کتاب رقبای شرلوک هلمز
معرفی کتاب رقبای شرلوک هلمز
کتاب رقبای شرلوک هلمز به گردآوری سر هیو گرین و ترجمهٔ رامین آذربهرام است در انتشارات مروارید منتشر شده است. این کتاب مجموعه داستان پلیسی از ادبیات انگلستان در قرن نوزدهم است.
درباره کتاب رقبای شرلوک هلمز
سر هیو گرین در کتاب رقبای شرلوک هلمز را در سال ۱۹۷۰ گردآوری کرده است. هدف او معرفی نویسندگان بااستعداد اما فراموششدهای بود که در درخشش ادبیات پلیسی در دوران زمامداری ملکهویکتوریا نقش بسزایی داشتند. این اثر ۱۳ داستان پلیسی را در بر دارد. عنوان داستانهای این مجموعه عبارت است از «یاقوتهای رسیده»، «پروندهٔ لِیکر، فراری»، «ماجرای شرکت دوچرخه و لاستیک اتومبیل آوالانش با مسئولیت محدود»، «الماسهای دوشس ویلتشر»، «ماجرای جوانکنندهٔ آشور»، «قایق زیردریایی»، «رمز موآبی»، «مادام سارا»، «مرگ مرموز در راهآهن زیرزمینی»، «زنی با کلاه بزرگ»، «معمای شکارچی روباه»، «اسب نامرئی» و «بازی در تاریکی». مکس پمبرتون، آرتور موریسن، گای بوثبی، کلیفورد اَشداون، ریچارد اوستین فریمن، ال. تی. مید، رابرت یوستس، بارونِس اورتسی، ویلیام لوکو، ویلیام هوپ هاجسن و ارنست براما نویسندگان این مجموعه هستند.
خواندن کتاب رقبای شرلوک هلمز را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران داستانهای پلیسی و علاقهمندان به ادبیات داستانی قرن ۱۹ انگلستان پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب رقبای شرلوک هلمز
«از اسناد و مدارک قدیمی خانوادگی که به من نشان دادند، دریافتم که بدون تردید حدود صدوپنجاه سال پیش، اتفاقات بسیار غیرعادی و ناخوشایندی در خانوادهٔ هیسگینز روی داده است. در دویست سال اخیر بهجز در هفت نسل خانواده، پنج فرزند اول دختر بودند. تمام این دختران به سن بلوغ رسیدند و هر کدام نامزدی برگزیدند اما همهٔ آنها در دوران نامزدی به دلایل گوناگون چشم از جهان فرو بستند: دو نفر بر اثر خودکشی، یکی بر اثر سقوط از پنجره و یکی بر اثر بیماری "قلب شکسته" (احتمالاً نارسایی قلبی، به دلیل شوک ناشی از ترس). جسد پنجمین دختر را یک روز عصر در گردشگاه نزدیک منزل پیدا کردند. از اینکه او به چه دلیل مرده بود، اطلاع دقیقی در دست نیست اما ظاهر امر نشان میداد که اسبی به او لگد زده است.
میبینید که تمام این مرگها حتی دو مورد خودکشی را میتوان به علل طبیعی نسبت داد. منظورم این است که علت ماورای طبیعی در کار نیست. بااینحال، شکی وجود نداشت که تمام دختران در دوران نامزدیشان اتفاقات خارقالعاده و هولناکی را تجربه کرده بودند. در تمام مدارک به صدای شیهه یا تاخت اسبی نامرئی و یا وقایع عجیبوغریب و کاملاً غیرقابل توضیح اشاره شده بود. فکر میکنم اکنون متوجه شده باشید موضوعی که از من خواسته شد تا آن را بررسی کنم، تا چه حد عجیب و غیرعادی بود.
با خواندن یکی از مدارک دریافتم که روحزدگی دختران آنچنان مداوم و هولناک بوده که دو تن از عشاق دختران، دلدادگان خود را رها کرده و پا به فرار گذاشتهاند و فکر میکنم این ـ بیش از هر موضوع دیگری ـ باعث شد احساس کنم که چیزی بیشتر از چند اتفاق ناخوشایند و متوالی در این امر دخالت داشته است.
این حقایق همان اول و پیش از آنکه چند ساعت را در آن خانه بگذرانم دستگیرم شد و بعد از آن فرصتی دست داد تا با دقت به جزئیات اتفاقاتی که در شب نامزدی دوشیزه هیسگینز با بومانت روی داده بود، بپردازم. ظاهراً آن دو درست بعد از غروب آفتاب و پیش از آنکه چراغها را روشن کنند، در راهروی عمارت بودند که ناگهان صدای شیههٔ هولناکی به گوششان خورد و بلافاصله بعد از آن ضربهای شدید به دست راست بومانت وارد آمد که استخوان ساعد او را در هم شکست. لحظهای بعد اعضای خانواده و خدمتکاران دواندوان سر رسیدند و با خود چراغ آوردند. راهرو و پس از آن، تمام عمارت را جستجو کردند اما چیزی غیرعادی پیدا نشد.
میتوانید تصور کنید که این ماجرا تا چه حد برای اهالی خانه هیجانانگیز بود و به گفتگوهای تردیدآمیز در مورد آن افسانهٔ قدیمی دامن زد. مدتی بعد در نیمههای شب، ناخدای پیر با صدای سمهای یک اسب بزرگ که در خانه تاختوتاز میکرد، از خواب بیدار شد.»
حجم
۳۹۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۳۴۶ صفحه
حجم
۳۹۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۳۴۶ صفحه