
کتاب سرزمین زیکولا
معرفی کتاب سرزمین زیکولا
کتاب سرزمین زیکولا (أرض زيكولا) نوشته عمرو عبدالحمید و ترجمه یدالله گودرزی (شهاب)، یک رمان تخیلی از مصر است که در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شده است. این رمان با محوریت ماجراجویی، عشق و کشف رازهای سرزمینی ناشناخته، داستان جوانی به نام خالد را روایت میکند که در پی اثبات شایستگی خود برای ازدواج با معشوقش، وارد ماجرایی عجیب و پرخطر میشود. فضای رمان آمیزهای از واقعیت و خیال است و با خلق دنیایی متفاوت، مفاهیمی همچون ارزش انسان، هوش، فقر و ثروت را به چالش میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سرزمین زیکولا اثر عمرو عبدالحمید
کتاب سرزمین زیکولا رمانی معاصر از مصر است که با تلفیق عناصر فانتزی و واقعگرایی، دنیایی متفاوت را پیش روی مخاطب قرار میدهد. عمرو عبدالحمید در این رمان، داستان خالد را روایت کرده؛ جوانی مصری که درگیر عشقی نافرجام است. خالد برای اثبات خود به خانوادهی معشوق تصمیم میگیرد وارد سردابی افسانهای شود. ساختار کتاب بر پایهی سفر قهرمان بنا شده و با عبور خالد از دنیای آشنا به دنیایی ناشناخته، مخاطب را به سرزمینی میبرد که قوانین آن با جهان واقعی تفاوت اساسی دارد. در این سرزمین، ثروت نه بر پایهی پول، بلکه براساس هوش و اطلاعات سنجیده میشود و فقر معنایی متفاوت مییابد. رمان با زبان ساده و توصیفهای ملموس، فضای رازآلود و پرتعلیقی را خلق کرده است که خواننده را بهدنبال خود میکشد. کتاب حاضر با پرداختن به موضوعاتی مانند هویت، شجاعت، انتخاب و ارزشهای انسانی، بستری برای تأمل در باب جامعه و فرد فراهم کرده است.
خلاصه داستان سرزمین زیکولا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با خالد، جوان مصری آغاز میشود که بارها تلاشش برای ازدواج با مونا، معشوقهاش بهدلیل خواستههای عجیب پدر مونا ناکام مانده است. پدر مونا از خالد میخواهد که ویژگی منحصربهفردی داشته باشد تا شایستهی ازدواج با دخترش شود. خالد که از این وضعیت خسته شده، تصمیم میگیرد برای اثبات خود وارد سردابی افسانهای شود؛ سردابی که سالها است کسی جرئت ورود به آن را نداشته است. او پس از عبور از تونل و پشت سر گذاشتن خطرات، ناگهان خود را در بیابانی ناشناخته مییابد و با سرزمینی به نام زیکولا روبهرو میشود. در زیکولا همهچیز براساس واحدهای هوش و اطلاعات سنجیده میشود و پول معنایی ندارد. فقیرترین افراد جامعه هر سال در مراسمی به نام روز زیکولا قربانی میشوند. خالد که هیچ شناختی از این سرزمین و قوانین عجیبش ندارد، ناخواسته وارد بازی بقا میشود. او باید بیاموزد چگونه در این جامعهی متفاوت زنده بماند، کار کند و دارایی هوشی خود را حفظ کند تا قربانی نشود. خالد در این مسیر با شخصیتهایی چون یامن و اسیل آشنا میشود. اسیل پزشکی است که خود نیز زمانی بیگانه بوده و اکنون یکی از ثروتمندان زیکولا است. خالد با تلاش برای سازگاری با شرایط جدید، بهتدریج درمییابد که برای بازگشت به دنیای خودش باید رازهای زیکولا را کشف کند و معنای واقعی ارزش و هویت را بفهمد.
چرا باید کتاب سرزمین زیکولا را بخوانیم؟
کتاب سرزمین زیکولا با خلق جهانی فانتزی، به مفاهیمی چون ارزش انسان، نقش هوش و اطلاعات در جامعه و چالشهای هویت فردی پرداخته است. داستان شخصیت اصلی این رمان (خالد) از تلاش برای اثبات خود تا مواجهه با دنیایی که معیارهایش کاملاً متفاوت است، مخاطب را با پرسشهایی دربارهی عدالت، فقر، ثروت و معنای واقعی موفقیت روبهرو میکند. فضای رازآلود این رمان میتواند خواننده را تا پایان با خود همراه نگه میدارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی قرن ۲۰ مصر، رمانهای ماجراجویانه، داستانهای فانتزی، کسانی که دغدغهی هویت، ارزش فردی و اجتماعی دارند و افرادی که دوست دارند با مفاهیمی دربارهی جامعه و انسان روبهرو شوند، پیشنهاد میشود.
درباره عمرو عبدالحمید
عمرو عبدالحمید نویسندهی معاصر مصری است که در سال ۱۹۸۷ میلادی در استان دقهلیه به دنیا آمده است. تحصیلات خود را در رشتهی پزشکی با تخصص گوش و حلق و بینی در دانشگاه منصوره به پایان رساند. فعالیت ادبی خود را در حوزهی نگارش رمان آغاز کرد و با انتشار دوگانهی پرآوازهی سرزمین زیکولا و اماریتا به شهرت گستردهای دست یافت. این نویسنده در ادامه آثار دیگری همچون کتابهای داماک الشامو، قاعدههای دو همسایه و دنبالهی سوم آن را منتشر کرد. گفته شده است که نوشتههای عمرو عبدالحمید بهدلیل تخیل قوی، مضمونهای فلسفی و نگاه انسانی به مسائل اجتماعی و روانی، جایگاه ویژهای در میان خوانندگان ادبیات معاصر عرب یافته است. عنوان کتاب دیگری به قلم این نویسنده که در سال ۱۴۰۱ با ترجمهی فرشته مولائی و توسط نشر نیماژ روانهی بازار کتاب ایران شد، عبارت است از قوانین چارتین: کوبشهای شامو، امواج اکما.
بخشی از کتاب سرزمین زیکولا
«رخدادی که از طرف سربازان برای خالد افتاد شوک بزرگی به او وارد کرد و حرفهای مسئولشان در گوش وی انگار آذرخشی بود که به وی برخورد کرد و سبب شد همه چیزهای دور و برش را فراموش کند.
او کوشید از دست سربازانی که وی را دستگیر کردهاند فرار کند اما نتوانست. خالد را با خود به کاخ بزرگی بردند که در انتهای شرقی منطقهٔ غربی قرار داشت. سپس او را در یکی از اتاقهای کاخ، در طبقهٔ پایین انداختند. در آهنی را بر او بستند. نور اندک اندک رنگ باخت و تاریکی بر آن مستولی شد.
خالد در گوشهای نشست و سرش را در دستانش گرفت. انگار این شوک او را فلج کرده بود. برخاست و سمت در آهنی رفت و فریاد زد: «شما اشتباه میکنید!... شما اشتباه میکنید!... من باید برم.»
ناگهان با شنیدن صدایی از پشت سرش ساکت شد: «کجا بروی؟»
خالد برگشت مردی را دید که در گوشهای دور از او در اتاق نشسته و چیزی از او پیدا نبود مگر وقتی که نزدیکتر آمد. مردی آشکار شد که به نظر میرسید حدود چهل ساله است. از او پرسید: «تو کی هستی؟»»
حجم
۱۸۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
حجم
۱۸۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
