با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
گورهای آتوان (دریای زمین ۲)

دانلود و خرید کتاب گورهای آتوان (دریای زمین ۲)

۴٫۸ از ۸ نظر
۴٫۸ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب گورهای آتوان (دریای زمین ۲)  نوشته  پیمان اسماعیلیان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب گورهای آتوان (دریای زمین ۲)

«گورهای آتوان (دریای زمین ۲)» اثر ارسولا. ک. لوژوان (-۱۹۲۹) دومین کتاب از مجموعه داستان تخیلی دریای زمین است. در این جلد، «تنار» از خانواده‌اش گرفته شده و برای خدمت به خدایان آتوان وقف می‌شود. او در آنجا «آرها» نامیده می‌شود یعنی خورده شده و در دخمه‌های پر پیچ و خم در میان مقبره‌ها به عنوان راهبه اول گورهای آتوان و خدمتکار بی‌نامان و قدرت‌های باستانی زمین بزرگ می‌شود. وقتی «تنار» پانزده ساله است، «گد» برای پیدا کردن حلقه «اررت-آکبه» به این دخمه‌ها وارد می‌شود اما ... در آن دره ژرف و در تاریک و روشن هوا، درختان سیب در آستانه شکوفه کردن بودند. اینجا و آنجا در سایه شاخه‌های اصلی و قطور، شکوفه‌هایی تک‌به‌تک، سرخ و سفید، چون ستاره‌ای کم‌نور پیش از موعد سر زده و خودنمایی می‌کردند. روی خاک بوستان و در لابه‌لای چمن‌های سبز و پرپشت و نورس، دختر کوچولویی شادمانه می‌دوید و از دویدن لذت می‌برد؛ وقتی شنید که صدایش می‌زنند، بلافاصله پاسخ نداد، بلکه با زدن دوری بزرگ پس از مدتی رو به خانه کرد. مادر در مقابل در کلبه به انتظار ایستاده و همان‌طور که آتش اجاق پشت‌سرش دیده می‌شد، آن پیکر کوچک را تماشا می‌کرد که مانند قاصدکی کوچک روی علف‌ها و چمن‌های تیره زیر درختان می‌دوید و بالا و پایین می‌رفت. از گوشه کلبه، پدر که سرگرم تمیز کردن کج‌میل پوشیده از گِلش بود، گفت: «چرا می‌گذاری دلت در بند این بچه بماند؟ ماه دیگر می‌آیند و او را می‌برند. آن هم برای همیشه. مثل این است که هرگز نبوده، پس او را ببوس و بگذار کنار. دل‌بستگی به چیزی که به یقین از دستش خواهی داد چه سودی دارد؟ او که به درد ما نمی‌خورد. اگر وقتی او را می‌برند چیزی هم در عوض بپردازند، یک چیزی! اما آنها که چیزی به ما نمی‌دهند. او را می‌برند و همه‌چیز تمام است.» مادر که سرگرم تماشای کودک بود که یک‌جا ایستاده بود و از میان درختان او را نگاه می‌کرد، حرفی نزد. ستاره شامگاهی از فراز تپه‌های بلند و از ورای بوستان به روشنی می‌درخشید. ـ او مال ما نیست و هرگز مال ما نبوده؛ یعنی از وقتی که آمدند و گفتند باید جزو راهبه‌های گورها شود. آخر چرا درک نمی‌کنی؟

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
sahar
۱۳۹۶/۰۹/۰۲

این کتاب در ادامه «جادوگر» نوشته شده، و داستان تنار از آتوان رو تعریف می‌کنه. اوایل کتاب ممکنه به نظرتون یکنواخت بیاد ولی تقریبا بعد از یک سوم ابتدایی ریتم تند می‌شه و داستان رو می‌شه دنبال کرد. داستان تنار

- بیشتر
Vector
۱۳۹۹/۰۴/۰۷

واقعا عالی بود. نمی دونم در وصف این داستان چی باید بگم...👍

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
او به تلخی و دردآلود می گریست، چرا که دیگر آزاد شده بود. آنچه را که اندک اندک می آموخت، بار سنگین آزادی بود. آزادی باری سنگین بود، باری عظیم و غریب که بر گرده روح فرو می افتاد. کار آسانی نبود. آزادی هدیه ای نبود که دیگری به او ببخشد، بلکه انتخاب بود و انتخابی که شاید بی نهایت دشوار بود.
Shahryar Shon
در آن بیابان برهوت و زیر سایه آن سنگ های ابدی و با آن زندگی که از آغاز خلقت جهان همواره به همان صورت ادامه یافته بود، زمان اهمیت و معنای چندانی نداشت. او عادت نداشت از چشم تحول به همه چیز نگاه کند و ببیند که چگونه آنچه قدیمی است از میان می رود و چیزهایی تازه پیدا می شوند. نگاه کردن به دنیا از این دریچه برایش آسان نبود.
he sum

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۶۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۳۶-۲۷۸-۰‬‬
تعداد صفحات۲۶۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۴,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۳۶-۲۷۸-۰‬‬