
کتاب کن تیکی
معرفی کتاب کن تیکی
کتاب کن تیکی (Kon-Tiki) نوشته ثور هیردال با ترجمه رضا منعم توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این کتاب روایتی مفصل از یکی از ماجراجویانهترین سفرهای دریایی قرن گذشته است، سفری که در آن شش مرد و یک طوطی بر کلکی چوبی از سواحل پرو راهی جزایر دورافتادهی اقیانوس آرام میشوند تا در عمل درستی یک تئوری تاریخی را بیازمایند. ثور هیردال که پیشتر در جزایر پلینیزی زندگی کرده و شیفتهی افسانههای بومیان و آثار تمدنهای فراموششده شده بود، در این کتاب از نقطهی شروع یک ایده در ساحل یک جزیرهی کوچک تا تبدیلشدن آن به یک سفر بزرگ علمی و پرخطر را قدمبهقدم روایت کرده است. در این اثر خواننده همزمان با ماجرای سفر، وارد بحثهای انسانشناسی، تاریخ مهاجرتها، افسانههای بومی و حتی جزئیات فنی ساخت کلک، تدارک سفر و مواجهه با نهادهای علمی و نظامی میشود. کتاب سرشار از توصیفهای زنده از دریا، جنگلهای استوایی، کوههای آند و خلقوخوی مردمان آمریکای جنوبی و جزایر اقیانوس آرام است و درعینحال روند شکلگیری یک پژوهش و مقاومت نهادهای علمی در برابر نظریههای تازه را نیز نشان میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کن تیکی اثر ثور هیردال
کتاب کن تیکی گزارشی روایی از سفری است که ثور هیردال برای اثبات یک تئوری تاریخی طراحی کرده است، این فرض که بخشی از ساکنان جزایر پلینیزی نه از آسیا بلکه از سواحل آمریکای جنوبی به آن جزایر رسیدهاند. کتاب خواننده را به موزهها، کتابخانهها و یادداشتهای کاشفان قدیمی میبرد؛ جایی که نویسنده با مقایسهی پیکرههای سنگی، هرمها، ابزار سنگی و افسانهها، شباهتهای شگفتانگیزی میان تمدنهای باستانی پرو و آثار بهجایمانده در جزایر اقیانوس آرام پیدا میکند.
خواننده با او از کوههای برفی آند تا جنگلهای مرطوب استوایی، از دهکدههای هندیان کوهنشین تا روستاهای مرزی پر از شایعهی راهزنان و شکارچیان سر، همراه میشود و همزمان با ماجرا، با فضای اجتماعی و جغرافیایی آمریکای جنوبی نیز آشنا میشود. ساختار کتاب کن تیکی در قالب فصلهای نسبتاً بلند پیش میرود؛ فصلهایی مانند یک تئوری، لزوم مسافرت و بهسوی امریکای جنوبی که هرکدام مرحلهای از تبدیل یک ایدهی ذهنی به یک سفر واقعی را دنبال کرده است. ثور هیردال از برخورد با دانشمندان محتاط، بوروکراسی سنگین، مشکلات مالی و تردید دوستانش مینویسد و در کنار آن از شوق کشف، دوستیهای شکلگرفته در مسیر و جذابیت زیستن در مرز ناشناختهها.
خلاصه داستان کن تیکی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
هستهی اصلی کتاب کن تیکی بر یک سؤال ساده بنا شده است: مردم پلینیزی از کجا آمدهاند و چگونه به جزایری رسیدهاند که هزاران میل از هر خشکی دیگری فاصله دارد؟ ثور هیردال باتکیهبر تجربهی زندگی در جزیرهی فاتوهیوا و شنیدن افسانههای بومیان دربارهی تیکی، خدای آفتاب و رئیس قبیله، به این فکر میرسد که شاید ریشهی این خدای افسانهای در تمدنهای باستانی آمریکای جنوبی باشد. او در موزهها و منابع تاریخی بهدنبال رد این حدس میگردد و در متون مربوط به پرو و امپراتوری اینکا به نام کن تیکی برمیخورد؛ خدای آفتابی که پس از شکست در نبردی در دریاچهی تیتیکاکا، همراه یارانش به ساحل اقیانوس آرام گریخته و بهسوی غرب رفته است.
