
کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودی ها حتما بخوانند)
معرفی کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودی ها حتما بخوانند)
کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودیها حتما بخوانند) نوشتهی معصومه زمانی و منتشرشده توسط نشر گیوا، به موضوعی میپردازد که بسیاری از افراد در زندگی روزمره با آن درگیر هستند: اهمالکاری، امروز و فردا کردن و دقیقه نودیبودن. نویسنده از تجربهی شخصی خود در بهتعویقانداختن نگارش همین کتاب شروع کرده است و از دل همین تجربه، به بحث گستردهتری دربارهی مدیریت زمان، ریشههای روانشناختی تعلل و نقش باورها و عزتنفس در این فرایند رسیده است. در این کتاب، هم روایت شخصی و صمیمی نویسنده از کشمکش با «دوست اشتباهی» بهنام اهمالکاری دیده میشود و هم مرور مفصل دیدگاههای روانشناسان، پژوهشها و طبقهبندیهای مختلف دربارهی تعلل، انواع آن و پیامدهایش بهویژه در حوزهی تحصیل. نویسنده تلاش کرده است بین تجربهی زیستهی خود و مباحث نظری پلی بزند و نشان دهد چگونه مفاهیمی مثل کمالگرایی، ترس از شکست، خودمعلولسازی و عزتنفس پایین، در رفتارهای روزمرهی یک فرد دقیقه نودی خود را نشان میدهند. مدیریت زمان (دقیقه نودیها حتما بخوانند) با تکیهبر مثالهای ملموس، نقلقولهای دینی و نتایج پژوهشهای روانشناختی، مخاطب را به این پرسش میرساند که چرا با وجود آگاهی از اهمیت زمان، باز هم کار امروز را به فردا میسپارد و چگونه میتواند این چرخه را بشکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودی ها حتما بخوانند)
کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودیها حتما بخوانند) از همان صفحات آغازین با یک پیشگفتار طولانی و صریح شروع میشود که در آن معصومه زمانی روند شکلگیری ایدهی کتاب را توضیح داده است. نویسنده از سالها تعلل در شروع نگارش، بهانهجوییهای مکرر، انتظار برای «روز خاص» و «حال خوب» و ترجیحدادن کارهای دیگر به نوشتن میگوید و در نهایت اعتراف میکند که به یک «اهمالکار دقیقه نودی» تبدیل شده است. همین مواجههی صادقانه با خود، نقطهی عزیمت کتاب میشود: شناسایی اهمالکاری بهعنوان یک رفتار آموختهشده که بر اراده سوار شده و فرصتها را میبلعد. در ادامه، نویسنده با پیوندزدن تجربهی شخصی خود به موضوع آزمون دکتری، رزومه، استرس مصاحبه و حس از دسترفتن زمان، نشان داده است که تعلل فقط یک عادت کوچک نیست بلکه میتواند مسیرهای مهم زندگی را تحتتأثیر قرار دهد. در بخشهای بعدی کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودیها حتما بخوانند)، ساختار محتوا به سمت توضیح نظری و طبقهبندیشدهی اهمالکاری میرود. فصل اول با عنوان «مقدمه و کلیات» به تعریف اهمالکاری، ریشهی واژهی Procrastination، اشاره به آموزههای فرهنگ ایرانی–اسلامی دربارهی فرصت و زمان، و مرور دیدگاههای مختلف دربارهی این پدیده اختصاص یافته است. نویسنده انواع اهمالکاری را معرفی کرده است: تحصیلی، زندگی روزمره، تصمیمگیری، اجباری، روانرنجورانه و… و سپس بهطور خاص روی اهمالکاری تحصیلی مکث کرده است؛ جایی که دانشآموزان و دانشجویان مطالعه را تا شب امتحان عقب میاندازند و اضطراب و شتاب، جای برنامهریزی را میگیرد. در ادامهی همین فصل، به شیوع اهمالکاری در پژوهشهای مختلف، ویژگیهای رفتاری و شخصیتی افراد اهمالکار، زمینههای اصلی تعلل در زندگی (مراقبت از خود، رشد فردی، تعهدات به دیگران)، انواع گوناگون اهمالکاری بر اساس ترس از شکست، ترس از موفقیت، تأییدطلبی، دردسرگریزی، نگرانی، خودمختاری، اضطرار، همانندسازی، تجدید خاطره، بیشاشتغالی و خودشیفتگی پرداخته شده است. فصل دوم کتاب بهطور مفصل به «عزت نفس» اختصاص دارد و با مرور تعاریف متعدد، نظریهپردازان مختلف و مؤلفههای عزتنفس، پیوند آن را با اهمالکاری و مدیریت زمان نشان میدهد.
