
کتاب شروکس جادوگر کوچولو، تله بزرگ
معرفی کتاب شروکس جادوگر کوچولو، تله بزرگ
کتاب شروکس جادوگر کوچولو، تلهی بزرگ نوشتهی اصلی در با تصویرگری هوبان کرمان و ترجمهی نازلی خلیلیصفا داستانی فانتزی در سرزمین قصههاست که نشر برکه آن را منتشر کرده است. در این کتاب، جادوگر کوچولویی به نام شروکس در کنار شاهزاده هورتیم، شاهدخت آلینا، جادوگر قصر تیما، موش کوچولویی به نام پیبو و شاهزادهای مرموز به نام میلا درگیر ماجرایی میشود که سرنوشت زبان و قصههای سرزمینشان را تهدید میکند. ماجرا از جایی شروع میشود که موشی در اتاق آرشیو قصر، بخشی از «قصهی کلمهها» را میجود و با این کار، آرامآرام کلمهها از ذهن ساکنان سرزمین قصهها پاک میشود؛ آنقدر که دیگر حتی اسم یک میوهی ساده یا یک لباس معمولی به یادشان نمیآید. در همین زمان شاهزاده میلا از سرزمین صداها وارد میشود و با ظاهری مهربان و صدایی فریبنده، نقشهای برای تسخیر سرزمین قصهها در سر دارد. شروکس که پیشتر به دنیای انسانها سفر کرده و قصههای تازهای با خود آورده است، این بار باید کاری بسیار دشوارتر انجام دهد: نوشتن دوبارهی قصهی کلمهها پیش از آنکه زبان و قصهها برای همیشه نابود شوند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شروکس جادوگر کوچولو، تله بزرگ
کتاب شروکس جادوگر کوچولو، تلهی بزرگ ماجرای تازهای از شخصیت شروکس است که اصلی در آن را نوشته و در آن سرزمین قصهها با بحرانی عجیب روبهرو میشود: موش کوچولویی در اتاق آرشیو قصر، بخشی از دفتر چرمی بزرگی را میجود که قصهی زبان و کلمههای این سرزمین در آن ثبت شده است. از همینجا فراموشی کلمهها شروع میشود؛ شاهزاده هورتیم دیگر اسم میوهی قرمزی را که دخترش از گوشهایش آویزان میکند به یاد نمیآورد، سورتین مادر شروکس نمیتواند اسم بانکهی نمک را بگوید و خود شروکس هم واژههایی را که همیشه استفاده میکرد از ذهنش پاکشده میبیند. در کنار این بحران، قصهگوی پیر لوتا از نفرین قدیمی شاهزاده آرتورا میگوید؛ نفرینی که میگوید اگر روزی سرزمین قصهها کلمههایش را از دست بدهد، کسی که این نابودی را رقم زده بر آن حکومت خواهد کرد. در همین زمان شاهزاده میلا از سرزمین صداها وارد میشود، در میدان شهر برای مردم سخنرانی میکند، با صدایی افسونگر از زیبایی و دانایی آنها تعریف کرده است و آرامآرام اعتمادشان را به دست میآورد. کتاب شروکس جادوگر کوچولو، تلهی بزرگ در چند بخش و فصل پیدرپی پیش میرود که هر کدام بر یک گره تازه تمرکز دارد؛ از «اتاقی کوچک در قصر» و «اتفاقات اتاق آرشیو» تا «قصهگویی در جنگل»، «نفرین سیاه»، «مسئولیت خطیر» و حضور «غریبهای در تازیکی». در این فصلها، شروکس همراه موش کوچولو که بعدها نام پیبو را میگیرد و قصهگوی پیر لوتا، قدمبهقدم با ابعاد نفرین و نقشهی شاهزاده میلا روبهرو میشود. موش کوچولو اعتراف میکند که به تحریک میلا قصهی کلمهها را جویده تا زبان سرزمین قصهها نابود شود و زبان سرزمین صداها جای آن را بگیرد. از اینجا به بعد، کتاب شروکس را در موقعیتی میگذارد که باید قصهی تازهای برای کلمهها بنویسد و در عین حال با احساسات پیچیدهاش نسبت به شاهدخت آلینا، رقابت پنهان با بورگا شاگرد تیما و رابطهی دور و نزدیکش با پدرش لوران کنار بیاید. متن کتاب در کنار ماجرای اصلی، به جشنهای تابستان، عید چاتکاپی، خانهی درختی پوآرا، کلبهی لوتا در جنگل و فضای پر از قصهی سرزمین قصهها هم پرداخته است و نشان میدهد که چگونه از بین رفتن کلمهها میتواند همهی این چیزها را تهدید کند.
