
کتاب خواجه عبدالله انصاری ستاره ای در هرات
معرفی کتاب خواجه عبدالله انصاری ستاره ای در هرات
کتاب خواجه عبدالله انصاری ستارهای در هرات نوشتهی گروه مؤلفان برکه و با تصویرگری سحر حاتمی، روایتی داستانی از زندگی و سلوک عرفانی خواجه عبدالله انصاری برای مخاطبان نوجوان است. نشر برکه آن را منتشر کرده است و در قالب قصهای بلند، کودکی تا سالهای پختگی این عارف هراتی را دنبال کرده است. در این کتاب، زندگی خواجه از لحظهی تولد در شهر کتابدوست هرات آغاز میشود و تا سالهای سفر، شاگردی پیران طریقت، نوشتن مناجاتنامه و درنهایت آخرین روزهای عمرش روایت شده است. متن کتاب با زبانی سرزنده و پر از گفتوگوهای کوتاه، شوخیهای ظریف و تصویرهایی از کوچهها، بازارها، مکتبخانه و مسجد، فضای خراسان آن روزگار را برای نوجوان امروز زنده کرده است. نویسندگان در کنار روایت ماجراهای زندگی خواجه، به علاقهی او به کتاب و نوشتن، دقتش به واژهها، رابطهاش با مردم عادی و نگاه مهربانش به دنیا پرداختهاند و نشان دادهاند که چگونه یک کودک کتابدوست و خیالپرداز، قدمبهقدم به «پیر هرات» تبدیل میشود. تصویرگری رنگی و پرجزئیات کتاب نیز همراه متن پیش میرود و چهرهی شهر، مجلسهای گفتوگو، سفرها و خلوتسرای خواجه را به چشم خواننده نزدیک میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خواجه عبدالله انصاری ستاره ای در هرات
کتاب خواجه عبدالله انصاری ستارهای در هرات زندگی خواجه را از کودکی در شهر هرات تا سالهای پایانی عمرش در قالب چند فصل پیوسته و ماجرامحور دنبال کرده است. گروه مؤلفان در این کتاب، ابتدا از تولد عبداللّه در خانوادهای اهل قصه و کتاب میگویند؛ پدری دانا و مادری قصهگو که خانهشان پر از کتاب و کلمه است. در فصلهای آغازین، عبداللّهِ خردسال را میبینیم که بهجای بازی با توپ و ترقه، عاشق کاغذ و قلم است، شبها با کتاب در بغل میخوابد و در محله به «عبداللّه کتابخوار» معروف شده است. بخشهایی مانند ماجرای اولین معلم با ریش سفید و سبیل کج، سؤالهای عجیب عبداللّه دربارهی دعا و لرزش دل، خطبهی بچگانه در مسجد و زمینخوردن وسط قالی، و شبزندهداریهای او کنار شمع، فضای شاد و درعینحال تأملبرانگیزی ساخته است. در ادامهی کتاب، فصلهایی مثل «عبدالله در تیرزمین واژهها»، «جستجوگران دل و دفترهای راز»، «خواجه و گلههای پرنده» و «خلوتسرای دل» نشان میدهد که چگونه علاقهی او به واژهها، دلنویسی، منبر رفتن، سفر، شاگردی پیران و نوشتن مناجاتنامه شکل میگیرد و رشد میکند. در بخشهای میانی و پایانی کتاب خواجه عبدالله انصاری ستارهای در هرات، نویسندگان سفرهای خواجه به شهرهایی مثل نیشابور، بلخ، سمرقند و مرو را روایت کردهاند؛ سفرهایی که در آنها با عارفان، شاعران و مردم عادی روبهرو میشود و از هر دیدار چیزی برای دفتر دلش برمیدارد. مجلسهای گفتوگو با پیران طریقت، آشنایی با نامهایی چون ابوسعید ابوالخیر، بایزید بسطامی و حلاج، و نیز ماجراهای کوچک روزمره مثل صحبت با سبزیفروش، نانوا، کودک نقاش و مرد شکایتگر در کاروانسرا، در فصلهای مختلف کتاب آمده است. در فصلهایی که به نوشتن مناجاتنامه و دیگر آثار خواجه میپردازد، جملات معروفی از دعاها و مناجاتهای او در متن گنجانده شده تا خواننده با لحن و حالوهوای آنها آشنا شود. کتاب در فصلهای پایانی، به ساختن خلوتسرای دل، رابطهی خواجه با شاگردان، حسادت برخی عالمان، زمستان سخت هرات، و درنهایت آخرین سفر و وداع آرام او میپردازد؛ بیآنکه روایت را به سمت سوگواری اغراقآمیز ببرد. ساختار کتاب پیوسته است اما هر بخش، ماجرایی نسبتاً مستقل دارد که خواندن آن را برای نوجوانان آسانتر و جذابتر کرده است.
