کتاب ترز دکرو فرانسوا موریاک + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ترز دکرو

کتاب ترز دکرو

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب ترز دکرو

کتاب ترز دکرو نوشته‌ی فرانسوا موریاک با ترجمه‌ی احمد آجودانی داستان زنی جوان در جنوب فرانسه است که در میانه‌ی ازدواجی حساب‌شده، خانواده‌ای پرنفوذ و فضایی خفه‌کننده از سنت و مذهب، به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر راهی جز شورش پنهان برایش باقی نمی‌ماند. نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده است. موریاک در این رمان، جهان اشراف و ملاکان منطقه‌ای روستایی را تصویر کرده است؛ جایی که کاج‌ها، مرداب‌ها، شکار کبوتر و جاده‌های شنی، پس‌زمینه‌ی زندگی بسته و تکراری شخصیت‌ها را می‌سازند و در دل همین سکون، جنایتی نامرئی و اعترافی طولانی شکل می‌گیرد. در آغاز، خواننده با صحنه‌ی خروج ترز از دادگاه جنایی روبه‌رو می‌شود؛ زنی که به‌ظاهر تبرئه شده اما در نگاه پدر، وکیل و مردم شهر، همچنان متهم است. از همین نقطه، رمان به عقب برمی‌گردد و لایه‌به‌لایه گذشته‌ی او، ازدواجش با برنار دکرو، دوستی‌اش با آن دولاتراو و ماجرای عشق ممنوع آن با ژان آزودو را باز می‌کند. موریاک در این اثر، بیش از آنکه به حادثه‌های بیرونی تکیه کند، به دنیای درونی ترز، ترس‌ها، میل‌ها، نفرت‌ها و احساس گناه او نزدیک می‌شود و نشان می‌دهد چگونه زنی «باهوش و منطقی» در چشم دیگران، در سکوت به مرزی می‌رسد که تصمیم به نابودی نظم اطراف خود می‌گیرد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب ترز دکرو

کتاب ترز دکرو داستانی است که فرانسوا موریاک آن را بر محور یک شخصیت واحد بنا کرده است؛ شخصیتی که از همان صفحه‌های نخست، نه در خانه و مزرعه، بلکه در راهروهای دادگاه جنایی دیده می‌شود. رمان با صحنه‌ی «منع تعقیب» و خروج ترز از کاخ دادگستری آغاز می‌شود؛ جایی که پدرش، آقای لارک، و وکیل‌مدافع دورو، درحالی‌که وانمود می‌کنند همه‌چیز تمام شده، هنوز از «حیثیت خانواده»، انتخابات سنا و خاموش‌کردن شایعه‌ها حرف می‌زنند. این شروع، خواننده را مستقیماً وسط ماجرایی می‌اندازد که هنوز جزئیاتش روشن نیست: نسخه‌ی مشکوک دارو، شهادت دکتر پدمه، قطره‌هایی که شمرده نشده، و شوهر بیماری که «قربانی بی‌احتیاطی خودش» معرفی می‌شود. کتاب ترز دکرو در ادامه، از این نقطه‌ی بحرانی به گذشته برمی‌گردد و در فصل‌های متعدد، کودکی ترز در آرژلوز، سال‌های دبیرستان، دوستی‌اش با آن دولاتراو، شکل‌گیری نامزدی حساب‌شده با برنار دکرو و سپس ازدواج و سفر عروسی را بازسازی می‌کند. موریاک در فصل‌های پی‌درپی، فضاهای مختلفی را می‌گشاید: تالار خفه‌ی دادگاه، میدان بارانی شهر کوچک، جاده‌ی شنی تا ایستگاه نیزان، قطار کندی که به سن‌کلر و بعد به آرژلوز می‌رود، سالن تاریک خانه‌ی اربابی، کلبه‌ی کمین شکارچیان کبوتر، باغ شمعدانی‌های سوخته‌ی خانه‌ی لاتراو و اتاق‌های خنک و بسته‌ی خانه‌ی خانواده‌ی شوهر. در این میان، فصل‌هایی به‌نوعی «اعتراف درونی» ترز است؛ جایی که در کالسکه یا کوپه‌ی قطار، با خود درباره‌ی جنایتی که به او نسبت داده‌اند، رابطه‌اش با برنار، بیزاری‌اش از زندگی زناشویی، حسادت و خشم پنهانش نسبت به عشق سوزان آن و ژان آزودو و تصمیم آرام و بی‌هیاهویش برای استفاده از داروها حرف می‌زند. ساختار کتاب بر رفت‌وبرگشت میان اکنونِ پس از دادگاه و گذشته‌ی دور و نزدیک استوار است و در فصل‌های بعدی، به‌تدریج نقش پدر، خانواده‌ی لاتراو، خانواده‌ی آزودو، فضای مذهبی دیر ساکره‌کر و شبکه‌ی فشرده‌ی «خانواده» در این سرزمین کاج و مرداب روشن‌تر می‌شود.

