
کتاب رقص ما را نگاه کن
معرفی کتاب رقص ما را نگاه کن
کتاب رقص ما را نگاه کن با عنوان اصلی Regardez-nous danser نوشتهٔ «لیلا سلیمانی» و ترجمهٔ «پریزاد تجلی»، در سال ۱۴۰۳ توسط نشر مروارید منتشر شده است. این رمان فرانسوی که جلد دوم از سهگانهٔ «وطن دیگران» است، داستان خانوادهای مراکشی را در بستر تحولات اجتماعی و فرهنگی مراکش پس از استقلال روایت کرده است. نویسنده با نگاهی به سرگذشت سه نسل، به موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت، سنت و مدرنیته پرداخته و زندگی شخصیتها را در کشاکش تغییرات اجتماعی و خانوادگی به تصویر کشیده است. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رقص ما را نگاه کن اثر لیلا سلیمانی
کتاب «رقص ما را نگاه کن» (تداومی بر «وطن دیگران») دومین بخش از سهگانهٔ «وطن دیگران» است که لیلا سلیمانی آن را در قالب رمان نوشته است. این کتاب با تمرکز بر خانوادهای مراکشی-فرانسوی، تصویری از مراکش حدود دو دهه پس از استقلال ارائه میدهد؛ زمانی که جامعه میان سنتهای ریشهدار و موج مدرنیته سرگردان است. داستان با ورود شخصیتهای اصلی به میانسالی و تغییر جایگاه اجتماعی آنها به طبقهٔ بورژوازی نوظهور، گسترهٔ بیشتری از روابط خانوادگی و اجتماعی را در بر میگیرد. روایت کتاب از زاویهٔ دید چند شخصیت پیش میرود و دغدغههای نسلهای مختلف را در مواجهه با تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بررسی میکند. ساختار رمان به گونهای است که هم به زندگی روزمره و روابط خانوادگی میپردازد و هم زمینههای تاریخی و سیاسی مراکش را بازتاب میدهد.
این اثر از کشور فرانسه با پرداختن به هویت، مهاجرت، نقش زنان و چالشهای نسل جدید، تصویری چندلایه و انسانی از جامعهای در حال گذار ارائه میدهد. رمان «رقص ما را نگاه کن» به قلم «لیلا سلیمانی» (Leïla Slimani)، در سال ۲۰۲۲ میلادی برای نخستینبار وارد بازار کتاب جهان شد. این کتاب جلد دوم از سهگانهٔ «وطن دیگران» و این سهگانه در باب خانوادهٔ «بلحاج» در دوران پس از استقلال مراکش است. کتاب حاضر در دو بخش به رشتهٔ تحریر درآمده است.
خلاصه داستان رقص ما را نگاه کن
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با توصیف زندگی خانوادهٔ «بلحاج» در مراکش آغاز میشود؛ خانوادهای که پس از استقلال کشور، به طبقهٔ مرفه و صاحبزمین پیوستهاند. «امین» و «ماتیلد»، زوج مراکشی - فرانسوی، حالا در میانسالی با چالشهای تازهای روبهرو هستند؛ ساخت استخر در باغ، تلاش برای حفظ جایگاه اجتماعی و مواجهه با تغییرات نسلی. ماتیلد، زنی فرانسوی که سالها است در مراکش زندگی و همچنان با احساس بیگانگی و جستوجوی هویت دستوپنجه نرم میکند. امین با دغدغههای اقتصادی و حفظ اعتبار خانوادگی در جامعهای که هنوز سایهٔ استعمار را بر خود دارد، درگیر است. دو فرزند خانواده، «عایشه» و «سلیم» مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردهاند. عایشه برای تحصیل پزشکی به فرانسه رفته و با چالشهای هویت و تفاوت فرهنگی روبهرو است. سلیم در مراکش با بحران بلوغ و انتظارات پدرانه مواجه است. داستان علاوهبر زندگی این خانواده، به روابط آنها با اطرافیان و کارگران مزرعه و جامعهٔ بورژوازی مراکش میپردازد و از خلال این روابط، تضادهای طبقاتی و جنسیتی و فرهنگی را به تصویر میکشد. داستان در بستری از تحولات اجتماعی و سیاسی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی پیش میرود و نشان میدهد که چگونه هر نسل، با امیدها و سرخوردگیها و آرزوهای خودش در جستوجوی معنا و تعلق است.
چرا باید کتاب رقص ما را نگاه کن را بخوانیم؟
این رمان با پرداختن به هویت، مهاجرت، نقش زنان و کشمکش میان سنت و مدرنیته، تصویری زنده و ملموس از جامعهای در حال تغییر ارائه میدهد. «رقص ما را نگاه کن» نهتنها داستان یک خانواده، بلکه روایتی از فرازونشیبهای تاریخی و اجتماعی مراکش است که از خلال زندگی شخصیتها بازتاب مییابد. خواندن این کتاب فرصتی برای آشنایی با تجربههای زیستهٔ نسلهای مختلف، پیچیدگیهای روابط خانوادگی و تأثیر تحولات سیاسی و فرهنگی بر زندگی روزمره است؛ همچنین روایت چندصدایی و شخصیتپردازی، امکان همذاتپنداری با دغدغهها و احساسات شخصیتها را فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای خانوادگیِ فرانسوی، تاریخ معاصر، مطالعات هویت و مهاجرت و کسانی که به بررسی نقش زنان و تحولات اجتماعی در جوامع غیرغربی علاقه دارند، مناسب است؛ همچنین برای مخاطبانی که بهدنبال درک عمیقتری از مراکش و تجربههای زیستهٔ مردم آن در دوران گذار هستند.
درباره لیلا سلیمانی
«لیلا سلیمانی» (Leïla Slimani)، این نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی - مراکشی در ۳ اکتبر ۱۹۸۱ در «رباط» متولد و در خانوادهای لیبرال و فرانسویزبان بزرگ شد. در مدارس فرانسوی تحصیل کرد و در ۱۷سالگی به پاریس رفت تا در دانشگاه علوم سیاسی (Sciences Po) و مدرسۀ عالی بازرگانی (ESCP Europe) در رشتۀ علوم سیاسی و رسانه ادامهٔ تحصیل دهد. پس از فارغالتحصیلی مدتی به بازیگری اندیشید و دورهای آموزشی گذراند و در دو فیلم نقشهای کوتاه ایفا کرد، اما سپس مسیر روزنامهنگاری و نویسندگی را پیش گرفت. سالها بهعنوان روزنامهنگار در شمال آفریقا و مغرب فعالیت داشت و رویدادهایی چون «بهار عربی» را پوشش داد. نخستین رمان او با عنوان Dans le jardin de l’ogre («در باغ غول» و در ترجمهٔ انگلیسی: Adèle) منتشر و پس از آن با رمان «ترانۀ شیرین» (Chanson douce) در سال ۲۰۱۶ موفق به کسب جایزۀ «گنکور» شد. در اوت ۲۰۲۲ بهعنوان رئیس هیئتداوران جایزۀ بینالمللی «من بوکر» انتخاب شد و نیز بهعنوان دیپلمات فرانسوی، نمایندۀ شخصی رئیسجمهور فرانسه (امانوئل مکرون) در سازمان بینالمللی «فرانکفونی» فعالیت کرد. از آثار او که به پارسی برگردانده شدهاند میتوان به کتابهای «لالایی» و «ترانۀ شیرین» و «رقص ما را نگاه کن» (۲۰۲۲ میلادی) اشاره کرد.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
«لیلا سلیمانی» در سال ۲۰۱۶ میلادی با رمان «ترانۀ شیرین» (Chanson douce) برندۀ جایزۀ «گنکور» شد؛ همچنین رمان «رقص ما را نگاه کن» در سال ۲۰۲۵ بهعنوان سومین کتاب پرفروش فرانسه در فهرست «کتابهای پرفروش» (Livres Hebdo) قرار گرفت.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
منتقدان ازجمله «World Literature Today» و «The Washington Post» بر جذابیت روایت و عمق شخصیتپردازیهای اثر تأکید کرده و آن را اثری قوی در ادامهٔ جلد نخست از سهگانهٔ «کشور دیگران» دانستهاند.
بخشی از کتاب رقص ما را نگاه کن
«از آنجایی که این شهر صحنهٔ نمایش غم عشقش شد، کمکم به آن علاقهمند شد. آنجا با افسردگی میگشت، خیابانها را گز میکرد، به دنبال زنی که غایب و دور بود. بهشکل عجیبی حالا که عایشه نبود، خیابانها بهطرز وحشتناکی بهنظرش زنده میآمد. دنبال او گشتن چشمهایش را باز کرده بود و به کوچکترین جزئیات توجه میکرد. زیبایی یک نما، نور طلاییرنگ افتاده روی دیوارهای قصر، صورت نحیف و استخوانی مرد آهنگر در خیابان کنسولگری. با حسرت در ماسهها راه میرفت و به درد و غصههایش فکر میکرد و به شهری که با او مهربان بود و از او حمایت میکرد. روز به پایانش نزدیک میشد و مغازهدارها کرکرهها را پایین میکشیدند. مهدی از جلوی نانواییای گذشت، به مگسها نگاه کرد که بالای شیرینیهای پر از شهد و دانههای کنجد مخصوص ماه رمضان وول میزدند. هر قدر که بیشتر راه میرفت، عابرها کمتر میشدند. کارمندها برگشته بودند خانه و حتماً داشتند روی کاناپهٔ سالن چرت میزدند درحالیکه همسرانشان مشغول هم زدن قابلمهٔ سوپ و مراقبت از بچهها بودند. دبیرستانیها هم تعطیل شده و به خانه برگشته بودند و در خیابان فقط یکسری مستهای آخر شب مانده بودند با صورتهای رنگپریده، چشمهای گودافتاده و بوی گند نفسشان. تمام شهر گرسنه بود.»
حجم
۲۲۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۵ صفحه
حجم
۲۲۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۵ صفحه