کتاب زن بی اهمیت سونیا پرنل + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب زن بی اهمیت

کتاب زن بی اهمیت

معرفی کتاب زن بی اهمیت

کتاب زن بی‌اهمیت نوشته‌ی سونیا پرنل و با ترجمه‌ی ندا بهرامی‌نژاد روایتی مفصل از زندگی ویرجینیا هال است؛ زنی آمریکایی که با وجود معلولیت جسمی، به یکی از مهم‌ترین چهره‌های ناشناخته‌ی مقاومت در برابر نازی‌ها تبدیل شد. انتشارات خوب آن را منتشر کرده است و نسخه‌ی فارسی بر اساس کتاب اصلی سیر زندگی ویرجینیا را از کودکی در بالتیمور تا سال‌های پرخطر فعالیتش در فرانسه‌ی اشغال‌شده دنبال می‌کند. این کتاب در قالب روایت زندگی، به‌تدریج تصویر دختری ماجراجو، سرکش و تشنه‌ی استقلال را نشان می‌دهد که از دل خانواده‌ای مرفه اما در حال افول، راه خود را به دانشگاه‌های آمریکا و اروپا، سفارت‌خانه‌ها، میدان‌های شکار، جبهه‌ی فرانسه در جنگ جهانی دوم و درنهایت شبکه‌های پیچیده‌ی جاسوسی باز می‌کند. متن کتاب با جزئیات تاریخی، توصیف‌های زنده از شهرها و جبهه‌ها و بازسازی فضای سیاسی و اجتماعی آن دوران، هم سرگذشت فردی و عاطفی ویرجینیا را دنبال کرده است و هم به‌موازات آن، تغییر چهره‌ی اروپا زیر سایه‌ی فاشیسم، جنگ و مقاومت را نشان می‌دهد. زن بی‌اهمیت در عین تمرکز بر یک شخصیت، به نقش زنان، معلولان و نیروهای به‌حاشیه‌رانده‌شده در جنگ نیز پرداخته است و نشان می‌دهد چگونه فردی که از نظر ساختار رسمی «بی‌اهمیت» به حساب می‌آمد، در عمل به مهره‌ای کلیدی در میدان نبرد نامرئی بدل شد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب زن بی اهمیت

کتاب زن بی‌اهمیت با تمرکز بر زندگی ویرجینیا هال، روایتی طولانی و پرجزئیات از برخورد یک زن با ساختارهای مردسالار، بوروکراسی سخت‌گیر و خشونت عریان جنگ ارائه می‌دهد. سونیا پرنل در این کتاب ابتدا به کودکی و نوجوانی ویرجینیا در بالتیمور می‌پردازد؛ جایی که مادرش او را برای ازدواجی «نان‌وآب‌دار» تربیت کرده است، اما خود ویرجینیا رؤیای استقلال، سفر و کار در عرصه‌ی دیپلماسی را در سر می‌پروراند. فصل اول با عنوان رؤیا، مسیر او را از مدرسه‌ی اعیانی رولند پارک، دانشگاه‌های ردکلیف و بارنارد، سفر به پاریس و وین، عشق نافرجام به افسر لهستانی، و سپس بازگشت به آمریکا و تلاش برای ورود به وزارت امور خارجه دنبال می‌کند. در همین فصل حادثه‌ی شکار در ترکیه و قطع پای چپ ویرجینیا روایت شده است؛ نقطه‌ی عطفی که او را از نظر رسمی برای بسیاری از مشاغل «نامناسب» می‌کند، اما در ادامه به بخشی از هویت و سرسختی‌اش بدل می‌شود. کتاب زن بی‌اهمیت در این بخش نشان می‌دهد که چگونه ویرجینیا با وجود پای مصنوعی، به خدمت در سفارت‌خانه‌های ورشو، ازمیر، ونیز و تالین ادامه می‌دهد، با قوانین نانوشته‌ی تبعیض‌آمیز علیه زنان و معلولان در وزارت امور خارجه آمریکا روبه‌رو می‌شود و سرانجام از این ساختار کنار می‌کشد. در ادامه‌ی کتاب زن بی‌اهمیت، روایت وارد مرحله‌ی جنگ و شکل‌گیری نقش جاسوسی ویرجینیا می‌شود. پیشگفتار کتاب با تصویر فروپاشی فرانسه در مه ۱۹۴۰ و رانندگی ویرجینیا با آمبولانس ارتش فرانسه زیر بمباران اشتوکاها آغاز شده است و سپس نویسنده در فصل‌های بعدی نشان می‌دهد که چگونه این تجربه‌ی میدانی، او را از کارمند پشت‌میزنشین به زنی تبدیل می‌کند که داوطلبانه در خط مقدم خطر قرار می‌گیرد. فصل لحظه‌ی موعود به آشنایی او با جورج بلوز در مرز اسپانیا، تماس با نیکلاس بادینگتن و پیوستن مخفیانه‌اش به سازمان اجرایی عملیات ویژه بریتانیا (اِس‌اُ‌ای) اختصاص دارد؛ سازمانی که مأموریتش «به آتش کشیدن اروپا» از درون، از طریق خراب‌کاری، سازمان‌دهی مقاومت و جنگ نامنظم است. در این بخش، کتاب به‌تفصیل فضای درونی اِس‌اُ‌ای، کشمکش آن با ام‌آی ۶، دشواری جذب نیرو، نگاه تحقیرآمیز به زنان و معلولان و درعین‌حال نیاز مبرم به افرادی «خارج از قاعده» را ترسیم کرده است. ساختار کتاب بر پایه‌ی فصل‌های روایی است که هرکدام بخشی از زندگی ویرجینیا را در پیوند با تحولات بزرگ‌تر اروپا دنبال می‌کنند و در خلال آن، نام‌ها، اسامی رمز، شبکه‌های مقاومت و صحنه‌های مختلف از بالتیمور تا پاریس، ونیز، استونی، ترکیه، جبهه‌ی فرانسه و لندن به‌تدریج کنار هم قرار می‌گیرند.

خلاصه کتاب زن بی اهمیت

کتاب زن بی‌اهمیت سرگذشت ویرجینیا هال را از دختری بلندپرواز در خانواده‌ای مرفه اما متزلزل، به یکی از چهره‌های کلیدی مقاومت علیه نازی‌ها دنبال می‌کند. در بخش‌های آغازین، پرنل نشان می‌دهد که چگونه ویرجینیا در نوجوانی و جوانی، برخلاف نقشه‌ی مادرش برای ازدواجی مرفه، به‌سوی تحصیل، سفر و کار می‌رود؛ در چند دانشگاه آمریکایی درس می‌خواند، به پاریس و وین می‌رود، زبان‌های اروپایی می‌آموزد و رؤیای دیپلمات شدن را در سر دارد. او در سفارت‌خانه‌های آمریکا در ورشو و سپس ازمیر مشغول کار می‌شود، اما حادثه‌ی شکار در مرداب‌های ترکیه و قطع پای چپش، زندگی‌اش را زیرورو می‌کند. از این نقطه به بعد، کتاب نشان می‌دهد که چگونه معلولیت، به‌جای متوقف کردن او، به نیرویی برای بازتعریف خود تبدیل می‌شود: ویرجینیا با پای مصنوعی به کار در ونیز و تالین ادامه می‌دهد، با قوانین تبعیض‌آمیز وزارت امور خارجه آمریکا می‌جنگد، چندبار برای ورود به هیئت دیپلماتیک تلاش می‌کند و هر بار با بهانه‌هایی مثل «معلولیت» یا «زن بودن» کنار گذاشته می‌شود. با اوج‌گیری فاشیسم در اروپا، ویرجینیا از نزدیک صعود هیتلر، موسولینی و استالین را می‌بیند و در استونی و لهستان شاهد فضای ملتهب پیش از جنگ است. پس از استعفا از وزارت امور خارجه، تلاش می‌کند با نوشتن درباره‌ی خطر فاشیسم در روزنامه‌های آمریکایی کاری از پیش ببرد، اما این مسیر او را راضی نمی‌کند. با آغاز جنگ جهانی دوم و حمله‌ی آلمان به لهستان، ویرجینیا به لندن می‌رود و سپس داوطلب رانندگی آمبولانس در ارتش فرانسه می‌شود. کتاب، صحنه‌های فرار ده‌ها هزار پناهنده، فروپاشی خط ماژینو، بمباران جاده‌ها و رانندگی او زیر آتش را با جزئیات توصیف کرده است. پس از سقوط فرانسه و بازگشت موقت به پاریس، ویرجینیا به اسپانیا می‌گریزد و در ایستگاه ایرون با جورج بلوز، جاسوس بریتانیایی، روبه‌رو می‌شود؛ دیداری که سرنوشتش را عوض می‌کند. او در لندن، ابتدا دوباره پشت ماشین‌تحریر سفارت آمریکا می‌نشیند، اما وقتی راه بازگشت به وطن بسته می‌شود، با نیکلاس بادینگتن از سازمان اجرایی عملیات ویژه تماس می‌گیرد. اِس‌اُ‌ای که مأموریتش سازمان‌دهی خراب‌کاری و مقاومت در سرزمین‌های اشغالی است، در ویرجینیا ترکیبی از مهارت زبانی، تجربه‌ی میدانی، شناخت عمیق از فرانسه و سرسختی شخصی می‌بیند. کتاب در فصل‌های بعدی، ورود او به عنوان اولین زن افسر رابط مخفی در بخش فرانسه، آموزش‌ها، چالش‌ها، شبکه‌سازی در دل فرانسه‌ی اشغال‌شده، تعقیب و گریز با گشتاپو و نقش او در تجهیز و هدایت گروه‌های مقاومت را دنبال می‌کند و نشان می‌دهد چگونه زنی که از نظر ساختار رسمی «بی‌اهمیت» تلقی می‌شد، در عمل به یکی از خطرناک‌ترین دشمنان رایش سوم در فرانسه بدل شد.

