
کتاب خانه سرباز
معرفی کتاب خانه سرباز
کتاب خانه سرباز (Soldier's Home) نوشته ارنست همینگوی، روایتی بازگشت یک سرباز جوان آمریکایی از جبهههای جنگ جهانی اول به شهر کوچک و آرام زادگاهش است. همینگوی در این داستان کوتاه، پیامدهای خاموش و فرسایندهی جنگ را در زندگی روزمرهی یک جوان معمولی دنبال کرده؛ جوانی که زمانی دانشجو بوده و حالا پس از سالها دوری، زمانی به خانه برمیگردد که تب استقبال از قهرمانان جنگ فروکش کرده و شهر دیگر میلی به شنیدن روایتهای واقعی جبهه ندارد. نشر گیوا این داستان را با ترجمه نیما ایرج زاده منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خانه سرباز
کتاب خانه سرباز اثر ارنست همینگوی، روایتی دربارهی پدیدهی نسل سوخته و تبعات روانی جنگ بر روح سربازان بازگشته به وطن است. همینگوی با استفاده از سبک موجز و مینیمالیستی خود، به جای بازسازی میدانهای نبرد، جبههی جنگ را به درون خانهای معمولی در یک شهر کوچک انتقال میدهد. داستان کربس، بازتابدهندهی بیگانگی سربازانی است که پس از تجربهی عریان واقعیت در جبهههای اروپا، دیگر نمیتوانند با ارزشهای سنتی، مذهبی و ظواهر زندگی روزمرهی جامعهی خود ارتباط برقرار کنند.
ساختار داستان بر پایهی تضاد میان صداقت تلخ جنگ و دروغهای مصلحتی زندگی مدنی بنا شده است. کربس برای آنکه در جامعه پذیرفته شود، ناچار به جعل روایتهایی از قهرمانی است که خود به آنها باور ندارد و همین امر، او را دچار نوعی بیتفاوتی و انزوای خودخواسته میکند. نویسنده با ترسیم لحظات سکون - مانند تماشای دختران شهر از دور یا غرق شدن در کتابهای تاریخ جنگ - بهخوبی نشان میدهد که چگونه قهرمان داستان در مرز میان دیگر سرباز نبودن و هنوز شهروند نشدن معلق مانده است. تقابل نهایی او با انتظارات مادر و فشارهای خانوادگی برای بازگشت به زندگی عادی، در واقع نمادی از شکست فرایند بازگشت است؛ جایی که خانه دیگر نه یک پناهگاه، بلکه به فضایی غریبه و خفهکننده تبدیل میشود که معنای هدفمندی در آن برای سرباز از جنگ برگشته، به کلی رنگ باخته است.
خلاصه داستان خانه سرباز
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کربس پس از پایان جنگ به شهر کوچک خود در اوکلاهاما برمیگردد؛ اما بازگشت او دیرتر از دیگران است و شهر دیگر شور و شوق استقبال از سربازان را پشت سر گذاشته است. مردم شهر از قبل داستانهای هولناک و اغراقآمیز زیادی دربارهی جنگ شنیدهاند و وقتی کربس میخواهد از واقعیت تجربههایش بگوید، کسی گوش نمیدهد. او برای جلب توجه، شروع به دروغگفتن میکند و همین باعث میشود نسبت به جنگ و حرفزدن دربارهی آن احساس انزجار پیدا کند.
کربس در روزهای بازگشت، زندگی یکنواختی دارد: تا دیروقت در رختخواب میماند، بعد به کتابخانه میرود، کتاب میگیرد، روی ایوان میخواند، حوصلهاش که سر میرود به شهر میرود و در اتاق بیلیارد وقت میگذراند، عصرها کلارینت تمرین میکند و شب دوباره به خانه برمیگردد. او هنوز برای دو خواهرش قهرمان است و مادرش صبحانه را برایش به رختخواب میآورد و از او میخواهد دربارهی جنگ حرف بزند، اما خودش اهل شنیدن جزئیات واقعی نیست. شهر تقریباً تغییری نکرده، فقط دختران جوان بزرگ شدهاند و حالا در دنیایی پر از اتحادها و چنددستگیهای پیچیده زندگی میکنند که کربس توان ورود به آن را در خود نمیبیند. او نه میخواهد درگیر سیاست و نیرنگ و دروغ در روابط عاشقانه شود و نه حاضر است برای چیزی زحمت بکشد. در عین حال، احساس میکند به هیچ نتیجهای نیاز ندارد و ترجیح میدهد بدون هدف مشخصی زندگی کند...
