کتاب رایگان، تخفیف و جایزه در نمایشگاه کتاب طاقچه | گردونه را بچرخان 🎡

کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم)
معرفی کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم)
کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم) نوشته امیرعلی نبویان و مجموعهای از داستانهای کوتاه طنزآمیز است که انتشارات نقش و نگار آن را منتشر کرده است. نویسنده در ادامهی سه جلد قبلی، ماجراهای خودش، خانواده، فامیل و دوستانش را در قالب قصههایی کوتاه روایت کرده است؛ قصههایی که از دل خانه، دانشگاه، مهمانیهای فامیلی، سفر، سربازی، تعطیلات و حتی ماجرای یک یخچال قدیمی بیرون آمدهاند. لحن داستانها سرشار از شوخی، خردهگیریهای صمیمانه و نگاه نقادانهی یک نوجوان و جوان به رفتارهای اطرافیان است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم) اثر امیرعلی نبویان
کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم) یک مجموعه داستان کوتاه طنز و ادامهی مجموعهای است که در آن امیرعلی نبویان زندگی خود را در سه مقطع سنی کودکی، نوجوانی و جوان دانشگاهی دنبال کرده است. راوی در این جلد بیش از پیش در نقش ناظر ریزبین خانواده و فامیل ظاهر شده و از دل موقعیتهای به ظاهر ساده، تناقضها و نکات خندهدارِ روابط روزمره را بیرون کشیده است.
ناشر در ابتدای کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم) نوشته که نویسنده در بیش از ۶۰۰ صفحه طنز داستانی توانسته است آموزههای اخلاقی و اجتماعی را در دل داستانها جا دهد؛ بیآنکه قصهها به شعار نزدیک شوند. شخصیتها محدود اما تکرارشوندهاند؛ مادر وسواسی و تندزبان، پدر شوخ و گاه سادهدل، خواهرهایی مثل مریم و شیرین، مهرانِ همیشه دردسرساز، عمهخانم نحیف و سنتی، آذرخانم چشمشور و آقا مسعود. این تکرار شخصیتها باعث میشود خواننده بهتدریج با خلقوخوی هریک آشنا شود و از بازگشتشان در قصههای مختلف لذت ببرد.
قصه های امیرعلی (جلد چهارم) در لایهی زیرین خود به رفتارهای ناپسند رایج در خانوادهها و جامعه میپردازد؛ از چشموهمچشمی و خودبزرگبینی تا مدگرایی افراطی، مصرفگرایی، تنبلی، تقلب، بیمسئولیتی و شانه خالیکردن از کار. راوی این رفتارها را نه از موضع دانای کل، بلکه از زاویهی دید یک عضو معمولی خانواده روایت کرده است. همراه شوید با امیرعلی نبویان.
خلاصه کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستانها را فاش میکند!
در داستان «سیزده به در» ماجرای چشمزخم آذرخانم و حادثهی عجیب برای آقاکریم در یک پیکنیک خانوادگی روایت شده است. در داستان «تعطیلات» آزادی کوتاهمدت امیرعلی در غیاب والدین با حضور عمهخانمِ سحرخیز و صرفهجو به هم میریزد. داستان «سربازی» از یک بحث ساده سر قیمه شروع میشود و به طرح ایدهی طلاق صوری والدین برای معافی میرسد و واکنشهای متناقض خانواده را نشان میدهد.
در داستانهایی مثل «جراحی زیبایی» و «جوراب» مدگرایی، ظاهرپرستی و بینظمی روزمره دستمایهی شوخی شده است. داستان «یخچال عمهخانم» و داستان «حشرات مزاحم» از دل جزئیات زندگی، تنبلی، زرنگبازی، سوءاستفاده از دیگران و ترسهای اغراقشده را بیرون میکشند. در داستان «زلزله» ترس از فروریختن خانه با وسواس مادر و وضعیت ساختمانها گره میخورد.