هیردال با کنار هم گذاشتن این افسانهها، شباهت پیکرههای سنگی و هرمها در پرو و جزایر اقیانوس آرام و شواهد زبانشناختی و مردمشناختی، به این نتیجه میرسد که بخشی از نیاکان پلینیزیها از سواحل پرو آمدهاند، اما جامعهی علمی، بهویژه در نیویورک، این نظر را بهدلیل ناممکنبودن عبور از اقیانوس با کلک رد میکند. پاسخ او به این بنبست نظری، عملی است: ساختن کلکی از چوب بالزا و حرکت از ساحل پرو بهسوی جزایر تواموتو. او در نیویورک با مشکلات مالی، بیاعتنایی دانشگاهها و تردید دوستان روبهرو میشود، اما بهتدریج با کمک چند حامی مالی، آزمایشگاه تجهیزات هواپیمایی و ادارههای نظامی امریکا، بخشی از تجهیزات ایمنی، خوراکیهای بستهبندیشده و ابزار اندازهگیری علمی را فراهم میکند.
سپس نوبت به مهمترین بخش مقدمات میرسد: تهیهی الوارهای عظیم بالزا. او و هرمان درمییابند که جنگ جهانی تقریباً همهی درختان مناسب ساحلی را برای صنعت هواپیماسازی را بلعیده است و تنها راهْ رسیدن به جنگلهای دورافتادهی کوودو است. کتاب در این بخش، سفر زمینی پرخطر آنها را روایت میکند و درنهایت ورود به جنگلهای مرطوبی که هنوز در آنها قبایل شکارچی سر و راهزنان حضور دارند.
در نقطهای از مسیر، رودخانهای گلآلود راه را میبندد و بومیان برای عبور جیپ، کلکی از چوبهای سبک میسازند. این نخستین مواجههی عملی هیردال با کلکی است که از چوب بالزا ساخته شده و زیر فشار آب و وزن جیپ هم روی آب میماند. این تجربه برای او تأییدی عینی است بر اینکه مادهی اولیه و شیوهی ساخت کلکهای باستانی میتواند در برابر شرایط سخت دوام بیاورد و ایدهی عبور از اقیانوس را از سطح فرضیه به مرحلهی آزمایش نزدیکتر میکند.
چرا باید کتاب کن تیکی را بخوانیم؟
کتاب کن تیکی فرصتی برای همراهی با فرایند کامل شکلگیری یک ایده است. این کتاب نشان میدهد چگونه یک سؤال دربارهی خاستگاه مردمان پلینیزی، نویسنده را از جزیرهای کوچک در اقیانوس آرام به جنگلهای استوایی اکوادور میکشاند. خواننده در این مسیر، هم با بحثهای انسانشناسی و تاریخی آشنا میشود و هم با جزئیات عملی ساخت یک کلک، برنامهریزی سفر دریایی و مدیریت خطر. ویژگی دیگر این اثر، ترکیب توصیفهای دقیق جغرافیایی و فرهنگی با لحظههای طنز، تردید، ترس و شوق است. این کتاب برای کسانی که به سفر، تاریخ، دریا، یا سرگذشت تمدنهای فراموششده علاقه دارند، نمونهای است از اینکه چگونه میتوان میان کنجکاوی علمی و جسارت عملی پلی زد و یک نظریه را نهفقط روی کاغذ، بلکه در دل اقیانوس آزمود.
خواندن کتاب کن تیکی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب کن تیکی به کسانی که به تاریخ تمدنها، افسانههای بومی و ریشهیابی مهاجرتهای انسانی علاقه دارند، به دانشجویان و علاقهمندان به انسانشناسی، جغرافیا و تاریخ که میخواهند نمونهای عینی از پیوند پژوهش و سفر را بخوانند، پیشنهاد میشود. این اثر به دوستداران سفرنامه و روایتهای ماجراجویانهی دریایی و به خوانندگانی که بهدنبال متنی طولانی، پرجزئیات و سرشار از توصیف از دریا، جنگل و کوهستان هستند، توصیه میشود.
درباره ثور هیردال
ثور هیردال (Thor Heyerdahl) متولد ۶ اکتبر ۱۹۱۴، کاوشگر، باستانشناس، انسانشناس و نویسندهای نروژی بود که بهعنوان یکی از بنیانگذاران باستانشناسی تجربی شناخته میشود. او در دانشگاه اسلو در رشتهی جانورشناسی و جغرافیا تحصیل کرد، اما بهتدریج به انسانشناسی و مطالعهی فرهنگهای باستانی، بهویژه در پلینزی، علاقهمند شد. سفر او به جزایر مارکز (بهویژه فاتو هیوا) نقطهی عطفی در شکلگیری نظریاتش دربارهی منشأ مردمان این مناطق بود.
