کتاب آشنایی با تنظیم بازار رابرت بالدوین + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب آشنایی با تنظیم بازار

کتاب آشنایی با تنظیم بازار

معرفی کتاب آشنایی با تنظیم بازار

کتاب آشنایی با تنظیم بازار نوشتهٔ رابرت بالدوین و مارتین کیو و مارتین لاج و ترجمهٔ محمد صفار است. انتشارات علمی و فرهنگی این کتاب را منتشر کرده است. نویسندگان در این اثر نظریه، راهبرد و اجرای تنظیم بازار را شرح داده‌اند.

درباره کتاب آشنایی با تنظیم بازار

امروز تنظیم به بحثی چنان داغ تبدیل شده که حتی یک دهه پیش نیز سابقه نداشت. فعالیت‌های سازمان‌های بین‌المللی تا حدی مروج این پدیده در سطح جهان بوده است. بحران مالی سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ ناگهان موجب شد تقاضای فزاینده برای تنظیم دقیق‌تر بازارهای مالی جانشین تقاضا برای تنظیم‌زدایی و سیستم‌های تنظیم «سبک‌تر» شود و انتقادات و نگرانی‌ها دربارهٔ اصول سنتی تنظیم به سرعت به یک موضوع برجسته تبدیل گردد. در سایر حوزه‌ها نیز تنظیم حامیان و مخالفان متعددی دارد. حامیان «تنظیم» آن را ابزاری فن‌سالارانه می‌بینند که از ظرفیت بالقوه اعمال کنترل عقلانی بر اصلی‌ترین فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی برخوردار است. منتقدان تنظیم را چیزی کم و بیش شبیه «کاغذبازی» و تشریفات اداری زائدی می‌بینند که فعالیت اقتصادی را دشوارتر می‌سازد. نویسندگان در کتاب آشنایی با تنظیم بازار خوانندگان را با دسته‌ای از مسائل عملی و نظری آشنا کرده‌اند که به نظر ما برای مطالعهٔ «تنظیم» حیاتی هستند. نویسندگان نظر پژوهشگران و کنشگران عرصهٔ تنظیم بازار را شرح داده‌اند و پاسخ‌هایی برای حل مشکلات تنظیم بازار ارائه داده‌اند. 

خواندن کتاب آشنایی با تنظیم بازار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران حوزهٔ اقتصاد پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب آشنایی با تنظیم بازار

«چهارچوب‌های ریسک‌محور اصولاً به دنبال کنترل ریسک هستند نه تضمین تبعیت از مجموعه مقررات. آن‌ها اولویت‌هایی را تعیین می‌کنند که تصمیمات را روشن می‌سازند و هدف آن‌ها ایجاد ساختاری منطقی است که در آن تصمیمات قابل شرح و فهم می‌شوند. عموماً این چهارچوب‌ها چند عنصر مرکزی دارند. در وهلهٔ اول از تنظیم‌کننده می‌خواهند اهداف خود را به روشنی تعریف کنند و ریسک‌هایی را که سازمان‌های تحت تنظیم ممکن است بر سر راه تحقق این اهداف ایجاد کنند، شناسایی نمایند. دوم، تنظیم‌کننده سیستمی را برای ارزیابی و نمره‌دهی به این ریسک‌ها ایجاد نماید. این سازوکارها عرفاً ریسک‌ها را بر اساس شدّت ضرر یا تأثیر بالقوه و نیز احتمال وقوع آن‌ها دسته‌بندی می‌کنند. در اینجا معمولاً بین ریسک‌های «ذاتی» و ریسک‌های «مدیریت و کنترل» تمیز قائل می‌شوند. مفهوم اول به دنبال خطرات ذاتی مکان‌ها یا فعالیت‌هاست. در نتیجه، به موضوعاتی مانند مواد یا عملیات‌های مربوطه و نزدیکی یا دوری از منبع آسیب‌پذیر توجه می‌کنند (مانند اینکه آیا از مواد شیمیایی خیلی خطرناک استفاده می‌شود و آیا کارخانه در نزدیکی رودخانه واقع شده است؟) ریسک‌های مدیریت و کنترل به گرایشات در کنترل‌های داخلی یک سازمان برای تخفیف یا تشدید ریسک با تأثیرگذاری بر احتمال بروز خسارت مربوط می‌شوند. در سیستم نمره‌دهی ریسک هر دوی این جنبه‌های ریسک در کنار سایر فاکتورها مد نظر قرار می‌گیرند.

اما بین رژیم‌ها و کشورها در رویکردهای مأخوذه به نمره‌دهی ریسک تنوع زیادی وجود دارد. برخی سیستم‌ها بسیار کمّی و برخی به شدت کیفی هستند. با این حال، نمرهٔ ریسک هر کدام از موضوعات نگران‌کننده معمولاً با ارجاع به سبدی از ارزیابی‌ها تعیین می‌شود که با مسائل کمیت و احتمال ارتباط دارند (در مواردی که از نمره‌های عددی استفاده می‌شود، معمولاً مقدمه‌ای برای قضاوت‌های پیچیده‌تر هستند). این نمرات می‌توانند شرکت‌ها یا فعالیت‌ها را بر اساس مجموعه‌های متنوعی رده‌بندی کنند - مانند رژیم‌های «چراغ راهنما» که ریسک‌ها را به «بالا»، «متوسط» و «پایین» تقسیم می‌کنند - یا می‌توانند از تقسیمات جزئی‌تری استفاده نمایند. یکی از عناصر کیفی مهم معمولاً برآورد میدانی مدیریت شرکت تحت تنظیم و ظرفیت و تعهد آن نسبت به کنترل ریسک مفروض است.

