
کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره
معرفی کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره
کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره نوشتهی جما هت با ترجمهی پرنیان فرخنژاد داستان گروهی نوجوان است که ناگهان خودشان را وسط یک مسابقهی تلویزیونی پرهیجان در جنگلهای بارانی کاستاریکا میبینند. نشر برکه آن را منتشر کرده است و نسخهی فارسی این اثر مخاطب نوجوان را همراه چند شخصیت کنجکاو و پرانرژی وارد دنیای گنجیابی، رقابت و خطر میکند. در این کتاب، تعطیلات تابستانی معمولی به سفری پر از رمز و سرنخ، خرابکاریهای پشتصحنه، طبیعت ناشناخته و تصمیمهای سخت تبدیل شده است. دیزی، لارا، روفوس، تام، مای، عمو لوگان، خانم جیکوبز و سگ باوفایشان بارنی، تیمی را میسازند که هم باید با چالشهای مسابقه کنار بیاید و هم با نقشههای مشکوک سازندگان برنامه روبهرو شود. ساختار کتاب فصلبهفصل پیش میرود و هر فصل ماجرایی تازه، مکان جدید و خطری متفاوت را پیش روی شخصیتها قرار میدهد؛ از یادبود ملی گوایابو تا تالابهای مرموز و جزیرهی کوکوس. فضای داستان ترکیبی از شوخی، تعلیق، دوستی و کشف است و در دل ماجراها، رابطهی بچهها با بزرگترها و مرز بین ماجراجویی و بیاحتیاطی هم بهخوبی دیده میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره
کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره داستانی ماجراجویانه از جما هت است که از همان فصل اول با حالوهوای تعطیلات تابستانی و دلزدگی دیزی از «بیهیجانی» شروع میشود و خیلی زود او را وسط ماجرایی غیرمنتظره قرار میدهد. عمو لوگان، مجری سابق برنامههای ماجراجویی تلویزیونی، برای نجات شغلش در یک مسابقهی گنجیابی تلویزیونی در کاستاریکا ثبتنام کرده است؛ مسابقهای که به تیمهای ۶ تا ۸ نفره نیاز دارد و او بدون هماهنگی، اسم چند نوجوان و حتی سگ خانواده، بارنی، را در فهرست شرکتکنندگان نوشته است. در فصلهای ابتدایی مثل «چه خبر شده؟»، «قانعکردن» و «آغاز سفر» خواننده با خانوادهها، تردیدها و تلاش طولانی برای راضیکردن خانم جیکوبز آشنا میشود؛ مادری که هم با مسئولیتهای دانشگاهی و غم غیبت همسرش لوکاس درگیر است و هم باید بین امنیت بچهها و روحیهی ماجراجویانهی خانواده تعادل برقرار کند. در ادامه، با ورود به کاستاریکا و آشنایی با رانندهی محلی، آلخاندرو، و تیم تولید برنامه، فضای داستان از محلهی آرام لندن به جنگلهای بارانی، آتشفشانها و روستاهای کوچک منتقل میشود. کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره در ۳۰ و چند فصل پیش میرود و هر فصل یک گام تازه در مسیر مسابقه و گنجیابی است؛ از «یادبود ملی گوایابو» و «خرابکاری» تا فصلهایی مثل «بالبالزدنها»، «دورشدن از نیشها»، «بازی خطرناک»، «تالاب مرگ»، «دو حذفشده»، «جزیرهی سن لوکاس»، «جزیرهی کوکوس»، «نبرد جزیرهی کوکوس» و در پایان «خداحافظی». ساختار کتاب شبیه یک زنجیرهی چالش طراحی شده است: هر سرنخ، تیم را به مکان تازهای میبرد و در هر مرحله، هم خطرهای طبیعی مثل رودخانه، نیش حشرات، تالابها و جنگلهای انبوه پررنگ است و هم خطرهای انسانی مثل خرابکاریهای پشتصحنه و تصمیمهای مشکوک مدیر برنامه، بلدین مککال. در دل این مسیر، رابطهی بچهها با هم و با بزرگترها تغییر میکند؛ دیزی که پرحرف و بیقرار است، لارا که قوانین را دقیق میخواند، روفوس که عاشق شوخی و نقشهچیدن است، تام که از مزرعه آمده و نگاه عملگرایانه دارد، مای که از خانوادهای مهاجر آمده و انرژیاش همهجا را پر میکند، و بارنی که هم همراه تیم است و هم گاهی خودش منبع دردسر میشود. حضور میمون کاپوچین، موتورهای چهارچرخ، سرنخهای معماگونه و فضای رقابتی بین تیمها، کتاب را به ترکیبی از طنز، تعلیق و کشف طبیعت تبدیل کرده است.
خلاصه کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره
داستان از جایی شروع میشود که دیزی در آستانهی تعطیلات تابستانی احساس میکند همهچیز کسلکننده است و دلتنگ هیجان مدرسه شده است. او وقتی متوجه میشود عمو لوگان، عموی دوستش لارا، ناگهان به خانه برگشته و قرار بوده در یک برنامهی جنگلنوردی تلویزیونی باشد، کنجکاو میشود. خیلی زود معلوم میشود مدیران تلویزیون از اینکه مدتها از آخرین حضور لوگان روی آنتن گذشته ناراضی هستند و او برای حفظ شغلش در یک مسابقهی جدید گنجیابی در کاستاریکا ثبتنام کرده است؛ مسابقهای که به تیمهای ۶ تا ۸ نفره نیاز دارد و لوگان بدون هماهنگی، اسم خودش، لارا، روفوس، تام، دی، سگ خانواده بارنی و بعدتر دیزی و مای را بهعنوان تیم بریتانیا فرستاده است. بزرگترین مانع، خانم جیکوبز است که باید اجازهی رفتن بچهها را بدهد. فصل «قانعکردن» به تماسها، بحثها و حتی جستجو در اینترنت برای نشاندادن امنیت نسبی کاستاریکا اختصاص دارد. درنهایت، با یادآوری روحیهی ماجراجویانهی همسر مرحومش، او تصمیم میگیرد خودش هم همراه تیم برود و کریم، برادر مای، را هم برای کمک در کارهای دانشگاه با خود ببرد. سفر در «آغاز سفر» و «کاستاریکا» شکل میگیرد؛ از جت شخصی شرکت تلویزیونی تا مینیبوس آلخاندرو، رانندهی محلی پرحرفی که روستای خودش، خانوادهاش و خوراکیهای محلی را به تیم معرفی میکند. در کمپ جنگل، تیم با پورشیا و بلدین مککال، مدیر شرکت ریل ترک، آشنا میشود. گوشیهای شخصی ضبط میشوند و فقط دو گوشی مخصوص مسابقه در اختیار لوگان و لارا قرار میگیرد. اولین سرنخ، تیم را به «یادبود ملی گوایابو» میکشاند؛ جایی که خانم جیکوبز بهعنوان باستانشناس شیفتهی کانالهای آب و دایرههای سنگی میشود و بچهها باید سرنخ را از مردی فلوتزن بگیرند. آنها کشف میکنند که «رشوه» درواقع خوشهی انگوری است که میمون کاپوچین همراه فلوتزن دوست دارد و با دادن انگور، طومار سرنخ بعدی را میگیرند. در همین حین، بچهها مکالمهی مشکوک بلدین را میشنوند که میگوید باید تعداد تیمها خیلی زود نصف شود و فقط چند تیم به «جزیره» برسند. اینجا برایشان روشن میشود که مسابقه فقط یک بازی ساده نیست و خرابکاری عمدی هم در کار است. در فصل «خرابکاری» و بعد از آن، تیم با نقشهچینی روفوس و همکاری بقیه، میمون را از قفس تیم تلویزیونی آزاد میکند تا مسابقه برای همه عادلانهتر شود. سرنخ بعدی آنها را به «میان بالزدنها» و مزرعهی پروانهها میبرد؛ جایی که باید در میان پروانهها، نردبان طنابی و نشانهی کالیدوسکوپ را پیدا کنند و همزمان مراقب «نیشها» باشند. در ادامهی فهرست فصلها، میتوان دید که مسیر داستان از جنگل و تالابها به «بازی خطرناک»، «دو حذفشده»، «جزیرهی سن لوکاس»، «جزیرهی کوکوس» و «نبرد جزیرهی کوکوس» میرسد؛ یعنی مسابقه از خشکی به جزایر دورافتاده کشیده میشود، برخی تیمها حذف میشوند، خطرهای طبیعی جدیتر میشود و تنش بین تیم ماجراجویان و برگزارکنندگان مسابقه بالا میرود. در طول مسیر، بچهها باید هم معماهای سرنخها را حل کنند، هم از قوانین مسابقه تخطی نکنند تا حذف نشوند، هم با حیوانات و محیط ناآشنا کنار بیایند و هم بفهمند تا کجا میتوان به یک برنامهی تلویزیونی اعتماد کرد. در پسِ این ماجراها، موضوعاتی مثل اعتماد، دوستی، مسئولیتپذیری، سوگ پدر، و مرز بین ماجراجویی و بیفکری هم آرامآرام پررنگ میشود.