هیردال با انجام سفرهای اکتشافی جسورانه به شهرت جهانی رسید. مهمترین آنها سفر تاریخی کن تیکی در سال ۱۹۴۷ بود که طی آن با یک کلک چوبی از آمریکای جنوبی به اقیانوس آرام رفت تا نشان دهد ارتباطات میانقارهای در دوران پیشاکلمبی ممکن بوده است. او بعدها نیز اکتشافات متعددی انجام داد، ازجمله سفر با قایقهای را و تیگریس و پژوهشهای باستانشناسی در جزیرهی ایستر و مناطق مختلف آمریکای جنوبی. هرچند برخی نظریاتش مورد انتقاد جامعهی علمی قرار گرفت، اما نقش مهمی در عمومیسازی علم و جلبتوجه به تاریخ باستان ایفا کرد.
او علاوهبر فعالیتهای علمی، نویسندهای پرکار بود و آثارش با استقبال گسترده روبهرو شدند. از مهمترین کتابهای او میتوان به کن تیکی (Kon-Tiki)، آکو-آکو: راز جزیرهی ایستر (Aku-Aku: The Secret of Easter Island)، فاتو هیوا: بازگشت به طبیعت (Fatu Hiva: Back to Nature) و سفر اکتشافی دجله: در جستوجوی آغازهای ما (The Tigris Expedition: In Search of Our Beginnings) اشاره کرد. هیردال در طول زندگی خود جوایز و دکترای افتخاری متعددی دریافت کرد و تا پایان عمر به پژوهش و اکتشاف ادامه داد. این نویسنده در ۱۸ آوریل ۲۰۰۲ در ایتالیا درگذشت.
بخشی از کتاب کن تیکی
«به چپ نگاه میکردم منظرهٔ یکدست دریای پهناور را میدیدم که با امواج خروشان و آنقدر نزدیک که دستم به آن میرسید، با تلاشی جاودانه بهسوی افقی که هرگز بدان نمیرسید، میشتافت. و چون به راست مینگریستم، درون اتاقک نیمهتاریکی مردی ریشو را میدیدم که به پشت خوابیده و سرگرم مطالعهٔ گوته است درحالیکه شست پایش را با احتیاط به میان بافتهای حصیری سقف کوتاه، اتاقکی نااستوار خیزرانی، که اقامتگاه ما بود، فرومیکرد. درحالیکه طوطی را که قصد داشت روی دفترم بنشیند میراندم، خطاب به بنگت گفتم: اگر گفتی چه جنونی ما را به این کار واداشت؟ کتاب را به زیر ریش قرمزش کشید و گفت: خودت بهتر میدانی، لابد شرارت. این تو و افکار لعنتی تو بود که ما را به دردسر انداخت ولی بههرحال کار بزرگی است. انگشتانش را چند بند بالاتر برد و بدون تشویش به خواندن کتاب گوته ادامه داد. بیرون از اتاقک سه تن دیگر از همراهان در زیر تابش آفتاب سرگرم کار خود بودند. بدنهای نیمهبرهنهشان را آفتاب برشته کرده بود و ریشی بلند داشتند. از آب دریا بر پشتشان شوره بسته بود و به نظر میرسید که همهٔ عمر کاری جز اینکه با کلکی چوبین به روی دریای آرام بهسوی غرب سفر کنند، نداشتهاند. اریک، چهاردستوپا با تودهای کاغذ به درون خزید. ـ ۴۶/ ۴۸ درجه غربی در ۸/۲ درجه جنوبی. بچهها از دیروز تاکنون کلی راه آمدهایم. مداد را از دستم گرفت و دایرهای کوچک روی نقشهای که به دیوار نیای آویزان بود، رسم کرد. دایرهای بهدنبال رشتهای از نوزده دایرهٔ دیگر که بهصورت هلالی از بندر کالائو در ساحل پرو در روی نقشه رسم شده بود. هرمان، کنوت، و تورشتاین، همه با اشتیاق به داخل هجوم آوردند تا دایرهٔ کوچک و تازهای که فاصلهٔ ما را چهل میل دریایی به جزایر دریای جنوب که آخرین حلقهٔ این رشته دوایر بود نزدیکتر میکرد، مشاهده کنند.»