خلاصه کتاب شروکس جادوگر کوچولو، تله بزرگ
در شروکس جادوگر کوچولو، تلهی بزرگ محور اصلی داستان خطری است که زبان و قصههای سرزمین قصهها را تهدید میکند. ماجرا با یک اتفاق ظاهراً کوچک شروع میشود: موش کوچولویی که در مخزنهای قصر زندگی میکند، به تحریک شاهزاده میلا از سرزمین صداها وارد اتاق آرشیو میشود؛ جایی که مهمترین دفترها و قصهها نگهداری میشوند. او به پیشنهاد میلا بخشی از «قصهی کلمهها» را میجود؛ قصهای بلند که در آن زبان و کلمههای سرزمین قصهها توصیف شده است. نتیجه این کار بهتدریج آشکار میشود: شاهزاده هورتیم اسم میوهها و شیرینیها را فراموش میکند، سورتین مادر شروکس نمیتواند نام وسایل سادهی آشپزخانه را به یاد بیاورد و خود شروکس هم در وسط جملهها ناگهان کلمهای را گم میکند. این فراموشی آرام و خزنده، نشانهی فعالشدن همان نفرینی است که قصهگوی پیر لوتا سالها پیش دربارهاش شنیده است. لوتا برای شروکس و موش توضیح میدهد که شاهزاده آرتورا، حاکم قدیمی سرزمین قصهها، پس از آنکه مردم وابستگی به سرزمین صداها را نپذیرفتند، سرزمینشان را نفرین کرده است: اگر روزی قصهی کلمهها از بین برود و زبان نابود شود، کسی که این نابودی را رقم زده است بر سرزمین قصهها حکومت خواهد کرد. حالا شاهزاده میلا، نوه یا نتیجهی آرتورا، با همین هدف به سرزمین قصهها آمده است. او در میدان شهر برای مردم سخنرانی میکند، از زیبایی و دانایی آنها میگوید، خود را شاهزادهای فروتن معرفی کرده است که حاضر است از مقامش بگذرد و در کنار آنها زندگی کند و حتی آهنگی میخواند که خیلی زود بر زبان مردم میافتد. در پشت این ظاهر مهربان، نقشهی او روشن است: نابودی زبان سرزمین قصهها و جایگزینکردن آن با زبان سرزمین صداها. در این میان، موش کوچولو که بعدها نام پیبو را از شروکس میگیرد، با احساس گناه شدید نزد لوتا و شروکس اعتراف میکند که قصهی کلمهها را جویده است. او از تنهایی، بیاهمیتبودن و وسوسهی وعدههای میلا میگوید؛ وعدهی اینکه در آینده «محافظ خوردن و نوشیدن قصر» شود و همه به او احترام بگذارند. لوتا بهجای سرزنش، به او توضیح میدهد که اشتباهش آغاز فاجعه است اما هنوز همهچیز تمام نشده است. او به شروکس میگوید تنها راه نجات، نوشتن یک قصهی تازه برای کلمههاست؛ قصهای که لازم نیست عین قصهی قبلی باشد اما باید دوباره زبان را در دل خود بسازد. شروکس که در ابتدا از این مسئولیت میترسد، کمکم میپذیرد که باید بیشتر بخواند، کلمهها را حفظ کند و قصهای تازه خلق کند. در کنار این مأموریت، او با احساساتش نسبت به شاهدخت آلینا که بعد از ماجرای سال نو از او دلخور است، رقابت پنهان با بورگا شاگرد تیما و رابطهی دورش با پدرش لوران که همیشه درگیر صندوق سرزمین قصههاست هم دستوپنجه نرم میکند. داستان نشان میدهد که چگونه شروکس از یک جادوگر کوچولو که بیشتر دنبال بازی و قصهشنیدن است، به کسی تبدیل میشود که باید برای نجات زبان و قصههای سرزمینش تصمیم بگیرد، بخواند، بنویسد و مسئولیت بپذیرد.
چرا باید کتاب شروکس جادوگر کوچولو، تله بزرگ را بخوانیم؟
شروکس جادوگر کوچولو، تلهی بزرگ از دل یک ماجرای فانتزی در سرزمین قصهها به موضوعی نزدیک شده است که در زندگی روزمره هم اهمیت دارد: ارزش کلمهها و قصهها. در این کتاب، از بین رفتن زبان فقط یک اتفاق جادویی نیست؛ چیزی است که در جزئیات کوچک دیده میشود، از فراموشکردن اسم یک میوه و یک لباس تا ناتوانی در نامبردن از سادهترین اشیا. همین جزئیات نشان میدهد که چطور زبان با حافظه، هویت و رابطهها گره خورده است. شروکس وقتی میفهمد اگر قصهی کلمهها نابود شود، دیگر قصهای برای سرزمین قصهها باقی نمیماند، مجبور است از مرحلهی فقط قصهخواندن عبور کند و به مرحلهی قصهنوشتن برسد؛ این تغییر، مسیر رشد او را شکل میدهد. این کتاب در عین روایت ماجرای اصلی، به احساس تنهایی، نیاز به دیدهشدن و وسوسهی قدرت هم پرداخته است. موش کوچولو که بعداً پیبو نام میگیرد، نمونهی کسی است که چون فکر میکند کسی به او اهمیت نمیدهد، فریب وعدههای شاهزاده میلا را میخورد و کاری میکند که بعداً از آن بهشدت پشیمان است. در مقابل، لوتا قصهگوی پیر و شروکس نشان میدهند که چطور میتوان اشتباه را پذیرفت و بهجای سرزنش، دنبال جبران بود. حضور شاهزاده میلا هم تصویری از فریبکاری، چاپلوسی و استفاده از کلمهها برای تسلط بر دیگران ارائه کرده است؛ او با تعریفکردن از مردم و خواندن آهنگ، اعتمادشان را جلب میکند درحالیکه هدفش تسخیر سرزمین است. این تضاد بین استفادهی سازنده و ویرانگر از زبان، خواندن کتاب را برای کسانی که به قصههای فانتزی با لایههای فکری علاقه دارند جذاب میکند. در کنار اینها، فضای سرزمین قصهها با جشنهای تابستان، عید چاتکاپی، قصر شاهزاده هورتیم، خانهی درختی پوآرا و کلبهی لوتا در جنگل، دنیایی رنگارنگ و پرجزئیات ساخته است که خواندنش برای نوجوانان و حتی بزرگسالانی که به داستانهای جادویی علاقه دارند لذتبخش است. رابطهی پر فرازونشیب شروکس و شاهدخت آلینا، حضور بورگا بهعنوان شاگرد جادوگر، و خانوادهی شروکس (سورتین و لوران) هم لایههای عاطفی و روزمرهی داستان را شکل داده است و باعث میشود ماجرا فقط به یک نبرد جادویی محدود نماند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن شروکس جادوگر کوچولو، تلهی بزرگ به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای فانتزی، جادوگرها و سرزمینهای خیالی علاقه دارند و از دنبالکردن ماجراهای پرکشمکش لذت میبرند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی زبان، قصهگویی و نوشتن دارند و دوست دارند در قالب یک داستان، دربارهی ارزش کلمهها، مسئولیتپذیری و جبران اشتباه فکر کنند. برای بزرگسالانی که از خواندن داستانهای نوجوانانهی پر از تخیل و در عین حال اندیشمندانه خوششان میآید هم این کتاب میتواند جذاب باشد.
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه