
معرفی کتاب عذاب شبانه
کتاب عذاب شبانه نوشتهی ماریکه لوکاس رینفلت با ترجمهی مهسا احتشامزاده روایتی است از زندگی یک خانوادهی کشاورز در روستایی در هلند که با مرگ ناگهانی پسر بزرگتر دگرگون میشود. این کتاب با تمرکز بر ذهن و نگاه کودکِ راوی، جهان مزرعه، مذهب، بدن، مرگ و بزرگشدن را در هم میآمیزد و فضایی سرد، ملموس و پر از جزئیات حسی میسازد. نشر هیرمند آن را منتشر کرده است و متن فارسی براساس تطبیق با نسخهی اصلی هلندی شکل گرفته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عذاب شبانه
کتاب عذاب شبانه داستان خانوادهای کشاورز در جنوب هلند است که در آن مرگ برادر بزرگتر، متیس، همهچیز را زیرورو میکند. ماریکه لوکاس رینفلت با انتخاب راویای که از دهسالگی دیگر کاپشنش را درنمیآورد، جهان را از زاویهی دید کودکی سرسخت، کنجکاو و مضطرب نشان داده است؛ کودکی که میان گاودانی، مزرعه، کتاب مقدس و تلویزیون، سعی میکند معنای گناه، مجازات، بدن و خدا را بفهمد. در کتاب عذاب شبانه فصلها بهصورت بخشهای پیوسته و شمارهگذاریشده پیش میروند و خواننده را از صبحانهی زمستانیِ پیش از حادثه تا روزهای سوگواری، تشییع، و بعدتر، به سالهای پس از مرگ متیس میبرند. در این مسیر، صحنههایی مثل صبح کریسمس، مسابقهی اسکیت روی دریاچهی یخزده، حضور تابوت در اتاقنشیمن، مراسم کلیسا، و بعدتر، شرکت بچهها در نجات وزغها و قورباغهها، بهعنوان گرههای اصلی روایت تکرار و بازخوانی میشوند. کتاب عذاب شبانه با جزئیات بسیار دربارهی کار روزانهی مزرعه، مراقبت از گاوها، ساخت پنیر، سرما و گل و فضولات، و نیز با نقلقولهای مکرر از انجیل و سرودهای کلیسایی، فضایی میسازد که در آن مرز میان امر مقدس و امر روزمره مدام جابهجا میشود. مترجم در یادداشت خود توضیح داده است که متن فارسی را با نسخهی هلندی تطبیق داده و بخشهایی را که در ترجمهی انگلیسی حذف یا تغییر کرده بوده به متن افزوده است تا حالوهوای زبان نویسنده بهتر منتقل شود.
خلاصه داستان عذاب شبانه
در عذاب شبانه راوی که کودکی روستایی است، از روزی میگوید که برادرش متیس برای مسابقهی اسکیت روی دریاچهی یخزده میرود و دیگر برنمیگردد. از همان صبح زمستانی، با بوی پماد پستان گاو، نانهای صبحانه، شیر ولرم و شوخیهای سر میز، تا لحظهای که دامپزشک خبر مرگ متیس را در حمام میدهد، روایت با جزئیات حسی پیش میرود. پس از حادثه، کتاب عذاب شبانه بهجای تمرکز بر خود واقعه، به واکنشهای خانواده میپردازد: تابوتی که سه روز در اتاقنشیمن میماند، پدری که شبها کنار تابوت مینشیند، مادری که در غذا پختن و دعا خواندن فرومیرود، و خواهر و برادرهایی که میان بازی، مدرسه، مزرعه و کلیسا، سعی میکنند بفهمند مرگ یعنی چه. راوی با ترکیب محاسبههای مدرسهای، آیات انجیل، تصاویر بدن حیوانات و ترس از «آن طرف» دریاچه، تلاش میکند برای رنج و گناه و ناپدیدشدن متیس توضیحی پیدا کند.
چرا باید کتاب عذاب شبانه را بخوانیم؟
عذاب شبانه تصویری نزدیک و بیپرده از سوگ در یک خانوادهی روستایی ارائه میدهد؛ جایی که مذهب، کار سخت و بدن حیوانات و آدمها درهمتنیدهاند. این کتاب نشان میدهد ذهن یک کودک چگونه با زبان دینی، تصاویر خشن مزرعه و ترسهای شبانه، مرگ و گناه را تفسیر میکند و بهتدریج بزرگ میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن عذاب شبانه به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای عمیق از خانواده، سوگ، کودکی و زندگی روستایی علاقهمندند و دوست دارند از زاویهی دید یک راوی کمسن اما تیزبین، با جزئیات حسی و گاه خشن، جهان را تجربه کنند.
بخشی از کتاب عذاب شبانه
«از ده سالگی دیگر کاپشنم را درنیاوردم. آن روز صبح مامان یکییکی بهمان پماد مالیده بود تا از سرما در امان بمانیم. پماد پستان گاو که از یک قوطی بوگِنای زرد بیرون میآمد و معمولاً فقط برای پستان گاوهای شیرده استفاده میشد، تا ترک نخورد، پینه نبندد و تودههای گلکلمی نزند. درِ جعبه آنقدر چرب بود که فقط با دستمال سفره میشد بازش کنی. بوی پستان آبپز میداد، همان قطعههای سفتی که بعضی وقتها توی قابلمۀ روی اجاقگازمان میدیدم با نمک و فلفل میپخت. از آنها میترسیدم، درست مثل بوی گند پماد روی پوستم. مامان انگشتهای گوشتالویش را توی صورتهایمان فرو میکرد مثل وقتهایی که دست میکشید روی پنیرهای گِرد تا ببیند پوستهشان عمل آمده است یا نه. گونههای سفیدمان زیر نور چراغ آشپزخانه که پر از اَن مگس بود برق میزد. سالها بود میخواستیم آباژور بخریم، یکی از آن قشنگهایش که گل داشت، اما هر وقت یکی از آنها را در روستا میدیدیم مامان نمیتوانست تصمیمش را بگیرد. سه سال بود همین کار را میکرد. آن روز صبح هم، که دو روز مانده بود تا کریسمس، شستهای لیزش را توی کاسۀ چشمهایم حس کردم، یک لحظه ترسیدم آنقدر محکم فشار دهد که تخم چشمهایم مثل تیله پُلقی بپرد به کاسۀ سرم و او بگوید: وقتی چشمهایت همیشه دودو میزنند و هیچوقت آنها را مثل یک مؤمن واقعی آرام نگه نمیداری همین میشود دیگر، به خداوند خیره نمیشوی. هر آن ممکن است درِ آسمان باز شود. اما اینجا درِ آسمان فقط موقع کولاک باز میشود؛ چیزی نیست که مثل احمقها به آن زل بزنی.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب عذاب شبانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | عذاب شبانه |
|---|---|
| عنوان دیگر | مجموعه اودیسه |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | ماریکه لوکاس رینفلت |
| مترجم | مهسا احتشام زاده |
| انتشارات | نشر هیرمند |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۰/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۳.۴۵ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۴۰۸۷۷۸۳ |
| تعداد صفحهها | ۲۷۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۵۰۰۰۰ تومان |
| برچسب | مجموعه اودیسه، مجموعه هلند |
نظر شما دربارهٔ این کتاب