کتاب کاغذ دیواری زرد شارلوت پرکینز گیلمن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کاغذ دیواری زرد

کتاب کاغذ دیواری زرد

معرفی کتاب کاغذ دیواری زرد

کتاب کاغذ دیواری زرد نوشته‌ی شارلوت پرکینز گیلمن با ترجمه‌ی نیما ایرج‌زاده روایتی است از اقامت اجباری زنی جوان در عمارتی قدیمی که قرار است برای او نقش آسایشگاه و محل استراحت را بازی کند اما به‌تدریج به صحنه‌ی فروپاشی ذهن و هویت او تبدیل می‌شود. نشر گیوا آن را منتشر کرده است. راوی که از سوی همسر پزشکش «جان» دچار افسردگی موقت و تشنج‌های خفیف تشخیص داده شده، به‌جای درمان و گفت‌وگو، به نسخه‌ای از «استراحت مطلق، کارنکردن و فکرنکردن» محکوم شده است. او در اتاقی در طبقه‌ی بالای خانه، با پنجره‌های مشرف به باغ و خلیج و کاغذ دیواری زردی زشت و آزاردهنده، روزهایش را در تنهایی، سکوت و ممنوعیت نوشتن می‌گذراند. همین کاغذ دیواری به‌ظاهر بی‌اهمیت، کم‌کم به مرکز جهان او تبدیل می‌شود؛ طرح‌ها و رنگ‌هایش جان می‌گیرند، بو پیدا می‌کنند، تغییر می‌کنند و در پسِ نقش‌های درهم‌پیچیده‌اش، تصویر زنی زندانی و خمیده ظاهر می‌شود که می‌خزد، می‌لرزد و می‌کوشد از پشت دیوارها بیرون بیاید. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب کاغذ دیواری زرد

کتاب کاغذ دیواری زرد داستانی تک‌صدایی است که شارلوت پرکینز گیلمن آن را به شکل دفترچه‌ی یادداشت‌های یک زن جوان روایت کرده است؛ زنی که همسرش جان، پزشک عمل‌گرا و ضدخرافه، او را به‌خاطر «افسردگی موقت» به خانه‌ای دور از شهر می‌برد تا با استراحت، داروهای مقوی، هواخوری و ورزش بهبود یابد. در این عمارت استعماریِ خالی‌مانده، که میان وارثانش دعوای حقوقی بوده، راوی در اتاقی بالای ساختمان اسکان داده می‌شود؛ اتاقی که زمانی مهدکودک، سالن بازی یا مدرسه‌ی پسرانه بوده است. میله‌های روی پنجره‌ها، حلقه‌ها و خراش‌ها روی دیوار، تخت‌خواب سنگین و میخکوب‌شده و کاغذ دیواری زردِ پاره‌پاره، فضایی شبیه پرورشگاه یا شیرخوارگاه به وجود آورده است. جان و برادر پزشکش، هر دو، مشکل او را چیزی جز «عصبی‌بودن» و «حساسیت» نمی‌دانند و نسخه‌ی مشترکشان این است که او نباید کار کند، نباید بنویسد و نباید به تخیلاتش میدان بدهد. در مقابل، راوی باور دارد که «یک کار مناسب، همراه با هیجان و تغییر» می‌تواند نجاتش دهد اما هر بار که پنهانی می‌نویسد، باید نوشته‌ها را از چشم جان و خواهرش جنی مخفی کند. کتاب کاغذ دیواری زرد در قالب یک داستان نسبتاً بلند، بدون فصل‌بندی رسمی اما با برش‌های زمانی مشخص، پیش می‌رود و هر بخش مانند ورق تازه‌ای از دفترچه‌ی راوی است که در آن از روزهای اقامت، آمدوشد مهمانان، تهدید فرستاده‌شدن نزد دکتر ویر میچل، رابطه‌اش با کودک خردسال، و مهم‌تر از همه، وسواس روزافزونش نسبت به کاغذ دیواری اتاق می‌نویسد. در این یادداشت‌ها، توصیف‌های دقیق و طولانی از طرح‌ها، رنگ‌ها، بو و تغییرات کاغذ دیواری، به‌تدریج جای هر موضوع دیگری را می‌گیرد. راوی ابتدا فقط از زشتی و آشفتگی نقش‌ها می‌نویسد، بعد متوجه «طرح فرعی» و «زن خمیده‌ی پشت کاغذ» می‌شود، سپس او را در نور ماه، در باغ، در جاده و میان درختان دنبال می‌کند و سرانجام به این باور می‌رسد که زنان بسیاری پشت این طرح زندانی‌اند و در روز در کشتزارها و زیر درخت‌ها می‌خزند. داستان در چند بخش پی‌درپی، از ورود به خانه و آشنایی با اتاق، تا چهارم جولای، تهدید سفر درمانی، کشف بوی زرد، رگه‌ی پهن پایین دیوار، و در نهایت روز آخر اقامت و کندن کاغذ از دیوار، پیش می‌آید و خواننده را قدم‌به‌قدم با لغزش ذهن راوی و شکاف میان «واقعیت» جان و «واقعیت» او روبه‌رو می‌کند.

