض جنسیتی و نژادی یا سیاستهای عمومی نادیده گرفته میشود. نویسنده در فصلهای میانی کتاب، اسطورههای رایج دربارهی مادری را یکییکی باز میکند: اسطورهی «مادر کامل» که معیار مادر خوب را داشتن دختر کامل میداند؛ اسطورهی «چشمهی لایزال مهر» که مادر را منبع بیپایان توجه و فداکاری معرفی میکند؛ اسطورهی «مادر بهطور طبیعی میداند چگونه فرزندش را بزرگ کند»؛ اسطورهی «مادران و دختران خوب عصبانی نمیشوند»؛ و در بخش «اسطوره مادر بد» باورهایی مثل «مادران از پدران حقیرترند»، «تنها متخصصان میدانند چگونه باید تربیت کنند»، «نزدیکی مادر و دختر ناسالم است»، «قدرت زن خطرناک است» و «هم مادران خانهدار و هم مادران شاغل بد هستند». کاپلان نشان داده است که این اسطورهها چگونه هم مادران را زیر فشار گناه و ناکافیبودن میبرند و هم دختران را در چرخهی خشم، شرم و احساس قربانیبودن نگه میدارند. در بخشهای پایانی، کتاب از نقد به سمت بازسازی حرکت کرده است. فصل «صلاح رابطه» و فصل «کاری که مادرها و دخترها کردهاند» بر این تمرکز دارد که چگونه میتوان از دل همین رابطهی پر از سوءتفاهم، پیوندی واقعبینانه و محترمانه ساخت. نویسنده پیشنهاد میکند که دختران بیوگرافی مادرشان را بنویسند، به تلاشها و محدودیتهای او توجه کنند، بدترین و بهترین جنبههای او را کنار هم ببینند و سهم ساختارهای اجتماعی را در رنجهای او بشناسند. در عین حال، مرزگذاری، شفافکردن مسئولیتهای هر طرف، تمرین گفتوگو، ایفای نقش، و استفاده از «آموزش بیانگری» برای تبدیل ملامت خام به بیان روشن احساس و نیاز، از ابزارهای کلیدی معرفی شده است. پیام نهایی کتاب این است که رابطهی مادر و دختر نهتنها محکوم به تکرار سرزنش و رنج نیست، بلکه میتواند به منبع قدرت، همدلی و اتحاد میان زنان تبدیل شود؛ به شرط آنکه اسطورهها شناخته و کنار گذاشته شوند و هر دو طرف فرصت دیدهشدن و شنیدهشدن پیدا کنند.
چرا باید کتاب بهبود روابط مادران و دختران را بخوانیم؟
بهبود روابط مادران و دختران کتابی است که بهجای توصیههای کلی و نصیحتهای یکطرفه، ریشههای پنهان تنش میان نسلها را نشان میدهد. خواندن آن برای کسانی که سالهاست در دلشان جملههایی مثل «همهچیز تقصیر مادرم بود» یا «هرچه میکنم دخترم راضی نمیشود» تکرار میشود، فرصتی است برای دیدن این رابطه در چارچوبی وسیعتر از خاطرات شخصی. کتاب نشان میدهد که چگونه اسطورههای فرهنگی، آموزشهای نانوشته، نظام درمانی و حتی رسانهها، تصویر مادر را شکل دادهاند و چرا بدون شناخت این زمینهها، هر گفتوگویی میان مادر و دختر دوباره به بنبست ملامت و دفاع میرسد. این اثر از یکسو به احساسات خامی مثل خشم، ترس از تکرار اشتباهها، اندوه و کرختی عاطفی مشروعیت میدهد و از سوی دیگر راهی برای عبور از آنها پیشنهاد کرده است. تمرینهایی مثل نوشتن بیوگرافی مادر، طرح پرسشهای سازنده دربارهی ملامت، تمایز میان «سرزنش سالم» و «سرزنش مخرب»، و ضمیمههایی برای آموزش بیانگری و مصاحبهی مادر–دختر، کتاب را از سطح بحث نظری فراتر برده است. خواننده با نمونههای واقعی از زنانی روبهرو میشود که توانستهاند پس از سالها رنج، رابطهی خود را با مادر یا دخترشان تغییر دهند؛ نه با فراموشکردن گذشته، بلکه با فهمیدن آن. این کتاب بهویژه برای کسانی ارزشمند است که میخواهند از دوگانهی «مادر فرشته»/«مادر هیولا» عبور کنند و رابطهای انسانیتر، پیچیدهتر و در عین حال امنتر بسازند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن بهبود روابط مادران و دختران به کسانی پیشنهاد میشود که در رابطهی خود با مادر یا دخترشان احساس خشم، گناه، فاصله یا سوءتفاهم مزمن دارند؛ به مادرانی که از «هیچوقت راضینشدن» دخترشان خسته شدهاند؛ به دخترانی که سالهاست در ذهنشان مادر را مقصر اصلی میدانند؛ به مشاوران، روانشناسان، مربیان و معلمان که با خانوادهها کار میکنند؛ و به پژوهشگران حوزهی زنان و خانواده که بهدنبال درک عمیقتری از نقش اسطورهها و ساختارهای اجتماعی در شکلگیری رابطهی مادر–دختر هستند.
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۷ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۷ صفحه