چرا باید کتاب زن بی اهمیت را بخوانیم؟

کتاب زن بی‌اهمیت از دل زندگی یک فرد، تصویری چندلایه از قرن پرآشوبی ارائه می‌دهد که در آن فاشیسم، جنگ، بوروکراسی و تبعیض جنسیتی در هم تنیده شده‌اند. این کتاب نشان داده است که چگونه ساختارهای رسمی، زنان و معلولان را به حاشیه می‌رانند، اما همین افراد در لحظه‌های بحرانی می‌توانند نقش‌هایی ایفا کنند که در روایت‌های رسمی جنگ جایی برایشان در نظر گرفته نشده است. سرگذشت ویرجینیا هال در این کتاب، نمونه‌ای عینی از برخورد فرد با محدودیت‌های جسمی، طبقاتی و اداری است؛ محدودیت‌هایی که او نه با انکار، بلکه با عبور تدریجی و سرسختانه از آن‌ها مواجه می‌شود. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن جنگ و مقاومت از زاویه‌ی زنی که نه قهرمان اسطوره‌ای، بلکه انسانی پر از ترس، ضعف، خشم و اشتباه است و همین ویژگی‌ها او را به واقعیت نزدیک‌تر می‌کند. از سوی دیگر، زن بی‌اهمیت برای کسانی که به تاریخ جنگ جهانی دوم، شکل‌گیری شبکه‌های مقاومت و دگرگونی مفهوم جاسوسی علاقه‌مندند، جزئیات فراوانی در اختیار گذاشته است. کتاب، هم فضای درونی سازمان اجرایی عملیات ویژه بریتانیا و کشمکش آن با نهادهای سنتی‌تر مثل ام‌آی ۶ را نشان می‌دهد و هم از زاویه‌ی میدانی، فروپاشی فرانسه، زندگی زیر اشغال، نقش دولت ویشی و شکل‌گیری هسته‌های مقاومت را دنبال می‌کند. در خلال این روایت، خواننده با شهرها، جبهه‌ها، قطارها، مرزها و اتاق‌های بازجویی آشنا می‌شود و می‌بیند که جنگ فقط در خط مقدم رخ نمی‌دهد، بلکه در اتاق‌های بوروکراتیک، پشت میزهای سفارت‌خانه‌ها و در تصمیم‌های شخصی آدم‌هایی مثل ویرجینیا هم شکل می‌گیرد. این کتاب همچنین برای کسانی که به موضوع نقش زنان در تاریخ و سیاست توجه دارند، نمونه‌ای روشن از این است که چگونه یک زن، در زمانی که حتی اجازه‌ی رسمی برای حضور در خط مقدم نداشت، عملاً در قلب میدان عمل کرد و مسیر تاریخ را تحت‌تأثیر قرار داد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن زن بی‌اهمیت به کسانی پیشنهاد می‌شود که به تاریخ جنگ جهانی دوم، مقاومت فرانسه و پشت‌صحنه‌ی عملیات جاسوسی علاقه‌مندند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که به دنبال روایت‌هایی درباره‌ی زنان در موقعیت‌های حاشیه‌ای، تجربه‌ی معلولیت و مواجهه‌ی فرد با ساختارهای تبعیض‌آمیز هستند. دانشجویان و علاقه‌مندان به مطالعات جنسیت، تاریخ معاصر اروپا، روابط بین‌الملل و امنیت نیز می‌توانند از جزئیات و زاویه‌ی دید این کتاب بهره ببرند.

