
کتاب قدرت و افتخار
معرفی کتاب قدرت و افتخار
کتاب قدرت و افتخار (The Power and the Glory) نوشته گراهام گرین و ترجمه عبدالله آزادیان و رمانی تاریخی از انتشارات امیرکبیر است. این رمان کشمکشهای انسانی در جامعهای آشفته و سرکوبگر را بررسی کرده است. نویسنده با نگاهی موشکافانه به زندگی شخصیتهایی مینگرد که هر یک بهنوعی قربانی شرایط اجتماعی و سیاسی زمانهی خود شدهاند. اثر در مکزیکی خیالی و پرتنش میگذرد و شخصیتهای اصلیْ نمایندهی بخشی از جامعهی بحرانزده هستند. این رمان با پرداختن به مفاهیمی چون ایمان، گناه، قدرت، ضعف و انسانیت، تصویری از مبارزهی فرد با ساختارهای بیرونی و درونی ارائه داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب قدرت و افتخار
کتاب قدرت و افتخار به قلم گراهام گرین، رمانی است که در فضای تیره و پرآشوب یکی از ایالتهای مکزیک روایت میشود؛ جایی که حکومت با شدت علیه کلیسا و کشیشان کاتولیک برخورد میکند. نویسنده با نگاهی بیطرفانه و انسانی شخصیتهایی را به تصویر کشیده که درگیر نبردهایی درونی و بیرونی هستند. کشیش دائمالخمر و فراری، ستوان بیرحم و بیایمان، خانوادههایی که میان ترس و امید سرگردان هستند و مردمانی که در سایهی فقر و سرکوب روزگار میگذرانند، هر یک بخشی از پازل پیچیدهی جامعهی این رمان را شکل دادهاند.
کتاب دارای روایتهای موازی و شخصیتمحور است و فصلها با تمرکز بر زندگی و دغدغههای شخصیتهای مختلف پیش میروند تا بهتدریج لایههای عمیقتری از روابط انسانی، ایمان، ترس و قدرت را آشکار کنند. گراهام گرین با استفاده از جزئیات محیطی و روانشناختی، فضایی ملموس و پرتنش میسازد و خواننده را به دل بحرانهای اخلاقی و اجتماعی میبرد. رمان قدرت و افتخار که داستانی دربارهی تعقیب و گریز یک کشیش است، روایتی از جدال انسان با ضعفها، آرزوها و مسئولیتهایش در برابر جامعه و خودش نیز به شمار میآید.
خلاصه داستان قدرت و افتخار
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان در یکی از ایالتهای جنوبی مکزیک میگذرد؛ جایی که حکومت با سرکوب شدید، کلیسا و کشیشان را هدف قرار داده است. کشیشی بینام و دائمالخمر، آخرین بازماندهی روحانیان منطقه، بهناچار در خفا زندگی میکند و مدام در حال فرار از دست پلیس است. او با وجود ضعفها و گناهان شخصی، همچنان به وظایف معنوی خود پایبند مانده و در دل خطر به مردم نیازمند خدمت میکند. در سوی دیگر ستوانی سختگیر و بیرحم مأموریت دارد تا این کشیش را دستگیر کند. او برای این کار حاضر است از گروگانگیری و تهدید جان بیگناهان استفاده کند. رمان با حضور شخصیتهایی چون آقای تنچ، دندانساز انگلیسی، خانوادههایی که میان ترس و ایمان سرگردانند و کودکانی که با واقعیتهای تلخ بزرگ میشوند، پیش میرود. کشیش در مسیر فرار و خدمت با لحظات تردید، پشیمانی، امید و نومیدی روبهرو میشود و هر بار انتخابهای دشواری پیش رویش قرار میگیرد. رمان با نمایش تضاد میان قدرت بیرونی حکومت و افتخار درونی شخصیتها، به بررسی معنای ایمان، مسئولیت و انسانیت در شرایط بحرانی میپردازد.
چرا باید کتاب قدرت و افتخار را بخوانیم؟
رمان قدرت و افتخار با شخصیتهایی خاکستری، تصویری واقعگرایانه از انسانهایی ارائه میدهد که در شرایط دشوار و میان ترس، ایمان، ضعف و مسئولیت دستوپنجه نرم میکنند. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون سرکوب مذهبی، اخلاق فردی، فقر و قدرت، فرصتی برای تأمل دربارهی انتخابهای انسانی و پیامدهای آنها فراهم کرده است. گراهام گرین با نثر دقیق و فضاسازی قوی، شما را به دل بحرانهای اخلاقی و اجتماعی میبرد و نشان میدهد که حتی در تاریکترین شرایط، امکان انتخاب و مقاومت وجود دارد. مطالعهی این رمان تجربهای ادبی و فرصتی برای درک پیچیدگیهای روان انسان و جامعه است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران رمانهایی با درونمایهی سیاسی و اجتماعی، آثاری با محوریت کشمکشهای اخلاقی و روانشناختی، کسانی که به موضوعاتی مانند ایمان، قدرت و سرکوب علاقه دارند و نیز افرادی که بهدنبال داستانهایی با شخصیتپردازی عمیق و فضاهای پرتنش هستند، پیشنهاد میشود.
درباره گراهام گرین
هنری گراهام گرین (Henry Graham Greene) زادهی ۲ اکتبر ۱۹۰۴، در ۳ آوریل ۱۹۹۱ میلادی درگذشت. او رماننویس، نمایشنامهنویس، روزنامهنگار، منتقد ادبی و سینمایی، نویسندهای پرکار در حوزهی داستان کوتاه انگلیسی و نامزد دریافت جایزهی نوبل (دو بار) بود. این نویسنده که همواره در رویدادهای سیاسی و انقلابی جهان شرکت یا به آنها نگاه میکرد، داستانهای خود را با الهام از همین وقایع مینوشت. آثار او ابهامات انسان قرن بیستمی در دنیایی ناآرام را نشان دادهاند. او که حدود ۷۰ سال نوشت، ۶۴ کتاب منتشر کرد؛ ازجمله ۲۸ رمان، ۴ زندگینامهی خودنوشت، ۳ سفرنامه، ۴ مجموعه داستان کوتاه، ۴ کتاب کودک، ۸ نمایشنامه و ۵ فیلمنامه. برخی از صاحبنظران گراهام گرین را مهمترین نویسندهی انگلیسیِ قرن ۲۰ میلادی دانستهاند.
گراهام گرین مطالعه را بسیار زود آغاز و با جدیت دنبال کرد. از سال ۲۰۱۰ وارد مدرسهی شبانهروزی شد. کودکی و نوجوانی دردناکی را گذراند؛ چراکه بهشدت دچار افسردگی بود؛ تاآنجاکه چند بار اقدام به خودکشی کرد. ۱۶ساله بود که در سال ۱۹۲۰ برای گذراندن دورهی روانکاوی به لندن فرستاده شد؛ اتفاقی که آن روزها معمول نبود. پس از شش ماه حضور در لندن، برای ادامهی تحصیل به مدرسه برگشت. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهی تاریخ و در کالج بالویل آکسفورد آغازید. برای مدتی عضو حزب کمونیست بریتانیای کبیر شد؛ دورهای طولانی که برای او چندان آوردهای نداشت. در سال ۱۹۲۵ و زمانی که مشغول تحصیل در دورهی لیسانس بود، اولین مجموعه شعر خود را با عنوان آوریلسرایی منتشر کرد. در دورهی حضورش در آکسفورد نیز دچار افسردگی شدید شد، اما توانست خود را سر پا نگه دارد. تجربهی روزنامهنگاری را با روزنامهی ناتینگهام شروع کرد. پس از آن پیشهی خود را در روزنامهی تایم لندن بهعنوان معاون و سردبیر پی گرفت. در سال ۱۹۲۶ و در ایام کار در روزنامهی تایم با یکی از مهمترین انسانهای زندگیاش، ویوین دیرل - براونینگ، آشنا شد. با او ازدواج کرد و مذهب خویش را تغییر داد؛ از مذهب اجدادیاش (انگلیکان) به مذهب کاتولیک گروید.
نخستین رمان گراهام گرین با عنوان انسان و درونش در سال ۱۹۲۹ منتشر و با استقبال مواجه شد. دو رمان بعدی او، «نام عمل» و «شایعهی شبانگاه» نام داشتند. دورهی رکود نویسندگی او چندان به طول نینجامید. این نویسنده با انتشار رمان قطار استانبول در سال ۱۹۳۲ اقبال عمومی را به خود برگرداند. نقد گزندهی گراهام گرین بر فیلم «وی ویلی وینکی»، گرچه موافق طبع اقشار مذهبی - سنتی بود، شکایت شرکت فاکس قرن بیستم را به همراه داشت. تصمیم گرفت مدتی به مکزیک برود؛ پس رمان «قدرت و افتخار» یا «قدرت و جلال» (The Power and the Glory) را در همین سفر نگاشت. در سال ۱۹۳۴ کتاب «این یک میدان جنگ است» را منتشر کرد؛ اولین رمان سیاسی او. در سال ۱۹۳۵ نیز رمان «انگلیس مرا ساخت» را منتشر کرد و یک سال بعد رمان «اسلحهای برای فروش» را نوشت. «صخرهی برایتون»، رمانی که عشقی غریب را در فضای دلهرهآور و جنایی روایت میکند، عنوان رمان بعدی اوست. مرد سوم، یکی از مهمترین رمانهای گراهام گرین، در سال ۱۹۴۹ نوشته شد. همزمان با انتشار، فیلم مرد سوم با کارگردانی کارول رید و بازی اورسن ولز نیز تولید شد.
گراهام گرین بسیار سفر کرد. در طول جنگ جهانی دوم به انجام ماموریتی در سیرالئون رفت. پس از بازگشت به انگلیس در سال ۱۹۴۳ بهعنوان مسئول ضداطلاعاتی به پرتغال فرستاده شد. در سال ۱۹۴۴ از سازمان اطلاعات مخفی استعفا داد. سالهای پایانی زندگی را در ژنوِ سوئیس و در مجاورت چارلی چاپلین بود. سرانجام در سال ۱۹۹۱ در ۸۶سالگی بر اثر بیماری سرطان خون درگذشت. گراهام گرین در گورستان کورسو به خاک سپرده شده است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
کتاب قدرت و افتخار جایزهی هاثورندن را در سال ۱۹۴۱ میلادی دریافت کرد. همچنین گراهام گرین علاوهبر دو بار نامزدی برای دریافت جایزهی نوبل ادبیات در سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷، در سال ۱۹۶۸ جایزهی شکسپیر را دریافت کرد و در همین سال نشان شایستگی بریتانیا به او اهدا شد.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
کتاب حاضر با عنوان قدرت و جلال با ترجمهی هرمز عبداللهی توسط نشر چشمه روانهی بازار کتاب ایران شده است.
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۳۱۲ صفحه
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۳۱۲ صفحه