
کتاب دیر درخت نارنج
معرفی کتاب دیر درخت نارنج
کتاب دیر درخت نارنج (مجموعه ریشههای آشوب) نوشتهی سامانتا شنن و با ترجمهی ابراهیم عامل محرابی، اثری است که توسط نشر ویدا منتشر شده است. این کتاب در ژانر فانتزی حماسی قرار میگیرد و دنیایی خیالی را با الهام از افسانهها و اسطورههای گوناگون خلق میکند. روایت آن در دو سرزمین متفاوت، خاورزمین و باخترزمین، جریان دارد و شخصیتهای متعددی را درگیر ماجراهایی سرنوشتساز میکند. داستان با محوریت اژدهایان، خاندانهای سلطنتی، آیینها و توطئههای درباری، به بررسی قدرت، وفاداری، خیانت و انتخابهای دشوار میپردازد. سامانتا شنن با خلق جهانی پرجزئیات و شخصیتهایی چندلایه، مخاطب را به سفری پرماجرا و پررمزوراز دعوت میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دیر درخت نارنج
کتاب دیر درخت نارنج اثری از سامانتا شنن است که با ترجمهی ابراهیم عامل محرابی منتشر شده است. این کتاب، آغازگر مجموعهای با عنوان ریشههای آشوب بهشمار میآید و در ژانر فانتزی حماسی جای میگیرد. روایت آن در دو جغرافیای خیالی، خاورزمین و باخترزمین، پیش میرود و از افسانهها و اسطورههای ملل مختلف الهام گرفته است. نویسنده در یادداشتی تأکید کرده که سرزمینهای داستانی این کتاب، بازتاب مستقیم هیچ فرهنگ یا کشور خاصی نیستند. ساختار کتاب به گونهای است که فصلها میان شخصیتها و سرزمینهای مختلف جابهجا میشوند و هر بخش، زاویهی دید متفاوتی را به ماجراها ارائه میدهد. محوریت داستان بر اژدهایان، خاندانهای سلطنتی، آیینهای باستانی و تهدیدهای پنهان استوار است. در کنار روایتهای فردی شخصیتها، لایههایی از سیاست، توطئه، وفاداری و انتخابهای اخلاقی نیز به چشم میخورد. فضای کتاب سرشار از جزئیات فرهنگی، آیینی و جغرافیایی است که به غنای جهانسازی آن افزوده است.
خلاصه داستان دیر درخت نارنج
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان دیر درخت نارنج با ورود غریبهای زخمی به سرزمین سایکی آغاز میشود؛ جایی که تانه، دختری جوان و شاگرد دانشسرای جنوبی، ناخواسته درگیر پنهانکردن این بیگانه میشود. این تصمیم، او را در معرض خطر و تردید قرار میدهد، چرا که شکستن انزوا و کمک به یک خارجی، پیامدهای سنگینی دارد. در همین حال، در باخترزمین، اید دوریان، ندیمهی ملکهی اینیس، با تهدیدی مرموز روبهروست: آدمکشهایی ناشناس با کلیدهای مخفی به قصر نفوذ میکنند و جان ملکه را هدف قرار میدهند. اژدهایان، که زمانی اسطورههایی دوردست بودند، دوباره در جهان ظاهر شدهاند و نشانههایی از بیداری و تهدید آنها دیده میشود. مراسم گزینش در سایکی، جایی که جوانان برای پیوستن به بهادران برومند دریا یا فضلا انتخاب میشوند، نقطهی عطفی در زندگی تانه و دوستانش است. در این میان، سیاست، آیینهای باستانی، وفاداریهای خانوادگی و رازهای پنهان، سرنوشت شخصیتها را به هم گره میزند. روایت با جابهجایی میان خاور و باختر، لایههای مختلفی از توطئه، عشق، خیانت و آرمانگرایی را آشکار میکند و هر شخصیت با انتخابهایی دشوار روبهرو میشود که نهتنها زندگی خود، بلکه سرنوشت سرزمینشان را رقم میزند.
چرا باید کتاب دیر درخت نارنج را بخوانیم؟
دیر درخت نارنج با جهانسازی گسترده و شخصیتهایی چندوجهی، تجربهای متفاوت از فانتزی حماسی ارائه میدهد. روایت چندصدایی و جابهجایی میان سرزمینهای مختلف، امکان آشنایی با فرهنگها، آیینها و افسانههای متنوع را فراهم میکند. حضور اژدهایان، آیینهای کهن، توطئههای درباری و دغدغههای فردی، داستان را از سطح یک ماجرای صرفاً قهرمانانه فراتر میبرد و به آن عمق و پیچیدگی میبخشد. این کتاب برای کسانی که به دنبال داستانهایی با شخصیتهای زن قدرتمند، انتخابهای اخلاقی دشوار و فضای پررمزوراز هستند، جذابیت ویژهای دارد. همچنین، علاقهمندان به روایتهای چندلایه و دنیاسازی دقیق، میتوانند از خواندن این اثر لذت ببرند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان ژانر فانتزی حماسی، دوستداران داستانهای چندلایه با شخصیتهای زن برجسته، کسانی که به روایتهای پرجزئیات و جهانسازی غنی علاقه دارند و افرادی که به دنبال داستانهایی با محوریت اژدها، آیینهای باستانی و توطئههای درباری هستند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب دیر درخت نارنج
«غریبه همچون شبحی دریایی از آب بیرون آمد؛ با پاهایی برهنه و زخمهایی که از سفر بر بدنش به یادگار مانده بود. در میان مِهی که چون تارعنکبوت بر فراز سایکی پهن شده بود، مانند آدمی مست گام بر میداشت. در افسانههای کهن آمده بود که اشباح دریایی به زندگی در سکوت محکوماند؛ که زبانهایشان چروک خورده و تنها چیزی که استخوانهایشان را میپوشاند، خزۀ دریایی است؛ که در گُدار آب به کمین مینشینند تا غافلان را به ژرفای آب فرو کشند. تانه از همان اوان کودکی هراسی از این افسانهها به دل راه نداده بود. خنجرش، با تیغهای که خمِ آن لبخندی را به یاد میآورد، اکنون پیشِ روی او میدرخشید. دختر نگاهش را به پیکری دوخته بود که در دل شب پیش میآمد. با شنیدن ندای شبح یکهای خورد. ابرها نور مهتابی را که پنهان کرده بودند، رها کردند و همان کافی بود تا تانه بتواند چهرۀ او را ببیند و او تانه را. شبح نبود. بیگانهای بود که او را دیده بود و نادیده گرفتنش محال بود.»
حجم
۹۸۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۹۰۸ صفحه
حجم
۹۸۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۹۰۸ صفحه