
کتاب زام بی (جلد ششم، گلادیاتور زامبی)
معرفی کتاب زام بی (جلد ششم، گلادیاتور زامبی)
کتاب زام بی (جلد ششم، گلادیاتور زامبی) (Zom-B Gladiator) نوشته دارن شان، ششمین جلد از مجموعهی پرطرفدار زام بی است که در دنیایی پساآخرالزمانی که زامبیها بر همهجا سلطه یافتهاند، اتفاق میافتد. شخصیت اصلی این جلد، بکی اسمیت، نوجوانی است که پس از تبدیلشدن به یک زامبی، به گروهی از بامُخها (زامبیهایی با قدرت تفکر) میپیوندد و درگیر نبردی میان نیروهای خیر و شر میشود؛ نبردی که با جستوجوی معنا و هویت، و مواجهه با انتخابهای دشوار اخلاقی همراه است. امیرمهدی عاطفی نیا این داستان را برای نشر ویدا ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زام بی (جلد ششم، گلادیاتور زامبی)
کتاب زام بی (جلد ششم، گلادیاتور زامبی) اثر دارن شان، داستانی در ژانر وحشت و بقا را در بستری آخرالزمانی روایت میکند. این جلد ادامهی ماجراهای بکی اسمیت است؛ نوجوانی که پس از تبدیلشدن به زامبی، به گروهی از بامُخها میپیوندد. بامُخها زامبیهایی هستند که برخلاف دیگر نامُردهها، عقل و ارادهی خود را حفظ کردهاند و میتوانند میل به آدمخواری را کنترل کنند. در این جلد، بکی و گروهش درگیر نبردی پیچیده میان دکتر اویستین و فرشتگان زامبی با آقای داولینگ و ارتش جهشیافتههایش میشوند. فضای کتاب، لندن ویرانشده و پر از خطر است؛ جایی که انسانها و زامبیها هر دو برای بقا میجنگند و مرز میان خیر و شر، انسانیت و هیولا بودن، بارها به چالش کشیده میشود. روایت با تمرکز بر روابط میان شخصیتها، تردیدها، ترسها و امیدهایشان پیش میرود و در کنار صحنههای اکشن و خشونت، به دغدغههای هویتی و اخلاقی نیز میپردازد.
خلاصه داستان زام بی (جلد ششم، گلادیاتور زامبی)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
در این جلد، بکی اسمیت پس از پشتسر گذاشتن حوادث تلخ و خونین، به گروه فرشتگان بامُخ در کانتی هال میپیوندد. او و دوستانش، هر کدام با تواناییهای خاص، مأموریت دارند تا شهر را از زامبیهای بیمُخ پاکسازی کنند و بازماندگان انسانی را بیابند. بکی با چالشهای درونی و بیرونی روبهروست: از یک سو، باید با خاطرات تلخ گذشته و ترس از صمیمیت و ازدستدادن عزیزانش کنار بیاید؛ از سوی دیگر، درگیر نبردی بزرگتر میان دکتر اویستین و آقای داولینگ میشود. گروه فرشتگان در مأموریتهای خود با انسانهای بازمانده، زامبیهای مهاجم و تهدیدهای ناشناخته روبهرو میشوند. در این میان، بکی با تردیدهای اخلاقی دربارهی کشتن زامبیهای کودک، حفظ انسانیت و معنای وفاداری دستوپنجه نرم میکند. روایت، علاوه بر صحنههای پرتنش و اکشن، به روابط میان اعضای گروه، احساس تنهایی، و تلاش برای حفظ امید در دنیایی ویرانشده نیز میپردازد. داستان با ورود بازماندگان جدید و تصمیمهای دشوار، بکی را در مسیر انتخابهای تازه و سرنوشتساز قرار میدهد.