خلاصه کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودی ها حتما بخوانند)
در مدیریت زمان (دقیقه نودیها حتما بخوانند) نقطهی شروع، تجربهی زیستهی نویسنده از اهمالکاری است. او نشان میدهد چگونه سالها نوشتن کتاب را به بهانههای مختلف عقب انداخته است: انتظار برای حال خوب، روز خاص، انرژی ویژه، کمالگرایی در پیشگفتار، ترجیحدادن قرار دوستانه و ورزش به نوشتن، و حتی گوشدادن به این جملهی دیگران که «در این موضوع زیاد کتاب نوشته شده، موضوع خاصتری انتخاب کن». این زنجیرهی بهانهها در نهایت به جایی میرسد که نویسنده خود را در آستانهی مصاحبهی دکتری و نیاز به رزومهی قوی میبیند و تازه عمق زمانهای از دسترفته را حس میکند. از اینجا، کتاب به یک خودکاوی تبدیل میشود: شناسایی اهمالکاری بهعنوان رفتاری که با پشت گوشانداختن کار امروز، بهتدریج عادی و آشنا شده و بر اراده غلبه کرده است. در ادامه، نویسنده پیام اصلی خود را طرح کرده است: تفاوت بین «گفتنِ اهمیت هدف» و «جایگاهدادن واقعی به آن در زندگی». او نشان میدهد که چگونه عواملی مثل کماهمیتدانستن هدف، نبود نیاز قوی، مهارت ضعیف در مدیریت زمان، احساس خودکارآمدنبودن، شروعکردن را سختدیدن، مسئولیتگریزی در حوزههای خاص، کمالگرایی، افکار غیرمنطقی، ناتوانی در تمرکز و ترس از شکست، همگی در تقویت اهمالکاری نقش دارند. کتاب سپس به تعریف علمی اهمالکاری میرسد: تصمیم به انجام کاری که بدون دلیل موجه به تعویق میافتد و همراه با سرزنش خود است. نویسنده با استناد به پژوهشها، انواع اهمالکاری (تحصیلی، زندگی روزمره، تصمیمگیری، اجباری، روانرنجورانه و…) و پیشایندهای آن مانند اضطراب، وابستگی، ترس از ارزیابی منفی، عزتنفس پایین، درماندگی آموختهشده، خودمعلولسازی و کمالگرایی را توضیح داده است. بخش مهمی از کتاب به ویژگیهای افراد اهمالکار اختصاص دارد: برآورد زمانی ضعیف، ترجیح لذت آنی، عزتنفس پایین، کمالطلبی، اجتناب از تکالیف سخت، خودفریبی، اضطراب و افسردگی، مشکل در تصمیمگیری، استفاده از دلیلتراشیهای دروغین، خودمعلولسازی، ترس از شکست، اعتقاد به بهتر کارکردن تحت فشار، و صرفکردن وقت روی کارهای غیرضروری. نویسنده سپس میان تعویق موجه (بیماری، بحران، فقدان مهارت یا اطلاعات) و اهمالکاری ناسالم تمایز میگذارد و انواع مختلف تعلل را بر اساس ریشههای شناختی و هیجانی دستهبندی میکند؛ از کمالگرایی «آنطور که باید»، ترس از شکست و ترس از پیروزی تا تأییدطلبی، دردسرگریزی، نگرانی، خودمختاری و بیشاشتغالی. در فصل دوم، کتاب به عزتنفس میپردازد و آن را بهعنوان ارزیابی ارزشی فرد از خود توضیح میدهد؛ مفهومی که با خودپنداره تفاوت دارد و بیشتر بر قضاوت «خوب یا بد بودن خود» متمرکز است. نویسنده با مرور دیدگاههایی از جیمز، راجرز، کوپر اسمیت، رابسون و دیگران، نشان میدهد که عزتنفس بالا با احساس توانمندی، خلاقیت، تلاش برای موفقیت و مقاومت در برابر فشار محیط همراه است و عزتنفس پایین با احساس بیکفایتی، ناتوانی، افسردگی و آسیبپذیری در برابر اهمالکاری پیوند دارد. سپس حیطههای مختلف عزتنفس (اجتماعی، تحصیلی، خانوادگی، تصویر بدنی و عزتنفس کلی) و مؤلفههایی مانند احساس امنیت، خودپذیری، پیوندجویی، تعهد و شایستگی شرح داده میشود تا نشان داده شود چگونه برداشت فرد از ارزش خود، بر نحوهی استفاده از زمان و مواجهه با تکالیف اثر میگذارد.