چرا باید کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره را بخوانیم؟
ماجراجویان و جنگل پرمخاطره چند ویژگی دارد که آن را برای خواندن جذاب میکند. نخست اینکه داستان، ماجراجویی را فقط بهمعنای «هیجان» نمیگیرد؛ در هر مرحله، خطرهای واقعی جنگل، قوانین مسابقه، و تصمیمهای گاهی ناعادلانهی برگزارکنندگان نشان میدهد که ماجراجویی بدون فکر و برنامه میتواند به دردسر جدی تبدیل شود. در کنار این، حضور یک مادر باستانشناس، عمو لوگانِ مجری سابق تلویزیون، رانندهی محلی و تیم تولید، تضاد جالبی بین نگاه بزرگترها و نوجوانها به خطر و هیجان ایجاد کرده است. دوم اینکه کتاب ماجراجویان و جنگل پرمخاطره از دل یک مسابقهی تلویزیونی، موضوعاتی مثل کار تیمی، اعتماد، حسادت، شوخی، و حتی سوگ و دلتنگی را بیرون میکشد. دیزی، لارا، روفوس، تام، مای و بارنی هرکدام شخصیت و نقطهضعف خاص خود را دارند و در طول مسیر، مجبور میشوند به هم تکیه کنند، اشتباههایشان را جبران کنند و گاهی در برابر بزرگترها هم حرف بزنند. سوم اینکه فضای کاستاریکا، جنگلهای بارانی، آتشفشان، تالابها، روستاها و حیواناتی مثل میمون کاپوچین و میمونهای زوزهکش، برای خوانندهی نوجوان تصویری زنده از محیطی میسازد که شاید فقط در نقشهها دیده باشد. سرنخهای معماگونه، موتورهای چهارچرخ، عبور از رودخانه، مزرعهی پروانهها و جزایر دورافتاده، ریتم داستان را تند و پراتفاق نگه میدارد. درنهایت، این کتاب بهخوبی نشان میدهد که پشت صحنهی یک برنامهی تلویزیونی پرزرقوبرق، چقدر تصمیمهای اقتصادی، بازی با تصویر آدمها و حتی دستکاری در نتیجهها میتواند وجود داشته باشد. نوجوان در حین دنبالکردن ماجرا، با این سؤال روبهرو میشود که «عدالت» در یک رقابت یعنی چه و تا کجا میتوان به چیزی که روی صفحهی نمایش دیده میشود اعتماد کرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن ماجراجویان و جنگل پرمخاطره به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای پراتفاق، سفر، طبیعت و مسابقههای پرچالش علاقه دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که از داستانهایی با گروهی از شخصیتهای همسنوسال، شوخیهای مداوم، و معماهای مرحلهبهمرحله خوششان میآید یا کنجکاوند پشت صحنهی برنامههای تلویزیونی رقابتی را در قالب داستان ببینند.
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۰ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۰ صفحه