چرا باید کتاب زام بی (جلد ششم، گلادیاتور زامبی) را بخوانیم؟
این جلد از مجموعهی زام بی با ترکیب فضای تیره و پرهیجان، شخصیتپردازی عمیق و دغدغههای اخلاقی، تجربهای متفاوت از داستانهای زامبی ارائه میدهد. روایت از زاویهی دید یک زامبی بامُخ، مرز میان انسان و هیولا را به چالش میکشد و خواننده را با پرسشهایی دربارهی هویت، وفاداری و معنای بقا روبهرو میکند. صحنههای اکشن، روابط پیچیدهی میان اعضای گروه و پرداختن به احساسات و تردیدهای شخصیتها، کتاب را از آثار کلیشهای این ژانر متمایز کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دوستداران داستانهای آخرالزمانی، ژانر وحشت، و نوجوانان و جوانانی که به روایتهای فانتزی و هیجانانگیز علاقه دارند، پیشنهاد میشود.
درباره دارن شان
دارن شان (Darren Shan) (متولد ۱۹۷۲)، که نام واقعیاش دارن اوشانسی است، یکی از پرمخاطبترین نویسندگان ایرلندی در ژانر وحشت و فانتزیِ کودک و نوجوان است. او فعالیت حرفهای خود را ابتدا با نوشتن برای بزرگسالان آغاز کرده بود ولی با انتشار رمان «سیرک عجایب» در سال ۲۰۰۰، به شهرتی جهانی دست یافت. این داستان قرار بود تنها یک تجربهی گذرا در ادبیات کودک باشد ولی به دلیل استقبال خیرهکنندهی مخاطبان، به یک حماسهی ۱۲ جلدی به نام «قصههای سرزمین اشباح» تبدیل شد. آثار او به دلیل آمیختن هیجان، خشونت افسارگسیخته و مفاهیم اخلاقی پیچیده در بستری فانتزی، مسیرهای تازهای را در ادبیات وحشت نوجوان پدید آوردند. ویژگی نوشتههای دارن شان، خلق دنیاهایی است که در آنها مرز میان خیر و شر همواره در نوسان است. پس از موفقیت چشمگیر مجموعهی خونآشامیاش که به دهها زبان ترجمه شد، او با خلق مجموعههای دیگری نظیر «دیموناتا»، مجموعهی ۱۲ جلدی «زام بی» و سهگانهی «آرچیبالد لاکس»، بار دیگر مهارت خود را در تعلیق و غافلگیری نشان داد.
بخشی از کتاب زام بی (جلد ششم، گلادیاتور زامبی)
«دلیل اینجا بودنم زامبیها هستند.
ما معمولاً این تونل را از وجود نامُردهها پاکسازی میکنیم. کار سختی نیست. زامبیها گوشهای حساسی دارند. صداهای بلند در جمجمۀ ما رخنه میکند و دندانهایمان را بهلرزه میاندازد. وقتی دکتر اویستین به کانتی هال نقلمکان کرد، بلندگوهایی در جاهای مختلف این منطقه قرار داد و صداهای گوشخراشی پیدرپی از آنها پخش کرد تا خیالش راحت باشد که هر زامبیای وارد این محدوده شود، پا به فرار خواهد گذاشت. این کار باعث میشود آشغالهای گرسنۀ مغز که آب از لبولوچهشان آویزان است، از محل زندگیمان دور بمانند.
اما چند شب گذشته این صداهای گوشخراش را در تونل پخش نکرده بودیم. میخواستیم به سراغمان بیایند. فکر کردیم که اگر صدای بلندگوها را قطع کنیم، عدۀ زیادی از آنها به چنین جای تاریک و ساکتی خواهند آمد.
درست حدس زده بودیم. بیستوپنج تا سی زامبی در آنجا هستند، ترکیبی از مردان و زنان و کودکان. بعضی کتشلوار یا لباسهای زیبا بهتن دارند، بعضی دیگر لباس راحتی، برخی هم تا حدودی یا کامل برهنه. چهرههایی کاملاً بیاحساس، با دندانهای تیز و بلند، استخوانهایی که از نوک انگشتان دست یا پاهایشان بیرون زده و تودههایی از قارچ سبز در جاهایی که موقع زنده بودنشان گازگرفته یا قطع شده بودند.»
حجم
۱۳۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
حجم
۱۳۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه