
کتاب جادوگر شیرینی پز
معرفی کتاب جادوگر شیرینی پز
کتاب جادوگر شیرینی پز (A Wizard's Guide to Defensive Baking) نوشته تی. کینگ فیشر، دربارهی مونا، شاگرد مغازهی نانوشیرینیپزی است که جادویش فقط روی خمیر و نان اثر میگذارد، اما ناگهان وسط ماجرایی جنایی، پر از توطئه و جادوگران خطرناک پرتاب میشود. داستان با روایت قتل دختری ناشناس و بازجوییها و محاکمهها، نشان میدهد که چطور مونا از دنیای کوچک و گرم نان و شیرینی کمکم به جهان سرد و سیاه سیاست، ترس و جادو کشیده میشود. حسام حامی این داستان فانتزی و معمایی را برای نشر کتاب چار منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جادوگر شیرینی پز
کتاب جادوگر شیرینی پز ماجرای مونا، دختر چهاردهسالهای است که در نانوشیرینیپزی زنعمو تابیتا کار میکند و تنها جادویی که بلد است این است که نانها خوب پف کنند، نسوزند و خمیرها قشنگ از قالب دربیایند. تی. کینگ فیشر در این کتاب شهری پر از کانال، کلیسا، قصر دوشس و محلههای پرخطر را تصویر کرده که در آن خردهجادوگرها، کشیشها، پاسبانها و اشراف کنار هم زندگی میکنند و جادو بخشی عادی اما مشکوک از زندگی روزمره است. کتاب با کشف جسد دختری ناشناس در نانوشیرینیپزی شروع میشود و از همان فصلهای اول، پای پلیس، پزشک قانونی، بازجو و درنهایت خود دوشس و لرد ایتن را وسط میکشد.
در این کتاب، جادو بیشتر در جزئیات روزمره است: مخمر زندهای به نام باب که موش میخورد، شیرینیهای زنجبیلی که میرقصند، نانهایی که با یک خواهش نرمتر میشوند و خمیرهایی که به حرف جادوگر کوچک گوش میدهند. در کنار این جزئیات بامزه، لحن داستان بهتدریج جدیتر میشود و از خلال گفتوگوها و صحنههای بازجویی و دادگاه، تصویری از ترس عمومی از جادو، سوءظن نسبت به خردهجادوگرها و حرفوحدیثهای مربوط به موج قتلهای جادوگرها شکل میگیرد. کتاب جادوگر شیرینی پز در فصلهای متوالی، هم زندگی روزمرهی مونا در نانوشیرینیپزی و رابطهاش با زنعمو، عمو، مشتریها و موجودات جادویی مثل باب را نشان میدهد و هم او را وسط سازوکار قدرت، قصر، بازجویی و محاکمه قرار میدهد تا تضاد میان دنیای کوچک نان و شیرینی با سیاست و ترس و قتل را پررنگ کند.
خلاصه داستان جادوگر شیرینی پز
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان جادوگر شیرینی پز با صحنهای تکاندهنده آغاز میشود: مونا، شاگرد نوجوان نانوشیرینیپزی، صبح زود جسد دختری ناشناس را وسط مغازه پیدا میکند. از همان لحظه، زندگی معمولی او که پر است از خمیر، مخمر زندهای به نام باب و شیرینیهای زنجبیلی متحرک، زیرورو میشود. پلیس و پزشک قانونی سر میرسند، بازجو ابران پای جادو را وسط میکشد و مونا بهخاطر خردهجادویش متهم شده و به قصر برده میشود. در ادامه، مونا میان دو دنیا معلق میماند: از یکسو نانوشیرینیپزی شلوغ و مشتریهای همیشگی، از سوی دیگر قصر، دادگاه، دوشس و لرد ایتن و حرفوحدیثها دربارهی موج قتلهای مرتبط با جادوگران. او باید هم از خودش در برابر سوءظنها دفاع کند و هم کمکم بفهمد جسد آن دختر، ناپدیدشدن جوانان خردهجادوگر و ترس شهر از جادو چطور به هم وصل شده است.
چرا باید کتاب جادوگر شیرینی پز را بخوانیم؟
کتاب ترکیبی از فانتزی شهری، معمای قتل و طنز است که جادو را از برجهای بلند و نبردهای عظیم وسط نانوشیرینیپزی و زندگی روزمره میآورد. این داستان از زاویهی دید دختری خردهجادوگر، هم ترس و سوءظن جامعه نسبت به جادو را نشان میدهد و هم گرمای کار، نان، مشتریها و روابط کوچک را.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن جادوگر شیرینی پز را به دوستداران داستانهای فانتزی و نوجوانانی که از قصههای جادوگران خوششان میآید، پیشنهاد میکنیم.
درباره تی. کینگ فیشر
تی. کینگ فیشر (T. Kingfisher) (متولد ۱۹۷۷)، نام مستعار اورسولا ورنون، نویسنده و تصویرگر آمریکایی است که در قصههایش سنتهای داستانهای پریان را با عناصری از ژانر وحشت، طنز سیاه و واقعگرایی پیوند میزند. او پیش از آنکه با این نام مستعار به شهرت جهانی در ادبیات بزرگسال برسد، به عنوان هنرمند و نویسندهی آثار مصور شناخته میشد. کینگ فیشر با خلق فضاهای عجیب و غریب و بازخوانی اسطورهها از زاویهای نو، صدایی متمایز در ادبیات فانتزی معاصر محسوب میشود. نقطهی اوج درخشش او در سالهای اخیر، نگارش رمان تحسینشدهی «گزنه و استخوان» است که در سال ۲۰۲۳ جوایز معتبر هوگو و لوکاس را برای او به ارمغان آورد. این اثر که نامزد جایزهی نبولا نیز شد، به خوبی سبک کاری او را بازتاب میدهد: قهرمانانی نامتعارف که نه با قدرتهای فرابشری، بلکه با هوش، شفقت و ابزارهای ساده به جنگ با بیدادگری میروند.
جوایز و افتخارات کتاب جادوگر شیرینی پز
- برندهی جایزهی Locus (سال ۲۰۲۱)
- برندهی جایزهی فانتزی Mythopoeic (سال ۲۰۲۱)
- برندهی جایزهی Andre Norton (سال ۲۰۲۲)
- برندهی جایزهی Lodestar (سال ۲۰۲۱)
- برندهی جایزهی Premi Llibreter de narrativa (سال ۲۰۲۴)
- برندهی جایزهی دراگون (سال ۲۰۲۱)
بخشی از کتاب جادوگر شیرینی پز
«جسد دختری افتاده بود توی نانوشیرینیپزی زنعمویم.
جیغ جلفی کشیدم و یک قدم رفتم عقب. بعد یک قدم دیگر و آخرسر خوردم به در مغازه. بیشتر وقتها در را باز میگذاریم، چون اگر این کار را نکنیم، فرهای بزرگ مغازه خیلی خیلی داغ میشوند، ولی آنوقت ساعت چهار صبح بود و فرها هنوز داغ نشده بودند.
همان لحظه که دیدمش، فهمیدم مرده. در زندگیام آنقدرها جسد ندیدهام. فقط چهارده سالم است و نانوشیرینیپزی هم از آن کارهای پرتلفات نیست، ولی مایع قرمز پخششده زیر سرش، هرچه بود، شربت تمشک نبود. حتی بهفرض هم که دزدکی آمده بود توی مغازه که چرتی بزند، آنقدر با حالت عجیبی دراز کشیده بود که از آدم عادی بعید است آنشکلی بخوابد.
شکمم بدجور بههم پیچید. انگار کسی با دستهایش محکم فشارش میداد. دستهایم را گرفتم جلوی دهانم که بالا نیاورم. آنقدر گند و کثافت برای تمیزکاری بود که دیگر لازم نبود صبحانهام را هم بالا بیاورم.
بدترین چیزی که به عمرم توی آشپزخانه دیده بودم، موشی بود که هرازگاهی سروکلهاش پیدا میشد (به ما ایراد نگیرید. توی این شهر از شر موشها خلاصی نداریم؛ وگرنه ما یکی از نانوشیرینیپزیهای تمیز هستیم.) و البته قورباغهٔ زامبی که از کانالها خزید بیرون. بیچاره، احتمالاً با فاضلاب کاتدرال آمده بود. گاهی بیاحتیاطی میکنند و آب مقدس را هر جا شد، میریزند و کوه قورباغه و سمندر آبی و نمیدانم چه و چه است که سرازیر میشود. (از همه بدتر، خرچنگهای دراز هستند. قورباغهها را با جاروی دستهبلند میشود گرفت، ولی برای خرچنگهایی که زامبی شدهاند باید کشیش خبر کرد.)»
حجم
۲۴۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۶۸ صفحه
حجم
۲۴۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۶۸ صفحه