خلاصه داستان ترز دکرو

ترز دکرو در مرکز کتاب، زنی است که از همان ابتدا «تبرئه شده» اما در واقع به نوعی محکومیت مادام‌العمر در تنهایی و سوءظن محکوم شده است. داستان با بازگشت او از دادگاه آغاز می‌شود؛ درحالی‌که پدر و وکیل‌مدافعش از موفقیت در جلوگیری از محاکمه‌ی علنی و حفظ آبروی خانواده حرف می‌زنند و او در سکوت، در مه و بوی نان و باران، تازه طعم آزادی‌ای را می‌چشد که قرار است او را دوباره به خانه‌ی شوهرش در آرژلوز برگرداند. در کالسکه و قطار، ذهن ترز به عقب برمی‌گردد و خواننده را به سال‌های نوجوانی‌اش می‌برد؛ زمانی‌که در دبیرستان، نمونه‌ی «دانش‌آموز منطقی و بلندپرواز» بود و تابستان‌ها را در خانه‌ی اربابی آرژلوز، کنار عمه‌ی کر خود، و در دوستی نزدیک با آن دولاتراو می‌گذراند. در این بازگشت‌ها، رابطه‌ی ترز و آن شکل می‌گیرد: دو دختری که در سالن تاریک، کنار آلبوم عکس، در کلبه‌ی شکار، کنار نهر لاهور و زیر درختان بلوط، ساعت‌ها کنار هم می‌نشینند، بدون آنکه حرف زیادی برای گفتن داشته باشند، اما نوعی خوشبختی مبهم و تعلیق‌آمیز را تجربه می‌کنند. در همین فضا، برنار دکرو، برادر آن، به‌عنوان وارث مزرعه‌ی همسایه و شکارچی جدی و «جوان سربه‌راه» حضور دارد؛ کسی که همه‌ی اهالی، ازدواجش با ترز را بدیهی می‌دانند، چون املاکشان برای ادغام در یکدیگر ساخته شده است. ترز، هم به‌خاطر قدرت و وسعت زمین‌ها و هم برای یافتن «پناهگاه» و جای ثابت در جامعه، به این ازدواج تن می‌دهد؛ ازدواجی که در روز عروسی، در کلیسای سن‌کلر، برای خودش به‌صورت ورود به قفسی سنگین و بی‌بازگشت تجربه می‌شود. پس از ازدواج و سفر عروسی، ترز در کنار برنار، با زندگی زناشویی‌ای روبه‌رو می‌شود که در آن، بدنش باید نقش «همسر وظیفه‌شناس» را بازی کند، درحالی‌که در درون، سردی، ترس و نوعی بیگانگی عمیق نسبت به شهوت و لذت دارد. بازگشت به سن‌کلر و آرژلوز، او را در شبکه‌ی خانواده‌های لارک، دکرو، لاتراو و آزودو قرار می‌دهد؛ شبکه‌ای که در آن، «خانواده» مهم‌ترین ارزش است و هر چیز دیگری باید فدای حفظ ظاهر و منافع مشترک شود. در همین دوره، آن دولاتراو به عشق ژان آزودو، پسر خانواده‌ای که به‌خاطر تبار یهودی و بیماری سل، مشکوک و نامطلوب شمرده می‌شود، دل می‌بازد. نامه‌های پرشور آن، که از کمینگاه کبوتران و لمس خوشبختی حرف می‌زنند، به دست ترز می‌رسد و او در اتاق مهمانخانه‌ای در پاریس، درحالی‌که شوهرش خوابیده، این نامه‌ها را می‌خواند، پاره می‌کند و عکس ژان را با سنجاق سوراخ می‌کند. از این نقطه، حسادت، خشم و احساس فریب‌خوردگی ترز نسبت به آن و نسبت به وعده‌ی خوشبختی‌ای که هرگز نصیب خودش نشده، با فشار خانواده‌ها برای جداکردن آن و ژان گره می‌خورد. ترز که باردار است و در آرژلوز در رخوت و منگی حاملگی فرو رفته، باید طبق قولی که به برنار و خانواده‌ها داده، با ژان تماس بگیرد و او را از ادامه‌ی رابطه منصرف کند؛ اما در عمل، بیشتر در اتاق می‌خوابد، سیگار می‌کشد و به مرگ، بیهودگی و امکان رهایی از این زندگی فکر می‌کند. هم‌زمان، برنار دچار وسواس مرگ و ترس از بیماری قلبی می‌شود و شیشه‌های دارو، نسخه‌ی دکتر پدمه و مخلوط‌هایی که می‌تواند هم آرام‌بخش و هم کشنده باشد، وارد صحنه می‌شود. در ادامه‌ی کتاب، آنچه در دادگاه فقط به‌صورت «شایعه» و «نسخه‌ی تقلبی» مطرح شده بود، از نگاه درونی ترز روشن‌تر می‌شود: تصمیمی تدریجی، بدون خشم انفجاری، برای استفاده از داروها و نزدیک‌کردن مرگ به برنار؛ تصمیمی که نه از عشق به مرد دیگری، بلکه از ترکیبی از خستگی، نفرت از قفس خانواده، حسادت به خوشبختی دیگران و میل به نابودی نظمی برمی‌آید که او را در آن زندانی کرده است. بااین‌حال، شهادت‌ها، نفوذ پدر، بازی وکیل‌مدافع و ملاحظات سیاسی، پرونده را به سمت «منع تعقیب» می‌برند و ترز، به‌جای محکومیت رسمی، به نوعی آزادی ظاهری و محکومیت اخلاقی و عاطفی در خانه‌ی آرژلوز بازگردانده می‌شود؛ جایی که باید در کنار شوهر نجات‌یافته‌اش، با گذشته‌ای که «همه‌چیز را می‌داند» زندگی کند.

