
کتاب ناشر شدن
معرفی کتاب ناشر شدن
کتاب ناشر شدن نوشته صادق وفایی، مجموعهای از گفتوگوها و روایتهای مستند دربارهی زندگی و مسیر حرفهای ناشران برجستهی ایران است و تصویری روشن از فرازونشیبهای این حرفه ارائه کرده است. وفایی با رویکردی واقعگرا و بیپرده به سراغ مدیران نشرهای خصوصی و غیردولتی رفته و کوشیده تاریخ شفاهی و مستند صنعت نشر و چاپ کتاب ایران را ثبت کند. انتشارات نگاه این کتاب را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ناشر شدن
کتاب ناشر شدن به قلم صادق وفایی، مجموعهای از مصاحبهها و روایتهای مستند با ناشران و فعالان صنعت نشر ایران است. این کتاب با تمرکز بر ناشران خصوصی و غیردولتی، تصویری از مسیرهای متفاوت و گاه پرچالش ناشرشدن و ناشرماندن در ایران ترسیم کرده است. وفایی با بهرهگیری از تجربهی روزنامهنگاری خود، از سال ۱۳۹۵ به گفتوگو با مدیران نشرهای مختلف پرداخته و تلاش کرده تا تاریخ شفاهی این حرفه را ثبت کند. ساختار کتاب مبتنی بر مصاحبههای عمیق و بیتعارف با چهرههایی چون عبدالرحیم جعفری (نشر فرهنگ نو)، امیر حسین زادگان (نشر ققنوس)، رضا هاشمینژاد (نشر افق)، حسن کیائیان (نشر چشمه)، فریده خلعتبری (نشر شباویز) و علیرضا رئیسدانایی (نشر نگاه) است. علاوه بر روایت مسیرهای شخصی و خانوادگی، کتاب به موضوعاتی چون مشکلات اقتصادی، ممیزی، کپیرایت، پخش کتاب، نقش خانواده در تداوم نشر و تحولات بازار کتاب میپردازد. ناشر شدن همچنین نگاهی به تاریخ صنعت چاپ و نقش پیشکسوتان این حوزه دارد و با روایتهایی از موزهی صنعت چاپ و خاطرات فعالان قدیمی، پیوند میان گذشته و حال را برجسته میکند.
خلاصه کتاب ناشر شدن
صادق وفایی در کتاب ناشر شدن با دغدغهی یافتن معنای زندگی و انتخاب مسیر شغلی، به سراغ مدیران نشرهای خصوصی رفته و از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰، گفتوگوهایی صریح با آنها انجام داده است. در این کتاب، مسیرهای متفاوت ناشرشدن و ناشرماندن، از دستفروشی کتاب تا تأسیس نشرهای معتبر، روایت شده است. هر مصاحبه، بخشی از تاریخ شفاهی نشر ایران را بازگو میکند؛ از خاطرات راهاندازی موزهی صنعت چاپ و تلاش برای حفظ میراث چاپخانهها، تا چالشهای اقتصادی، ممیزی، کپیرایت و رقابت در بازار کتاب. کتاب به نقش خانواده در تداوم نشر، تجربههای شخصی ناشران، و تأثیر تحولات اجتماعی و اقتصادی بر صنعت نشر میپردازد. همچنین، روایتهایی از روزهای پرالتهاب انقلاب، چاپ کتابهای جلد سفید، و خاطرات تلخ و شیرین ناشران از آتشسوزی، ورشکستگی و دوباره برخاستن، در متن کتاب جای گرفته است. ناشر شدن با ارائهی تصویری واقعگرایانه از حرفهی انتشار کتاب، نهتنها به تاریخ فرهنگی ایران میپردازد، بلکه به دغدغهها و امیدهای نسلهای مختلف فعال در این حوزه نیز توجه دارد.
چرا باید کتاب ناشر شدن را بخوانیم؟
این کتاب فرصتی فراهم میکند تا خواننده با فرازونشیبهای حرفهی نشر آشنا شود و با چالشهایی بازار کتاب از زبان فعالان این حوزه روبهرو گردد. روایتهای شخصی و خانوادگی، این مستندنگاری را به منبعی برای شناخت تاریخ فرهنگی و اجتماعی معاصر ایران تبدیل کرده است. کتاب برای کسانی که به دنبال انتخاب مسیر شغلی در حوزهی کتاب و نشر هستند، نیز میتواند راهگشا باشد.
خواندن کتاب ناشر شدن را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی کتاب ناشر شدن را به علاقهمندان به حوزهی نشر، فعالان فرهنگی، و کسانی که به دنبال شناخت تاریخ صنعت چاپ در ایران هستند، پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب ناشر شدن
«- آقای جعفری کمی از تاریخچۀ نشر در خانوادهتان بگویید! پدربزرگ شما عبدالرحیم جعفری مؤسس انتشارات امیرکبیر و یکی از فعالان حوزۀ نشر بوده است، همینطور پدرتان.
پدربزرگ من نهتنها از فعالان حوزۀ نشر بلکه بزرگترین فعال حوزۀ نشر بود. او حدوداً ۱۲ ساله بوده که مادرش که از کار چاپخانه خیلی خوشش میآمده، برایش در پی شغلی برمیآید. وقتی پدربزرگم خانهنشین شد، مشغول ثبت خاطراتش شد. دوران خانهنشینی پدربزرگم با موسیقی و یادگرفتن زبان انگلیسی و نوشتن خاطراتش میگذشت. بههرحال، در دوران کودکی پدربزرگم بوده که مادرش با پرسوجو کاری در چاپخانۀ علمی برای پسرش دستوپا میکند و او کارش را در چاپخانه از پایینِ پایین شروع میکند و بهمرور مدارج را طی میکند. به همیندلیل تمام مراحل چاپ و صحافی را میشناخت. باید بهطور خلاصه بگویم که او از کارگری در چاپخانه و دستفروشی کتاب به تأسیس انتشارات امیرکبیر رسید. پدربزرگم پساز آشنایی و روابطی که با مؤلفان و مترجمان پیدا میکند، کمکم تصمیم میگیرد خودش انتشاراتی تأسیس کند. بهاینترتیب، امیرکبیر در بالاخانۀ چاپخانهای به نام آفتاب کارش را شروع میکند و ظرف سیسال بزرگترین ناشر خصوصی ایران میشود.
- چه شد که شما وارد کار نشر شدید؟
من برای تحصیلات دانشگاهی اول به امریکا و سپس برای تحصیل موسیقی فلامنکو به اسپانیا رفتم. فکر نمیکردم که من هم روزی وارد کار نشر بشوم. فکر میکردم که زندگی من طور دیگری رقم خورده.»
حجم
۵۳۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۳۳۸ صفحه
حجم
۵۳۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۳۳۸ صفحه