چرا باید کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودی ها حتما بخوانند) را بخوانیم؟
مدیریت زمان (دقیقه نودیها حتما بخوانند) چند ویژگی برجسته دارد که آن را برای کسانی که با تعلل و امروز و فردا کردن درگیر هستند قابلتوجه میکند. نخست اینکه نویسنده از تجربهی شخصی خود در اهمالکاری شروع کرده است و نشان داده است چگونه یک رفتار بهظاهر ساده، بهتدریج به عادت پایدار تبدیل میشود و حتی بر تصمیمهای مهمی مثل ادامهی تحصیل و مسیر شغلی سایه میاندازد. این روایت، بحث نظری کتاب را از حالت انتزاعی خارج کرده و به موقعیتهای واقعی زندگی پیوند داده است. دوم اینکه کتاب، اهمالکاری را فقط بهعنوان «تنبلی» توضیح نداده است بلکه آن را در پیوند با مفاهیمی مثل کمالگرایی، ترس از شکست، خودمعلولسازی، عزتنفس پایین، باورهای غیرمنطقی و سبکهای مقابلهای مختلف بررسی کرده است. خواننده با انواع گوناگون تعلل آشنا میشود؛ از اهمالکاری تحصیلی و زندگی روزمره تا تعلل مبتنی بر ترس از موفقیت، تأییدطلبی یا دردسرگریزی. این تنوع، امکان میدهد هر فرد الگوی نزدیک به رفتار خود را شناسایی کند. سوم اینکه بخش مربوط به عزتنفس، زمینهی نظری گستردهای فراهم کرده است تا روشن شود چرا برخی افراد در برابر فشار زمان و تکلیف، بیشتر آسیبپذیر هستند. توضیح حیطههای مختلف عزتنفس و مؤلفههایی مانند احساس امنیت، خودپذیری و شایستگی، کمک میکند ریشههای عمیقتر اهمالکاری دیده شود نه فقط نشانههای سطحی آن. در نهایت، کتاب بر اهمیت «لحظهی عادی» تأکید کرده است؛ این ایده که شروع تغییر، نه در یک روز خاص و حال فوقالعاده، بلکه در یک لحظهی معمولی و با اولین قدم رخ میدهد. این نگاه، برای کسانی که سالها منتظر شنبه، اول ماه یا شرایط ایدهآل ماندهاند، میتواند نقطهی چرخش باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن مدیریت زمان (دقیقه نودیها حتما بخوانند) به دانشآموزان و دانشجویانی پیشنهاد میشود که درسخواندن را تا شب امتحان عقب میاندازند و از اضطراب و استرس دقیقه نودی بودن خسته شدهاند. همچنین به افرادی پیشنهاد میشود که در شروع کارها مشکل دارند، مدام امروز و فردا میکنند، خود را کمالگرا یا ترسیده از شکست میبینند و میخواهند ریشههای روانشناختی تعلل و نقش عزتنفس در آن را بهتر بشناسند. به مشاوران، مربیان آموزشی و والدینی که با نوجوانان و جوانان درگیر اهمالکاری تحصیلی سروکار دارند نیز میتوان این کتاب را برای آشنایی با مفاهیم و طبقهبندیهای مرتبط با اهمالکاری پیشنهاد کرد.
بخشی از کتاب مدیریت زمان (دقیقه نودی ها حتما بخوانند)
«در این کتاب، دغدغه نگارنده این است که دلائل اهمالکاری را که شیوع بسیار بالایی در جامعه بین همه اقشار مخصوصا در بین دانش آموزان و دانشجویان عزیز دارد را شناسایی کرده و راهکارهای علمی و تجربی را باهم مرور نماییم. و به این نتیجه برسیم و همیشه این را یادمان باشد که سفر هزاران مایلی هم با "اولین قدم" در یک "لحظه عادی" شروع میشود. اهمالکاری عبارتست از کار امروز را به فرداانداختن، به آینده محول نمودن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم، رفتار نامطلوب و نکوهیده ای که بتدریج در وجود انسان بصورت عادی در میآید. درواقع اهمالکاری راه فرار از زیستن تا سرحد امکان در لحظات حال است. اهمالکاری دارای انواع مختلفی است از جمله: اهمالکاری تحصیلی (روزنتال و وایت، ۱۹۷۸). اهمالکاری زندگی روزمرّه، اهمالکاری اجباری «وسواس گونه» (فراری، ۱۹۸۹). اهمالکاری روانرنجورانه (الیس و ناوس، ۱۹۷۹). اهمالکاری در تصمیم گیری (ایفرت و فراری، ۱۹۸۹). اهمالکاری ای را که به عنوان یک خصیصه شخصیتی و همیشگی که خودش را در تعلل ورزیدن در تصمیم گیری و روال زندگی روزمره نشان میدهد. یعنی زمانی که نوبت به تصمیم گیری یا انجام کارهای روزمره میرسد، چنین به نظر میرسد که شخص تقریباً همیشه اهمالکاری مینماید. و اهمالکاری ای که شرطی است شامل اهمالکاری تحصیلی نیز میشود یعنی آن نوع رفتارهای اهمالکاری که گاه و بی گاه و بیشتر در زمینه امور تحصیلی دیده میشود و به نوعی جزء ویژگیهای شخصیتی فرد نیست. اهمالکاری تحصیلی یعنی به تأخیرانداختن تکالیف تحصیلی (مانند اماده شدن برای امتحانات و انجام تکالیف درسی) تا لحظات آخر. دلایل زیادی وجود دارد که ما را به یک اهمالکار تحصیلی تبدیل میکند. بر طبق پژوهشهای روانشناسان این دلایل عبارتنداز: مهارتهای ضعیف مدیریت زمان، باور به اینکه خودکارآمدنیستم، سختی تکالیف، ویژگیهای شخصیتی مانند (مسؤلیت پذیری کمالگرایی، زمینههای روانرنجورخویی وغیره)، افکار غیرمنطقی، ناتوانی در تمرکز، ترس از شکست.»
حجم
۱۵۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۰۷ صفحه
حجم
۱۵۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۰۷ صفحه