کتاب خانه سرباز ارنست همینگوی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خانه سرباز

کتاب خانه سرباز

معرفی کتاب خانه سرباز

کتاب خانه سرباز نوشته‌ی ارنست همینگوی با ترجمه‌ی نیما ایرج‌زاده روایتی است از بازگشت یک سرباز جوان آمریکایی از جبهه‌های جنگ جهانی اول به شهر کوچک و آرام زادگاهش در اوکلاهاما. نشر گیوا آن را منتشر کرده است. همینگوی در این اثر، نه صحنه‌های نبرد که پیامدهای خاموش و فرساینده‌ی جنگ را در زندگی روزمره‌ی یک جوان معمولی دنبال کرده است؛ جوانی که زمانی دانشجوی یک کالج متدیست بوده و حالا پس از سال‌ها دوری، در زمانی به خانه برمی‌گردد که تب استقبال از قهرمانان جنگ فروکش کرده و شهر دیگر میلی به شنیدن روایت‌های واقعی جبهه ندارد. در این کتاب، کربس با عکس‌های قدیمی‌اش در لباس یونیفرم، خاطرات راین، دختران آلمانی و فرانسوی، و روزمرگی کسل‌کننده‌ی پس از جنگ احاطه شده است. او در خانه هنوز برای خواهرانش قهرمان است اما در شهر، بازگشت دیرهنگامش مضحک به نظر می‌رسد. مادر مذهبی، پدر ساکت و سخت‌گیر، و شهری که هیچ چیزش عوض نشده جز بزرگ‌شدن دختران جوان، در کنار هم فضایی می‌سازند که در آن، قهرمان سابق جنگ باید با بی‌هدفی، بی‌میلی به آینده و ناتوانی از برقراری ارتباط صادقانه دست‌وپنجه نرم کند. خانه سرباز با تمرکز بر چند روز از زندگی کربس، تضاد میان تصویر قهرمانانه‌ی جنگ و واقعیت فرسوده و خسته‌ی بازماندگان را نشان می‌دهد و به‌جای شعار، بر جزئیات کوچک، گفت‌وگوهای کوتاه و سکوت‌های طولانی تکیه کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب خانه سرباز

کتاب خانه سرباز داستان کربس است؛ پسری از یک کالج متدیست در کانزاس که در سال ۱۹۱۷ به نیروی دریایی می‌پیوندد، در جبهه‌های جنگ جهانی اول می‌جنگد و تازه در تابستان ۱۹۱۹ همراه لشکر دوم از راین به آمریکا برمی‌گردد. ارنست همینگوی در این داستان، به‌جای روایت صحنه‌های نبرد، بر لحظه‌ای تمرکز کرده است که تب قهرمان‌سازی در شهر کوچک اوکلاهاما فروکش کرده و همه‌ی سربازان دیگر مدت‌هاست برگشته‌اند. کربس وقتی پا به شهر می‌گذارد با این واقعیت روبه‌رو می‌شود که مردم دیگر حوصله‌ی شنیدن روایت‌های واقعی جنگ را ندارند و فقط به داستان‌های اغراق‌آمیز و خشن واکنش نشان می‌دهند. او برای اینکه شنونده‌ای پیدا کند، ناچار می‌شود دروغ بگوید و همین دروغ‌ها کم‌کم باعث می‌شود از خودِ تجربه‌ی جنگ و حرف‌زدن درباره‌ی آن بیزار شود. کتاب خانه سرباز در قالب یک داستان نسبتاً کوتاه، در چند بخش پیوسته، روزهای بازگشت کربس را دنبال می‌کند؛ از عکس‌های قدیمی‌اش در کنار دختران آلمانی و هم‌رزمانش، تا بیکاری و پرسه‌زدن‌هایش بین کتابخانه، ایوان خانه، اتاق بیلیارد و خیابان اصلی شهر. در این میان، گفت‌وگوهای او با مادر مذهبی و نگران، پدر غایب و سخت‌گیر، و خواهر پرانرژی‌اش هلن، لایه‌های مختلف شخصیت او را آشکار می‌کند. همینگوی در این کتاب، با صحنه‌هایی مثل تماشای دختران جوانی که حالا موهایشان را کوتاه کرده‌اند، تمرین کلارینت در عصرها، خواندن زندگینامه‌ی جنگی که در آن شرح نبردهایی آمده که خود کربس در آن‌ها حضور داشته، و گفت‌وگوی پرتنش سر میز صبحانه درباره‌ی کار، ازدواج و «هدف داشتن در زندگی»، تصویری از سربازی ساخته است که دیگر نه می‌تواند به گذشته برگردد و نه آینده‌ای روشن برای خود تصور کند. ساختار کتاب بر پایه‌ی همین لحظات کوچک و برخوردهای خانوادگی شکل گرفته و از خلال آن‌ها، فشارهای اجتماعی برای «سر و سامان گرفتن»، نقش دین در خانواده، و احساس بی‌معنایی پس از تجربه‌ی خشونت جمعی، به‌تدریج نمایان می‌شود.

خلاصه داستان خانه سرباز

در خانه سرباز، کربس پس از پایان جنگ به شهر کوچک خود در اوکلاهاما برمی‌گردد؛ اما بازگشت او دیرتر از دیگران است و شهر دیگر شور و شوق استقبال از سربازان را پشت سر گذاشته است. در عکس‌های قدیمی، او در کنار برادران کالج متدیست با یقه‌های بلند یک‌شکل دیده می‌شود و در تصویری دیگر، همراه دو دختر آلمانی و یک سرجوخه در راین. این تصاویر، گذشته‌ای را نشان می‌دهند که حالا برای اطرافیانش جذابیتی ندارد. مردم شهر از قبل داستان‌های هولناک و اغراق‌آمیز زیادی درباره‌ی جنگ شنیده‌اند و وقتی کربس می‌خواهد از واقعیت تجربه‌هایش بگوید، کسی گوش نمی‌دهد. او برای جلب توجه، شروع به دروغ‌گفتن می‌کند؛ دروغ‌هایی که بیشتر شامل نسبت‌دادن ماجراهای دیگران به خودش است. همین دروغ‌ها باعث می‌شود نسبت به جنگ و حرف‌زدن درباره‌ی آن احساس انزجار پیدا کند. کربس در روزهای بازگشت، زندگی یکنواختی دارد: تا دیروقت در رختخواب می‌ماند، بعد به کتابخانه می‌رود، کتاب می‌گیرد، روی ایوان می‌خواند، حوصله‌اش که سر می‌رود به شهر می‌رود و در اتاق بیلیارد وقت می‌گذراند، عصرها کلارینت تمرین می‌کند و شب دوباره به خانه برمی‌گردد. او هنوز برای دو خواهرش قهرمان است و مادرش صبحانه را برایش به رختخواب می‌آورد و از او می‌خواهد درباره‌ی جنگ حرف بزند، اما خودش اهل شنیدن جزئیات واقعی نیست. پدرش در کار املاک است و ماشین خانواده را همیشه برای بردن مشتری‌ها به روستا لازم دارد؛ ماشینی که قبل و بعد از جنگ همان است و جلوی بانک پارک می‌شود. شهر تقریباً تغییری نکرده، فقط دختران جوان بزرگ شده‌اند و حالا در دنیایی پر از اتحادها و چنددستگی‌های پیچیده زندگی می‌کنند که کربس توان ورود به آن را در خود نمی‌بیند. او از تماشای دختران با موهای کوتاه، یقه‌های گرد هلندی، جوراب‌های ابریشمی و کفش‌های تختشان لذت می‌برد اما نمی‌خواهد برای نزدیک‌شدن به آن‌ها تلاش کند. ارتش به او آموخته که «نیازی به دختر نیست مگر اینکه به او فکر کنی» و دیر یا زود اگر آماده باشی، یکی پیدا می‌شود. او نه می‌خواهد درگیر سیاست و نیرنگ و دروغ در روابط عاشقانه شود و نه حاضر است برای چیزی زحمت بکشد. در عین حال، احساس می‌کند به هیچ نتیجه‌ای نیاز ندارد و ترجیح می‌دهد بدون هدف مشخصی زندگی کند. تنها جایی که دوباره با جنگ روبه‌رو می‌شود، کتاب زندگینامه‌ای است که درباره‌ی همان نبردهایی نوشته شده که خودش در آن‌ها حضور داشته است. او با خواندن آن احساس می‌کند تازه دارد «واقعاً» درباره‌ی جنگ یاد می‌گیرد و خود را سربازی می‌بیند که در جنگ تفاوت ایجاد کرده است. اما این آگاهی هم تغییری در بی‌میلی‌اش به آینده ایجاد نمی‌کند. نقطه‌ی عطف داستان زمانی است که مادرش صبح یک روز به اتاق او می‌آید و خبر می‌دهد که پدرش اجازه داده عصرها ماشین را بیرون ببرد. بعد سر میز صبحانه، گفت‌وگویی طولانی شکل می‌گیرد: مادر از او می‌پرسد که چه تصمیمی برای زندگی‌اش گرفته، از خدا و «کار هرکس در جهان خداوند» حرف می‌زند، از نگرانی خودش و پدر، از پسران هم‌سن‌وسال مثل چارلی سیمونز که شغل خوب و نامزدی دارند و در جامعه اعتبار پیدا می‌کنند. او می‌گوید پدرش معتقد است کربس باید کاری را شروع کند و حتی می‌تواند با ماشین بیرون برود و «دختران خوشگل را سوار کند» اما در نهایت باید کار کند. در این گفت‌وگو، کربس که نمی‌تواند احساس پوچی و بی‌باوری‌اش را توضیح دهد، ناگهان می‌گوید مادرش را دوست ندارد و بعد بلافاصله از این جمله پشیمان می‌شود. مادرش اشک می‌ریزد، از دعاهایی که برای او کرده می‌گوید، و از او می‌خواهد زانو بزند و با هم دعا کنند. کربس کنار میز ناهارخوری زانو می‌زند، اما وقتی نوبت دعا کردن او می‌رسد، می‌گوید نمی‌تواند. در نهایت، مادر به‌جای او دعا می‌کند و او برای آرام‌کردن اوضاع، قول می‌دهد «پسر خوبی» باشد. تصمیم می‌گیرد به کانزاس‌سیتی برود و شغلی پیدا کند تا مادرش را خوشحال کند، هرچند در درونش تغییری احساس نمی‌کند. در پایان، به‌جای رفتن به دفتر پدر، به حیاط مدرسه می‌رود تا بازی بیسبال خواهرش هلن را تماشا کند؛ حرکتی کوچک که نشان می‌دهد هنوز تنها پیوند واقعی او با جهان، همین رابطه‌ی ساده و بی‌تکلف با خواهرش است.

چرا باید کتاب خانه سرباز را بخوانیم؟

خانه سرباز تصویری نزدیک و ملموس از زندگی یک سرباز بازگشته از جنگ ارائه می‌دهد؛ نه در میدان نبرد، بلکه در ایوان خانه، پشت میز صبحانه و در خیابان‌های یک شهر کوچک. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه جنگ می‌تواند سال‌ها بعد، در سکوت و روزمرگی، بر ذهن و روابط خانوادگی سنگینی کند. خواننده در خلال گفت‌وگوهای کوتاه کربس با مادر مذهبی، پدر غایب، و خواهر پرانرژی‌اش، با فشارهای اجتماعی برای «موفق شدن»، «کار پیدا کردن» و «تشکیل خانواده» روبه‌رو می‌شود و می‌بیند کسی که از جبهه برگشته، دیگر نمی‌تواند با این انتظارات هماهنگ شود. این اثر برای کسانی که به شخصیت‌پردازی دقیق و ظریف علاقه‌مند هستند، نمونه‌ای روشن از این است که چگونه می‌توان با چند صحنه‌ی ساده، دنیای درونی یک شخصیت را آشکار کرد. تضاد میان خاطرات دختران فرانسوی و آلمانی، با دختران آمریکایی که حالا در خیابان راه می‌روند و برای کربس «بیش از حد پیچیده» شده‌اند، نشان می‌دهد تجربه‌ی خشونت و بی‌معنایی چگونه نگاه او را به عشق، خانواده و آینده تغییر داده است. همچنین، حضور پررنگ دین در گفت‌وگوهای مادر، و ناتوانی کربس از دعا کردن، شکاف میان ایمان سنتی و تجربه‌ی زیسته‌ی نسل جنگ‌دیده را برجسته می‌کند. خانه سرباز از خلال جزئیاتی مثل تمرین کلارینت، خواندن زندگینامه‌ی جنگی، و بحث بر سر روزنامه‌ی صبح، به سؤالاتی درباره‌ی معنای زندگی پس از بحران، امکان بازگشت به «خانه»، و نقش دروغ در سازگار شدن با جامعه می‌پردازد. این کتاب برای کسانی که می‌خواهند با جهان داستانی همینگوی آشنا شوند، نمونه‌ای فشرده از شیوه‌ی او در نشان‌دادن تنش‌های عاطفی در زیر سطح گفت‌وگوهای روزمره است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن خانه سرباز به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌هایی درباره‌ی بازگشت از جنگ، پیامدهای روانی و عاطفی خشونت، و شکاف میان نسل‌ها علاقه‌مند هستند. همچنین به دانشجویان و علاقه‌مندان ادبیات که می‌خواهند نمونه‌ای روشن از شخصیت‌پردازی مینیمال و گفت‌وگوهای فشرده در آثار همینگوی ببینند، و به کسانی که دغدغه‌ی موضوعاتی مانند فشارهای خانوادگی برای «موفق شدن»، بی‌هدفی، و احساس بیگانگی در شهر و خانه‌ی خود را دارند.

بخشی از کتاب خانه سرباز

«زمانی که کربس به شهر خود در اوکلاهاما بازگشت، استقبال از قهرمانان به پایان رسیده بود. او خیلی دیر برگشت و مردانی از شهر که به خدمت سربازی اعزام شده بودند، همگی در هنگام بازگشت مورد استقبال قرار گرفته بودند. مردم برای این استقبال هیجان زیادی نشان داده بودند اما الان واکنش‌ها فروکش کرده بود و به نظر می‌رسید مردم فکر می‌کنند که بازگشت کربس تا این حد دیر و سال‌ها پس از پایان جنگ، مضحک است. کربس در ابتدا که در جاهایی مثل جنگل بلو، سواسون، شامپاین، سن میهایل و آرگون بود، اصلا نمی‌خواست از جنگ صحبت کند و بعدها که احساس کرد لازم است صحبت کند، کسی نمی‌خواست در مورد آن چیزی بشنود. مردمِ شهرِ او داستان‌های زیادی از بی‌رحمی‌ها شنیده بودند و از شنیدن واقعیت‌ها هیجان‌زده نمی‌شدند. کربس فهمید برای اینکه به حرف‌هایش گوش دهند، باید دروغ بگوید و بعد از اینکه دو بار این کار را انجام داد، خود نیز نسبت به جنگ و صحبت در مورد آن واکنش نشان داد و به دلیل دروغ‌هایی که می‌گفت، بیزاری از همهٔ چیزهایی که در جنگ برای او اتفاق افتاده بود، شروع شد. در تمام زمان‌هایی که به آن‌ها فکر می‌کرد، در درون خود احساس آرامش و رضایت داشت؛ زمان‌های بسیار دور؛ زمانی که او به راحتی و به طور طبیعی، از پس تنها کاری که هر مردی انجام می‌داد، برمی‌آمد، آن هم در شرایطی که می‌شد کار دیگری انجام دهد؛ حالا این کار، کیفیت باارزش و لذت‌بخش خود را از دست داده بود و سپس خودش و هم‌رزمانش از دست می‌رفتند. او در این ایام که اواخر تابستان بود، تا دیروقت در رختخواب می‌خوابید، سپس از جایش بلند می‌شد و از شهر به سمت کتابخانه راه می‌رفت تا کتابی بیاورد؛ بعد از بازگشت، در ایوان جلویی شروع به کتاب خواندن می‌کرد تا اینکه حوصله‌اش سر برود و سپس قدم‌زنان به سمت شهر می‌رفت تا گرم‌ترین ساعات روز را در تاریکی خنک اتاق بیلیارد بگذراند. او عاشق بازی بیلیارد بود.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۸ صفحه

حجم

۱۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۸ صفحه

قیمت:
۲۶,۹۰۰
تومان