خلاصه داستان کاغذ دیواری زرد

در کاغذ دیواری زرد، راوی زنی است که به‌دلیل افسردگی پس از زایمان یا ناراحتی عصبی، از سوی همسر پزشکش جان به استراحت اجباری در عمارتی دورافتاده فرستاده شده است. او در آغاز داستان، در دفترچه‌اش از خانه‌ی بزرگ، باغ سایه‌دار، گلخانه‌های ویران، راهروهای پر از شقایق و اتاقی که به او داده‌اند می‌نویسد؛ اتاقی در طبقه‌ی بالا که میله‌های آهنی روی پنجره‌ها، حلقه‌ها و خراش‌های روی دیوار و تخت‌خواب سنگین و میخکوب‌شده‌اش، بیشتر به مهدکودک یا شیرخوارگاه شبیه است تا اتاق استراحت. مهم‌ترین عنصر این اتاق، کاغذ دیواری زردی است که طرح‌های بی‌قاعده، رنگ تهوع‌آور و برجستگی‌های آزاردهنده‌اش چشم را خسته و ذهن را مشوش می‌کند. راوی از همان ابتدا از این کاغذ متنفر است اما چون جان آن را بی‌اهمیت می‌داند و تعویضش را به بعد موکول کرده، ناچار است ساعت‌های طولانی را در اتاق بگذراند و به آن خیره شود. با گذشت زمان، ممنوعیت نوشتن، تنهایی، کنترل‌گری مهربانانه‌ی جان و جنی، و بی‌اعتنایی پزشکان به تجربه‌ی درونی راوی، او را بیشتر به درون خودش عقب می‌راند. او پنهانی می‌نویسد، در سکوت گریه می‌کند، از این‌که به‌جای همراه و شریک، «بار اضافی» زندگی جان شده رنج می‌برد و در عین حال مدام به خود یادآوری می‌کند که جان «مردی باملاحظه و دوست‌داشتنی» است و باید قدردان مراقبت‌هایش باشد. در همین فرایند، کاغذ دیواری از یک شیء زشت به موجودی زنده تبدیل می‌شود: طرح‌ها مثل چشم‌هایی که هرگز بسته نمی‌شوند او را می‌پایند، لکه‌ای شبیه گردن شکسته و دو چشم وارونه به او خیره می‌شود، بوی زردی در تمام خانه می‌خزد و رگه‌ی پهنی در پایین دیوار، مثل اثری از کشیده‌شدن شانه‌ها یا بدن کسی، دور اتاق می‌چرخد. راوی کم‌کم در پسِ طرح‌های درهم، «زن خمیده‌ای» را می‌بیند که پشت میله‌های نقش زندانی است، در نور ماه کاغذ را تکان می‌دهد، در قسمت‌های روشن آرام می‌گیرد و در سایه‌ها می‌کوشد از شاخه‌های طرح بالا برود اما خفه می‌شود. او این زن را در باغ، در جاده، زیر درختان و حتی در کشتزارهای دور می‌بیند که می‌خزد و در شاخه‌ها پنهان می‌شود. به‌تدریج مرز میان خودش و آن زن محو می‌شود؛ راوی در روز در اتاق می‌خزد، در را قفل می‌کند، کلید را پنهان می‌کند، کاغذ را با دندان و دست می‌کند تا زن را آزاد کند و مطمئن شود کسی دیگر، حتی جنی، به آن دست نمی‌زند. در روز آخر اقامت، درحالی‌که جان پشت در اتاق درمانده و هراسان است، او اعلام می‌کند که «رها شده» و دیگر نمی‌گذارد کسی او را دوباره در کاغذ حبس کند. تصویر پایانی، او را نشان می‌دهد که دور اتاق، روی زمین، در مسیری که رگه‌ی زرد کشیده شده، می‌خزد و هر بار از روی بدن بیهوش جان می‌گذرد.

چرا باید کتاب کاغذ دیواری زرد را بخوانیم؟

کاغذ دیواری زرد از دل یک اتاق بسته و یک ذهن تحت فشار، تصویری از برخورد جامعه و پزشکی با رنج روانی زنان ترسیم کرده است؛ جایی که تشخیص «افسردگی موقت» به نسخه‌ای از سکوت، انزوا و سلب اختیار تبدیل می‌شود. این کتاب نشان داده است چگونه چیزی به‌ظاهر پیش‌پاافتاده مثل کاغذ دیواری اتاق، در غیاب گفت‌وگو و امکان بیان، به مرکز جهان فرد تبدیل می‌شود و همه‌ی ترس‌ها، خشم‌ها و رؤیاهای سرکوب‌شده روی آن فرافکنی می‌شود. خواننده در طول داستان، هم‌زمان با راوی، از مرحله‌ی دلزدگی و انزجار از طرح‌ها، به مرحله‌ی کشف «زن پشت کاغذ» و یکی‌شدن با او می‌رسد و می‌تواند ببیند که چگونه زبان استعاره، جای زبان ممنوع‌شده‌ی اعتراض و خواستن را می‌گیرد. این کتاب برای کسانی که به رابطه‌ی قدرت در روابط صمیمی، نقش «مراقبت» در کنترل‌گری، و شکاف میان تجربه‌ی درونی بیمار و نگاه عینی پزشک علاقه‌مند هستند، نمونه‌ای روشن و فشرده ارائه کرده است. در آن کتاب، جان و جنی لزوماً شخصیت‌های شرور نیستند؛ آنها صادقانه فکر می‌کنند که می‌دانند چه چیزی برای راوی بهتر است، اما همین اطمینان، صدای او را خاموش می‌کند و او را به نقطه‌ای می‌رساند که تنها راهش، خزیدن در اتاق و پاره‌کردن دیوارها است. کاغذ دیواری زرد همچنین برای کسانی که به توصیف‌های دقیق حسی، فضاسازی خفقان‌آور و روایت اول‌شخصی که به‌تدریج نامطمئن می‌شود علاقه دارند، تجربه‌ای پرجزئیات و متمرکز فراهم کرده است؛ روایتی که در آن هر تغییر نور، هر بوی خفیف و هر خط روی دیوار، معنایی تازه پیدا می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کاغذ دیواری زرد به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌هایی درباره‌ی فروپاشی روان، تنهایی، و تجربه‌ی زیسته‌ی افسردگی علاقه‌مند هستند. همچنین به دانشجویان و علاقه‌مندان مطالعات زنان، روان‌شناسی، روان‌پزشکی و ادبیات که می‌خواهند نمونه‌ای داستانی از برخورد با رنج روانی و «درمان استراحت» را از زاویه‌ی نگاه خود بیمار دنبال کنند، پیشنهاد می‌شود. کسانی که به فضاهای بسته، روایت‌های تک‌صدایی و داستان‌هایی که مرز میان واقعیت و توهم را کم‌رنگ می‌کنند نیز می‌توانند از این کتاب بهره ببرند.

بخشی از کتاب کاغذ دیواری زرد

«این اتاق در اصل یک اتاق برای بچه‌ها بوده و بعد به سالن تفریح و بازی تبدیل شده است. با توجه به میله‌های کوچکی که روی پنجره‌ها کشیده شده است، حدس می‌زنم که قبلا کودکان در این اتاق نگهداری می‌شده‌اند. روی دیوارها حلقه‌ها و چیزهای دیگری نیز دیده می‌شود. با توجه به نقاشی و کاغذ دیواری می‌شود حدس زد که این اتاق یک مدرسه پسرانه بوده باشد. در قسمت‌های بالای تختخواب من، قسمتی از دیوار تا جایی که می‌توانم دست بکشم، کاغذ دیواری به صورت نوارهای جداگانه، از دیوار کنده شده است و در یک نقطه بزرگ در طرف دیگری از اتاق رو به پایین نیز تا حد زیادی کنده شده است. هیچ وقت کاغذ دیواری به این زشتی و بدی در عمرم ندیده بودم. این کاغذ یکی از آن نمونه‌هایی است که تمام گناه‌های ممکن هنری در آن اتفاق افتاده است و طرح‌های آن به صورت بی‌نظم به هر طرف پخش شده است و زرق و برق غیرمتناسبی در آن وجود دارد. این کاغذ دیواری چنان کسل کننده است که چشم‌های بیننده را گیج می‌کند. برجستگی طرح‌ها به گونه‌ای است که دائم چشم بیننده را اذیت می‌کند و نمی‌توان مدام به کاغذ دیواری نگاه کرد، وقتی بیننده یکی از پایه‌های غیرِثابتِ طرح‌ها را تا یکی از انحناهای دورتر دنبال کند، این پایه ناگهان خودش را گم می‌کند و در زاویه‌های گنگ و نامعلوم غوطه‌ور می‌شود و در تناقض‌های غیرِ قابل توجیه، خود را ازبین می‌برد. رنگِ آن نفرت‌آور است، زننده و تقریبا تهوع‌آور است که به طرز عجیبی با تغییر نورِ خورشید محو می‌شود. با وجود روشن بودن، این رنگِ ناراحت کننده در بعضی قسمت‌هایش نارنجی می‌شود و در بعضی قسمت‌های دیگر شکل گوگردی بیمارگونه به خود می‌گیرد. عجیب نیست که کودکان از این کاغذ دیواری نفرت داشتند. من خودم هم اگر مدت زیادی در این اتاق بمانم، از آن متنفر می‌شوم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۴٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

حجم

۲۴٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

قیمت:
۲۶,۹۰۰
تومان