
کتاب همه یک شنبه ها کجا رفته اند
معرفی کتاب همه یک شنبه ها کجا رفته اند
کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند نوشتهی گروه نویسندگان و با ترجمهی اشکان کاظمیانمقیمی مجموعهیی از داستانهای کوتاه نویسندگان زن ژاپن است که نشر شورآفرین آن را منتشر کرده است. این کتاب با یک مقدمهی مفصل دربارهی تاریخ و جایگاه ادبیات زنان در ژاپن آغاز میشود و سپس خواننده را به دل چند جهان متفاوت میبرد؛ از آپارتمانی پر از حشره در حومهی شهر تا خیابانهای توکیو، از اتاقهای کار و شرکتها تا تنهاییهای تبدار کنار بزرگراه. در هر داستان، نویسندهیی زن از نسل و تجربهای متفاوت حضور دارد و از خلال جزئیات روزمره، روابط خانوادگی، ترسها، حساسیتها و میل به ادامهدادن زندگی را به تصویر کشیده است. در این کتاب، هم با نویسندگانی روبهرو میشویم که نامشان در ادبیات معاصر ژاپن شناختهشده است و هم با صداهایی که کمتر به زبانهای دیگر راه یافتهاند. مقدمهی کتاب، مسیر طولانی ادبیات زنان را از دورهی هِیآن تا امروز مرور کرده است و نشان میدهد چگونه نویسندگان زن، از حاشیهی اجتماعی، به مرکز سنت ادبی ژاپن راه پیدا کردهاند و دوباره به حاشیه رانده شدهاند و بازگشتهاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب همه یک شنبه ها کجا رفته اند
کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند با یک مقدمهی بلند و تحلیلی آغاز میشود که در آن نویسندهی مقدمه، تاریخ ادبیات زنان ژاپن را از دورهی کلاسیک تا امروز دنبال کرده است. از قصهی گِنجی و یادداشتهای بالشی تا دورههای هِیآن، اِدو، مِیجی و تایشو، نقش زنان در شکلدادن به نثر شاعرانه، یادداشتهای روزانه و سنت خودزندگینامهنویسی توضیح داده شده است. در این مقدمه، هم به محدودشدن زنان در نظامهای مبتنیبر کنفوسیوس و ارباب-رعیتی پرداخته شده و هم به احیای ادبیات زنان در دورهی مدرن، شکلگیری گروه فمینیستی سِیتو، و فشارهایی که نقد ادبی مردانه بر نویسندگان زن وارد کرده است. در ادامه، مقدمه به وضعیت معاصر میرسد؛ جایی که زنان نویسنده، با وجود حضور پررنگ در جوایز ادبی و بازار کتاب ژاپن، هنوز در سطح جهانی کمتر از نویسندگانی مانند میشیما، موراکامی یا اوئه شناخته شدهاند. در همین بخش، نمونههایی مانند ایچیو هیگوچی و رایچو هیراتسوکا معرفی شدهاند تا نشان داده شود چگونه آثار مهمی از زنان، بهدلیل ترجمهنشدن، بیرون از ژاپن ناشناخته مانده است. کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند در این چارچوب، خود را بهعنوان برگزیدهای از داستانهای کوتاه نویسندگان زن ژاپن معرفی کرده است که میخواهد بخشی از این خلأ را برای خوانندهی فارسیزبان پر کند. در بخشهای بعدی کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند، زندگی و کار چند نویسندهی معاصر بهاختصار معرفی شده است؛ از جمله هیروکو اویامادا، نائوکولا یامازاکی و میسومی کوبو. برای هرکدام، چند خطی دربارهی سال تولد، جوایز ادبی، آثار شاخص و حالوهوای نوشتنشان آمده است؛ مثلا دربارهی اویامادا گفته شده که رمان کارخانه را براساس تجربهی کار پارهوقت در یک کارخانهی خودروسازی نوشته و برای چاله جایزهی آکوتاگاوا را گرفته است. سپس داستانهایی از این نویسندگان در کتاب آمده است: داستانی مانند بیدقت که از دل یک مواجههی ساده با سوسک گوزنی و گِکو، به ترسها و سازگاریهای زندگی خانوادگی در حومهی شهر میرسد؛ یا داستان دوستت دارم بابا که از زاویهی دید مردی میانسال، جدایی، کار اداری، رابطه با دختر و معنای زندهماندن را دنبال کرده است؛ و داستانی مانند از کرانهی چپ آنفلوآنزا که با تب، بیمارستان، مرگ پدر و تعطیلات سال نو گره خورده است. کتاب در چند فصل و بخش پیدرپی، این مقدمهی تحلیلی، معرفی نویسندگان و داستانهای کوتاه را کنار هم قرار داده است تا تصویری چندوجهی از ادبیات زنان ژاپن امروز بسازد.