خلاصه کتاب خواجه عبدالله انصاری ستاره ای در هرات
داستان این کتاب از هرات آغاز میشود؛ شهری که در آن «کتاب و کبوتر بیشتر از آدمها وجود داشت». در چنین شهری کودکی به دنیا میآید که نامش را عبداللّه میگذارند؛ کودکی با چشمانی براق و صدایی بلند که از همان دو سالگی بهجای گریه، واژههایی مثل «اللّه» و «الهی» بر زبان میآورد و اطرافیانش او را «عارف آینده» صدا میزنند. خانهی او پر از قصه و کتاب است و همین فضا، علاقهی عمیقش به خواندن و فکر کردن را شکل میدهد. عبداللّه بهجای بازیهای معمول، کتاب را بغل میکند و میخوابد، در محله به «کتابخوار» معروف میشود و در مکتبخانه با سؤالهایش معلم را به چالش میکشد؛ سؤالهایی دربارهی لرزش دل هنگام دعا یا معنای عشق الهی. او در بازارچه مینشیند، به حرفهای مردم گوش میدهد و دنیا را «پررمزوراز» میبیند. با بزرگتر شدن، علاقهی عبداللّه به واژهها جدیتر میشود. او دفتر «فرهنگ دلساخته» درست میکند، برای هر واژهی زیبا معنی مینویسد و دربارهی ریشهی کلمات میپرسد. کمکم به سخن گفتن در جمع عادت میکند، روی منبر میرود، شعر و حکایت میخواند و یاد میگیرد که سخن گفتن برای دل مردم مهمتر از نمایشدادن دانش است. در همین مسیر، با کتابهای صوفیان آشنا میشود و میفهمد که راه خدا از دل میگذرد. سپس بهدنبال پیران طریقت میرود، نزد «پیر دانا» در هرات مینشیند، بعد به نیشابور میرود و در مجلس ابوسعید ابوالخیر و دیگر مشایخ، درس سکوت، صبر، عشق و ادب میآموزد. سفر به شهرهای مختلف، دیدار با عارفان، شاعران و مردم عادی، و نوشتن مداوم در دفترهایش، از او «دلنویس»ی میسازد که هم مینویسد و هم میکوشد دلهای گوناگون درون خودش را با هم آشتی دهد. پس از بازگشت به هرات، عبداللّه نخستین مجلسهای گفتوگو را در حیاط خانهی پدری برپا میکند. نوجوانان و بزرگترها دورش جمع میشوند و او بدون ادعای استادی، از دل و عشق و مهربانی حرف میزند. در همین دوره، تصمیم میگیرد کتابهایی بنویسد که مردم عادی هم آنها را بفهمند؛ از جمله منازلالسائرین و سپس مناجاتنامه را که دعاها و نجواهای سادهی دل با خدا است. او آگاهانه به فارسی مینویسد تا مادربزرگها و نانواها هم بتوانند با این کلمات ارتباط بگیرند. در فصلهای بعدی، سفرهای تازهی خواجه به نیشابور، بلخ و دیگر شهرها، دیدار با مردی ناامید، پیرزن نانآور، کودک نقاش و شاگردان پر از سؤال، نشان میدهد که چگونه او در هر موقعیت، دل را محور گفتوگو قرار میدهد. در سالهای پایانی، خواجه خلوتسرای دل را میسازد، بیشتر مینویسد، با شاگردان دربارهی دعا، امید و معنای سختیها حرف میزند و سرانجام در آرامشی شبیه غروب یک روز روشن، از دنیا میرود؛ درحالیکه مناجاتها و جملههایش در دل مردم و روی کاغذها به زندگی ادامه میدهند.
