با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آینه

دانلود و خرید کتاب آینه

۳٫۹ از ۲۹۰ نظر
۳٫۹ از ۲۹۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آینه  نوشته  محمود دولت‌آبادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب آینه

«آینه» داستان کوتاهی از محمود دولت‌آبادی(-۱۳۱۹)، نویسنده برجسته ایرانی از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است.
mary
۱۳۹۹/۰۵/۲۳

فردی که شناسنامه و برگه‌های هویتی اش را گم کرده و به خاطر دارد که 13 سال است که از آن‌ها استفاده ننموده است و برای اقدام به دریافت آن با مشکلی مواجه است که نام خود را در خاطر

- بیشتر
mim shin
۱۳۹۹/۰۲/۲۹

سه چیزی که بدرد مرده متحرک(منظورم انسانی که فقط نفس میکشد و زندکی نمیکند): «هویت»،«لبخند»،«آینه». داستان تامل برانگیزی بود.

mohammad
۱۳۹۷/۰۶/۲۸

چقدر زیبا با زندگی های ما همخونی داره اول از همه در مورد شرایط جامعه حرف میزنه اینکه رکود ایجاد شده پویشی در جامعه وجود نداره که فرد بخواد از هویتش استفاده کنه پس خودش رو فراموش کرده و به

- بیشتر
سایه
۱۳۹۸/۰۹/۰۴

چه خوبه که تو کشور مون این همه فرهیخته و علاقه به کتاب خوانی داریم .....❤🌸🍁

raz
۱۳۹۶/۰۵/۰۳

به نظرم میخواست نشون بده که خودمون انتخاب میکنیم که چی باشیم اون به جای شناسنامه ی اون همه آدم موفق شناسنامه ی یک مرده رو خواست و زمانی نبرد ک خودش مرد ...کتاب عالی بود .

کاربر ۲۰۶۳۶۵۳
۱۳۹۹/۰۷/۲۴

داستان خوبی بود. شروع گیرایی داشت. ولی من کلا توی درک مضمون مشکل دارم. اگه کسی مضمونش رو درک کرد به من هم بگه

safa
۱۳۹۷/۰۶/۱۰

بنظر من بیشتر داشت به فضای سیاسی جامعه اش طعنه می زد, اینکه سیزده سال پیش یا سی وسه سال پیش شناسنامه اش رو لازم داشته اونم فقط برای رای دادن , این فضای سیاسی اون رو تبدیل به یک

- بیشتر
fateme
۱۳۹۷/۰۶/۰۹

زمانی که فراموش میشی، تنها میشی، خنده هم فراموش میشه، تا جایی که خودتم خودتو فراموش میکنی. . بنظرم آخر داستان شخصیت، خنده تلخی کرد به حقیقتی که اتفاق افتاده بود، شناسنامه ی یک مرده برای مرده ای به ظاهر زنده !

کاربر ۲۲۶۹۸۱۷
۱۳۹۹/۰۶/۳۱

واقعا جداب بودددددد

آیدین آتش بهار
۱۳۹۹/۰۲/۱۴

آدمی که از خودش و زندگی خسته شده باشه و اشاره به اینکه هویت و آینه به درد آدم مرده نمیخورد تامل برانگیز بود از آن همه شناسنامه دنبال شناسنامه ایی بود که صاحبش مرده باشد مثل خودش

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۸)
هر چه فکر می‌کنم اسم خود را به یاد نمی‌آورم؛ مدت مدیدی است که آن را نشنیده‌ام.
N_ZAHEDI
یک واقعهٔ تاریخی دیگر پیش‌آمده بود
پناه
من... من هر چه فکر می‌کنم اسم خود را به یاد نمی‌آورم؛ مدت مدیدی است که آن را نشنیده‌ام.
Ghazal..
این روزها خیلی اتفاق می‌افتد که آدم‌هایی اسم یا شناسنامه، یا هر دو را گم می‌کنند. حالا دوست دارید چه کسی باشید؟ شاه یا گدا؟ اینجا همه جورش را داریم، فقط نرخ‌هایش فرق می‌کند که از آن لحاظ هم مراعات حال شما را می‌کنیم. بعضی‌ها چشم‌شان را می‌بندند و شانسی انتخاب می‌کنند، مثل برداشتن یک بلیت لاتاری. تا شما چه جور سلیقه‌ای داشته باشید؟ مایل‌اید متولد کجا باشید؟ اهل کجا؟ و شغل‌تان چی باشد؟ چه جور چهره‌ای، سیمایی می‌خواهید داشته باشید؟ همه جورش میسر و ممکن است. خودتان انتخاب می‌کنید یا من برای‌تان یک فال بردارم؟ این جور شانسی ممکن است شناسنامه‌ی یک امیر، یک تاجر آهن، صاحب یک نمایشگاه اتومبیل... یا یک... یک دارنده‌ی مستغلات... یا یک به‌دست‌آورنده‌ی موافقت اصولی به نام شما دربیاید. اصلاً نگران نباشید! این یک امر عادی است.
K
مرد گفت: «خیلی عجیب است؛ عجیب نیست؟! من وقت شمارا بیهوده گرفتم. معذرت می‌خواهم. اصل مطلب را فراموش کردم به شما بگویم. من... من هر چه فکر می‌کنم اسم خود را به یاد نمی‌آورم؛ مدت مدیدی است که آن را نشنیده‌ام.
Aida
من هر چه فکر می‌کنم اسم خود را به یاد نمی‌آورم؛ مدت مدیدی است که آن را نشنیده‌ام
حسین حیدری
اصل مطلب را فراموش کردم به شما بگویم. من... من هر چه فکر می‌کنم اسم خود را به یاد نمی‌آورم؛ مدت مدیدی است که آن را نشنیده‌ام.
محمد ژوبین
مردی که شناسنامه‌اش را گم کرده بود لحظاتی خاموش و اندیشناک ماند، و از آن پس گفت: «اسباب زحمت شدم؛ با وجود این، اگر زحمتی نیست، بگرد و شناسنامه‌ای برایم پیدا کن که صاحبش مرده باشد. این ممکن است؟» بایگان گفت: «هیچ چیز غیر ممکن نیست. نرخش هم ارزان‌تر است!» ـ ممنون، ممنون!
maryam ayan fard
مردگفت: «خیلی عجیب است؛ عجیب نیست؟! من وقت شما را بیهوده گرفتم. معذرت می‌خواهم. اصل مطلب را فراموش کردم به شما بگویم. من... من هر چه فکر می‌کنم اسم خود را به یاد نمی‌آورم؛ مدت مدیدی است که آن را نشنیده‌ام.
K
اما دکّان‌دار، که از دردسر خوشش نمی‌آمد، گفت او را نمی‌شناسد. نه این که نشناسدش، بلکه اسم او را نمی‌داند، چون تا امروز به صرافت نیفتاده اسم ایشان را بخواهد بداند. «به خصوص که خودتان هم جای اسم را خالی گذاشته‌اید!»
malih