خلاصه داستان همه یک شنبه ها کجا رفته اند
در کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند، مقدمهی مفصل آغازین، چارچوب فکری و تاریخی کتاب را میسازد. در این مقدمه، نویسنده نشان داده است که ادبیات زنان در ژاپن از همان آغاز، بخشی جداییناپذیر از سنت ادبی بوده است؛ از قصهی گِنجی و یادداشتهای بالشی تا نثر شاعرانه و یادداشتهای روزانهی منظوم. زنان، با استفاده از خط کانا و زبان روزمره، هستهی اصلی نثر و شعر ژاپنی را شکل دادهاند، اما همزمان در ساختارهای اجتماعی، به خانه و نقشهای همسری و مادری محدود شدهاند. متن، فرازونشیبهای این حضور را در دورههای مختلف تاریخی دنبال کرده است: از سکوت طولانی دورهی اِدو تا احیای ادبیات زنان در مِیجی و تایشو، شکلگیری گروه سِیتو و تبدیل ادبیات به فضایی که زنان میتوانند در آن خود را بیان کنند. سپس به دورهی معاصر میرسد؛ جایی که زنان نویسنده، همزمان با فشار کلیشههای «موضوعات زنانه» و تعصبات نقد مردانه، دربارهی جنگ، بمب اتمی، استثمار طبقاتی و جنسی، نقشهای سنتی، روانپریشی، خشونت و تنهایی انسان در جهان امروز نوشتهاند. در ادامهی کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند، این بحث نظری در قالب داستانهای کوتاه معاصر تجسم پیدا کرده است. در داستان بیدقت از هیروکو اویامادا، راوی در یک مجتمع مسکونی حومهی شهر با مرد جوانی روبهرو میشود که از سوسک گوزنی میترسد؛ صحنهای که بهظاهر پیشپاافتاده است، اما بهتدریج به تاملی دربارهی بلوغ، عادتکردن به محیط، و نادیدهگرفتن چیزهایی که نمیتوان کنترل کرد تبدیل شده است. حضور گِکویی که روزها به شیشه چسبیده، ترس و وسواس همسر باردار، و بحثهای تکرارشونده دربارهی پرده، اتاق خواب و جای بچهها، لایهبهلایه نشان میدهد چگونه بدن، خانه، طبیعت و آیندهی خانواده در هم تنیده شده است. در داستان دوستت دارم بابا از نائوکولا یامازاکی، مردی ۴۴ ساله که همسرش ترکش کرده، میان کار در یک موسسهی تحقیقاتی، ناهار با همکار جوان، شنیدن گفتوگوهای دیگران در کافه، و زندگی روزمره با دختر دانشجویش، مدام به معنای زندهبودن فکر میکند. او در برخوردهای کوچک روزانه – از زنی که کیف پولش را برمیگرداند تا دو همکار ناشناس که برای یک سکهی صد ینی تلاش میکنند – نوعی همدردی و میل به نزدیکشدن انسانها را میبیند و در پایان، به این جمله میرسد که «همینکه زنده هستم، کافی است» و هر صبح با خود تکرار میکند که مخالف خودکشی است. در داستان از کرانهی چپ آنفلوآنزا از میسومی کوبو، تب شدید، آزمایش دردناک آنفلوآنزا، تعطیلات سال نویی که با بیماری از دست میرود و خبر مرگ پدر، درهم میآمیزد و تجربهی بدن بیمار، ترس از مرگ و مواجهه با نظام درمانی را در مرکز قرار میدهد. در مجموع، کتاب از خلال این داستانها نشان داده است که دغدغهی اصلیاش، دیدن زندگی روزمره از زاویهی نگاه زنان نویسنده و برجستهکردن جزئیاتی است که در آنها ترس، محبت، خستگی، امید و میل به ادامهدادن زندگی همزمان حضور دارد.
