
کتاب محاصره و سروان رشار
معرفی کتاب محاصره و سروان رشار
کتاب محاصره و سروان رشار نوشتهی امیل ارکمان و الکساندر شاتریان و با ترجمهی رضا کریمکاشی، روایتی داستانی از روزهای پرآشوب انقلاب فرانسه و سقوط امپراتوری ناپلئون است. این اثر که نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده، با نگاهی انسانی و جزئینگر، زندگی مردم عادی و کهنهسربازان را در دل محاصرهی فالسبورگ و بسیج مردمی فرانسه به تصویر میکشد. داستان در بستر تاریخی سالهای پایانی حکومت ناپلئون و ورود متفقین به خاک فرانسه شکل میگیرد و از زاویهی دید خانوادهها، کسبه و سربازان، تأثیر جنگ، قحطی، بیماری و امید را روایت میکند. محاصره و سروان رشار، علاوهبر بازتاب رخدادهای تاریخی، به دغدغههای اخلاقی، وفاداری، وطندوستی و کشمکشهای درونی شخصیتها نیز میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب محاصره و سروان رشار
کتاب محاصره و سروان رشار با قلم امیل ارکمان و الکساندر شاتریان، تصویری زنده و ملموس از واپسین روزهای امپراتوری ناپلئون و مقاومت مردم فرانسه در برابر متفقین ارائه میدهد. این کتاب در دو بخش اصلی، ابتدا به محاصرهی فالسبورگ و سپس به بسیج نیروهای مردمی فرانسه میپردازد. نویسندگان با روایت زندگی خانوادهای یهودی و کسبهی شهر، فضای اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعهی فرانسه را در دوران جنگ و محاصره بازسازی کردهاند. روایت با جزئیات فراوان، از دغدغههای روزمرهی مردم، تلاش برای حفظ خانواده، ترس از سربازگیری و بیماری، تا امید به آینده و نقش زنان در تصمیمگیریهای حیاتی را در بر میگیرد. محاصره و سروان رشار، علاوهبر بازتاب رخدادهای تاریخی، به کشمکشهای اخلاقی و انسانی، وفاداری به وطن و خانواده و همچنین تأثیر جنگ بر روابط اجتماعی و فردی میپردازد. این کتاب با نثری صمیمی و روایتی از زبان شخصیتهای عادی، تاریخ را از زاویهی دید مردم کوچه و بازار روایت کرده است.
خلاصه داستان محاصره و سروان رشار
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! محاصره و سروان رشار داستانی است که در بستر سقوط امپراتوری ناپلئون و ورود متفقین به فرانسه روایت میشود. بخش نخست کتاب، محاصره، از زبان موئیز، تاجر آهن یهودی ساکن فالسبورگ، نقل میشود. او با جزئیات زندگی خانوادگی، دغدغههای اقتصادی و ترسهای ناشی از جنگ و سربازگیری را شرح میدهد. خانوادهی موئیز، مانند بسیاری از مردم شهر، با قحطی، بیماری، گرانی و ناامنی دستوپنجه نرم میکنند. فرزندانش برای فرار از سربازگیری به آمریکا مهاجرت میکنند و او با امید به آینده و حفظ خانواده، تلاش میکند در شرایط دشوار دوام بیاورد. روایت، همزمان با پیشروی دشمنان، محاصرهی شهر، بسیج مردمی و تغییرات اجتماعی و روانی مردم را به تصویر میکشد. بخش دوم کتاب، سروان رشار، به بسیج نیروهای مردمی فرانسه و دفاع از آزادی میپردازد؛ جایی که مردم برای حفظ جمهوری و ارزشهای انسانی، تا آخرین قطرهی خون مقاومت میکنند، اما با تغییر شرایط سیاسی، بسیاری از آرمانها به فراموشی سپرده میشود و جای خود را به منافع فردی و افتخارطلبی میدهد. نویسندگان با پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، روابط خانوادگی، ترسها و امیدها، تصویری انسانی از دوران جنگ و محاصره ارائه دادهاند.
چرا باید کتاب محاصره و سروان رشار را بخوانیم؟
محاصره و سروان رشار با روایت جزئینگر و انسانی، تجربهی زیستن در دل بحرانهای تاریخی را ملموس میکند. این کتاب نهتنها تصویری از جنگ و محاصره، بلکه از مقاومت، امید، وفاداری و تصمیمهای دشوار در شرایط بحرانی ارائه میدهد. خواننده با شخصیتهایی روبهرو میشود که در میان ترس، فقر، بیماری و ناامنی، همچنان برای حفظ خانواده و ارزشهای انسانی تلاش میکنند. روایت صمیمی و نزدیک به زندگی روزمره، امکان همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم میکند و نشان میدهد که تاریخ، فقط داستان پادشاهان و ژنرالها نیست، بلکه سرگذشت مردم عادی و انتخابهای کوچک و بزرگ آنهاست. این کتاب برای کسانی که به تاریخ اجتماعی، روایتهای انسانی از جنگ و تأثیر آن بر زندگی مردم علاقه دارند، تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان تاریخ فرانسه، دوستداران رمانهای تاریخی، پژوهشگران حوزهی جنگ و مقاومت مردمی و کسانی که به روایتهای انسانی و اجتماعی از دوران بحران علاقه دارند، پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که دغدغهی فهم تأثیر جنگ بر زندگی روزمره و روابط خانوادگی را دارند، این اثر مناسب است.
بخشی از کتاب محاصره و سروان رشار
«پدر موئیز ساکن کوچۀ جهودها به من گفت چون تو میخواهی چگونگی محاصرۀ فالسبورگ در سال ۱۸۱۴ را بدانی، سعی میکنم تمام آن را، جزءبهجزء، برایت تعریف کنم. آن زمانها، من در خانهای کوچک واقع در گوشۀ سمت راست بازار سکونت داشتم؛ کارم خریدوفروش آهن لیوری در قسمت پایین زیر جلوخان بود و در بالای آن بهاتفاق همسرم سورله و فرزند دوران پیریام، سافل کوچولو، زندگی میکردم. دو پسر دیگرم، ایتزیگ و فرومل قبلاً راهی آمریکا شده بودند و دخترم زفن با باروش، تاجر چرم در ساورن، ازدواج کرده بود. کارم علاوه بر تجارت آهن، دادوستد کفشهای کهنه، پارچههای فرسوده و لباسهایی بود که سربازان تازهوارد با رسیدن به پادگان و دریافت لباسهای نظامی میفروختند. سوداگران دورهگرد پیراهنهای کهنه را برای تهیۀ کاغذ از من میخریدند و من مابقی آنها را به روستاییان میفروختم. این کاروکسب رواج خوبی داشت؛ زیرا فالسبورگ هر هفته و هر ماه محل عبور هزاران سرباز جدید بود. اندازۀ لباسشان را در شهرداری، فوری تعیین میکردند و آنان با پوشیدن آن، بهصف به مایانس، استراسبورگ و جاهای دیگر روانه میشدند. این ماجرا مدتها ادامه یافت؛ ولی سرانجام، بهخصوص پس از لشکرکشی به روسیه و سربازگیری سال ۱۸۱۳، مردم از جنگ خسته شدند.»
حجم
۲۱۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۵۲ صفحه
حجم
۲۱۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۵۲ صفحه