معرفی و دانلود کتاب آن چهارده روز + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آن چهارده روزsubscriptionAvailable

کتاب آن چهارده روز

روایت چهارده رخداد ویژه در زندگی امیرالمومنین (ع) از زبان خود امیرالمومنین (ع)

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۹۸ رأی)
انتشارات: 
بیان معنوی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آن چهارده روز

کتاب الکترونیکی «آن چهارده روز» اثری از مؤسسهٔ بیان معنوی و یاسر امینیان و سیدمحمود زارعی و جواد چناری و محمدمهدی صالح پرور و سیدکوشا اعتمادی است. این کتاب دربردارندهٔ روایت چهارده رخداد ویژه در زندگی امیرالمومنین (ع) از زبان خود امیرالمومنین (ع) است.

درباره کتاب آن چهارده روز

کتاب آن چهارده روز را می‌توان به‌نوعی یک زندگینامهٔ خودنوشت دانست. این کتاب روایت ۱۴ نقطهٔ عطف و اتفاق خاص زندگی امیرمؤمنان به روایت خود ایشان است. کتاب از ۲ قسمت اصلی تشکیل شده است که بخش اول آن ۷ امتحان علی (ع) در زمان حیات پیامبر (ص) و بخش دوم ۷ امتحان علی (ع) بعد از رحلت پیامبر (ص) است.

کتاب آن چهارده روز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به افرادی که مایل هستند دربارهٔ زندگی حضرت علی (ع) اطلاعات بیشتری کسب کنند، پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب آن چهارده روز

«سپس امام فرمود: ای مرد یهودی! اما امتحان پنجم این بود: قریش و تمام عرب برای قتل پیامبر و نسل عبدالمطلب هم‌پیمان شدند که تا وقتی پیامبر و این نسل را از میان برندارند، به خانه‌هایشان بازنگردند. سپس درحالی‌که از موفقیت خود مطمئن بودند، با جنگ‌افزارهایشان در نزدیک مدینه مستقر شدند.

پیامبر از سوی جبرئیل مطلع شد و به همراه مهاجرین و انصار مشغول کندن خندقی به دور خود شدند. (۲) سپاه کفر پشت خندق خیمه زد و ما را محاصره کرد. برآورد آنان این بود که مسلمانان بسیار ضعیف‌اند و پیروزی از آنِ قریش خواهد بود. کفار از آن سوی خندق فریاد می‌کشیدند و ما را تهدید می‌کردند و از این سوی، رسول خدا آنها را به خدا دعوت می‌کرد و از آنها می‌خواست که به خاطر نسبت خویشاوندی دست از جنگ بردارند. قریش اما جری‌تر شده، بیشتر پرخاش و تهدید می‌کردند.

تک‌سوار آن روز قریش و بلکه همهٔ عرب «عَمْرو بن عَبْدِوَد» در سپاه کفر حاضر بود. او مانند شتری که هنگام جفت‌گیری صداهای شدید از گلو بیرون می‌آورَد عربده می‌کشید، رجز می‌خواند، شمشیر و نیزه‌اش را می‌چرخاند و مبارز می‌طلبید. اما در سپاه اسلام، نه کسی داوطلب مبارزه با او می‌شد و نه کسی امید پیروزی بر او را داشت. نه تعصب و نه بصیرت کسی را به مبارزه با او برنمی‌انگیخت.

سپس رسول خدا مرا خواست (۳) و با دست خود عمامه بر سرم نهاد، و این شمشیرش (یعنی ذوالفقار) را به من داد و مرا راهی میدان کرد. من در حالی به سمت عمرو بن عبدود رفتم که زنان مدینه به‌سبب ترس و نگرانی که از عاقبت من در رویارویی با او داشتند، بر من می‌گریستند. اما خداوند متعال او را به دست من کشت در حالی‌که عرب در آن روز هیچ کس را هم رتبهٔ او نمی‌دانست؛ و با این ضربهٔ سنگین من بر آنان، قریش و دیگر طوایف عرب شکست خورده و پراکنده شدند. و این جراحت که در سرم می‌بینی بر اثر ضربه‌ای است که عمرو در آن مبارزه بر من وارد کرد.

آنگاه رو به اصحاب کرد و فرمود: آیا چنین نیست؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آن چهارده روز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآن چهارده روز
عنوان دیگرروایت چهارده رخداد ویژه در زندگی امیرالمومنین (ع) از زبان خود امیرالمومنین (ع)
موضوعتاریخ اسلام، اخلاق اسلامی
گردآورندهموسسه بیان معنوی، یاسر امینیان، سیدمحمود زارعی، جواد چناری، محمدمهدی صالح پرور، سیدکوشا اعتمادی
انتشاراتبیان معنوی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۲/۱۰/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۶.۴۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۹۴۴۹۸۵۱
تعداد صفحه‌ها۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب۲۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

فرزانه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۹

واقعا کتاب جالب و زیباییه. حس عجیبیه، انگار خود حضرت امیرالمونین رو به روت نشسته داره سرگذشت خودش و جهان اسلام‌ رو برات تعریف میکنه. گاهی شوق و گاهی حس‌ غم‌ و درد رو باهاش تجربه میکنی. ممنون از بیان...بیشتر

۰
کاربر 7808511
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۳۰

عالم فدای امیرالمومنین علی علیه السلام

۰
narges
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۹

ممنون از آقای پناهیان و موسسه‌ی بیان معنوی و گردآورنده‌ی محترم این کتاب ارزشمند و ممنون از طاقچه🙏

۰
کاربر 1331765
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۷

با سلام کتاب بسیار خوب و ارزنده ای بود مظلومیت امیر المومنین را البته همراه با اقتدار به خوبی نشان داده

۰
²³³
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۱

کتابی خوش‌خوان و دل‌نواز از چهارده اتفاق که برای ولی‌خدا پس از پیامبر الهی رخ داده. از اون‌جایی که این کتاب بیشترش توسط امیرالمومنین گفته شده در اصل واقعه، بسیار شیرین و کاملا درست و به‌جاست و مخاطب اصلا از خوندن...بیشتر

۰
کاربر 7935306
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۶

واقعا واقعا واقعا حضرت علی مظلوم بودن، اما مقتدر. مقتدر مظلوم

۰
کاربر ۶۴۲۴۵۱۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۶

دم نویسنده گرم خیلی روان، کوتاه و مفید بود توی چند ساعت خواندمش

۰
امیر مسافر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۸

کتاب خیلی عالیه و مهمترین حوادث عمومی زندگی امام رو از زبان خود امام میگه و نکات جالبی داره وانگار امیرالمؤمنین ع داره تاریخ خودش رو تحلیل میکنه

۰
bahare
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۴

کتاب جالبی هست 🤌🏻

۰
سحر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۸

خوب بود ولی کم بود و کوتاه خیلی باید درباب مظلومیت امام علی ع نوشته شه

۰
کاربر 4427230
۱۴۰۲/۱۱/۰۷

عالی

۰
مُحَ‌ـمَّدجَوٰآد🕊
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۵

فوق‌العاده بود💚

۰
کاربر 3047553
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۳

در این کتاب ، اتفاقات کلیدی زندگی امیرالمؤمنین از زبان خودشون روایت شده و همچنین بعضی از حالات درونیشون رو در این زمانها و همچنین علت تصمیم هایی رو که در هر کدام از این روزهای حساس گرفتند رو ،...بیشتر

۰
Hanieh Asi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۸

بسم المعطّر الحبیب ترجمهٔ روایت رأس الیهود هست، متن عربی هم قرار داده شده. خوندنش رو حتماً توصیه میکنم؛ یک دور خلاصه ولی با ذکر جزئیات مهم از اتفاقات مهم و اغلب سیاسی زندگانی امیر المومنین علیه السلام هست که حتی...بیشتر

۰
Fatemeh Nassaji
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۳

کتاب مختصر و مفیدی درباره وقایع مهم زندگی امام با صرف زمان کمی میتونیم با رخدادهای مهم زندگی امام و امتحاناتی که پشت سر گذاشتن با زبان و عبارات شیوای خود امام آشنا بشیم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

javad
۲۰
ماجرا از آنجایی شروع شد که روزی بزرگ یهودیان در کوفه به خدمت امام رسید و سؤالاتی را از ایشان پرسید. روایت معروف به «رأس الیهود» که در کتاب معتبر خصال شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق) آمده است، یک نمای جامع و منحصر به فرد از زندگی امیرمؤمنان را از آغاز بعثت رسول خدا تا شهادت در محراب به تصویر می‌کشد. این سخنان را امام علی حدود دو سال پیش از شهادتش، در پاسخ به پرسش بزرگ یهودیان در جمع اصحاب خویش در مسجد کوفه ایراد می‌کند و در پی آن، مرد یهودی مسلمان می‌شود.
الف. میم
۱۲
در آن وانفساه من صبورانه لب از جَزَع و فَزَع فروبستم و به آنچه آن بزرگوار مرا بدان مأمور کرده بود مشغول شدم. عهده‌دار غسل و کفن و دفن و نماز بر او شدم و پس از آن به گردآوری قرآن، یعنی عهد خدا بر بندگانش مشغول شدم. اشکی که بی‌اختیار از دیدگانم روان بود، و سوزشی که سینه‌ام را فراگرفته بود، آهی که گاه‌گاه از درونم شعله می‌کشید و سنگینی مصیبتی که بر من وارد شده بود، هیچ‌یک مانع از انجام این مأموریت‌ها نشد. تا اینکه حقی که نسبت به قرآن و پیامبر بر گردنم بود، تمام و کمال ادا کردم و این دو امر را آن‌طور که رسول خدا می‌خواست با صبر و تحمل و امید به اجر خدا سامان دادم.
الف. میم
۹
پیامبر مسئولیتِ بردن نامه و قرائت آن را به همهٔ یارانش عرضه کرد، اما به نظر همه آمد که مأموریتی سنگین و دشوار است. این‌گونه بود که کسی رغبت نشان نداد و مسئولیت را نپذیرفت. رسول خدا که چنین دید، یکی از اصحاب را خواست و مسئولیت را به وی سپرد و او را با نامه فرستاد؛ جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد! این نامه را تنها خودت یا «کسی که از توست» می‌تواند ببرد. سپس رسول خدا پیام جبرئیل را با من در میان گذاشت و مرا با این نامه به سوی اهل مکه فرستاد.
الف. میم
۷
ما با رسول خدا وارد شهر شما یهودیان، خیبر شدیم. آنجا با جنگجویان سواره و پیادهٔ یهودی، از قریش و غیر قریش روبرو شدیم که به‌خاطر اسب و سلاح‌های فراوانشان، چون کوه به نظر می‌رسیدند. هم جایگاه و محل سکونت آنها ایمن و ضربه‌ناپذیر بود و هم شمارشان از ما بیشتر بود. آنها مبارز می‌طلبیدند و هیچ‌کس از ما به جنگ آنان نرفت مگر اینکه او را کشتند. تا جایی که دیدگان از شدت ترس سرخ شد! من در حالی به مبارزه فرا خوانده شدم که هرکس در فکر جان خود بود. هریک از همرزمانم به دیگری نگاه می‌کرد و همه می‌گفتند: ای ابوالحسن! برخیز.
zahra sammak
۶
«مُغِیرةِ بنِ شُعبه» پیشنهاد کرد که با معاویه مدارا کنم و او را در سمت استانداری همان سرزمینی که بود ابقا کنم. این پیشنهاد در محاسبات دنیوی کارآمد به نظر می‌آمد، اما در پیشگاه خدا برای خود عذر و حجتی نمی‌دیدم که این شخص گمراه را به‌عنوان کارگزار خویش انتخاب کنم.