چرا باید کتاب همه یک شنبه ها کجا رفته اند را بخوانیم؟
کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند بهخاطر ترکیب مقدمهی تحلیلی و داستانهای کوتاه معاصر، فرصتی کمنظیر برای آشنایی با ادبیات زنان ژاپن فراهم کرده است. خواننده در یک متن، هم تصویری تاریخی و فکری از جایگاه زنان در سنت ادبی ژاپن به دست میآورد و هم با چند نمونهی زنده از نوشتن امروز آنها روبهرو میشود. مقدمه، زمینهی لازم را میسازد تا داستانها فقط روایتهای فردی به نظر نرسند، بلکه ادامهی مسیری طولانی از خودبیانگری، مقاومت در برابر کلیشهها و جستوجوی هویت در جامعهی مدرن دیده شوند. از سوی دیگر، داستانهای کتاب، با وجود تفاوت در سبک و فضا، در یک نقطه مشترکاند: تمرکز بر لحظههای کوچک و ظاهرا عادی که در آنها چیزی اساسی دربارهی زندگی آشکار میشود. سوسکی روی صندوق پست، گِکویی روی شیشه، ناهاری در رستوران تایلندی، گفتوگوی دو سالمند در کافه، سکهای که زیر دستگاه فروش میافتد، یا تب ناگهانی پیش از سال نو، در این متنها به نقطهی شروعی برای فکرکردن به ترس، بلوغ، مسئولیت، تنهایی، مرگ و میل به زندهماندن تبدیل شده است. این نگاه، خواننده را به دقتکردن در جزئیات زندگی خودش هم دعوت میکند. همچنین، کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند برای کسانی که به ادبیات ژاپن علاقهمندند، امکان آشنایی با نویسندگانی را فراهم کرده است که در ترجمههای رایج کمتر دیده میشوند. معرفی کوتاه هر نویسنده پیش از داستان، کمک میکند تا متن در بستر زندگی و کار او خوانده شود و تصویر روشنتری از نسلهای مختلف نویسندگان زن ژاپنی شکل بگیرد. در نهایت، این کتاب میتواند برای کسانی که به موضوعاتی مانند فمینیسم، تاریخ ادبیات، و تجربهی زیستهی زنان در جوامع دیگر علاقه دارند، منبعی غنی و درعینحال روایی باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب همهی یکشنبهها کجا رفتهاند به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات ژاپن و بهطور خاص صدای نویسندگان زن علاقهمندند، به دانشجویان و پژوهشگران حوزههای ادبیات تطبیقی، مطالعات زنان و مطالعات فرهنگی، به خوانندگانی که از داستانهای کوتاه شهری و معاصر با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره لذت میبرند، و به کسانی که درگیر پرسشهایی دربارهی معنای زندگی، خانواده، کار و تنهایی در جهان امروز هستند و میخواهند این دغدغهها را در آینهی فرهنگی دیگر ببینند.