بخشی از کتاب زن بی اهمیت

«فرانسه در حال فروپاشی بود. ماشین‌های جزغاله‌ای که زمانی اثاث باارزش باربندشان سر به آسمان می‌زد، دیوانه‌وار توی خندق‌ها سرازیر می‌شدند و باروبندیل محبوبشان، از عروسک بگیر تا ساعت و آینه، خردوخمیر در اطرافشان و در امتداد کیلومترها جادهٔ ناامن پراکنده می‌شد. صاحبانشان، پیر و جوان، یا ناله‌کنان روی خاک داغ ولو شده بودند یا دیگر صدایشان در نمی‌آمد. با همهٔ این‌ها انبوه جمعیت همچنان از کنارشان می‌گذشت: صف بی‌پایان گرسنگان و خستگانی که از شدت ترس، روزهای متوالی بی‌وقفه به راهشان ادامه می‌دادند. ده میلیون زن، کودک و پیرمرد آواره، همگی از ترس تانک‌های هیتلر که از مرزهای شرقی و شمالی هجوم می‌آوردند، پا به فرار گذاشته بودند. سرتاسر شهرها در قماری محکوم‌به‌باخت، برای فرار از حملات برق‌آسا و قریب‌الوقوع نازی‌ها، جاکن شده بود. شایعات داغ از سربازان آلمانی می‌گفتند که تا کمر برهنه، پیروزی آسانشان را جشن می‌گرفتند. هوا از دود و بوی تعفن اجساد سنگین شده بود. نوزادها شیر نداشتند و سال‌خورده‌ها مثل برگ خزان به زمین می‌ریختند. اسب‌هایی که گاری‌های قدیمی پر از باروبندیلشان را می‌کشیدند، خیس عرق، زیر سنگینی زجرآورشان کمر خم می‌کردند و به خرخر می‌افتادند. موج گرمای مه ۱۹۴۰ فرانسه شاهد این صحنه بود: بزرگ‌ترین عزیمت پناهندگان در تاریخ. خودرویی که زن جوان و جذابی پشت فرمانش نشسته بود، روزهای متوالی تک‌وتنها راهش را از میان جمعیت باز می‌کرد. سرباز وظیفه، ویرجینیا هال، خیلی وقت‌ها سوخت و دارو کم می‌آورد، ولی همچنان آمبولانس ارتش فرانسه را به‌سوی دشمن متجاوز به پیش می‌راند. در هر شرایطی به راهش ادامه می‌داد، حتی وقتی اشتوکاهای آلمانی زوزه‌کشان شیرجه می‌زدند تا بمب‌های پنجاه‌کیلویی‌شان را روی کاروان‌های اطراف او بریزند، ماشین‌ها را به آتش بکشند و جاده‌ها را زیرورو کنند؛ حتی وقتی هواپیماهای جنگنده تا نوک درخت‌ها پایین می‌آمدند و خندق‌هایی را گلوله‌باران می‌کردند که زن‌ها و بچه‌ها را در برابر این قتل‌عام در خود پناه می‌داد؛ حتی وقتی سربازهای فرانسوی داشتند یگان‌هایشان را ترک می‌کردند، سلاح‌هایشان را می‌انداختند و گاهی سوار تانک‌هایشان پا به فرار می‌گذاشتند؛ و حتی وقتی سمت چپ کفل زن از فشار بی‌وقفهٔ پای مصنوعی‌اش به کلاچ تیر می‌کشید.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۸۸۴٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۰۸ صفحه

حجم

۸۸۴٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۰۸ صفحه

قیمت:
۱۹۵,۰۰۰
تومان