یکی دیگر از عناصر بسیاری از رژیم‌های ریسک‌محور پیوندی است که بین سازوکار نمره‌دهی یا ارزیابی ریسک از یک طرف و تخصیص منابع از طرف دیگر وجود دارد. سیستم نمره‌دهی معمولاً تنظیم‌کننده را به سوی اولویت‌بندی تنظیم‌شوندگان بر اساس میزان نیاز به توجه هدایت می‌کند. بنابراین معمولاً به شرکت‌های پرریسک نوعی اولویت در مداخله داده می‌شود. چندان معمول نیست که بین نمرهٔ ریسک داده‌شده به یک شرکت و ماهیت ابزار مداخله‌ای که برای آن به کار گرفته می‌شود، رابطه‌ای وجود داشته باشد (برای مثال، اینکه تنظیم‌کننده از ابزار آموزشی، متقاعدسازی یا مجازات برای اثرگذاری بر شرکت استفاده خواهد کرد). اما این موضع ممکن است در طول زمان دچار تغییر شود، زیرا تنظیم‌کنندگان در سراسر جهان به شدت به استفاده از چهارچوب‌های ریسک‌محور روی آورده‌اند که به آن‌ها کمک می‌کند دربارهٔ شیوهٔ مداخله تصمیم‌گیری کنند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

مخالفان می‌گویند انسان‌ها حقوق بنیادینی دارند که فروش آن‌ها به لحاظ اخلاقی قابل ایراد است. به همین ترتیب، ممکن است گفته شود که خطرات خاصی نباید بر زندگی افراد تحمیل شود مهم نیست که در قبال آنچه قیمت یا غرامتی پرداخت شده یا ثروتی حاصل می‌شود
ahmad
اگرچه به سختی می‌توان گفت «تنظیم خوب» چیست، موضوعی است که بی‌تردید مجادلات زیادی را برمی‌انگیزد. مفسران و دولت‌ها به یکسان تلاش کرده‌اند تا از زیر بار تعیین محک‌های دقیق طفره روند و در عوض خواسته‌اند فهرست‌هایی از محک‌ها و عناصری ارائه دهند که تصور می‌شود در یک رژیم خوب تنظیم وجود دارند. این رویکرد این مزیت برجسته را دارد که انباشت معیارها به گروه‌های مختلف با علایق و سیاست‌های گوناگون امکان می‌دهد تا با توافق کلی بر سر محک‌های مرتبط ارزیابی (جدول ۳-۱)، دربارهٔ کیفیت تنظیم بحث کنند - حتی اگر دربارهٔ موازنه بین این محک‌ها و اصلی‌ترین دستاوردهای نهایی اتفاق نظر نداشته باشند.
ahmad
اگر کشوری در صدد جذب سرمایه‌گذاران بخش خصوصی است، ضروری است علائمی دال بر ایجاد محیط تنظیمی «مساعد» مخابره کند
ahmad
ابعاد چهارگانه‌ای که تصمیم‌گیران (قانون‌گذاران) را در انتخاب اشکال نهادی هدایت می‌کند، اشاره کرد (۶۶). «هزینه‌های تصمیم‌گیری» عبارت‌اند از هزینه‌های فرصتی که توسط کسانی پرداخت می‌شود که تصمیمات سیاسی اتخاذ می‌کنند (به قول هورن، قانون‌گذاران). هرچه این هزینه‌ها بالاتر باشند، احتمال اینکه تفویض روی دهد، افزایش می‌یابد. «هزینه‌های تعهد» عبارت‌اند از هزینه‌های بالقوه‌ای که سیاست‌گذاران نسل بعد احتمالاً باید در معکوس نمودن یک تصمیم اولیه بپردازند. «هزینه‌های سازمانی» عبارت‌اند از هزینه‌های پایش یک نهاد تنظیم‌کننده. هرچه این هزینه‌ها بالاتر باشند، احتمال اینکه تفویض صورت پذیرد کاهش می‌یابد. سرانجام «هزینه‌های تردید» حاصل تردیدهای اصیلی است که برنامه‌ها تحمیل می‌کنند و بر تخصیص و توزیع مزایا در بین ذینفعان تأثیر می‌گذارند.
ahmad
«لایه‌بندی نهادی» به یکی از سنتی‌ترین علایق به مطالعهٔ سازمان‌ها مربوط می‌شوند، به ویژه این موضوع که چگونه سازمان‌ها و نظام‌های قانون‌محور به تغییرات در محیط پیرامونی خود واکنش نشان می‌دهند (۶۹). در مقابل روایت‌هایی که مدافع اقتباس فوری هستند، مدل «لایه‌بندی» می‌گوید که شاهد فرایندهایی از مقاومت اولیه و پذیرش بخشی هستیم (۷۰). برای مثال، فشارهای اولیه برای اصلاحات رد می‌شوند، بعد بخش‌هایی از آن‌ها پذیرفته می‌شود و در صورت ادامهٔ اعمال فشار، در نهایت تغییر و تبدیل کلی روی می‌دهد
ahmad