با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
عارفانه

دانلود و خرید کتاب عارفانه

۴٫۹ از ۵۱۴ نظر
۴٫۹ از ۵۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب عارفانه  نوشته  گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب عارفانه

«عارفانه» زندگینامه و خاطرات شهید عارف احمدعلی نیّری است که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

مدارا با بچه‌ها در سنین نوجوانی، همراهی با آن‌ها و عدم تنبیه، از اصول اولیه تربیت است. احمد آقا که از شانزده‌سالگی قدم به وادی تربیت نهاد. او بدون استاد تمام این اصول را به خوبی رعایت می‌کرد.

شاید بتوان گفت: هیچ کدام از نوجوانان و جوانان آنجا مثل احمد آقا اهل سکوت و معنویت نبودند. نوع شیطنت‌های آن‌ها هم عجیب بود. در مسجد خادمی داشتیم به نام میرزا ابوالقاسم رضایی که بسیار انسان وارسته و ساده‌ای بود. او بینایی چشمش ضعیف بود. برای همین بارها دیده بودم که احمد آقا در نظافت مسجد کمکش می‌کرد. اما بچه‌ها تا می‌توانستند او را اذیت می‌کردند!

یک بار بچه‌ها رفته بودند به سراغ انباری مسجد. دیدند در آنجا یک تابوت وجود دارد. یکی از همان بچه‌های مسجد گفت: من می‌خوابم توی تابوت و یک پارچه می‌اندازم روی بدنم. شما بروید خادم مسجد را بیاورید و بگویید انباری مسجد «جن و روح» داره!

بچه‌ها رفتند سراغ خادم مسجد و او را به انباری آوردند. حسابی هم او را ترساندند که مواظب باش اینجا...

وقتی میرزا ابوالقاسم با بچه‌ها به جلوی انباری رسید آن پسر که داخل تابوت بود شروع کرد به تکان دادن پارچه! اولین نفری که فرار کرد خادم مسجد بود. خلاصه بچه‌ها حسابی مسجد را ریختند به هم!

یا اینکه یکی دیگر از بچه‌ها سوسک را توی دست می‌گرفت و با دیگران دست می‌داد و سوسک را در دست طرف رها می‌کرد و...

چقدر مردم به خاطر کارهای بچه‌ها به احمد آقا گله می‌کردند. اما او با صبر و تحمل با بچه‌ها صحبت می‌کرد.

جوادصفرلو
۱۳۹۸/۱۲/۲۷

کتاب جالبی بود واقعا.پیشنهاد میکنم بخونید .ان شاءالله خداوند توفیق عمل رو هم به چیزهایی که یاد میگیریم و میدونیم، بده . و من الله توفیق

مهدی
۱۳۹۶/۰۳/۰۳

بسیار عالی

آیت الله بهجت عشق جهان و آخرت
۱۳۹۶/۱۰/۰۸

ببابن بخونید ترخدا این کتاب تحول در دنیا و آخرته

گل نرگس
۱۳۹۹/۰۶/۱۹

امسال دهه اول محرم رفته بودم هیئت صراط الزهرا دختران انقلاب‌ تابلو عکس شهید افتاد بلند شدم صافش کردم و همون لحظه با شهید حرف زدم و ازش خواستم حاجتم‌ رو روا کنه بعد متوجه شدم که کتابی برای این

- بیشتر
majid
۱۳۹۹/۰۲/۰۵

عالی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶۹۳)
چهل روز گناه نکنید. مطمئن باشید که گوش و چشم شما باز خواهد شد.
.
اگر سه روز مراقبه و محاسبه‌ی اعمال را انجام دهید حتماً به شما عنایاتی می‌شود.
.
نکند که آخر کار دست خالی از این ویرانه برویم و راهی سفر شویم. نکند اصلاً ندانیم که برای چه آمده بودیم.
"Shfar"
یک بار در عالم رؤیا بهشت را با همه‌ی زیبایی‌هایش دیدم. نمی‌دانی چقدر زیبا بود. دیگر دوست نداشتم بمانم. برای همین با سرعت به سمت بهشت حرکت کردم. احمد ادامه داد: اما هر چه بیشتر می‌رفتم مسیر عبور من باریک و باریک‌تر می‌شد! به طوری که مانند مو باریک شده بود. من حس کردم الان است که از این بالا به پایین پرت شوم. آنجا بود که حدس زدم این باید صراط باشد؛ همان که می‌گویند از مو باریک‌تر و از شمشیر تیزتر خواهد شد. مانده بودم چه کنم! هیچ راه پس و پیش نداشتم. یک‌دفعه یادم افتاد که خدا به ما شیعیان، اهل بیت علیهم‌السلام را عنایت کرده. برای همین با صدای بلند حضرات معصومین را صدا زدم. یک‌باره دیدم که دستم را گرفتند و از آن مهلکه نجاتم دادند.
S
تا می‌توانی دقت کن که گناه نکنی، تا می‌توانی مراقب اعمالت باش. آن‌وقت خواهی دید که همه‌ی زمان و مکان در خدمت تو خواهند بود.
.
حضرت زهرا (س) در حدیث زیبایی می‌فرمایند: کسی که عبادت خالصانه‌اش را به سوی خدا بفرستد خداوند بهترین مصلحتش را به سوی او فروخواهد فرستاد.
آقای میم
هیچ گاه خودش را برتر از بقیه نمی‌دانست
سعدی
برای دقایق عمرش برنامه داشت.
سعدی
حاج آقای حق‌شناس چندین بار می‌فرمودند: «در اوایل دوران درس و تحصیل، به ناراحتی سینه دچار شده بودم، حتی گاه از سینه‌ام خون می‌آمد. سل، مرض خطرناک آن دوران بود. و بیماری من احتمال سل داشت. دکتر و دارو هم تأثیر نمی‌کرد. یک روز تمام پس‌انداز خود را که از کار برایم باقی مانده بود صدقه دادم. شب‌هنگام در عالم رؤیا حضرت ولی عصر (عج) را زیارت کردم، و به ایشان متوسل شدم. ایشان دست مبارک را بر سینه‌ام کشید و فرمودند: این مریضی چیزی نیست، مهم مرض‌های اخلاقی آدم است، و اشاره به قلب فرمودند. خلاصه مریضی برطرف شد.
S
همیشه خوبی‌های افراد را در جمع می‌گفت؛ مثلاً اگر کسی چندین عیب و ایراد داشت اما یک کار خوب نصفه‌نیمه انجام می‌داد، همان مورد را در جمع اشاره می‌کرد. همیشه مشغول تقویت نقاط مثبت شخصیت بچه‌ها بود.
آقای میم

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۳/۳۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۲۶-۶‬
دسته بندی
تعداد صفحات۱۶۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۳/۳۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۲۶-۶‬