چرا باید کتاب ترز دکرو را بخوانیم؟

ترز دکرو از دل متن خود، تصویری دقیق از فشارهای نامرئی خانواده، مذهب و سنت بر زندگی یک زن در محیطی روستایی و بسته ارائه می‌دهد؛ فشاری که نه در قالب خشونت آشکار، بلکه در شکل انتظارها، آداب، «آبرو» و محاسبات املاک و انتخابات سنا عمل می‌کند. خواندن این کتاب امکان می‌دهد روندی را ببینیم که در آن، دختری باهوش و ظاهراً «منطقی» به‌تدریج از درون فرسوده می‌شود، از بدن خود بیگانه می‌گردد، از خوشبختی دیگران زخمی می‌شود و در سکوت، به سمت تصمیمی جنایی رانده می‌شود؛ تصمیمی که خود او هم تا آخر نمی‌تواند آن را به‌روشنی برای خودش تعریف کند. این کتاب همچنین نمونه‌ای از داستان‌نویسی‌ای است که حادثه‌ی مرکزی‌اش را نه در صحنه‌های پرهیاهو، بلکه در مونولوگ‌های درونی، سفر شبانه‌ی کالسکه، کوپه‌ی نیمه‌تاریک قطار، سالن‌های خنک خانه‌های اربابی و گفت‌وگوهای کوتاه و پرایهام میان اعضای خانواده دنبال می‌کند. موریاک در این اثر، شخصیت‌ها را نه‌تنها از بیرون، بلکه از زاویه‌ی نگاه خودشان و دیگران نشان داده است: برنار به‌عنوان مردی بین ترس از مرگ و لذت از شکار و غذا، آن به‌عنوان دخترکی که عشق را مطلق می‌بیند، پدر ترز به‌عنوان سیاستمداری که «حیثیت خانواده» را بالاتر از هرچیز می‌گذارد، و خود ترز به‌عنوان کسی که میان میل به اعتراف کامل و ضرورت ادامه‌ی نقش همسر و مادر در نوسان است. برای کسانی که به داستان‌هایی با تمرکز بر روان انسان، تضاد میان ظاهر و باطن و نقد ساختارهای خانوادگی علاقه‌مند هستند، این کتاب نمونه‌ای پرجزئیات و پرلایه است. از سوی دیگر، فضای جغرافیایی و اجتماعی کتاب ـ کاج‌ها، مرداب‌ها، جاده‌های شنی، ایستگاه‌های کوچک، خانه‌های فرو‌رفته در زمین، شکار کبوتر و تقسیم املاک ـ به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه یک منطقه‌ی خاص می‌تواند سرنوشت شخصیت‌ها را شکل دهد. ترز دکرو در عین روایت یک ماجرای شخصی، تصویری از طبقه‌ای اجتماعی را نیز ترسیم کرده است که در آن، مالکیت، نام خانوادگی و پیوندهای خویشاوندی، بر احساسات فردی سایه می‌اندازد و حتی عشق و جنایت را در چارچوب خود بازتعریف می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های شخصیت‌محور، تحلیل روانی، و روایت‌هایی درباره‌ی زنان در ساختارهای خانوادگی سخت‌گیر علاقه‌مند هستند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که دوست دارند در دل یک داستان، با فضای اجتماعی و ذهنی طبقه‌ی ملاکان و اشراف محلی در یک منطقه‌ی روستایی آشنا شوند و روند شکل‌گیری یک جنایت مبهم را از درون ذهن متهم دنبال کنند.

بخشی از کتاب ترز دکرو

«ترز! بسیاری خواهند گفت که تو وجود نداری. ولی من می‌دانم که تو وجود داری، منی که از سال‌ها پیش مراقب احوالت هستم و اغلب به تو برمی‌خورم، پرده از چهره‌ات می‌گیرم. به یاد دارم، در آغاز جوانی در تالار خفقان‌آور دادگاه جنایی که جولانگاه وکلایی بود که سبعیت زنان آراسته را نداشتند، چهرهٔ سفید و بی‌لب تو را دیدم. بعدها، در اتاق نشیمن خانهٔ روستایی، در چهرهٔ زن جوان شگفت‌زده‌ای بر من ظاهر شدی که مواظبت‌های مادربزرگ پیر و شوهری ساده‌لوح عصبانیش می‌کنند. می‌گفتند: «چه‌چیزش است؟ ما که همه‌چیز را برایش آماده می‌کنیم.» ازآن‌پس چه بارها که بر پیشانی زیبا و عریضت، دستت را که کمی بزرگست تحسین کرده‌ام. بارها که از لابه‌لای میله‌های جاندار زندان خانواده، تو را دیده‌ام که چون ماده‌گرگی به‌دور خود می‌چرخیدی و با نگاه شرربارت مرا ورانداز می‌کردی. بسیاری در شگفت خواهند شد که توانسته‌ام موجودی زشت‌سیرت‌تر از دیگر قهرمانانم تصور کنم. آیا هرگز می‌توانم از آنان که آکنده از تقوا هستند و دلی گشوده دارند سخنی بگویم؟ «دل‌های گشوده» ماجرایی ندارند. اما من ماجرای دل‌هایی را می‌دانم که بسته‌اند و سراسر با کالبدی گل‌آلوده آمیخته. ترز! آرزو می‌کردم که رنج و محنت تو را به خداوند رهنمون سازد و مدت‌ها چنین می‌خواستم که سزاوار لقب لوکوست قدیسه باشی. اما کسانی با اینکه به سقوط و سپس نجات روان‌های آشفتهٔ ما اعتقاد دارند فریاد کفر به آسمان می‌بردند. در آن پیاده‌رویی که تو را رها می‌کنم لااقل امیدم این است که تنها نیستی.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۲۲٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۲۷ صفحه

حجم

۱۲۲٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۲۷ صفحه

قیمت:
۵۰,۰۰۰
۳۵,۰۰۰
۳۰%
تومان