takhtary
۶
من اگر قدم پیش می‌گذاشتم و خودم را مطرح می‌کردم و از مسلمین کمک می‌خواستم، مردم دربارهٔ من و خلافت من، دو وضعیت داشتند: یا اینکه تنها گروهی از مردم از من تبعیت می‌کردند، که در آن صورت درگیری رخ می‌داد و برخی پیروانم می‌کشتند و برخی کشته می‌شدند. یا مردم مرا تنها می‌گذاشتند و به این دلیل کافر می‌شدند؛ چه در یاری‌ام کوتاهی می‌کردند و چه از انجام دادن فرمانم سرپیچی می‌کردند. (۷) و خدا می‌داند که جایگاه من نسبت به پیامبر همچون جایگاه هارون نسبت به موسی است. و روا بود که به سبب مخالفت با من و یاری نکردنِ من، همان بلایی که بر قوم موسی به‌خاطر مخالفت با هارون و سرپیچی از فرمانش فرود آمد، بر اینان هم فرود آید.
Arsalan.kh
۴
توضیح: دربارهٔ اینکه چرا امیرمؤمنان در ضمن شمارش امتحانات خود، از مصائب حضرت زهرا ذکری به میان نیاورده است، می‌توان گفت: رسیدن به مقام جانشینی پیامبران و سپس رستگاری ابدی، نیازمند موفقیت در تعدادی از امتحانات الهی است. اما «جانشین آخرین پیامبر» یعنی امام علی، غیر از این امتحانات عمومی، امتحانات اختصاصی و دشوارتری نیز داشته است. سؤال بزرگ یهودیان دربارهٔ همان امتحانات عمومی بوده است که شرط رسیدن به جانشینی و رستگاری ابدی است. از این رو امیرمؤمنان در اینجا، از امتحان‌های بزرگ‌تری همچون صبر بر مصیبت حضرت زهرا که جزء امتحانات اختصاصی ایشان برای رسیدن به آن منزلت خاص بود، ذکری به میان نیاورده است.
amirpezhman habibian امیرپژمان حبیبیان
۴
چون شیری که به‌شدت بر شکارش حمله می‌بَرَد، بر آنها حمله بردم تا اینکه آنان را به درون شهرشان، که چون قلعه‌ای بزرگ بود، راندم و راه فرار را بر آنان بستم. درِ بزرگ قلعه‌شان را به دست خود کندم و تنها وارد شهرشان شدم، هر مردی که دیده می‌شد را، می‌کشتم و هر کدام از زنان را که می‌یافتم، اسیر می‌کردم تا اینکه شهر را به تنهایی فتح کردم، و جز خدای یگانه هیچ یاوری نداشتم. سپس رو به اصحاب گفت: آیا چنین نبود؟ اصحاب گفتند: چرا ای امیرمؤمنان.
Arsalan.kh
۳
سپس (بعد از قتل عثمان) بزرگان و شخصیت‌ها نزد من آمدند تا خلافت را قبول کنم و خدا می‌داند که من اکراه داشتم! زیرا می‌دانستم که آنها به خاصه‌خواری و دست‌اندازی به بیت‌المال خو گرفته‌اند و می‌دانند که در حکومت من این خبرها نخواهد بود و جدا کردن آنها از آنچه بدان عادت کرده‌اند، بسیار سخت خواهد بود. ازاین‌رو هنگامی که بر مسند خلافت نشستم و دیدند که خبری از مناصب و اموال نیست، برای شکستن بیعت خود، عذر و بهانه آوردند.
Arsalan.kh
۳
سپس امام فرمود: ای مرد یهودی! من هفت امتحان اول و هفت امتحان دوم را بازگو کردم و تنها آن امر آخر باقی مانده که وقوعش نزدیک و حتمی است! اصحاب به گریه افتادند و مرد یهودی هم گریست و گفتند: ما را از آن خبر بده ای امیرمؤمنان! امام فرمود: آن امر دیگر این است که این محاسنم از خون فرق سرم خضاب شود.