«کوچه اقاقیا» رمانی از نویسنده معاصر، راضیه تجار (-۱۳۲۶) است. تجار نویسنده پرکاری است که از تجربههای فراموششده مینویسد و گاه تجربههای زندگی خودش را در قالبی احساسی به نمایش میگذارد و با نثری شاعرانه به آفرینش داستان میپردازد. سوژه او از میان عشقها و رنجهای بشری انتخاب میشود و قصه زنان و مردانی است که زمانی به امنیت خاطر دست پیدا میکنند که ایثار کنند و در معنویت پناهگاهی یابند.
کتاب «کوچه اقاقیا» براساس روایت سوم شخص عینی و به صورت رمان با مضمون خانوادگی و اجتماعی نوشته شده که به سالهای ۱۳۲۰ به بعد برمیگردد و قابلیت خلق یک اثر تصویری را دارد. تجار در «کوچه اقاقیا» فضایی خلق کردهاست تا خواننده، خود گذشته را ببیند، خوبیهایش را پاس بدارد و بدیهایش را به آب دهد. آیا این زنجیر همان باورها و عقاید باطل گذشته نیست که دست و پای خانم کوچک را بسته و باعث عذاب اوست. رمان «کوچه اقاقیا» داستان زنانی از طبقات مختلف جامعه را بازگو میکند که با بدبختیها و تیره روزیهای زندگی و همچنین نامهربانیهای مردان اجتماع خود دست و پنجه نرم میکنند. اما برای رهایی از این تنگناها عملا دست به هیچ کاری نمیزنند.
بخشی از کتاب:
هر صبح پیش از طلوع آفتاب از بستر برمی خاست؛ بستری که به عطر سر و دوش ماه منظر آغشته بود. به حیاط میآمد. وضو میگرفت. دست، حائل صورت میکرد و به آوایی خوش، اذان میگفت. بعد به اتاق جلو دستی میرفت و جلوی مادر که گویی تا صبح بیدار نشسته بود، سر خم میکرد و بر همان سجادهای که او نماز خوانده بود پیشانی میسود و نماز میخواند. بعد از نماز برای خود طلب مغفرت میکرد. آیا در حق خانم کوچک کوتاهی نکرده بود؟ بعد سر سفره می رفت و از نان دو بار تنوری که مشهدی اسدالله گرفته بود، تکهای به دهان میگذاشت و به ماه منظرـ که پیچیده در چادر وال نقره آبی از در وارد میشدـ پنهان از دید مادر لبخند میزد. صبحانهاش را که میخورد، راه میافتاد...
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب کوچه اقاقیا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
من نسخه چاپی کتاب رو خوندم،یه داستان متفاوت با پایان بندی قابل تامل، به زندگی واقعی مردم خیلی نزدیک بود،دوستش داشتم
۰
کاربر 29824
۱۳۹۶/۰۷/۱۰
کتاب بدی نبود، نویسنده رو نمیشناختم ، یه جاهایی خیلی مبهم بود و جمله ها سر و ته نداشت رمان غم انگیزی بود از ابتدا تا انتها
۰
کاربر ۷۰۵۲۳۲
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۷
به نظرم کوچه اقاقیا قصه ی در خور توجهی نداشت هیچ چیز نویی .....دقیقاکپی فیلمهای قدیمی بود با پرداختی بسیار ضعیف .من کتابهایی با حال و هوای قدیم رو دوست دارم اما کوچه ی اقاقیا در این حد هم نمیتونه...بیشتر
۰
عالی بود
۱۴۰۰/۰۳/۱۴
عالی دو بار خواندم بسیار قلم قوی و جذابی داشتن
۰
matin@bb@$
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۳/۱۷
خوب بود
۰
کاربر 3535663
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۵/۲۳
داستان بسیار زیبایی بود. حس و حال قشنگی برام داشت و من و خیالاتم و غرق داستان میکرد. قلم بسیار پخته و جذاب بود هرچند گاهی توصیفات کتاب نامفهوم بود ولی در کل قلم جذابی بود.
سیر داستانی رو دوست داشتم...بیشتر
۰
@kayvan71
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۳/۳۱
یک داستان قشنگ ایرانی بود پر از عناصر وفرهنگ ایرانی
۰
کاربر 9407808
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۵
رمان سپید آرام هم خیلی قشنگه ولی یجورایی تلخه
۰
ali76sri
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
اصلا توصیه نمیکنم خوندن این کتاب فقط اتلاف وقته یه قصه خاله زنک
۰
کاربر 7634788
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۸
من که زیاد متوجه نشدم
۰
فهیمه نیکوگفتار
۱۴۰۲/۰۷/۰۷
خانم کوچیک همسر میرزا بعد زایمان دخترش دلنواز افسرده وحالت جنون پیدا می کند واورادراتاقی به زنجیر می بندند اوقبل ازدواج با میزا دختر شاد وهنرمندی بوده
مادرمیرزا بعد شش سال که خانم کوچیک دراتاق زندانی هست به خاطر بی قراری...بیشتر
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
من نسخه چاپی کتاب رو خوندم،یه داستان متفاوت با پایان بندی قابل تامل، به زندگی واقعی مردم خیلی نزدیک بود،دوستش داشتم
کتاب بدی نبود، نویسنده رو نمیشناختم ، یه جاهایی خیلی مبهم بود و جمله ها سر و ته نداشت رمان غم انگیزی بود از ابتدا تا انتها
به نظرم کوچه اقاقیا قصه ی در خور توجهی نداشت هیچ چیز نویی .....دقیقاکپی فیلمهای قدیمی بود با پرداختی بسیار ضعیف .من کتابهایی با حال و هوای قدیم رو دوست دارم اما کوچه ی اقاقیا در این حد هم نمیتونه...بیشتر
عالی دو بار خواندم بسیار قلم قوی و جذابی داشتن
خوب بود
داستان بسیار زیبایی بود. حس و حال قشنگی برام داشت و من و خیالاتم و غرق داستان میکرد. قلم بسیار پخته و جذاب بود هرچند گاهی توصیفات کتاب نامفهوم بود ولی در کل قلم جذابی بود. سیر داستانی رو دوست داشتم...بیشتر
یک داستان قشنگ ایرانی بود پر از عناصر وفرهنگ ایرانی
رمان سپید آرام هم خیلی قشنگه ولی یجورایی تلخه
اصلا توصیه نمیکنم خوندن این کتاب فقط اتلاف وقته یه قصه خاله زنک
من که زیاد متوجه نشدم
خانم کوچیک همسر میرزا بعد زایمان دخترش دلنواز افسرده وحالت جنون پیدا می کند واورادراتاقی به زنجیر می بندند اوقبل ازدواج با میزا دختر شاد وهنرمندی بوده مادرمیرزا بعد شش سال که خانم کوچیک دراتاق زندانی هست به خاطر بی قراری...بیشتر