چرا باید کتاب خانه سرباز را بخوانیم؟
این داستان کوتاه نشان میدهد که چگونه جنگ میتواند سالها بعد، در سکوت و روزمرگی، بر ذهن و روابط خانوادگی سنگینی کند. همینگوی از خلال جزئیاتی مثل تمرین کلارینت، خواندن زندگینامهی جنگی، و بحث بر سر روزنامهی صبح، به سؤالاتی دربارهی معنای زندگی پس از بحران، امکان بازگشت به خانه، و نقش دروغ در سازگار شدن با جامعه میپردازد.
خواندن کتاب خانه سرباز را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن خانه سرباز به دوستداران همینگوی و طرفداران سبک ادبی او و کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی بازگشت از جنگ، پیامدهای روانی و عاطفی خشونت، و شکاف میان نسلها علاقهمند هستند.
درباره ارنست همینگوی
ارنست همینگوی (Ernest Hemingway) (۱۸۹۹-۱۹۶۱)، نویسندهی آمریکایی و برندهی جایزهی نوبل ادبیات است که با سبک نگارش ایجازگونه و گزارشگرانهی خود، تحولی در نثر معاصر ایجاد کرد. او که تجربیات زیستهی پرفرازونشیبی، از حضور در خط مقدم جنگ جهانی اول به عنوان راننده آمبولانس تا خبرنگاری در جنگ داخلی اسپانیا و جنگ جهانی دوم داشت، این وقایع را به مادهی اولیه داستانهای خود تبدیل کرد. آثاری همچون «وداع با اسلحه» و «زنگها برای که به صدا درمیآیند»، بازتاب مستقیم مواجههی او با خشونت و مرگ در بستر نبردهای تاریخی هستند. همینگوی در سالهای اقامت در پاریس، به یکی از نویسندگان مهم نسل سوخته تبدیل شد و با انتشار «خورشید همچنان میدمد»، سرگشتگی آرمانهای نسل پس از جنگ را به تصویر کشید. او سفرهای متعدد به چین، کوبا و آفریقا داشت که هر یک بخشی از جهانبینی او را شکل دادند؛ چنانکه حضور در کوبا منجر به خلق رمان «پیرمرد و دریا» شد. او که در طول زندگی خود میان ماجراجوییهای خطرناک و فعالیتهای ادبی در نوسان بود، سرانجام در پی یک دوره افسردگی شدید به زندگی خود پایان داد.
نسخههای دیگر کتاب خانه سرباز
- کتاب بیستویک داستان، ترجمهی نجف دریابندری، نشر کارنامه
- کتاب بهترین داستانهای کوتاه ارنست همینگوی، ترجمهی احمد گلشیری، نشر نگاه
بخشی از کتاب خانه سرباز
«کربس فهمید برای اینکه به حرفهایش گوش دهند، باید دروغ بگوید و بعد از اینکه دو بار این کار را انجام داد، خود نیز نسبت به جنگ و صحبت در مورد آن واکنش نشان داد و به دلیل دروغهایی که میگفت، بیزاری از همهٔ چیزهایی که در جنگ برای او اتفاق افتاده بود، شروع شد.
در تمام زمانهایی که به آنها فکر میکرد، در درون خود احساس آرامش و رضایت داشت؛ زمانهای بسیار دور؛ زمانی که او به راحتی و به طور طبیعی، از پس تنها کاری که هر مردی انجام میداد، برمیآمد، آن هم در شرایطی که میشد کار دیگری انجام دهد؛ حالا این کار، کیفیت باارزش و لذتبخش خود را از دست داده بود و سپس خودش و همرزمانش از دست میرفتند.
دروغهای او دروغهای کاملا بیاهمیتی بود و شامل نسبت دادن چیزهایی به خود بود که دیگران دیدهاند، انجام دادهاند یا شنیدهاند، و به عنوان حقایق، برخی از وقایع غیرمعمول آشنا برای همه سربازان را بیان میکرد، حتی دروغ های او در اتاق شرطبندی هم هیجانانگیز نبود.
آشنایان او که گزارشهای مفصلی از زنانِ آلمانیِ به مسلسل زنجیر شده در آرگون، شنیده بودند (البته نمیتوانستند درک کنند که این عمل به دلیل میهنپرستیشان و از روی علاقه بوده یا به اجبار) از داستانهای او که در آنها مسلسلِ زنانِ آلمانیِ زنجیرنشده وجود داشتند، به وجد نیامدند.»
حجم
۱۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه
حجم
۱۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه