
کتاب پایان شب
معرفی کتاب پایان شب
کتاب پایان شب نوشتهی فرانسوا موریاک با ترجمهی سید حامد رضیئی، اثری از ادبیات فرانسه است که نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده است. این کتاب داستانی عمیق و روانشناسانه دربارهی زندگی، گناه، بخشش و رابطهی پیچیدهی مادر و دختر را روایت میکند. موریاک، نویسندهی برجستهی فرانسوی و برندهی جایزهی نوبل ادبیات، در این اثر به سراغ شخصیتهایی میرود که در کشاکش میان گذشته و حال، ایمان و تردید، و عشق و رنج دستوپنجه نرم میکنند. پایان شب ادامهای بر رمان مشهور ترز دسکرو است و به زندگی ترز پس از سالها دوری از خانواده و جامعه میپردازد. این کتاب با نگاهی موشکافانه به روان انسان، به ویژه زنان، و تأثیرات تصمیمات گذشته بر سرنوشت فردی و خانوادگی، اثری تأملبرانگیز و پر از لایههای معنایی است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پایان شب
کتاب پایان شب اثر فرانسوا موریاک، داستانی است که در بستر روابط خانوادگی و اجتماعی فرانسهی قرن بیستم شکل گرفته است. موریاک در این کتاب، شخصیت ترز را که پیشتر در رمان ترز دسکرو معرفی شده بود، دوباره به صحنه میآورد و این بار او را در دوران پیری و انزوای پس از یک زندگی پرحادثه دنبال میکند. داستان در فضایی بسته و اغلب در آپارتمان ترز در پاریس میگذرد و با ورود دخترش ماری، گرههای روانی و عاطفی شخصیتها به تدریج باز میشود. موریاک با قلمی دقیق و بیپرده، به بررسی احساس گناه، تلاش برای رهایی از گذشته، و جستجوی معنای زندگی در سایهی خاطرات تلخ و روابط پیچیده میپردازد. این کتاب نهتنها تصویری از کشمکشهای درونی یک زن، بلکه بازتابی از جامعهی بورژوای فرانسه و تأثیر سنتها و باورهای مذهبی بر سرنوشت افراد است. پایان شب با ساختاری مبتنی بر گفتوگوهای طولانی و توصیفهای جزئی، فضای سنگین و درعینحال ملموسی را خلق کرده است که خواننده را به درون ذهن و احساسات شخصیتها میبرد. موریاک در این اثر، با الهام از تجربیات شخصی و تأثیرپذیری از نویسندگان بزرگی چون پاسکال و بودلر، تصویری چندوجهی از انسان معاصر ارائه داده است.
خلاصه داستان پایان شب
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان پایان شب با ترز دسکرو، زنی میانسال و تنها، آغاز میشود که پس از سالها دوری از خانواده و جامعه، در آپارتمانی کوچک در پاریس زندگی میکند. او که گذشتهای پر از اتهام و جنایت را پشت سر گذاشته، اکنون با احساس گناه، تنهایی و خاطرات تلخ دستوپنجه نرم میکند. ورود ناگهانی دخترش ماری به خانه، نقطهی عطفی در روایت است. ماری که سالها از مادرش دور بوده، با سؤالات و تردیدهایش دربارهی گذشتهی مادر، فضای خانه را پر از تنش و گفتوگوهای عمیق میکند. گفتوگوهای مادر و دختر، پرده از رازهای خانوادگی، رنجهای پنهان و تلاش برای بخشش و درک متقابل برمیدارد. ترز در مواجهه با دخترش، بار دیگر با گذشتهی خود روبهرو میشود و سعی میکند حقیقت را تا جایی که میتواند آشکار کند، اما همچنان درگیر تردید و احساس بیارزشی است. در این میان، ماری نیز با بحرانهای شخصی و عشقی خود روبهروست و تلاش میکند جایگاهش را در خانواده و جامعه پیدا کند. داستان با رفتوآمدهای احساسی، اعترافات و تلاش برای آشتی با گذشته پیش میرود و در نهایت، تصویری از رنج، امید و جستجوی آرامش در دل تاریکی شب ارائه میدهد.
چرا باید کتاب پایان شب را بخوانیم؟
پایان شب اثری است که با پرداختن به لایههای عمیق روان انسان، بهویژه زنان، تجربهای متفاوت از خواندن یک رمان خانوادگی و روانشناسانه را رقم میزند. موریاک با مهارت، تضاد میان گناه و بخشش، عشق و نفرت، و امید و ناامیدی را در قالب روابط مادر و دختر به تصویر کشیده است. این کتاب فرصتی برای تأمل دربارهی تأثیر گذشته بر حال، نقش خانواده در شکلگیری هویت فردی و اجتماعی، و چالشهای بخشش و پذیرش خود فراهم میکند. همچنین، فضای داستان و توصیفهای دقیق از احساسات و موقعیتهای روزمره، خواننده را به دنیای شخصیتها نزدیک میکند و امکان همدلی با آنها را به وجود میآورد. پایان شب برای کسانی که به دنبال رمانی با مضمونهای انسانی، روانشناسی و اجتماعی هستند، تجربهای ارزشمند خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی روابط خانوادگی، تأثیر گذشته بر زندگی امروز، و مسائل هویت و بخشش را دارند. همچنین به علاقهمندان ادبیات فرانسه، رمانهای روانشناسانه و داستانهایی با محوریت زنان و روابط مادر و دختر توصیه میشود.
بخشی از کتاب پایان شب
«ترز احساس کرد که بهتر بود شانههای دختر جوان را میگرفت و هُلش میداد تا زودتر آنجا را ترک کند، ولی از این کار خودداری کرد، زیرا نمیخواست کلفت را ناراحت کند. با بسته شدن درِ آپارتمان احساس تنهایی کرد. ترز جلوی آینه رفت و با دیدن چهرهاش در آینه با صدای بلند گفت: «ترز کجایی؟ چهکار میکنی؟» ترز در آن شب از یادآوری لحظات گذشتهٔ زندگیاش شرمسار نبود؟ وی در مقابل گذراندن اوقات تنهایی همانطور که در گذشته هم اتفاق افتاده بود، منتظر تازهواردی بود تا با او صحبت کرده و زندگی جدیدی را تجربه کند. خواستهٔ دیگری نداشت، ولی غیرممکن بود. نفرت مبهم و عجیبی سرتاسر وجودش را در بر گرفته بود و با خودش گفت: «این کلفت احمق بهزودی گمشده و توی پیادهرو خواهد مُرد.» ترز از این طرز فکر احساس شرمساری کرد، سرش را تکان داد، بهسوی شومینه رفت و اجاق را روشن کرد. هوا در آن شب ماه اکتبر خیلی سرد نبود، ولی شنیده بود «آتش همراه خوبی برای تنهایی» است. کتابی برداشت و در آن لحظه به فکر خواندن کتاب پلیسی نبود. غیر از رمانهای پلیسی به رمانهای دیگر علاقه نداشت. وقتی جوان بود، در موقع خواندن کتاب مدادی برمیداشت و زیر جملات موردعلاقهاش خط میکشید، اما حالا منتظر چیزی نبود و نمیخواست با قهرمانان خیالی داستانها سرش را گرم کند. کلیهٔ قهرمانان داستانها ناپدید و در نشاط آنی وی نابود میشدند.»
حجم
۱۸۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۰۴ صفحه
حجم
۱۸۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۰۴ صفحه