چرا باید کتاب خواجه عبدالله انصاری ستاره ای در هرات را بخوانیم؟
این کتاب تصویری داستانی و نزدیک از زندگی خواجه عبدالله انصاری ارائه کرده است که برای ذهن نوجوان قابل لمس است. بهجای تمرکز بر تاریخ خشک یا اصطلاحات پیچیده، نویسندگان از زاویهی یک کودک و سپس نوجوان کتابدوست به زندگی او نگاه کردهاند؛ کودکی که با سؤال، کنجکاوی، بازی با واژهها و گوشدادن به دل مردم، کمکم به عارفی شناختهشده تبدیل میشود. این زاویهی دید، مسیر رشد فکری و عاطفی خواجه را به فرایندی قابلدرک تبدیل کرده است. در این کتاب، مفاهیمی مثل دعا، دل، عشق الهی، سلوک، صبر و توکل در قالب صحنهها و گفتوگوهای روزمره نشان داده شده است؛ از حرفزدن با سبزیفروش و نانوا تا مناظره با شاگردان و عالمان. همین رویکرد کمک میکند که خواننده معنای این واژهها را نه در قالب تعریف، بلکه در قالب تجربهی زیستهی شخصیتها ببیند. حضور پررنگ کتابخوانی، نوشتن، دفترهای شخصی و حساسیت خواجه به زبان فارسی، این اثر را برای کسانی که به ادبیات و زبان علاقه دارند جذاب کرده است. همچنین نقل بخشهایی از مناجاتها و دعاهای خواجه در متن، پلی میان گذشته و امروز میسازد و نشان میدهد که چگونه میتوان با زبانی ساده و صمیمی با خدا حرف زد. از سوی دیگر، کتاب بهخوبی نشان داده است که عرفان در زندگی خواجه فقط در مسجد و خانقاه خلاصه نشده، بلکه در برخورد با کودکان، در شوخیهای کوچک، در نگاه به برف و باران و حتی در ریختن یک لیوان چای هم حضور دارد. این نگاه، معنویت را از فضای دور و دستنیافتنی به سطح زندگی روزمره نزدیک کرده است. برای نوجوانی که در جستوجوی الگوهای فکری و عاطفی است، همراهی با مسیری که عبداللّهِ کوچک تا «پیر هرات» طی میکند، میتواند الهامبخش باشد؛ نه بهمعنای تکرار همان راه، بلکه بهمعنای جدیگرفتن دل، پرسشها و علاقههای شخصی.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به قصههای زندگی شخصیتهای تاریخی و عارفان علاقه دارند و دوست دارند آنها را در قالب داستان دنبال کنند. همچنین به دانشآموزان علاقهمند به ادبیات فارسی، مناجاتنامهها و متون کلاسیک پیشنهاد میشود که میخواهند با چهرهی انسانیتر و روزمرهی خواجه عبدالله انصاری آشنا شوند. این اثر به مربیان، معلمان و والدینی هم پیشنهاد میشود که در پی متنی داستانی برای گفتوگو دربارهی دعا، دل، مهربانی و کتابخوانی با نوجوانان هستند.
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۴ صفحه
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۴ صفحه