
کتاب هتل لوزان
معرفی کتاب هتل لوزان
کتاب «هتل لوزان» نوشتۀ تیه ری دانکور و ترجمۀ منیره اکبرپوران است و انتشارات افراز آن را منتشر کرده است. این رمان، نهتنها داستانی دربارهٔ یک رابطه است، بلکه تأملی است بر ماهیت هویت، خاطرات و اثرات آنها بر انتخابهای ما در زندگی.
درباره کتاب هتل لوزان
هتل لوزان اولین رمان تیه ری دانکور، نویسندهٔ فرانسوی، است که به دلیل سبک روایت خاص و پرداخت هنرمندانهٔ شخصیتها توانست جایزهٔ «رمان اول» فرانسه را از آن خود کند. این رمان داستانی لطیف و درعینحال پررمزوراز دربارهٔ روابط انسانی، هویت، و تأثیر گذشته بر حال روایت میکند.
داستان هتل لوزان حول محور دختری به نام کریستین استرتر میچرخد که شخصیتی مرموز و چندلایه دارد. راوی داستان، دانیل دیبکر، مردی است که با کریستین آشنا میشود و در خلال دیدارهایشان در هتلهای مختلف، مخاطب را با زوایای پنهان شخصیت او آشنا میکند. روایت داستان در هتلهای پاریس و شهرهای دیگر فرانسه رخ میدهد، فضاهایی که بهنوعی استعارهای از احساس گذرا بودن، انزوا، و گریز از واقعیتاند.
کریستین شخصیتی پیچیده و درونگرا دارد که در طول داستان آشکارا از ناتوانی خود در بهرهگیری کامل از ظرفیتهای زندگیاش سخن میگوید. او از جلبتوجه دیگران پرهیز میکند و به همراه دانیل نوعی زندگی محتاطانه و دور از هیاهو را دنبال میکند. این ویژگی در رفتار و گفتار او مشهود است. رمان هتل لوزان با زبانی روان و نگاهی عمیق به روابط انسانی، تلاش دارد جنبههای روانشناختی شخصیتها را کاوش کند. دانکور با فضاسازی هنرمندانه و دیالوگهای موجز و پرمعنا، احساسی از تعلیق و پرسشگری را در ذهن خواننده ایجاد میکند. داستان تنها دربارهٔ یک رابطهٔ عاشقانهٔ ساده نیست؛ بلکه دربارهٔ ناگفتهها، گذشتهٔ مبهم و ترس از درگیرشدن عاطفی است.
خواندن کتاب هتل لوزان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
خواندن این کتاب را به دوستداران رمانهای خارجی پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب هتل لوزان
«من و کریستین استرتر عادت داشتیم در پاریس، توی هتل همـدیگر را ببینیم. یا بیرون از پاریس توی همان منطقه، مثلاً در هتلـی تـوی شـهر اورلئان به نام لوواره اقامت داشتیم. یک روز و نـیم، حـدود دو روز را آنجا سپري کردیم، چهارشنبه و پنجشنبهٔ ماه فوریـه، یعنـی درسـت وقتی که او بیست ویکساله شد و چند هفته بعد از اولین ملاقاتمان بـه من گفت که مطمئن نیست در این سن بتواند بـدون تـاوان از همهٔ تواناییهایش استفاده کند. هتل، رو به میدانی چهارگوش ساخته شده بود که شنبهها در آن بازاری برگزار میشد، «اما در طول هفته آسوده هستید. روزهای دیگـر خبری از بازار نیست». رئیس هتل این جمله را گفـت و بعـد به طور خاصی رو به کریستین کرد: به نظر نمیرسد شما زیاد اهل سروصدا باشید، نه؟»
حجم
۹۷۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۱۷۸ صفحه
حجم
۹۷۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۱۷۸ صفحه