
کتاب کلنل خواب ندارد
معرفی کتاب کلنل خواب ندارد
کتاب کلنل خواب ندارد نوشتهی امیلیین ملفتو با ترجمهی آمنه کرمی روایتی تیره از جنگ، شکنجه و عذاب وجدان است که نشر نیماژ آن را منتشر کرده است. در شهری بینام و جنگزده، کلنلی متخصص بازجویی و شکنجه، شبها از هجوم ارواح قربانیانش و مردماهیهایی که در رؤیاهایش شناورند، لحظهای خواب به چشم نمیبیند. متن کتاب میان نثر روایی و بخشهای شعرگونه در نوسان است و فضای مهآلود، باران بیوقفه و شهر خاکستری، پسزمینهی ذهن آشفتهی قهرمان را شکل میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کلنل خواب ندارد
کتاب کلنل خواب ندارد داستانی بلند از امیلیین ملفتو است که در سرزمینی جنگزده و بینام میگذرد؛ جایی که باران بیوقفه میبارد، شهر به تودهای از ویرانه و گل بدل شده و مرز میان خواب و بیداری از هم میپاشد. در مرکز این جهان خاکستری، کلنلی قرار دارد که متخصص بازجویی و شکنجه است و روزها در زیرزمین بخش ویژه کار میکند و شبها در اتاقی تنها با لشکری از ارواح قربانیانش روبهرو میشود. در کتاب کلنل خواب ندارد روایت بیرونیِ جنگ و بازپسگیری شهر، با تکگوییهای درونی کلنل درهم تنیده شده است. بخشهایی که بهصورت شعرگونه نوشته شدهاند، صدای اعتراف، توجیه، خشم و فروپاشی او را بازتاب میدهند؛ جایی که قربانیان را «شهیدان من، شکنجهگران من» خطاب میکند و از مردماهیها، باتلاقها و جادههایی میگوید که با اجساد ساخته شدهاند. در کنار او، چهرههایی مثل ژنرالِ محبوس در کاخ مرمریِ نمکشیده و گماشتهی جوانِ مردد، لایههای دیگری از نظام خشونت و اطاعت را نشان میدهند. کتاب کلنل خواب ندارد با رفتوآمد میان صحنههای بازجویی در محلهی دباغها، فضای متروک کاخ فرماندهی و مونولوگهای طولانی کلنل، تصویری از جنگ ارائه کرده است که در آن، پیروزی، شکست، گناه و مجازات در هم حل میشوند و شهر و آدمها به سایههایی در مه بدل میشوند.
خلاصه داستان کلنل خواب ندارد
کتاب کلنل خواب ندارد بر محور ذهن و زندگی کلنلی میچرخد که سالها در جنگ، بازجویی و شکنجه غرق بوده است. او روزها در زیرزمین بخش ویژه، مردان را میشکند و از آنها «اطلاعات» بیرون میکشد و شبها در اتاقی تنها، با قربانیانش روبهرو میشود که به شکل مردماهیها و سایهها بازمیگردند و خواب را از او میگیرند. در این کتاب، گذشتهی کلنل از اولین کشتهاش در میدان جنگ تا عملیات برقگرفتگی در باتلاقها و ساختن جادهای از اجساد، بهصورت اعترافهای گسسته و شعرگونه بازگو میشود. همزمان، ژنرالی که در کاخ مرمری زیر باران و نشت ناودانها فرو میپاشد و گماشتهای که در تاریکی دخمه میایستد و سعی میکند «چیز» روی صندلی را نبیند، نشان میدهند چگونه خشونت، همهی سطوح قدرت را فرسوده کرده است.
چرا باید کتاب کلنل خواب ندارد را بخوانیم؟
خواندن کلنل خواب ندارد امکان ورود به ذهن شکنجهگری را فراهم میکند که هم عامل خشونت است و هم اسیر آن. این کتاب با ترکیب نثر روایی و قطعات شعرگونه، جنگ را نه از زاویهی قهرمانی، بلکه از منظر گناه، بیخوابی و فروپاشی درونی نشان داده است و تصویری ماندگار از شهر، باران و سایهها میسازد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کلنل خواب ندارد به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی جنگ، خشونت سیاسی، عذاب وجدان و فروپاشی روانی علاقهمندند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که از متنهای تجربی، تکگوییهای طولانی و فضاهای تیره و وهمآلود استقبال میکنند.
بخشی از کتاب کلنل خواب ندارد
«کلنل صبح سردی از راه میرسد و آن روز آسمان بنا میکند به باریدن. حالا فصلی از سال است که جهان در رنگی یکنواخت حل میشود. خاکستریِ آسمانِ گرفته، خاکستری آدمها، خاکستری شهر و ویرانههایش، خاکستری رودخانهٔ عظیم با جریان آرامش. کلنل یک روز صبح از راه میرسد و گویی از میان مه ظاهر شده، خودش چنان خاکستری است که خیال میکنی تودهای است از ذرات بیرنگ، از خاکستر، گویی از این جهان خالی از خورشید زاده شده. سرباز کشیک با دیدن او که از جیپ پیاده میشود در دل میگوید انگار شبح است. گماشته خبردار میایستد و میگوید کلنل شبیه به آن مردهایی است که دیگر برقی در عمق چشمشان نمیدرخشد و از زمانی که عازم جنگ شده گاهی به آنها بر خورده. فقط کلاه بِرهٔ قرمزش یادآور میشود که زندگی رنگورویی دارد. خانهٔ بزرگ مصادرهشدهای که حالا دیگر تبدیل به مرکز فرماندهی و محل سکونت درجهدارها شده، بر فراز تپه قد علم کرده. کاخی است قدیمی از دورهٔ دیکتاتور گذشته و حکومت پیشین. علاقه به اشیای درخشان از کف تا سقف به چشم میخورد، مرمر، طلاکاری و ستونهایی که قرار است ایونی به نظر برسند، صندلیهای بزرگ با نشیمن سفت مثل بتن که برای میهمانان استفاده میشود و ناراحتی طولانیمدتی برایشان فراهم میکند، اما آدابورسوم ایجاب میکند که هیچ نشانهای از آن بروز ندهند. روی طاقچهٔ واقع در ورودی کاخ، نیمتنهای بیسر دیده میشود- آخر نمیتوانستند جابهبهجایش کنند و تمثال دیکتاتور پیشین را نشان میدهد، همان کسی که زمان ساخت پیکره به او دیکتاتور نمیگفتند.»
حجم
۵۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۲ صفحه
حجم
۵۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۲ صفحه