کتاب وقتی زن ها قصه می شوند كبری التج + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

معرفی کتاب وقتی زن ها قصه می شوند

کتاب وقتی زن ها قصه می شوند، مجموعه داستان کوتاهی از پانزده زن ایرانی است که هر کدام با قلم و نگاه متفاوتی زندگی، دغدغه‌ها و تجربه‌های زنان در جامعه‌ی امروز ایران را روایت کرده‌اند. هر داستان، زاویه‌ای تازه از جهان زنانه را پیش روی مخاطب می‌گذارد و تلاش می‌کند پیچیدگی‌ها، چالش‌ها و امیدهای شخصیت‌هایش را در بسترهای گوناگون اجتماعی و خانوادگی به تصویر بکشد. سید احمد بطحایی دبیری این مجموعه را بر عهده داشته و نشر مهرستان آن را به انتشار رسانده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب وقتی زن ها قصه می شوند

کتاب وقتی زن ها قصه می شوند مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که توسط پانزده نویسنده زن ایرانی نوشته شده و هر کدام با سبک و لحن خاص خود، به روایت زندگی زنان در موقعیت‌های مختلف می‌پردازد. نویسندگان این مجموعه عبارت‌اند از: کبری التج، هدیه قلی‌زاده، حانیه کرباسی، زهره دلجو، زهره مرادی، مریم فولادزاده، حانیه مسلمی، فاطمه اکبری اصل، آزاده رباط جزی، عادله سادات قدسی‌پور، زینب خزایی، فاطمه سادات موسوی، کوثر علی‌پور، فرزانه زینلی و مرضیه اسکندری. این کتاب با محوریت تجربه‌های زنانه، موضوعاتی چون هویت، نقش‌های خانوادگی، روابط میان‌نسلی، فشارهای اجتماعی، انتخاب‌های فردی و دغدغه‌های روزمره زنان را مورد بررسی قرار می‌دهد. هر داستان، دنیایی مستقل دارد و شخصیت‌ها و روایت‌هایش از دل زندگی واقعی و ملموس برآمده‌اند. نویسندگان این مجموعه، با بهره‌گیری از جزئیات دقیق و فضاسازی‌های باورپذیر، تلاش کرده‌اند تا لایه‌های پنهان احساسات و افکار زنان را آشکار کنند. کتاب وقتی زن ها قصه می شوند، با کنار هم قرار دادن روایت‌هایی از نسل‌ها و طبقات مختلف، تصویری چندوجهی از زن ایرانی امروز ارائه می‌دهد و به‌نوعی، صدای زنانی است که هر کدام قصه‌ای برای گفتن دارند. 

خلاصه داستان وقتی زن ها قصه می شوند

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

در کتاب وقتی زن ها قصه می شوند، هر داستان کوتاه به گوشه‌ای از زندگی زنان می‌پردازد و با روایت‌هایی صمیمی و گاه تلخ، تجربه‌های فردی و جمعی آن‌ها را بازتاب می‌دهد. داستان «خانوم» با محوریت مادری که با دخترش و دغدغه‌های تربیتی و هویتی او دست‌وپنجه نرم می‌کند، چالش‌های نقش‌های جنسیتی و انتظارات اجتماعی را به تصویر می‌کشد. در این روایت، مادر با خاطرات کودکی خود و فشارهای خانواده و جامعه برای دختر بودن مواجه است و همزمان تلاش می‌کند دخترش را در دنیایی پر از کلیشه‌ها و قضاوت‌ها حمایت کند. داستان «هرم نان» به دغدغه‌های شغلی و مالی یک زن جوان می‌پردازد که میان آرزوی معلمی و واقعیت‌های اقتصادی ناچار به انتخاب شغلی متفاوت می‌شود. او در مواجهه با انتظارات خانواده و جامعه، تجربه‌های تلخ و شیرین کار در فروشگاه و تلاش برای حفظ استقلال و هویت خود را روایت می‌کند. در «بی‌ستون»، نویسنده با نگاهی به روابط خانوادگی، نقش‌های سنتی و تأثیر نسل‌های گذشته بر زندگی زنان امروز را بررسی کرده است. شخصیت اصلی، میان وفاداری به مادر و بی‌بی و انتخاب‌های شخصی خود سرگردان است و در نهایت با واقعیت‌های تلخ جدایی و استقلال روبه‌رو می‌شود. سایر داستان‌ها نیز هر کدام با روایتی متفاوت، به موضوعاتی چون عشق، جدایی، مادرشدن، فشارهای اجتماعی، انتخاب‌های فردی و هویت زنانه می‌پردازند. در مجموع، کتاب با کنار هم قرار دادن این روایت‌ها، تصویری چندلایه و متنوع از زندگی زنان معاصر ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که هر زن، قصه‌ای منحصربه‌فرد دارد.

چرا باید کتاب وقتی زن ها قصه می شوند را بخوانیم؟

هر داستان این کتاب دریچه‌ای تازه به جهان درونی و بیرونی زنان باز می‌کند و مخاطب را با احساسات، چالش‌ها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌سازد که در روایت‌های رایج کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. تنوع سبک‌ها و موضوعات، باعث می‌شود هر خواننده بتواند بخشی از خود یا اطرافیانش را در این روایت‌ها بیابد. این کتاب نه‌تنها برای شناخت بهتر موقعیت زنان در جامعه امروز، بلکه برای درک عمیق‌تر روابط انسانی و پیچیدگی‌های زندگی روزمره ارزشمند است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن وقتی زن ها قصه می شوند به کسانی پیشنهاد می‌شود که به روایت‌های زنانه، دغدغه‌های هویتی، روابط خانوادگی و اجتماعی و تجربه‌های زنان علاقه‌مندند. دانشجویان و علاقه‌مندان به ادبیات معاصر فارسی و پژوهشگران حوزه‌ی زنان هم نباید این مجموعه را از دست بدهند.

بخشی از کتاب وقتی زن ها قصه می شوند

«"میام خونه برات تعریف می‌کنم." تلفن را از گوش دور کردم. صدا را می‌شنیدم؛ اما کلمات واضح نبودند. قطع کردم. خورشید هرچه توان داشت گذاشته بود برای تابیدن؛ انگار حقوق این ماهش را بیشتر داده باشند و او بخواهد لطفِ مدیر را جبران کند! آسفالت زیر پا مثل موم نرم شده بود. احساس می‌کردم قدم بعدی توی زمین فرو می‌روم. مدرسه گفته بود: "در صورت پذیرفته شدن این هفته باهاتون تماس می‌گیریم." بیست و یکمین مدرسه‌ای بود که امید داشتم به پذیرفته شدن؛ دبستان دخترانه‌ای با دیوارهای صورتی.

مقابل میز مدیر نشستم. ریشۀ سفیدِ موهایش از زیر مقنعه مشخص بود. انگشت‌های کوتاه و پهنش می‌لرزیدند. وقتی می‌خندید لپ‌های سفیدش برجسته‌تر و چشم‌هایش ریزتر می‌شدند. صندلی پشت عرض شانه‌ها و چربی اضافۀ پهلوهایش قایم شده بود. بعد از سؤال و جواب‌های معمول، از رزومه و چند و چون مهارت‌ها سؤال کرد: "چقدر علاقه داری به کار توی مدرسه؟" مردمک چشم‌هایش را از برگه‌های روی میز سمت صورتم چرخاند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۷۲ صفحه

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۷۲ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان