
کتاب ندای وظیفه
معرفی کتاب ندای وظیفه
کتاب ندای وظیفه، مجموعهای از داستانهای پلیسیجنایی کوتاه است که سحر قدیمی آنها را از میان مجلهها و وبسایتهای تخصصی داستانهای پلیسی گردآوری و ترجمه کرده است. این داستانها همگی مربوط به نویسندگان معاصر و استعدادهای نوظهور ادبیات پلیسی هستند و برخی از آنها نامزد جوایز مهمی همچون ادگار، درینگر، شاموس و آنتونی بودهاند. کتاب متشکل از یازده داستان کوتاه مستقل است که حول مضامینی همچون فساد سیاسی، جنایتهای شهری و چالشهای اخلاقی میگردند. نشر امیرکبیر این کتاب را به انتشار رسانده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ندای وظیفه
کتاب ندای وظیفه، مجموعهای از داستانهای کوتاه پلیسی و جنایی است که تلاش کرده دریچهای نو به سوی ادبیات معمایی مدرن بگشاید. این اثر فراتر از یک مجموعهداستان ساده، تلاشی است برای معرفی آثار روز این ژانر که برخلاف کلاسیکهای دهههای پیشین، ریشه در بسترهای آنلاین و مجلات تخصصی معاصر دارند. سحر قدیمی، مترجم این اثر، در مقدمهی تحلیلی خود، ضمن مرور تاریخچهی این گونهی ادبی و نقش نشریات تأثیرگذاری چون استرند و الری کویین، بر این نکته تأکید میکند که ادبیات پلیسی امروز از قالبهای سنتی صرف خارج شده و به جوایز معتبری همچون ادگار و دِرینگر پیوند خورده است.
داستانهای این مجموعه، با وجود تنوع در لحن و فضا، بر محورهای مشترکی چون فساد ساختاری، جنایات شهری و چالشهای اخلاقی استوارند. در یکی از روایتها، نویسنده با استفاده از کهنالگوی کارآگاهی که به زادگاهش بازمیگردد، به کالبدشکافی یک جامعهی فروپاشیده و پیوند میان بیکاری و تبهکاری میپردازد. یا در داستانی دیگر، تمرکز از معمای بیرونی به سوی روانشناسی جنایت تغییر جهت میدهد و ذهن وسواسی یک کارمند معمولی را در تقابل با زندگی روزمره واکاوی میکند. ندای وظیفه با چنین رویکردی، تصویری چندبعدی از پلیسینویسی معاصر ارائه میدهد که در آن، حل معما تنها بهانهای است برای بررسی لایههای پنهان اجتماع و انتخابهای دشوار بشری در دنیای امروز.
خلاصه داستان ندای وظیفه
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستانهای کتاب ندای وظیفه بر محور جنایت، معما و تصمیمهای اخلاقی شخصیتها شکل گرفتهاند، اما هر کدام از زاویهای متفاوت به این محور نزدیک شدهاند. برای مثال در داستان اول کتاب، یعنی «جک بست و پیروزی وجدان»، نویسنده کارآگاهی خصوصی را در مرکز روایت قرار میدهد که سالها پیش شهر صنعتی زادگاهش، میدلتون، را ترک کرده و حالا در شهری دیگر زندگی میکند. یک پیغام ضبطشده روی پیغامگیر تلفن، همهچیز را عوض میکند: صدای برادرش تام، بعد از دوازده سال سکوت، از او کمک میخواهد. جک وقتی به میدلتون میرسد، با شهری روبهزوال روبهرو میشود؛ کارخانهی فولاد تعطیل شده، خانهها برای فروش گذاشته شدهاند، بارها و قمارخانهها شلوغاند و تنها نقطهی روشن زندگی تام، دختر نوجوانش کاترین است. اما تام در تابوت خوابیده و مرگش بهعنوان حادثهی رانندگی ثبت شده است. کاترین باور ندارد که این فقط یک تصادف بوده باشد و جک، هم به خاطر او و هم به خاطر وجدان خودش، شروع به کندوکاو میکند.
در داستان «نقشه» نوشتهی دیو زلسترمن زاویهی دید به ذهن مردی به نام راس منتقل میشود؛ فروشندهای که در ادارهی فروش کار میکند و زندگی مشترکش با همسرش لوئیز به میدان دائمی تحقیر و فحاشی تبدیل شده است. در محل کار، همکارانش دربارهی قصاب برادوی حرف میزنند؛ قاتلی زنجیرهای که در نیویورک زنانی را میکشد که به طرز عجیبی شبیه لوئیز هستند. راس در ظاهر نگران این جنایتهاست، اما در ذهنش نقشهای دقیق میچیند: استفاده از الگوی قتلهای قصاب برادوی برای از میان برداشتن همسرش، به گونهای که مرگ او در ادامهی همان پرونده تفسیر شود.
چرا باید کتاب ندای وظیفه را بخوانیم؟
کتاب برای خوانندگان فرصتی فراهم کرده تا با نمونههایی از این ژانر در فضای امروز آشنا شوند؛ نمونههایی که هم تعلیق و معما دارند و هم به لایههای روانی و اخلاقی شخصیتها توجه کردهاند. تنوع زاویهی دید و موقعیتها نیز از دیگر ویژگیهای مهم این کتاب است.
خواندن کتاب ندای وظیفه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی که به داستانهای پلیسیجنایی، معماهای شهری و روایتهایی دربارهی فساد، جنایت و وجدان علاقهمندند، خواندن این مجموعه را پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب ندای وظیفه
«همه به من هشدار داده بودند که بازنشستگی، مثل بیخوابی است. گیج و منگ اینطرف و آنطرف میرفتم و حس میکردم خواب نیستم، حس میکردم اصلاً زنده نیستم. حق با آنها بود. برای یکبار هم که شده حق با آنها بود. اما لعنت به من اگر میگذاشتم کسی این مسئله را بفهمد.
بعد از گذشت سهسال از بازنشستگیام، خط سیر روزها را از دست دادم. سعی کردم کارهای معمول روزانهام را بهطور منظم انجام دهم؛ قبل از همهچیز دوش بگیرم، صبحانه بخورم، به سالن ورزش بروم، اما این نظم و ترتیب ادامه پیدا نکرد. جایی برای رفتن نداشتم، دلیلی برای حفظ اندام متناسب نداشتم. بهعلاوه، من صبحها زیاد سرحال نیستم. هیچوقت نبودهام. این یکی از عادتهای دوران کاریم است ـ اینکه از روشنایی و آمدن صبح متنفر باشید.
صبح روزی که به آن تماس تلفنی جواب دادم، یکی از بدترین و افتضاحترین صبحهایم بود. شب قبل را تا دیروقت در مارتیز تاورن به سر برده بودم که درست سر پیچِ خیابانی است که آپارتمانم در آن واقع شده و مسابقۀ ساکس را تماشا میکردم.
برای یک تیم افتضاح در یک بازی ناامیدکننده هورا میکشیدم، از خود بیخود میشدم و از بازیکنان انتقاد میکردم. شاید فکر کنید از این چیزها سر در میآورم، اما حتی وقتی هورا میکشم، سر سوزنی هم برایم مهم نیست که کدام تیم میبازد و کدام تیم میبرد. در هر صورت، این دلیلی برای یک نوشیدنی دیگر است.
فقط داشتم وقت میگذراندم و منتظر رسیدن بلیت یکسرهام به مقصد جهنم بودم. میدانم چیزی نیستم، بهجز یک پلیس پیر که از غصههایش به نوشیدنی پناه میبرد، اما آدمهای عوضی زیادی هم از توی خیابانها جمع شدند، فقط به خاطر اینکه من آن نشان را روی سینه داشتم؛ دستکم خودم که اینطور فکر میکنم.»
حجم
۱۸۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۳۱ صفحه
حجم
۱۸۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۳۱ صفحه
نظرات کاربران
محتوای جنایی اوصولا همیشه دسته کم گرفته میشود. در صورتی که میتوان آثار خاص و گاها برجسته ای از این ژانر پیدا شود. نمونه ای از آن بنظرم میتوان به کتاب ( اتاق قرمز از ادو گاوارانپو) که از سری