چرا باید کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم) را بخوانیم؟
مجموعه داستان کوتاه قصه های امیرعلی (جلد چهارم) از دل موقعیتهای بسیار آشنا، تناقضها و نکات خندهدار زندگی شهری و خانوادگی را بیرون کشیده است. خوانندهی این داستانها با نقد چشموهمچشمی، مدگرایی، تنبلی، تقلب، وسواس، مصرفگرایی و روابط پیچیدهی فامیلی روبهرو میشود. این کتاب نمونهای است از اینکه چطور میتوان از جزئیات روزمره، داستانهایی پر از جزئیات ساخت.
خواندن کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم) را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان کوتاه طنز علاقهمند هستند. همچنین اثر حاضر برای خوانندگانی که دوست دارند رفتارهای آشنا در خانوادهها و فامیل را در آینهی شوخی و خردهگیری ببینند و از دل خنده، به روابط روزمره دقیقتر نگاه کنند، مناسب است.
درباره امیرعلی نبویان
امیرعلی نبویان، هنرمند فعال در عرصههای بازیگری، اجرای تلویزیونی و نویسندگی، در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۵۹ در شهر آمل متولد شد. او که مدرک تحصیلی خود را در مقطع کارشناسی رشتهی مهندسی برق از دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل اخذ کرده، بخش عمدهی محبوبیت و شناختهشدن خود را مدیون حضور در برنامهی تلویزیونی «رادیو هفت» است. نگارش مجموعهی چهارجلدی «قصههای امیرعلی» در کارنامهی ادبی این نویسنده به چشم میخورد.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
عنوان بهترین کتاب طنز سال در سال ۱۳۹۴ بهخاطر خلق مجموعهی داستانی «قصههای امیرعلی» به امیرعلی نبویان تعلق گرفت.
بخشی از کتاب قصه های امیرعلی (جلد چهارم)
«دولت مستعجل
تاکنون بارها و بارها از داربیهای هیجانانگیزتر از «ال کلاسیکوی» مادر و آذرخانم برایتان گفتهام. و بیاغراق عرض میکنم که والده همواره پیروز این نبردها بوده یا در بدترین حالت، به تساوی رضایت داده، جز دو سه مورد. واقعیت آن است که در این شکستها مادر بنده از بیگانگان هرگز ننالیده، که با او هرچه کردند آشنایان کردند؛ یعنی من و مریم و گاهی هم پدر. بنده با آن کلاه صورتی منگولهدار، و ابوی با بیمبالاتی در برگزاری مراسم سالگرد ازدواج، و اما همشیره.....
مریم، علیالخصوص پس از ازدواجش با پسردایی فرهاد، علیرغم سادهلوحیهای دائمیاش به برگ برندهٔ مادر تبدیل شده بود و چماقی کارا که والده آن را مکرراً بر سر آذرخانم و دختر کم خواستگار و نیمه ترشیدهاش «لیلا» خرد میکرد. بنده چند بار سعی کردم به مادر، سجایای اخلاقی فرهاد را یادآوری و عرض کنم که برای هر دختری با هر میزان عیب و ایراد، پیدا کردن شوهری در قواره نامبرده کار شاقّی نیست، اما هر دفعهْ جواب میشنیدم که: «مهم اینه که با هم خوشبختن.» و بعد با لحنی حاکی از دلخوری، ضربالمثلی میفرمودند به این مفهوم که فقط همینشان مانده که من و گونهای کمیاب از کلاغها خدمتشان جسارت کنیم و شاید اصلاً حقّ با مادر بود؛ چرا که مریم و فرهاد یا ضعفها و بلاهتهای متقابلشان را نمیفهمیدند یا به راحتی با آن کنار آمده بودند و این مصداق بارز خوشبختی در زندگی مشترک است.»
حجم
۲۸۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۱ صفحه
حجم
۲۸۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۱ صفحه