بخشی از کتاب همه یک شنبه ها کجا رفته اند
«در دورهٔ معاصر نیز زنان نویسنده را در گروهی مجزا و خارج از فعالیتهای اصلی دنیای ادبیات قرار دادهاند و با آثارشان طوری برخورد شده که گویی به هستهٔ اصلیِ ادبیات ژاپن تعلق ندارند. البته همین موضوع، زنان را ترغیب کرد که بیشتر بنویسند؛ زیرا خوانندههای ثابت و برای آثارشان، بازاری پیدا میکردند. با اینکه زنان در ژاپن به طور سنتی سطح سواد بالایی داشتند، آموزش همگانی زنان یکی از دستاوردهای بزرگ دورهٔ «مِیجی» بود. به رسمیتشناختن مکتب ادبی زنان به عنوان مکتبی مستقل با پیشینهیی طولانی و درخشان و وجود خوانندههای زن تحصیلکرده به رشد ادبیات زنان کمک کرد، زیرا زنان نویسنده مجبور به رقابت با نویسندههای مرد نبودند و در معرض تعصبات جنسی در نقد ادبی که چنین رقابتی ممکن بود ایجاد کند قرار نمیگرفتند. همانطور که دانشگاههای مختص به زنان باعث بالارفتن سطح تحصیلشان شد، وجود ادبیات زنان به طور عمدهیی باعث تشویق آنان به بیان عقایدشان به شکل ادبی شد. ولی همانطور که زنان به ابراز عقاید خود و حضور در جامعهٔ معاصر ادامه میدادند، سنتِ نوشتن خودزندگینامه و نوشتههای روانشناسانه تبدیل به باری سنگین برای آنها شد. برای زنان نویسنده که تنها میتوانستند دربارهٔ موضوعهای معدودی در زندگی خصوصیشان بنویسند، مکتب ادبیات زنان بسیار محدودکننده بود. منتقدان انتظار داشتند که زنان همچنان در محدودهٔ سنتی مکتب زنان بنویسند و تنها حاضر به قبول نویسندههایی بودند که دربارهٔ موضوعهای «زنانه» مینوشتند، مانند روانشناسی، ذهن اسرارآمیز زنان، حس مادری، و تمایلات جنسی زنان، موضوعهایی که مردان نمیتوانستند ادعا کنند دربارهشان دانش زیادی دارند. اینکه نقد ادبی در ژاپن همچنان تقریبا در انحصار مردان است احتمالا یکی از نتایج این امر است. علاوه بر این، تعصباتی مانند این عقیده که زنان قادر به تفکر اصیل و انتزاعی نیستند، اینکه دیدگاه ذهنی و عاطفیشان باعث میشود نتوانند به مسائل اجتماعی و سیاسی بپردازند، و اینکه قادر به درک امور زیباییشناسانه نیستند، باعث شد که زنان از پرداختن به چنین اموری دلسرد شوند. ولی با نگاه به آثار بسیاری از زنان نویسنده، باید در اینجا تاکید کرد که زنان نیز تحتتاثیر رویدادهای سیاسی، فلسفی و هنری زمان خود، دست به نوشتن میزدند. نویسندههای زن، با قدرت در برابر جنگ، بمب اتمی، و استثمار طبقاتی و جنسی موضعگیری کردهاند. آنها همچنین دربارهٔ مصائب زندگی مردان و زنان فقیر طبقهٔ کارگر در دوران سرمایهداری و سلطهگرایی نوشتهاند و با وجود اینکه خودِ آنها اغلب متعلق به این طبقهها نبودند، برای رهایی آنان راههایی را متصور شدند. برخی دیگر به طور بنیادین به انتقاد از تفکرهای سنتی دربارهٔ نقش زنان پرداختهاند و در جستوجویشان برای سبک زندگی نوین و غیرسنتی با خطر تبعیض و طردشدن از جامعه مواجه شدهاند. و گروه دیگری از آنان به موضوعهایی مانند روانپریشی، خشونت و شرارت پرداختهاند تا تنهاییِ انسان در جهان معاصر را به تصویر بکشند و مفهوم زندگی را دریابند.»
حجم
۱۶۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۷۹ صفحه
حجم
۱۶۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۷۹ صفحه